بخشی از مقاله
چکیده:
امنیت یکی از بارزترین وجوه بالندگی یک جامعه و زمینه ساز رشد، توسعه و ثبات آن محسوب میگردد. به×عبارت دیگر شکوفایی اقتصادی یک جامعه، سرمایهگذاری، برنامهریزی برای توسعه، پیشرفت و هرگونه فعالیتی که میتواند عاملی مؤثر برای بهبود اوضاع اقتصادی، اجتماعی و سایر ابعاد جامعه باشد، همه در سایه استقرار امنیت و آرامش در جامعه میباشند. امنیت اجتماعی به عنوان یکی از حساسترین و مهمترین نوع امنیت، از عناصر اساسی حیات انسانهاست.
از سوی دیگر در سطح مدیریت کلان هر جامعهای بی شک اهمیتی ویژه به سرمایهگذاری داده میشود، زیرا سرمایهگذاری به معنای عام خود میتواند سرچشمه همه تحولات اقتصادی - اجتماعی و اساس تولید ثروت، ایجاد اشتغال و رفع معضل بیکاری در جامعه باشد. یکی از مؤلفههای اساسی که بر موضوع سرمایهگذاری تأثیر انکار ناپذیر دارد، وجود آرامش و امنیت اجتماعی است. سرمایهگذاری به طور اعم چه داخلی و چه خارجی در مکانی صورت میگیرد که امنیت وجود داشته باشد.
از آن جایی که امنیت، به ویژه امنیت اجتماعی، همچون تابعی متغیر، از حیث شاخصهها و مؤلفهها و از نظر کارکرد، عمل میکند، طبعا شاخصهها و مؤلفههای ساختاری و کارکردی آن در ادوار گوناگون رشد اجتماعی بشر و جوامع انسانی و به تعبیر دیگر ادوار تمدنی، متفاوت میباشد؛ چنان چه در گذشته نیز چنین بوده است.
بر همین اساس، شناسایی عوامل و عناصر آرامش و امنیت اجتماعی از پیش شرطهای اساسی در جهت برنامهریزی برای ارتقای سطح سرمایهگذاریهای اقتصادی به شمار میرود. لذا با توجه به جایگاه امنیت اجتماعی و اهمیت سرمایهگذاری، این نوشتار بر آن است تا ضمن پرداختن به تحلیل جامعه شناختی مفاهیم حوزه امنیت اجتماعی به نقش آن در جلب سرمایهگذاریهای اقتصادی بپردازد. بدین امید که تحقیق حاضر بتواند سهمی هر چند اندک در غنای ادبیات مربوط به مطالعات امنیتی داشته باشد.
- 1 مقدمه:
امنیت در معنای کلی و فراگیر مقولهای حساس و پراهمیت بخصوص در جوامع امروزی است. به عبارتی امنیت پایه اصلی پیشرفت و توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در جامعه محسوب میشود. بنابراین تضمین امنیت اجتماعی لازم و ضروری است، چرا که حیات انسان در گرو آن است و اختلال در ساز و کار آن موجب ناامنی و پریشانی احوال انسان خواهد بود
جایگاه امنیت در سلسله مراتب نیازها و انگیزههای آدمیان، جایگاه خطیری است. مزلو1 در سال 1943 در نظریه انگیزش خود پس از نیازهای فیزیولوژیک مانند گرسنگی، تشنگی و ... نیاز »ایمنی و امنیت« را بلافاصله ذکر کرده است. برای ارزشگذاری وجود امنیت در جامعه، باید به اهمیت آن در خصوص هر یک از جنبههای فردی، اقتصادی، اجتماعی و... پرداخت. هر جامعهای صرف نظر از سطح توسعه یافتگی آن به وجود این مهم نیازمند میباشد.
لیکن اهمیت این نیاز بنیادین انسان موجب نشده است تا در حد لزوم و کفایت به مباحث مفهومی و نظری آن پرداخته شود. از طرفی دانش پژوهان امنیت با بیان تعابیری از قبیل، »امنیت واژهای لغزنده، توسعه نیافته و معما است«، راه را برای شفافیت مفهومی آن دشوارتر نمودهاند.
« و با این تعبیر، امنیت را جزء نیازهای اولیه انسان معرفی نموده است. یکی از مشکلات جوامع بشری احساس فقدان امنیت است. بی تردید در ایجاد امنیت و احساس امنیت، عوامل گوناگونی دخالت دارند که فقدان آنها برقراری احساس امنیت را کند کرده و یا مانع از تحقق آن میشود. ضرورت مطالعه و تحقیق در خصوص مسأله مطرح شده نیز از آن جا ناشی میشود که تهدیدات داخلی بالفعل و بالقوه در کشورهای کمتر توسعه یافته اغلب امنیت اجتماعی این جوامع را به خطر میاندازد
اکثر نظامها و مکاتب سیاسی مهمترین مسئولیت حاکمیت در قبال مردم را امنیت میدانند. اما در سه موضوع اساسی آن یعنی: امنیت برای چه کسی؟ امنیت در مقابل چه کسی یا چه چیزی؟ و چگونگی تأمین امنیت، اختلاف نظر زیادی وجود دارد. هم چنین عدهای تأکید ویژه خود را بر امنیت حکومت و نظام سیاسی قرار دادهاند و عدهای دیگر امنیت فردی را اصل گرفتهاند که همه این دیدگاهها و تعابیر متفاوت از مفهوم امنیت، نشانگر پیچیدگی، سختی و حساسیت موضوع است. در دوران مدرن اهمیت این موضوع، تا اندازهای افزایش یافته است که به تعبیر برخی از صاحب نظران، کار ویژه و بی بدیل حکومتها در جامعه مدرن امروزی، استقرار امنیت در فضای وسیع کلمه میباشد. امنیت، مفهومی است که دارای دو بعد ذهنی و عینی است.
از بعد عینی، امنیت اجتماعی به معنای ایجاد شرایط و موقعیت ایمن برای افراد جامعه است و از بعد ذهنی، امنیت به معنای احساس امنیت است. بر این اساس امنیت، ارتباط مستقیمی با ذهنیت و ادراک مردم دارد. همان گونه که وجود امنیت امری لازم است، احساس امنیت هم به اندازه وجود آن لازم، حتمی و ضروری است. اگر مردم جامعهای احساس کنند که پدیده امنیت کمرنگ شده و یا کاهش یافته است، ممکن است در مرحله اول آن را فقط به عنوان یک واقعیت ذهنی تلقی کنند، اما در مرحله بعد و به نحو ناخودآگاه به عنوان پدیدهای بیرونی تجلی خواهد یافت.
در واقع، نداشتن یا ضعیف دانستن امنیت، در وهله اول، تحت عنوان یک احساس تلقی شده اما در مرحله حادتر به صورت یک واقعیت یا پدیده اجتماعی بروز میکند که در این مرحله به یک معضل و آسیب اجتماعی تبدیل شده و میتواند اقتدار و مشروعیت خرده نظام سیاسی را به عنوان تأمین کننده امنیت تضعیف کرده و با زیر سؤال رفتن این اقتدار و کاهش مشروعیت، آن را با بحران نیز مواجه کند. بنابراین میتوان اظهار داشت که امنیت پیش زمینه یک اجتماع سالم و احساس امنیت بستر ساز توسعه جوامع انسانی است و سعادت یک اجتماع در گرو حفظ و بقاء امنیت و احساس ناشی از آن است.
از سوی دیگر توسعه اقتصادی یکی از اهدافی است که توسط اکثر کشورها، به شدت دنبال میشود. بر این اساس، تکیه بر افزایش کمی و کیفی عوامل تولید برای رشد و توسعه پایدار، همواره مد نظر همه کشورها بوده است و دستیابی به آن، نیازمند سرمایهگذاری برای بهرهجویی از مزیتهای نسبی و تواناییهای بالقوه اقتصادی است. کارشناسان این نوع سرمایهگذاری را راهی برای برداشتن تفاوت میان مقادیر موجود و لازم برای رسیدن به هدفها و نیازهای توسعه ملی دانسته و سرمایهگذاری خارجی را راهی برای پر کردن این فاصلهها میدانند.
رنج کمبود سرمایه به عنوان عامل تولیدی مهم، مانعی جدی بر سر راه توسعه کشورهای درحال توسعه محسوب میشود و از سویی دستیابی به نرخ رشد قابل قبول اقتصادی، به مثابه جزء لاینفک توسعه، همواره مورد هدف تمام برنامهها بوده است. ولی نکته اساسی این است که با وجود این که محدودیت سرمایه، رشد اقتصادی را محدود میکند، ولی عامل وجود امنیت در جذب سرمایهگذاری به طور قابل ملاحظهای در رشد و توسعه اقتصادی مؤثر است. دارنده سرمایه در هنگام اخذ تصمیم برای سرمایهگذاری، به دو اطمینان نیاز دارد:
نخست اطمینان از سودآوری، دوم اطمینان از عدم تعرض به سرمایه او. عدم تمایل سرمایهگذار - اعم از داخلی و خارجی - به سرمایهگذاری و یا خروج سرمایه از کشور علامتی است که نشان دهنده نبود بستری امن و مناسب برای سرمایهگذاری میباشد.
در ادامه به برخی از مفاهیم و اصطلاحات مرتبط با موضوع پرداخته میشود:
- 1-1 امنیت:
امنیت2 از ریشه لاتین Secures است که در لغت به معنای نداشتن دلهره و دغدغه میباشد - نصری،. - 1381 بنابراین معنای لغوی امنیت، رهایی از تشویش، اضطراب، ترس و یا احساس آرامش و اطمینان خاطر است. این ارزش انحصاری، یکی از ضرورتهای زندگی فردی و اجتماعی است. امنیت عبارت است از اطمینان خاطری که براساس آن افراد در جامعه، نسبت به حفظ جان، حیثیت و حقوق مادی و معنوی خود بیم و هراسی نداشته باشند. امنیت پیش از آن که مقولهای قابل تعریف باشد، پدیدهای ادراکی و احساسی است که دارای دو عنصر اساسی تهدید و فرصت است و برقراری آن منوط به رهایی نسبی از تهدید و بهرهگیری بهینه از فرصتهاست. به این ترتیب تحقق امنیت از یک سو منوط به مقابله با خطرات است و از سوی دیگر پیامد برخورداری از امکانات و بهبود شرایط و سامانه زندگی.
معنای این واژه از بعد ایجابی عبارت است از: فراهم نمودن زمینهها و امکانات لازم به منظور گسترش نوعی روحیه آرامش و اطمینان بخش برای شهروندان و در بعد سلبی عبارت است: فقدان هر گونه تهدید جانی، مالی و روحی از سوی محیطهای داخلی و خارجی.
- 2-1 احساس امنیت:
احساس امنیت، حاصل اعتماد به تعاریفی از زندگی است که هویت و هستی انسان بر مبنای آن سامان میگیرد.
احساس امنیت دارای ویژگیهای زیر است:
· احساس امنیت ذهنی است.
· احساس امنیت به خودی خود قابل تعریف نیست و بر مبنای بود و نبود خطر، قابلیت تعریف مییابد.
· احساس امنیت یک فرآیند است، در طول زمان جریان دارد و در هر لحظه بر اساس برآورد خطر تغییر میپذیرد.

