بخشی از مقاله
چکیده
گردشگری روستایی در ابعاد مختلف تاثیرات عمیقی را بر پیکر روستا بوجود می آورد .تحقیقات فراوانی به آشکار کردن اثرات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی این فعالیت پرداخته اند .عمده تحقیقات صورت گرفته نشان می دهد که گردشگری یک عامل بزرگ اقتصادی است که قادر است معیشت روستا را دگرگون سازد .علاوه براین، گردشگری به عنوان یک فعالیت اشتغال زا قادر است به عنوان یک کارفرمای عمده فرصت های جدید شغلی را برای ساکنان روستا ایجاد نماید .
بخش گردشگری ورودی های مختلفی برای اشتغال و فرصت هایی برای ایجاد خود اشتغالی در فعالیتهای خرد و متوسط فراهم می کند .یکی دیگر از جنبه های رایج در اشتغالات گردشگری به ماهیت فصلی آن باز می گردد، که شرایط مناسبی را برای روستاییان فراهم می کند .هدف این مقاله تجزیه و تحلیل اثرات اقتصادی توسعه صنعت گردشگری روستایی در توانمندسازی اقتصاد روستایی در روستای گردشگری بخش باروق از توابع شهرستان میاندوآب است .
روش کار پیمایشی توصیفی و داده ها از طریق پرسشنامه نشان می دهد؛ با وجود spss گردآوری شده است .از بین جامعه آماری 150 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند .تحلیل آزمون ها درقابلیت گردشگری برای ایجاد اشتغال مناسب برای ساکنین روستا این فرصت ها در منطقه شکست خورده است و به دلیل ماهیت گردشگری که بیشتر فصلی بوده و اکثر در زمینه های خرده فروشی بوده که به طورطبیعی اشتغالاتی را برای ساکنین و جوانان فراهم ساخته است .بنابراین به نظر می رسد شکل کنونی گردشگری در فقدان برنامه ریزی مناسب، هرچند تا حدودی موجب توانمندسازی اجتماعی شده، اما نتوانسته موجب توانمندسازی اقتصادی روستا شود
مقدمه وطرح مسئله
افزایش جمعیت در دهه های اخیر اثرات زیادی بر ساختار اقتصادی- اجتماعی کشور،خصوصاً در مناطق روستایی به جای گذاشته است. با توجه به محدودیت منابع موجود، روستاها جواب گوی افزایش تقاضای مردم در نتیجه افزایش جمعیت نیستند به گونه ای که منابع مذبور روز به روز تحلیل رفته و توسعه جوامع روستایی را با چالش جدی مواجه میکند. روستاییان برای تأمین نیازهای خود روانه شهرها می گردند و مشکلات اجتماعی و زیست محیطی زیادی برای شهرها ایجاد م یکنند
متأسفانه این روند در نتیجه ی عدم استفاده بهینه از پتانسیل های موجود در این مناطق، ضعف اقتصاد جوامع روستایی و ک متوجهی به زمین های قابل رشد درروستاها تشدید گردیده است. یکی از راهبردهایی کهاخیراً در اغلب کشورهای جهان مورد توجه قرار گرفته، توسعه و گسترش توریسم در نواحی محروم و دارای پتانسیل های لازم برای گسترش گردشگری است
بررسی ها و گزارش های موجود نشان می دهندکه طی سا لهای اخیر، علاوه بر افزایش میزان سفرهای داخلی در محدوده مرزهای کشوری، رقابت شدیدی بین کشورهای جهان به منظور کسب درآمد بیشتر از طریق صنعت گردشگری به وجود آمده و این کشورها سرمایه گذاری های کلانی را برای فراهم آوردن زمین های جذب جهانگردان و ارائه خدمات شایسته انجام می دهند.
هم اکنون دول تهای بسیاری به درآمد سهل الوصول ناشی از توسعه صنعت جهانگردی چشم دوخته و در تلاش اند تا سهم بیشتری از عایدات عظیم جهانی از این بخش را نصیب خود سازندگردشگری یکی از منابع اقتصادی بدیع و سودآوری است که در ده ههای اخیر از رشد قابل توجهی برخوردار شده است.
از صنعت گردشگری معمولاً تحت عنوان بزرگترین و متنو ع -ترین صنعت اقتصادی دنیا یاد می شود. بسیاری از کشورها این صنعت پویا را به عنوان منبع اصلی درآمد، اشتغا لزایی، رشد بخش خصوصی و توسعه زیرساخ تهای خود در حد بسیار گسترده به کار می گیرند. صنعت گردشگری در سراسر دنیا بویژه در کشورهای در حال توسعه که ازمنابع اقتصادی دیگری برخوردار نیستند، بسیار مورد توجه است. با این وجود فرصت استفاده از این منبع درآمد برای تمام کشورها مساوی نیست
توجه به مقوله گردشگری زمانی مه متر جلوه می کند که بر اساس آمارهای موجود، صنعت گردشگری امروزه به عنوان دومین منبع درآمد در بیش از 49 کشور در حال توسعه به حساب می آید و راهبردی برای افزایش درآمد و فقرزدایی در این کشورها تلقی می شود.
بر اساس پیش بینی سازمان جهانگردی جهانی تا سال 2010 بیش از 43 درصد از اشتغال جهان مربوط به بخش گردشگری خواهد بود
بعد اقتصادی مهمترین بعد اثرگذار بعد گردشگری است بر اساس مطالعات سازمان جهانی گردشگری پیش بینی می شود که تا سال 2010 میلادی تعداد جهانگردان به یک میلیارد نفر برسد که در این صورت سالیانه درآمدی بالغ بر1/550 میلیارد دلار عاید کشور های جهان خواهد شد. روند اشتغال زایی نیز در این بخش بیش از دو برابر سریعتر از دیگر بخشهای اقتصادی است
مبانی نظری
کشورهای رو به توسعه، در حالی به تشویق گردشگری به منزله ابزار توسعه اقتصادی می پردازند که این فعالیت نسبت به سایر صنایع مخرب، زیانهاینسبتاً کمتری برای آنها به همراه داشته است - راسل و استابیل - 2003, درواقع گردشگری روستایی را باید نوعی از گردشگری پایدار تلقی کرد؛ زیرا انتظار میرود حضور گردشگران در تقویت زندگی روستایی، ارتقای کیفیت زندگی، افزایش توان مالی ساکنان روستاها و بهبود اوضاع اقتصادی آنان، حفظ محیط و فرهنگ روستایی یاری رساند و موجب تحرک اقتصادی حاشیه ای شود و پیشرفت توسعه را ازطریق ایجاد شغل و درآمد برای آنها به ارمغان آورد - لیو و وال، - 2006 در ادبیات توسعه پایدار گردشگری، به ابعاداقتصادی گردشگری توجه بسیاری شده است.
موضوعات اصلی پایداری اقتصادی، شامل منافع اقتصادی، متنوع سازی اقتصاد محلی، رشد اقتصادی کنترل شده، بهبود روابط محلی و منطقهای و توزیع عادلانه منافع اقتصادی در اقتصاد محلی است - چامبرلین، - 2002 همچنین بعد پایداری اقتصاد گردشگری، بر درآمد مناسب، ثبات قیمت کالاهاو خدمات وبرابری فرصتهای شغلی در جامعه دلالت دارد
رضایت گردشگران از گردشگری پایدار، در راستای کارایی بلندمدت اقتصادی گردشگری محلی، اهمیت زیادی دارد - شوی - 2003, در این راستا طرفداران پارادایم سنتی گردشگری انبوه , هدف اصلی توسعه گردشگری را به حداکثر رسانی منافع اقتصادی آن می داننددر حالیکه طرفداران گردشگری پایدار معتقدن د که باید درصد رشد توسعه گردشگری با ظرفیتهای جامعه سازگار باشد - قدمی - 1390, در زمینه ارتباط بین گردشگری و توسعه روستایی سه دیدگاه مطرح شده است
گردشگری به عنوان راهبردی برای توسعه روستایی: در این دیدگاه ایجاد فعالیتهای مکمل کشاورزی و یا متحول نمودن این نواحی با توجه به منابع طبیعی و انسانی مدنظر است. و تنها راه احیا مجدد روستاها را ارائه برنامه ها و استراتژیهایی می دانند که از منابع طبیعی و انسانی آنها بهره ببرند و هم باعث ایجاد درآمد و افزایش رفاه ساکنان نواحی روستایی گردند
گردشگری به عنوان سیاست باز ساخت سکونتگاههای روستایی: این دیدگاه با سه رویکرد؛ گردشگری به عنوان سیاست باز ساخت، بازسازی در برابر افول کشاورزی و توسعه، بهبود فراورده ها و محصولات کشاورزی اعتقاد دارد می توان از اتکا . - بیش از حد به تولیدات کشاورزی کاست و آنها را در فرصتهای اقتصادی جدیدی مشارکت داد

