بخشی از مقاله
چکیده
همگام با تغییرات و تحولات علمی در سطح جهان، مطالعات دانشمندان بر روی روش های تحقیق بویژه در راستای ایجاد روش ها و نظریات جدید در حل مسائل و مشکلات موجود و سنجش داداه های کیفی مدنظر قرار گرفت. اندیشمندان علوم اجتماعی نیز از این تحولات بی بهره نبوده و همواره نظریات جدیدی را برای سنجش و تحلیل پدیده ها مطرح نموده اند. همگام با ظهور نظریه های فرا اثباتی، در حوزه روش تحقیق هم، رویکردهایی چون نظریه زمینه ای پدیدار گشته اند.
رهیافت نظریه زمینه ای بر پایه روش های کیفی بوده و از مجموعه منظمی از رویه ها و فرآیند های متعدد در گردآوری داده ها و تحلیل ها به منظور توسعه نظریه مبتنی بر استقرا، استفاده می نماید. با توجه به اینکه مطالعات کیفی در شهرها فارغ از موضوعات اجتماعی نبوده است در نتیجه در بسیاری از موارد در سنجش و تحلیل داده های تحقیق از روش های بکار گرفته شده در علوم اجتماعی استفاده می شود.
از آنجا سنجش که پدیده های اجتماعی و به تبع آن موضوعات شکل گرفته در شهر در درجه اول نیازمند درک درست از شرایط محیط و انجام تحلیل ها بر پایه داده های واقعی موجود می باشد به نظر می رسد استفاده از روش هایی مانند نظریه زمینه ای پژوهشگران را در دستیابی به نتایج واقعی و منطقی تر رهنمون سازد. بر این اساس با توجه به ضرورت دستیابی به روش های جدید در بستر دانش شهرسازی پژوهش حاضر در گام نخست به بررسی ویژگی های این روش و جایگاه در پژوهش های کیفی و پرداخته در گام بعدی در قالب نمونه موردی به استفاده از این روش در جهت سنجش نگاه شهروندان به مفهوم رضایتمندی پرداخته است.
-1 مقدمه
ارزیابی پدیده های اجتماعی به تبع ویژگی های خاصی که بر آن ها حاکم است غالبا نیازمند اعمال روش هایی است که بتواند ضمن سنجش محتوی، یافته های درستی را ارائه دهد. در این میان غلبه ابعاد چندگانه - اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... - در موضوعات شهری سنجش را بسیار دشوار می نماید از این رو در راستای داشتن تحلیل جامع نمیتوان تنها به یک بعد توجه داشت و وجوه کارکردی مختلف باید مدنظر قرار گیرد.
حضور انسان در بسیاری از پدیده های شهری سبب می شود تا روش های ارزیابی ابعاد کیفی به خود بگیرند. این در حالی است که در بسیاری از موارد پیش فرض ها و چارچوب نظری پیشین جهت دهنده تحقیق بوده و در برخی موارد وجود چنین ساختاری فرآیند تحقیق و اکتشافات را محدود کرده و در نتیجه یافته های حاصل از تحقیق از صحت و سقم کافی برخوردار نیستند.
با عنایت به اینکه، هدف نظریه زمینه ای ساختن نظریه ای است که بتواند در خصوص پدیده مورد نظر از طریق گردآوری سیستماتیک اطلاعات و تجزیه و تحلیل آنها روشنگری نماید، بنابراین استفاده از این روش، محققین را قادر می سازد که پدیده مورد مطالعه را از زوایای گوناگون شکافته و تصویر روشنی از آن ارائه نمایند.
در مقاله حاضر هدف بر این بوده که مفهوم و اصول نظریه زمینه ای بر اساس دیدگاههای مختلف روشن و مورد ارزیابی قرار گیرد. همچنین بر مبنای یافته های جاصل از تحقیق به طور نمونه به سنجش تصویر ذهنی شهرسازان - جامعه متخصص - و شهروندان - جامعه بهره بردار - به مفهوم رضایت از زندگی با رویکرد نظریه زمینه ای پرداخته شده است.
-2 چارچوب نظری پژوهش
-1-2 سیر تاریخی و تعاریف مرتبط با نظریه زمینه ای
نظریه زمینه ای ترجمه واژه روش - Grounded Theory - GTکه برای این واژه در در ادبیات تحقیق ایران معادل های مختلفی وضع شده است که از آن جمله می توان به نظریه زمینه ای، نظریه مبنایی، نظریه داده محور، نظریه بنیادی و نظریه گرانددی اشاره نمود. سابقهی گراندد تئوری به سال 1967 برمیگردد هنگامی که دو پژوهشگر در حوزه مطالعات پرستاری و پیراپزشکی به نامهای گلیزر و استراس در مورد ایدهها و نگرشهای بیماران بستری در بیمارستان تحقیق میکردند؛ این دو در سال 1967 کتابی تحت عنوان »کشف گراندد تئوری« منتشر کردند.
آنان در کتاب خود ضمن معرفی این روش، سه هدف عمده برای آن قائل شدهاند که نخست ارائه مبنایی برای تئوریهایی میباشد که از تأثیر متقابل داده ها جمع آوری شده اند. آنها معتقدند که این تئوری میتواند شکاف بین تئوری و پژوهش کیفی را پر کند. دوم این که منطق یا گونه های برخواسته از داده ها را بیان کند و هدف سوم مشروعیت بخشی به پژوهشهای کیفی بوده است که اعتبار آنها در دهه های 1960 کاهش یافته بود .[3]
سیری در ادبیات نظریه زمینه ای نشان میدهد که در سال 1990 و 1998 اشتراس با یکی از همکاران خود به نام کوربین کوشید تا فنون و شیوه های ارائه این نظریه را ارتقا بخشد و در این راستا چارچوبی ثابت ارائه کردند که با انتقاد گلیرز مواجه شد. بعد از مدتی میان این دو نفر، اختلاف سلیقه روی داد و گلیزر این انتقاد را به اشتراوس وارد کرد که رویکردش بسیار ساختار یافته و تجویزی است و باعث نمی شود که از داده ها، نظریه پدیدار شود و به جای تحلیل و ارتباط بین اعمال موجب توصیف آنها میشود. بعد از آنها نیز چارماز و سپس کلارک رویکرد دیگری را ارائه کردند که تحت عنوان سازنده گرایی نامیده شد و راهبردهای انعطاف پذیرتری را به طور کلی با مرور تاریخچه نظریه : را تجویز می کرد .[10]
ریشه های نظریه زمینه ای به مکتب کنش متقابل نمادین باز میگردد که از سوی بلومر در سال 1937م ایجاد شده است . [1] روش نظریه زمینه ای به جای ماندن در سطح نظریه های کلان و الزام پژوهشگر به استفاده از رویکرد نظری خاص به پژوهشگر کیفی این امکان را می دهد که نظریه را از درون مشاهدات خود استخراج و در طول مراحل مختلف پژوهش خود در تکمیل آن بکوشد، چنان که به زعم اشتراوس و کوربین در این رویکرد میان مراحل گردآوری داده ها و تجزیه تحلیل آن ها نوعی کنش متقابل برقرار می گردد .[14]
به طور کلی با مرور تاریخچه نظریه زمینه ای، با سه رویکرد عمده، شامل رویکرد سیستماتیک - اشتراوس و کوربن - ، رویکرد نوخاسته گلیزر و رویکرد سازنده گرا چارمازمواجه هستیم، که هر کدام در مورد نقش محقق و چگونگی کدگذاری مفاهیم و تحلیل اطلاعات آنها تفاوتهایی دارند.[7] از نظریه زمینه ای به عنوان یک روش تحقیق، رویکرد و یا راهبرد تحقیق یاد شده که در سال 1967 توسط استراس و گلاسر ایجاد شده است. این تئوری با سایر پارادایم های قبلی بی ارتباط نیست. ریشه های تئوری زمینه ای به مکتب کنش متقابل نمادین بر می گردد که توسط بلومر در سال 1937 ایجاد شده است.
از زمانی که گلاسر و استراس روش تئوری زمینه ای را در سال 1967 ابداع نموده اند، این روش شناسی بطور مداوم از طریق بحث های فراوان روی تفاوت و شباهت های این روش با دیگر روشها توسعه یافته است. با وجود این، هیچ کس به نظریه زمینه ای بطور یکسان نپرداخته است. بحث های متعددی از سوی گلاسر و استراس روی نظریه زمینه ای به عمل آمده است که گاها تفاوتهای اندکی نیز در بحث های این دو مشاهده می گردد؛ به فرض مثال گلاسر اعلام کرده است که استراس، مفهوم تئوری زمینه ای را درست وصحیح در کتاب خود به کار نبرده است . [14] در این قسمت برای شفاف شدن روش تئوری زمینه ای تعاریف متعددی آورده شده اند:
الف - گلاسر: تئوری زمینه ای را چنین تعریف می کند: تئوری زمینه ای، بر پایه ساخت نظریه از داده ها بنا شده و خودش بطور سیستماتیک از تحقیق اجتماعی حاصل می گردد. پس در نگرش گلاسر، تئوری زمینه ای، ایجاد تئوری به طرق استقرایی، از طریق تحلیل های کیفی از کیفی یا تحلیل های کیفی از کمی است.[14]
ب - استراس و کوربین معتقدند: تئوری زمینه ای یک روش شناسی عمومی برای توسعه تئوری بر اساس گردآوری سیستماتیک داده ها و تجزیه و تحلیل آنها بوده و در طول فرایند تحقیق ساخته و پرداخته می شود. بین مجموعه داده ها و تجزیه و تحلیل آنها کنش متقابل وجود دارد.
تعریف های نظریه زمینه ای برای گلاسر و اشتراوس شامل موارد ذیل بوده است:
پیدا کردن موارد مشابه در مجموعه داده ها و تحلیل ها
ساختن رمز ها - کدها - ی تحلیلی و دسته بندی آن ها از داده ها و نه از فرضیه هایی که از طریق منطق قیاسی به دست آمده است
استفاده از روش های مقایسه ای ثابت که شامل مقایسه در طول هر مرحله از تحلیل می گردد
گسترش و پیشبرد نظریه در طول هر مرحله از جمع آوری داده ها و تحلیل
یادسپاری و نوشتن دقیق مقوله ها، مشخص نبودن مزایا و خصوصیات آن ها، تعریف و تشخیص روابط میان آن ها و تمیز و تشخیص تمایز ها و تفاوت ها
نمونه گیری با هدف ساختن نظریه و نه برای مشخص نمودن جمعیت یا جامعه آماری
بدست آوردن ادبیات - چارچوب مفهومی - پس از بسط و توسعه تحلیل های مستقل.[6]
ج - پاول: در مورد کاربرد ماهیت مطالعات تئوری زمینه ای به عنوان روش شناسی چنین توضیح می دهد: مطالعاتی است که از روش استقرایی، توسعه منظم رده بندی ها و تئوری ها، تحلیل جامع و توصیف و مقایسه های مداوم داده های جمع آوری شده، در مورد پدیده ها سود می جوید.[14]
د - کاز: کاز معتقد است که پژوهشگران اندکی یافت می شوند که در تحقیق خود منحصرا یکی از روشهای استقرا یا قیاس را به کار برده باشند. معمولا هر دو این روش ها را به صورت تلفیقی به کار می برند. به عبارتی، پژوهشگران بعد از جمع آوری داده ها و اطلاعات، به قانون علمی رسیده و سپس تعمیم پذیری آن را از طریق تحقیقات آتی با استناد به مدارک و شواهد، چک می کنند بنابراین، رهیافت نظریه زمینه ای، در جستجوی نکات کلیدی بدست آمده از عبارات و یادداشت ها وتبیین پاسخ های دریافتی جهت پرمایه ساختن موضوعات متعدد برای توصیف پدیده مورد نظر می باشد .[11]
آنچه از محتوای تعاریف متعدد در زمینه روش تئوری زمینه ای بر می آید، توجه به این نکته اساسی است که هدف اصلی آن، تئوری سازی است که برای رسیدن به آن، محقق بایستی از حوصله زیاد و مهارت بالا در انجام مقایسات، مفهوم سازیها و... برخوردار باشد و الا هر گونه تعجیل در زود رسیدن به نتیجه، بر کیفیت پژوهش، تاثیر سویی خواهد داشت.
-2-2 ماهیت و کاربرد نظریه گرانددی
روش گرانددی فرآیند نظریه سازی از مشاهده های خاص در قالب نظریه ای جامع تر است. این روش با روش استقرایی از تجارب روزمره، تعاملات، مستندات، ادبیات و مشاهدات استخراج می شود. روش گرانددی شامل روش ها و فنون نظام دار تحلیل است و پژوهشگر را قادر به ایجاد و توسعه یک نظریه اساسی می کند که معیارهای یک علم خوب مانند معنا داری و اهمیت سازگاریی نظریه با مشاهدات، تعمیم پذیری، قابلیت تکرار، دقت، استحکام و تأیید شدگی را داشته باشد.
[3] رویکرد زمینه ای می تواند به عنوان روش تحقیق در علوم انسانی به کار رود. تأکید اساسی این رویکرد بر روش گردآوری داده ها نیست بلکه چگونگی تحلیل آن هاست . [14] کاربرد روش گرانددی برای ایجاد نظریه به روش استقرایی و تلاش برای درک درست و احساس مناسب از وقایع روزمره است معمولا روش گرانددی در زمینه هایی به کار می رود که در قبل تحقیق زیادی درباره آن انجام نگرفته است همچنین این روش برای کسب دیدگاه جدید درباره زمینه هاب تحقیقاتی آشنا استفاده می شود .[3]
-3-2 مراحل تحقیق تئوری زمینه ای
الف - چارمز مراحل زیر را در تئوری زمینه ای مطرح می کند:
1 جمع آوری داده ها
2 کدگذاری داده ها
3 تعریف و مقوله بندی داده ها
4 در ارتباط گذاشتن سوالات با داده ها - کنش متقابل بین داده ها و سوالات
5 استمرار مراحل مذکور به حد کافی
‐6 توسعه تئوری
ب - به نظر پک مثل بیشتر تحقیقات کیفی نظیر روش نظریه زمینه ای، گردآوری داده ها و تحلیل داده ها، همزمان در طول مطالعه صورت می پذیرند:
‐1 ایجاد مقوله ها و خصوصیات آنها
‐2 یکپارچه کردن ‐ مقوله ها و خصوصیات آنها
‐3 تحدید تئوری نوشتن تئوری.
از منظر دیگر می توان گفت که رویه های توسعه نظریه زمینه ای بدین قرار زیر است:
الف - کدگذاری داده ها
ب - یادداشت ها
ج - رده بندی
د - نوشتن تئوری مقایسه این مراحل با مراحلی که پک مطرح کرده است، دو رویه هم ارز را نشان می دهد:
‐1 ایجاد مقولات و خصوصیات آنها در روند کدگذاری
‐2 یکپارچه کردن مقولات و خصوصیات آنها در سراسر »مرحله یادداشت برداری«
‐3 تحدید تئوری به عنوان بخشی از»رده بندی «
‐4 نوشتن تئوری. [14]
بیولی معتقد است روش تحلیل و کدگذاری یادداشت ها در تئوری زمینه ای یک امر حیاتی است. رویکرد تطبیقی پایدار در این حوزه، چهار مورد را شامل می گردد:
‐1 ثبت وقایع هر مقوله
‐2 تعیین کردن حدود مقولات
‐3 تمایز قایل شدن بین مقولات اصلی و فرعی
‐4 استنتاج یک مدل منسجم بر پایه روابط کلی بین مقولات. بنابراین کدگذاری داده ها، محقق را قادر می سازد که مقولات و خرده مقولات را شناسایی کند. [3]
1-3-2 جمع آوری داده ها:
اولین گام در گردآوری اطلاعات، مشخص کردن اطلاع رسان یا واحدهای مطالعه میباشد در روش نظریه زمینه ای کلیه محتوا یا داده هایی که به نحوی با موضوع مورد مطالعه در ارتباط میباشد منبعی برای اطلاعات میباشد. گام دوم شخص کردن تکنیکهای گردوآوری اطلاعات است، در این روش ما محدودیتی به لحاظ تکنیک نداریم ما میتوانیم از هر تکنیکی برای گردآوری اطلاعات استفاده کنیم .
در روش نظریه زمینه ای به محققان پیشنهاد می شود که متناسب با اهداف و تحقیق خود از روشهای خاصی بهره گیرند. روشهای جمع آوری داده ها در تئوری زمینه ای مشابه با سایر روش های تحقیق کیفی شامل مصاحبه فردی - در سه قالب ساختار یافته، نیمه ساختار یافته و بدون ساختار - ، ، مشاهده - مشارکتی میدانی و ... - ، مصاحبه های گروهی، مطالعات اسنادی و ... می باشد.[3]
2-3-2 نمونه گیری نظری و حجم نمونه
در تحقیق کیفی معمولاً از نمونه گیری احتمالی خودداری می کنند زیرا این روش مناسبی برای یافتن افراد با اطلاعات غنی و خود ابزار نیست.[5] نمونهگیری در تئوری زمینهای برخلاف نمونهگیری متعارف است. یعنی در این روش، نمونهگیری مورد نیاز، »نمونه گیری نظری « است که بر اساس سازههای به لحاظ نظری مرتبط انجام میگیرد. نمونه گیری نظری، رهیافتی به نمونه گیری است که بر پایه مفاهیم پدیدآمده، انجام یافته و هدف آن، کشف ابعاد و خصوصیات مفهوم کشف شده است.
در خصوص کاربرد آن در تئوری زمینه ای، می توان گفت که نمونه انتخاب شده پاسخی به پژوهش و توسعه آن بر اساس داده های جمع آوری شده می باشد. بنابراین، در نمونه گیری نظری، انتخاب هدفمند نمونه مطابق مقولات مد نظر است. این امر با تکیه بر فرایند جمع آوری داده و تحلیلهای به هم پیوسته آن، عملی شده و بر اساس آن، محقق به صورت هدفمند، نمونه های معرف را شناسایی می نماید.[4] نمونهگیری نظری، نمونهگیری آماری نیست. در این شیوه نمونهگیری ممکن است برخی مواقع تنها از یک تعداد گروه کم، برای ساخت یک مقوله و مواقع دیگر از گروههای زیادی برای این کار استفاده شود. از آنجا که پروراندن نظریه متکی به انجام مقایسه هایی است، مواردی افزوده می شوند تا این کار تسهیل گردد.

