بخشی از مقاله
چکیده
تخصیص بهینه منابع مالی در علم اقتصاد و بویژه در اقتصاد مقاومتی یکی از اصول مدیریت استراتژیک و توسعه اقتصادی سازمانها میباشد . توسعه اقتصادی نیز در پرتو سرمایهگذاری قابل تحقق خواهد بود . ازاینرو شناسایی پروژههای سرمایه-گذاری بهینه از طریق بررسیهای امکانسنجی و در قالب بودجهبندی سرمایهای یکی از مبانی مدیریت مالی است .
در مطالعات امکانسنجی پروژههای سرمایهگذاری شاخصهای اقتصادی متعددی مطرح میباشند که دو شاخص خالصارزش-فعلی و نرخ بازدهداخلی از مهمترین آنها میباشند . این دو شاخص برگرفته از جدول جریان نقدینگی بوده که در حکم شناسنامهمالی پروژه است . اگرچه هریک از این دو شاخص کلیدی از کاربرد و مقبولیت فراوانی برخوردارند اما پارهای ابهامات و کاستیها سبب شده تا بکارگیری سایر شاخصها نیز ازنظر دورنماند .
ازاینرو در ارزیابیها و تصمیمگیری در خصوص پروژههای سرمایهگذاری مکانیزم چندمعیاره از کاربرد فراوانی برخوردار شده است . بررسی نقاط قوتوضعف این دو شاخص نشانمیدهد که ضرورتهایی برای بکارگیری شاخصی جامعتر نظیر نرخ بازدهخارجی وجود دارند که عدمپاسخگویی مناسب در پروژههای با جریان نقدینگی غیرنرمال و عدمتوجه به واقعیات خارجی از مهمترین آنها میباشند
. نرخ بازده خارجی یا نرخ بازده داخلی تعدیلیافته یکی از شاخصهای اساسی در بودجهبندی سرمایهای و مطالعات امکانسنجی پروژههای سرمایهگذاری است که با لحاظ نرخ استقراض یا سرمایهگذاری مجدد زمینه ارزیابی دقیقتر بخصوص در پروژههای با جریان نقدینگی غیرنرمال و حتی پروژههای پیمانکاری را فراهم میآورد . این مقاله با تشریح نقاط قوت و ضعف دو شاخص مذکور سعی دارد تا ضمن تأکید بر ارزیابی چندمعیاره ، نحوه محاسبه و اهمیت شاخص نرخ بازده خارجی را تبیین نماید .
1 مقدمه
در علم اقتصاد تخصیص بهینه منابع بویژه منابع مالی و سرمایه یکی از اصول و مبانی کلیدی بشمار میآید . در مدیریت استراتژیک نیز بکارگیری بهینه منابع در راستای تحقق بیشتر اهداف سازمانی بخصوص سودآوری اهمیت شایانی دارد . در اقتصاد مقاومتی با توجه به محدودیت منابع این امر اهمیت مضاعفی مییابد . از سوییدیگر رشد و توسعه اقتصادی نیز در پرتو سرمایهگذاری مناسب و اثربخش قابل تحقق خواهد بود و سرمایهگذاری بیشتر و مناسبتر توسعه اقتصادی بیشتر را بوجود خواهد آورد این. امر سبب شده تا اصولاً توسعه اقتصادی را مترادف با سرمایهگذاری بهینه و هدفمند بشمار آورند
. از اینرو در مبحث مدیریت مالی و در بخش بودجهبندی سرمایهای ، شناسایی فرصتهای سرمایهگذاری و بررسی و تحلیل میزان جذابیت اقتصادی آنها در راستای مدیریت استراتژیک و توسعه اقتصادی ضروری است . بر این اساس اجرای پروژه-های سرمایهگذاری را میتوان ابزار و راهکار توسعه سازمانها و جامعه بشمار آورد و مطالعات امکانسنجی پروژههای سرمایهگذاری بستری مناسب برای تخصیص بهینه منابع و سرمایههای مالی در قالب مدیریت استراتژیک با هدف توسعه اقتصادی فراهم میآورد .
امروزه شاخصها و پارامترهای فنی ، مالی و اقتصادی بسیاری در مطالعات امکانسنجی پروژههای سرمایهگذاری مورد بررسی قرار میگیرند . این بررسی و ارزیابی جهت شناخت ویژگیها و میزان جذابیت و سودآوری هر سرمایهگذاری ضروری بنظر میرسد . اگرچه در این زمینهها شاخصهای مفید و مناسبی ارائه و تحلیل میشوند اما نگرشی جامع به همه ابعاد پروژهها با دیدگاه چندمعیاره و فراگیر قابل تحقق است . از حیث مطالعات مالی نیز بودجهبندی سرمایهای و ارزیابی عملکرد هر سرمایهگذاری بر اساس شاخصهای متعدد و مکانیزم چندمعیاره روند تکاملی را طی نموده است
. سرمایهگذاری - Investment - عبارتست از بکارگیری منابع مالی با هدف کسب درآمد بیشتر یا رشد ارزش دارایی - محمودی ،. - 1391 مهمترین هدف و ویژگی فرایند سرمایهگذاری کسب سود است . در پروژههای سرمایهگذاری نیز محصول ، خدمت یا نتیجه حاصل از پروژهها با هدف کسب منافع مالی و اقتصادی ارائه میگردند . بعبارتدیگر پروژههای سرمایهگذاری پروژههایی هستند که با هدف سرمایهگذاری و درنهایت کسب سود اجرا میشوند .
در مطالعات امکانسنجی مشخصات و شاخصهای هر پروژه مورد بررسی و ارزیابی قرار میگیرند . این شاخصها با معیارها و تمایلات سهامداران و ذینفعان مقایسه شده و نهایتاً در خصوص اجرای آن تصمیمگیری بعمل میآید . هریک از این شاخصها دارای ارزش علمی و عملی متفاوتی در مطالعات و ارزیابیها میباشند . از اینرو بکارگیری شاخصهای مناسب در فرایند امکانسنجی و ارزیابی پروژهها بسیار مؤثر بوده و حتی در حین مراحل اجرایی نیز رصد و کنترل این شاخصها میتواند در راهبری و مدیریت استراتژیک پروژهها نیز کمک شایانی نماید .
تبدیل سرمایه به دارایی بمنظور سودآوری بیشتر یکی از تعاریف و مفاهیم اساسی پروژههای سرمایهگذاری است . فروش مستقیم داراییهای حاصله و یا بکارگیری آنها جهت تولید و فروشمحصول نهایتاً تبدیل سرمایه به یک جریان نقدی - Cash flow - را سبب میشوند .
در مجموع پروژههای سرمایهگذاری در قالب تبدیل سرمایه به دارایی و ایجاد جریان نقدی مناسب شکل میگیرند . از اینرو جریان نقدینگی هر پروژه سرمایهگذاری مهمترین شاخصه و در حکم شناسنامه مالی آن پروژه میباشد . با توجه به مفهوم ارزش زمانی پول و لزوم عملیات تنزیل در بررسیهای دقیق ، جریان نقدینگی تنزیلی را مبنای اصلی بررسی و ارزیابی امکانسنجی پروژهها قرار میدهند و از اینرو شاخصهای مالی و اقتصادی برگرفته از جدول جریان نقدینگی تنزیلی معتبرترین و پرکاربردترین شاخصها میباشند .
برهمین اساس در بودجهبندی سرمایهای و مطالعات امکانسنجی از میان پارامترها مقایسهای و شاخصهای گوناگون مطروحه ، دو شاخص خالصارزشفعلی - Net present value - NPV - و نرخبازدهداخلی - Internal rate of return - IRR - بعنوان شاخصهایی برگرفته از جریان نقدینگی در کانون ارزیابی پروژههای سرمایهگذاری توسط متخصصین قرار دارند
اگرچه هریک از این دو شاخص کلیدی از کاربرد و مقبولیت فراوانی برخوردارند اما پارهای ابهامات و کاستیها سبب شده تا بکارگیری سایر شاخصها نیز ازنظر دور نماند . ازاینرو در مطالعات امکانسنجی ، ارزیابیها و تصمیمگیری در خصوص پروژههای سرمایه-گذاری ، مکانیزم چندمعیاره از کاربرد فراوانی برخوردار شده است . این مقاله پس از بررسی اجمالی دو شاخص مذکور و تبیین برخی کاستیها و ابهامات و عدم جامعیت در تحلیل آنها سعی دارد تا با تشریح مفهوم ، ویژگیها و نحوه محاسبه شاخص نرخ بازده خارجی - External rate of return-ERR - یا نرخ بازده داخلی تعدیلیافته - Modified internal rate of return-MIRR - بعنوان یکی از شاخصهای کلیدی ، گامی در راستای تبیین اهمیت و کارکرد این شاخص در مطالعات امکانسنجی پروژههای سرمایهگذاری و بهبود فرایند بودجهبندی سرمایه و نهایتاً تصمیمسازی و تصمیمگیری در قالب مدیریت استراتژیک بردارد .
2 ارزش خالص فعلی و نرخبازدهداخلی مفاهیم و شاخصهای کلیدی امکانسنجی
با داشتن جریان نقدینگی - هزینهها و درآمدها - هر پروژه میتوان با اعمال تنزیل در هر بازه زمانی - معمولاً سالانه - خالص ارزش فعلی در هر بازه را محاسبه نمود . جداول جریان نقدینگی تنزیلی و منحنیهای خالص ارزش فعلی تجمعی را میتوان اصلیترین مشخصه مالی هر پروژه سرمایهگذاری برشمرد .
دو شاخص خالص ارزش فعلی و نرخ بازده داخلی برگرفته از همین جداول بوده و از اینرو میتوان آنها را شاخصهای کلیدی در امکانسنجی و ارزیابی پروژههای سرمایهگذاری بشمار آورد . از آنجا که جداول جریان نقدینگی هر پروژه را میتوان در سه حالت عملیاتی ، سرمایهگذاری و برای هر شریک بطور خاص تنظیم نمود ، دو شاخص مزبور نیز در سه حالت کلی پروژه ، سهامداران و شریک قابل محاسبه و تحلیل می باشد که جهت سهولت بحث و مقایسه مفهومی شاخصها از پرداختن به این مباحث اجتناب میشود تا هدف اصلی در تبیین مفاهیم پایه و کارکرد شاخصهای مختلف مورد توجه بیشتر قرار گیرد .
خالص ارزش فعلی - NPV - هر پروژه سرمایهگذاری برابر است با مجموع مقادیر خالص ارزش فعلی در طی عمر پروژه . بعبارت دیگر این شاخص با تنزیل هریک از جریانات نقدی سالانه به نقطه تنزیل و تجمیع مقادیر تنزیلیافته بدست میآید
. بدینترتیب کلیه تراکنشهای سالانه بعنوان یک رشته اعداد با یک عدد بعنوان خالص ارزش فعلی معادلسازی میشود . البته فرایند معادلسازی از پیچیدگیها و ظرایف خاص خود برخوردار است که تعریف و تدقیق مبانی آن نظیر نرخ و نقطه تنزیل ضروری است . در مجموع این شاخص با نسبت دادن یک ارزش ریالی به کل رشته اعداد مثبت و منفی نقدینگی سالانه میتواند در امکانسنجی و مقایسه پروژهها نقش کلیدی داشته باشد

