بخشی از مقاله
چکیده
سنگهاي آتشفشانی موجود در منطقه کهندان به سن ائوسن که به کمربند آتشفشانی ارومیه دختر تعلق دارند میزبان توده هاي گرانیتوئیدي الیگومیوسن قرار گرفته و دچار دگرگونی مجاورتی شده اند. مجاورت توده نفوذي گرانیتی تا تونالیتی با سنگهاي ولکانیک ائوسن سبب وقوع دگرسانی هیدروترمال و تشکیل کانیهایی مانند کلریت، کلسیت، اپیدوت، اسفن، اکتینوت و کانیهاي اوپاك در سنگهاي ولکانیک شده است.
میان لایه هاي آهکی همراه با توده هاي ولکانیکی، بیشترین تاثیر نفوذ توده گرانیتوئیدي را متحمل شده و در آنها اسکارنهاي چندکانیایی - پیروکسن اسکارن، گارنت اسکارن و اکتینولیت اسکارن - و تک کانیایی - اپیدوتیت و گروناتیت - بوجود آمده است. اولین مرحله اسکارن زایی با تشکیل پیروکسن اسکارن همراه بوده و گارنت اسکارن در گامه بعدي به وجود می آید. تشکیل اپیدوت اسکارن را می توان به مرحله بعدي نسبت داد. در نهایت در مرحله دگرسانی هیدروترمال اکتینولیت اسکارن و سایر همایندهاي کانیایی تشکیل می شوند.
مقدمه
منطقه کهندان بخشی از نوار ماگماتیسم ایران مرکزي موسوم به ارومیه-دختر است که در شرق تفرش - استان مرکزي - واقع شده است. در این منطقه توده ي نفوذي بزرگی به سن الیگومیوسن؟ در سازندهاي متعلق به ائوسن نفوذ کرده و آثار نفوذ، به صورت دگرگونی مجاورتی روي سنگهاي دربرگیرنده باقی مانده است. سنگ میزبان توده نفوذي، سنگهاي ولکانیک ائوسن با میان لایه هاي آهکی است.
تاثیر عمده نفوذ توده آذرین گرانودیورییتی تا تونالیتی بر سنگهاي ولکانیک بصورت آلتراسیون هیدروترمال بوده و تشکیل کانیهاي کلریت، کلسیت، زوئیزیت، اپیدوت، اسفن، اکتینوت و کانیهاي اوپاك در سنگهاي ولکانیک به دلیل آلتراسیون مزبور است.
بیشترین تاثیر نفوذ توده گرانیتوئیدي، بر میان لایه هاي آهکی همراه با توده هاي ولکانیکی است. تاثیر نفوذ توده گرانیتوئیدي بر این سنگهاي رسوبی، زایش اسکارنهاي چندکانیایی - پیروکسن اسکارن، گارنت اسکارن و اکتینولیت اسکارن - و تک کانیایی - اپیدوتیت و گروناتیت - را سبب شده است. مطالعات کانی شناختی اسکارن هاي مزبور وقوع چند مرحله مجزا در تشکیل آنها را نشان می دهد. موضوع اصلی مقاله بررسی نحوه زایش اسکارن و گامه هاي اسکارن زایی در سنگهاي دگرگونی مجاورتی آهکی است.
شرح و بحث
محدوده مورد نظر بخشی از کمربند آتشفشانی ارومیه دختر واقع در پهنه ایران مرکزي است که در دوران سنوزوئیک عرصه ماگماتیسم گستردهاي بودهاست. در ائوسن، این ماگماتیسم درمنطقه بصورت سري هاي آتشفشانی به شکل گدازه، برش و ولکانوسدیمنترهاي با باندهاي آهکی متعلق به ترسیر دیده میشود که با نفوذيهاي الیگومیوسن؟ قطع شدهاند.
ستیغ هاي مرتفع منطقه را توده نفوذي گرانیتوئیدي به سن احتمالی الیگوسن تشکیل می دهد که داراي راستاي شرقی- غربی بوده و عامل اصلی وقوع دگرسانی هیدروترمال، کانه زایی و دگرگونی مجاورتی در بخشی از سنگهاي در برگیرنده است. کانهزایی پراکنده باریت و سرب به صورت گالن همراه با اکسید آهن در منطقه دیده می شود. جوانترین واحد سنگشناختی منطقه را آبرفتهاي عهد حاضر و رسوبات رودخانه اي تشکیل می دهند.
توده نفوذي گرانیتوئیدي با ساخت دانه متوسط تا ریز، داراي ترکیب متغیر تونالیت تا گرانیت است.
زنولیتهاي مافیک و قطعاتی از سنگهاي در برگیرنده ولکانیک در توده نفوذي به چشم می خورد.
رگههاي روشنتر مواد تاخیري ماگما نیز در درزهها و شکستگیهاي توده نفوذ کرده است.
عمده ترین کانی هاي موجود در توده نفوذي به ترتیب فراوانی عبارتند از : پلاژیوکلازهاي شکلدار تا نیمه شکلدار با ماکل پلی سنتتیک و زونه، آمفیبولهاي نیمه شکلدار تا بی شکل و بیوتیت هاي بی شکل کلریتی شده که کوارتزهاي بی شکل فضاي بین دانه ها را پر کرده اند.
دگرسانی فراگیر و شدیدي در حاشیه و نزدیک به شکستگی هاي اصلی توده نفوذي دید می شود. تاثیر این دگرسانی بصورت ایجاد بافت پورفیروئید در سنگ است و پلاژیوکلازهاي درشت در زمینه اي از کوارتز- فلدسپاتهاي خرد شده ریزدانه قرار گرفته اند. پلاژیوکلاز بشدت دچار شکستگی شده و در آن قطع شدگی ماکل و اشکال شطرنجی بوجود آمده است. با افزایش شدت دگرسانی، کانیهاي اصلی سنگ دچار تجزیه شده و در نتیجه در حاشیه توده اصلی، کانیهاي اپیدوت ، کلسیت، کلریت، هماتیت ، اکتینوت، اسفن و حتی گارنت بوجود آمده اند.
سنگهاي در برگیرنده توده نفوذي، آندزیت- پیروکسن آندزي بازالت و ریوداسیت هاي متعلق به ائوسن می باشند. بافت این سنگها از میکرولیتی پورفیري تا میکروفلسیتی پورفیري - در نمونه هاي ریوداسیتی - متغیر است. کانی عمده آندزیت و آندزي بازالت ها، پلاژیوکلاز درشت بلور و میکرولیتی است و کانی فرومنیزینه آن آمفیبول و پیروکسن می باشد.
کانیهاي مزبور تجزیه شده و به خرج آنها کلریت، کلسیت، زوئیزیت، اپیدوت، اسفن، کانیهاي اوپاك و اکتینوت در این سنگها بوجود آمده است. با توجه به موارد فوق می توان گفت با توجه به شباهت شیمیایی سنگهاي نفوذي و سنگ دربرگیرنده آذرین، در این بخش وسعت دگرگونی مجاورتی زیاد نیست و تاثیر توده نفوذي بر روي توده هاي ولکانیک بیشتر بصورت دگرسانی می باشد. در این راستا، اکتینوت بصورت بلورهاي سوزنی شکل در حفرات این سنگها رشد کرده است. پلاژیوکلازها بسته به ترکیب سنگ مادر سوسوریتی یا سریسیتی شده و پیروکسن ها اورالیتی و آمفیبول ها کلریتی شده اند و در نهایت مجموعه اي از کانیهاي کلریت، اپیدوت، کلسیت، اوپاك و اسفن در سنگهاي ولکانیک بوجود آمده است.
دگرگونی مجاورتی واقعی منحصر به افقهاي کربناته بین لایه با سنگهاي ولکانیک میشود. درمجاورت بلافصل توده با توجه به باز بودن سیستم دگرگونی، اسکارنهاي چندکانیایی و سنگهاي تک کانیایی نظیر اپیدوتیت وگروناتیت تشکیل شده است. کانی شناسی اسکارن ها ساده بوده و پیروکسن، گارنت، اپیدوت، اکتینولیت، کلریت، اسفن، کلسیت و کوارتز عمده کانیهاي آنها را تشکیل می دهند. با توجه به نوع کانی شاخص موجود، این همایندهاي کانیایی تحت عناوین پیروکسن اسکارن، گارنت اسکارن و اکتینولیت اسکارن بررسی می شوند.
کانی پیروکسن بصورت بلورهاي شکلدار، نیمه شکلدار تا بی شکل و داراي زوناسیون شیمیایی با رنگ اینترفرانس درجات پائین تا اواسط درجه 2 دیده می شود. تغییر رنگ بلورهاي پیروکسن به سبب تغییر در مقدار کلسیم وآهن پیروکسن می باشد.
کانی گارنت به صورت بلورهاي شکلدار تا نیمه شکلدار و ایزوتروپ و یا انیزوتروپ با ماکل قطاعی و بافتهاي زونار و یا آتول در سنگهاي اسکارنی دیده می شود. روابط کانی شناسی نشان می دهد این کانی احتمالا به خرج کانی پیروکسن تشکیل شده است.

