بخشی از مقاله

چکیده

با توجه به تغییرات سریع تکنولوژی و رقابت روزافزون، تنها سازمانهایی که در جست و جوی ارتقاء بهرهوری از خلاقیت کارکنان خود هستند، امکان بقا خواهند داشت. از اینرو، توسعه و ارتقای خلاقیت کارکنان مستلزم آن است که مدیران بدانند چگونه میتوانند خلاقیت کارکنان خود را بهبود و تقویت نمایند. به طوریکه سازمانها برای بهرهگیری از خلاقیت کارکنان، میبایست متغیرهایی را که موجب تشویق و ترغیب خلاقیت در سازمان میشوند، را مورد بررسی قرار دهند.

در این راستا، این مقاله در تلاش است عوامل و مؤلفههای تأثیرگذار بر خلاقیت سازمانی در صنعت برق را از دیدگاه کارکنان شرکت توزیع نیروی برق هرمزگان با استفاده از مدلهای تصمیمگیری چندشاخصه - MADM - شناسایی و تحلیل نماید.

روش تحقیق، توصیفی-پیمایشی و روش جمعآوری دادهها، کتابخانهای- میدانی است. بدین ترتیب، نخست با استفاده از ادبیات تحقیق و به کارگیری نظرات خبرگان و کارشناسان، شاخصهای مؤثر بر خلاقیت کارکنان شناسایی و در پنج عامل کلی دستهبندی گردید. در نهایت؛ این عوامل با استفاده از روشهای آماری و مدلهای تصمیمگیری چندشاخصه TOPSIS - MADM و - AHP مورد بررسی و اولویتبندی قرار گرفت.

یافتههای این پژوهش نشان میدهد عوامل مربوط به جو سازمانی، منابع و مهارتها، ساختار و سیستمهای سازمان، سبک رهبری و فرهنگ سازمانی بر خلاقیت سازمانی تأثیر بسزایی دارند. همچنین نتایج حاصل به کارگیری تکنیکهای MADM نشان میدهد که از بین عوامل پنجگانه مؤثر بر خلاقیت سازمانی، عامل »فرهنگ سازمانی« بیشترین تأثیر بر خلاقیت سازمانی دارا است.

مقدمه

رقابت فزاینده برای کسب منابع کمیاب و لزوم پاسخگویی در مقابل سیاستگذاران، برنامهریزان و حتی استفادهکنندگان، باعث شده تا سازمانها، ارتقای کیفیت نتایج فعالیتها، ارتباطات و همچنین بهبود تحقیقات را در اولویت فعالیتهایشان قرار دهند.

این مراکز نقش بسزایی در راه توسعه پایدار داشته و کارکردهای مهمی از قبیل انتقال دانش - آموزش - ، تولید دانش - تحقیق - و نشر دانش - مشاوره و خدمات - را بر عهده دارند. از آنجا که تفکر خلاق، میتواند تحت تأثیر شرایط و عوامل سازمانی قرار گیرد، شناسایی و تعیین تأثیر هر یک از عوامل بر میزان خلاقیت سازمانی، از اهمیت فراوانی برخوردار است، زیرا سازمانها با کسب اطلاعات کافی در این زمینه، میتوان سیاستها و برنامهها را به گونهای طراحی نماید که زمینه مناسبی به منظور بهبود و ارتقاء خلاقیت سازمانی فراهم گردد.

بنابراین با پژوهش در زمینه خلاقیت سازمانی میتوان سازمانها را در فراهم کردن شرایط بروز و ارتقای خلاقیت کارکنانشان را یاری داد. در این راستا، این پژوهش سعی دارد به شناسایی و اولویتبندی عوامل و مؤلفههای مؤثر بر خلاقیت سازمانی در صنعت برق با استفاده از تکنیکهای MADM نظیر AHP و TOPSIS از دیدگاه کارکنان شرکت توزیع نیروی برق هرمزگان بپردازد. در ادامه به برخی از مطالعاتی که در زمینه خلاقیت انجام شده اشاره میکنیم:

در طی سالهای اخیر، مطالعات خلاقیت بیشتر بر روی ویژگیهای شخصیتی تمرکز داشتهاند و به بهبود خلاقیت در سطح فردی پرداختهاند. به طوریکه مطالعات اندکی در زمینه مدیریت خلاقیت در محیط سازمان و خلاقیت سازمانی بخصوص صنعت برق در سطح شرکتهای توزیع نیروی برق انجام شده است

ادبیات خلاقیت در حوزه سازمان، بیانگر دستهبندیهای مختلفی از عوامل مؤثر بر خلاقیت است که مهمترین آنها عبارتند از: عوامل فردی و محیطی - 2 - ، فردی و سازمانی - 3 - ، فردی، شغلی و سازمانی

محققان متغیرهای سازمانی را در قالب چند مدل خلاقیت طبقهبندی کردند. بعضی از مطالعات سیاستها، ساختارها و جو سازمانی را بر خلاقیت مؤثر دانستهاند

کاندو - 1996 - همچنین نتایج تحقیق دیگری نشان میدهد که سبک رهبری با خلاقیت در ارتباط میباشد . - 6 - یافتههای پژوهش لیوسکیو - 1996 - نشان داد که بین انواع ساختار سازمان - ساختار تخت و بلند - و خلاقیت سازمانی ارتباط معناداری وجود داشته و همچنین بین تعداد سطوح سازمان و خلاقیت سازمانی ارتباط معنادار منفی وجود دارد

تحقیق وی هوا - 2003 - 1 نشان میدهند که فرهنگ سازمانی دارای رابطه معنادار با خلاقیت هستند . - 8 - ادبیات تحقیق نشان میدهد که پنج عامل اصلی خلاقیت را در محیط کاری را بهبود و ارتقا میدهند این عوامل عبارتند از: جو سازمانی، سبک رهبری، فرهنگ سازمانی، منابع و مهارتها، ساختار و سیستمهای سازمان . - 1 - لازم به ذکر است در این پژوهش از این عوامل به عنوان عوامل مؤثر بر خلاقیت سازمانی در صنعت برق کشور - با توجه به پیشینه تحقیق و نظرات خبرگان و تأیید آنها - استفاده گردید.

مدلهای تصمیمگیری چند شاخصه - MADM - 2

مدلهای تصمیمگیری چند شاخصه، مدلهایی هستند که در دو دهه اخیر، مورد توجه محققین امر تصمیمگیری بوده است. این تکنیکها و مدلها، کاربرد بسیار گستردهای در تصمیمگیریهای پیچیده هنگامی که معیارهای متعدد و گاه متضاد وجود دارند، پیدا نمودهاند. قدرت بسیار بالای این تکنیکها در کاهش پیچیدگی تصمیمگیری، استفاده همزمان از معیارهای کیفی و کمی و اعطای چارچوب ساختارمند به مسائل تصمیمگیری و نهایتاً کاربرد آسان آنها باعث شده است تا به عنوان ابزار دست تصمیمگیران خطههای مختلف مورد استفاده قرار گیرد. این مدلها به منظور انتخاب مناسبترین گرینه از بین m گزینه موجود به کار میرود

تکنیکهای تصمیمگیری چند شاخصه، متعدد بوده و هر کدام خصوصیات و شرایط کاربرد خاص خود را دارا هستند و شرایط بهکارگیری آنها نیز متفاوت است. دو تکنیک بسیار مهم و کاربردی از این تکنیکها، فرایند تحلیل سلسله مراتبی - AHP - 3 و TOPSIS هستند. این تکنیکهای در شرایطی که تصمیمگیرنده، خواهان اولویتبندی راهحلهایی است که هر یک را میتوان در یک زمان با چند معیار ارزیابی نمود، مورد استفاده قرار میگیرند. در این پژوهش، از آنجاییکه محققین به دنبال رتبهبندی و اولویتبندی عوامل و مؤلفههای مؤثر بر خلاقیت سازمانی بودند، لذا با توجه به ماهیت و اهداف تحقیق از مدلهای مذکور استفاده گردید.

فرایند تحلیل سلسله مراتبی - AHP - 4

یکی از معروفترین و تقریباًُ کاربردیترین تکنیک تصمیمگیری چند شاخصه، تکنیک AHP یا فرایند تحلیل سلسه مراتبی است. این روش برای اولین بار توسط توماس. ال. ساعتی5 دانشمند آمریکایی عراقی الاصل در دهه 1970 ابداع گردید . - 10 - اساس این روش تصمیمگیری بر مقایسات زوجی نهفته است و با فراهم آوردن درخت سلسله مراتب آغاز میشود. درخت سلسله مراتب تصمیم، درختی چند سطحی است که در سطح اول هدف و در سطوح بعدی میعارهای اصلی، معیارهای فرعی و نهایتاً گزینهها قرار دارند. از این تکنیک به طور گسترده جهت انتخاب تصمیم بهینه و همچنین رتبهبندی عوامل بهکار برده میشود.

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید