بخشی از مقاله
چکیده
یکی از اصول معناشناسی شناختی جسمیشدگی ساختار مفهومی است. انسان بر اساس تجربیات فیزیکی خود در جهان خارج، ساختهای مفهومی اساسیای میسازد که این تجربیات عینی امکان درک دیگر مفاهیم در حوزههای انتزاعیتر نظیر زبان را به وی میدهد. مارک جانسون - Mark Johnson - این تجربهها راتحت عنوان نظریّ هی "طرحوارههای تصویری " - Image schema - در قالب سه حوزهیکلّی طرح وارههای حرکتی - Path schema - ، طرحوارههای حجمی - Containment schema - و طرحوارههای قدرتی - Force - schema تقسیمبندی میکند.
بر همین اساس، پژوهش حاضر در صدد آن است تا با تحلیل اشعار گلستان سعدیدر، چارچوب نظریّهی معناشناسی شناختی، میزان کاربرد هر یک از این طرحوارهها توسط این شاعر برجسته، جهت خلق معنا را بررسی کند. به این منظور تعداد کل 1001 بیت گلستان سعدی بررسی شده است.40 بیت عربی موضوع پژوهش حاضر نیست. بنابراین تعداد کل 961 بیت از گلستان سعدی مورد تحلیل قرار گرفتهاند.
از تعداد 1922 مصراع پیکرهی برگزیده از مجموع 961 بیت، در 479 مورد از طرحوارههای تصویری جهت مفهوم سازی استفاده شده است که بیشترین سهم را نیز طرحوارههای حجمی داشتهاند. پس از آن طرحوارههای حرکتی با %27 و طرحوارههای قدرتی با %23 در انتقال مفاهیمی چون گذر و حرکت و موانع و سختی ها بیشترین فراوانی را دارند.
-1 مقدمه:
بر اساس تعریف لوبنر - Sebastian Loebner - از علوم شناختی، این علوم شامل نحوه-ی کارکرد ذهن، چگونگی دریافت اطلاعات از محیط توسط حواس و نحوهی پردازش آنها، تشخیص آنچه ادراک شده و مقایسهی آن با دادههای پیشین ذهن و طبقهبندی و ذخیرهی این دادهها در حافظه میشود
در واقع هدف علوم شناختی، تبیین رابطهی میان شناخت انسان و پدیدههای پیرامونش، نحوهی تعامل با این پدیدهها و دستیابی به درک بهتر از آنها با استفاده از رویکردی "ذهن-تجربه محور" است. این نکته در زبانشناسی شناختی بسیار حائز اهمیّت است؛ زیرا انسان غالب تجربیات و اندیشههای خود را از طریق زبان به اشتراک میگذارد. دیدگاه شناختی در معناشناسی بیش از دیگر حوزهها کاربرد دارد؛ زیرا رابطهی تجربیات انسان و فرایندهای ذهنی بدون شک تأثیر بسزایی در درک معنا دارد.
معناشناسی شناختی در واقع حاصل مجموعایه از نظریّههاست که فصل مشترک همهی آنها رابطهی ذهن و تجربه و دریافت معانی است. نظریاتی از قبیل طرحوارههای تصویری، استعاره - - Metaphore و مجاز - - Metonemy، مقولهبندی - categorization - و مفهومسازی - - conceptualization، معناهای دایره المعارفی - Encyclopedic - meanings، فضاهای ذهنی - - Mental Spaces و مقولات شعاعی - Radial - categories که توسط زبانشناسانی مانند جانسون، لیکاف - - George Lakoff، تالمی - Talmy ، لانگاکر - Langacker فیلمور - - CharlesJ.Fillmore، سویتسر - - Eve E. Sweetser، فوکونیه - Gilles - Fauconnier و ترنر - - Mark Turner مطرح شدهاند.
معناشناسی شناختی در اصل با مفهومسازی و ساختار مفهومی سروکار دارد، یعنی در معناشناسی شناختی مطالعهی معنی زبان، به خودی خود هدف نیست، بلکه هدف، استفاده از آن در درک ماهیت نظام مفهومی ذهن انسان است - راسخ مهند، . - 38 :1392 طرحوارههای تصویری از اساسی-ترین مفاهیم معناشناسی شناختی است که در سال 1987 توسط جانسون مطرح شد.
بر اساس این طرحوارهها بین تجربیات روزمرهی انسان و دریافتهای ذهنی وی رابطهای برقرار میشود که در دریافت تجربههای جدید راهگشا هستند. این پژوهش بر آن است تا در چارچوب رویکرد شناختی و با در نظر گرفتن نظریهی مطرح شده توسط مارک جانسون، نحوهی بهکارگیری این طرحوارهها را در اشعار گلستان سعدی بررسی نماید. سعدی شاعر برجسته قرن هفتم، گلستان را در قالب آمیختهای از نثر و نظم خلق کرده و در این میان به نظر نگارندگان به دلیل نزدیکی بیشتر نظم به عالم خیال، و نزدیکی خیال و ذهن و پیوستگی با معنا، ابیات گلستان بیش از حکایتهای منثور میتواند هدف این پژوهش را محقق سازد.
در ادامه برای کنکاش پیرامون موضوع مورد نظر پرسشهای تحقیق را به شرح ذیل مطرح میکنیم:
1. در اشعار گلستان سعدی به چه میزان از طرحوارههای تصویری در انتقال معنا استفاده شده است؟
2. کدام طرحوارهها بیشترین فراوانی و بیشترین سهم را در انتقال معنا بر عهده دارند؟
3. شاعر با کاربرد هر کدام از انواع طرحوارههای تصویری - طرحوارههای حرکتی، طرحوارههای حجمی و طرحوارههای قدرتی - ، سعی در انتقال چه مفاهیمی
دارد؟
برای پاسخ به هر یک از پرسش های مطرح شده در بالا از روش آماری و توصیفی استفاده شده است.
-1-1 پیشینهی تحقیق
از زمان مطرح شدن نظریّهی طرحوارههای تصویری توسط جانسون، تحقیقات قابل توجهی در این زمینه انجام شده است. در ایران نیز پژوهشهایی در زمینههای مختلف با استفاده از این رویکرد انجام شده است.
محمدی آسیابادی و همکاران - - 1391، تجارب عرفانی را در قالب طرحوارههای حجمی بررسی کردهاند. نگارندگان این طرحوارهها را که بر قرارگرفتن شیئی درون شیئ دیگر دلالت دارد در مفاهیم عرفانی مطالعه کردهاند. هدف آنها از این پژوهش بررسی موارد مربوط به آیهی نور، کلمهی توحید، اطوار دل و اقلیم هشتم که در متون عرفانی از جمله مثنوی معنوی به کار رفته است، از لحاظ کاربرد طرحوارههای تصویری از نوع طرحوارههای حجمی است.

