بخشی از مقاله

چکیده:

پژوهش حاضر سریال شبهای برره را بر اساس رویکرد گفتمان شناسی انتقادی نورمن فرکلاف - 2003 - مورد مطالعه قرار داده است. در همین راستا ده قسمت از این مجموعهی طنز را بصورت تصادفی انتخاب کردهایم. شایان ذکر است که هر قسمت از این سریال در حدود چهل و پنج دقیقه بوده است و در کل چهار صد و پنجاه دقیقه معادل 8 ساعت از این سریال پرمخاطب تجزیه و تحلیل شده است و البته باید به این نکته توجه نمود که با بررسی قسمتهای منتخب ساختارهای گفتمانمدارانتخاب و تحلیل شده اند .

با توجه به این که در رویکرد فرکلاف سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین مطرح میباشد، تحلیل دادهها نشان داد که درسطح توصیف - ساختارهای زبانی - ، تفسیر - گفتمان بالا و پائین - و تبیین - گفتمان متخاصم - در این سریال نقشآفرینی می-کردهاند.

مقدمه:

اگر چه قبلاً این دیدگاه مطرح بود که نگاه انتقادی معطوف به نظری است که زبان را آینه شفافی میداند که مفاهیم و اندیشهها را منتقل میکند اما در واقع تحلیل گفتمان انتقادی بر این باور است که زبان برخلاف این تعریف، مثل آینه شیشهی ماتی است که حقایق را در بسیاری موارد تحریف میکند. تحلیل گفتمان انتقادی، معتقد است که ردپای تاریخ، جهانبینی، ارزشها، مؤلفههای اجتماعی فرهنگی، در جای جای زبان مشهود است

نورمن فرکلاف - 1992 - بر این عقیده است که گفتمان همان کاربرد کنش های اجتماعی زبان است و در تحلیلهای گفتمانی خود روش شناسی تحلیل گفتمان را در دو سطح بررسی میکند: اولین سطح تحلیل زبانشناختی و دومین سطح نیز تحلیل بینامتنی است که در آن توصیف جامعهشناختی، عوامل اجتماعی، توصیف صورتبندیهای ایدئولوژیک - گفتمانی درون آن، ایدئولوژی و تأثیرات ایدئولوژی را بر متن بررسی میکند. فرکلاف بر این باور است که این عوامل در گفتمان های موجود در هر متنی تأثیرگذارمی باشد و لذا این عوامل می تواند گفتمان طنز را نیز خلق کند. در جریان بررسی متن فیلمنامه شبهای برره به این موضوع بیشتر میپردازیم.

رویکرد فرکلاف با بررسی عواملی چون هویتها یا فعالیتهای زمینهمند اجتماعی، گفتمانهای متخاصم، کارکرد و نتیجه متن در تلاش خواهد بود تا عوامل گفتمانی را تحلیل و شناسائی کرده و بر اساس همین عوامل نیز طنز و گفتمان طنز شناسائی خواهند شد. در این رهیافت مواردی بیشتر مورد مطالعه قرار میگیرد که با گفتمان طنز و به نوعی طنزآفرینی سر و کار دارد.

بررسی متون طنز بر اساس رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی میتواند ورای طنز در سریالهای تلویزیونی ]در اینجا شبهای برره[ را مشخص کند. علاوه بر این می توان مشخصههای طنز را از جنبههای تحلیل انتقادی گفتمان بررسی کرد.

مروری بر"شبهای برره"

»شبهای برره« به عنوان یکی از مجموعههای موفق طنز تلویزیونی ایرانی توانسته بود ذهن بیشتر مردم به ویژه جوانان را به خود مشغول کند. این مجموعه به کارگردانی »مهران مدیری« تولید و از شبکهی سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران در سال 84 پخش میشد. این مجموعه در هر قسمت داستانی مستقل را نقل میکرد که در روستای خیالی برره و در میان اهالی این روستا اتفاق میافتاد. شبهای برره را میتوان شاهکار مهران مدیری در عرصه سریالسازی در تلویزیون دانست؛ مهران مدیری پس از ساخت »پاورچین«، دو تجربه نیمه موفق »نقطه چین « و »جایزه بزرگ« را در کارنامه خود ثبت کرد ولی با ساخت سریال »شب-های برره« بار دیگر نشان داد که در سریالسازی طنز در تلویزیون بیرقیب است.

شبهای برره آن قدر خوب بود که تا مدتها بعد از پخش آن و حتی تا همین الآن تأثیرات خود را بر مردم گذاشت و تا همین امروز هم برخی اصطلاحات و آداب زبان بررهای در بین مردم رایج است. البته نمیتوان نقش نویسندهای چیره دست مانند »پیمان قاسمخانی« را در موفقیتهای این سریال نادیده گرفت - حسنی سعدی و اسماعیلی، . - 1384 داستان بدین شرح است که کیانوش سردبیر یکی از روزنامههای مشهور است و پس از درج یک خبر جنجالی توسط او در روزنامه، پلیس وی را دستگیر میکند و او به تبعید به یکی از مکانهای دور محکوم میشود. در مسیر او به صورت اتفاقی فرار میکند و در راه توسط ماری گزیده میشود. فردی به اسم »شیرفرهاد« او را میبیند و به روستای خود که »برره« نام دارد منتقل میکند.

روایت برره در حدود 100 سال پیش اتفاق میافتد. قصه با ورود روزنامهنگاری ناراضی به یک منطقه عجیب و دورافتاده به نام برره و آشنایی او با اهالی این منطقه آغاز میشود. اهالی برره که به دو بخش بالا و پایین برره تقسیمبندی شدهاند، رفتارهای متفاوتی با این جوان میکنند. از بافت این سریال برمیآید که در زمان رضاخان اتفاق افتاده باشد و در نتیجه میتوان طبقات اجتماعی آن دوران را به این حکومت نسبت داد.

با اینکه سریال طنز شبهای برره توانسته است نظر بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کند و طنز موفقی به حساب میآید اما بسیاری از منتقدان سینما و تلویزیون و حتی فیلم نامهنویسان سریالهای طنز، اشکالاتی را به این برنامه تلویزیونی وارد کردهاند و آن را ناموفق ارزیابی کردهاند، مثلا اکبری - 1384 - بر این عقیده است که دستاندرکاران مجموعه از دربرگیری متنوع مخاطبان خود غافل بودهاند و سطحی بودن بعضی از موضوعات تا حدی است که قدرت تشخیص و شعور مخاطب به سخره گرفته می شود. وی افزود که در یک نقد منصفانه، نقطه قوت این مجموعه خلق مردمان با باورهای قومی و سنتی بیپایه و اساس، خرافهها و گویش منحصر به فرد، مجهولالمکانی روستایی که موقعیت جغرافیایی خاصی را نیز برای آن نمیتوان یافت که با وجود دوری از شهر اهالی با خیلی جاها و پدیدهها آشنایند که این ویژگی شاید عمدی، دست کارگردان را برای پیش بردن مجموعه و خلق اتفاقات نادر و جدید باز گذاشته است اما مخاطب را دچار سردرگمی میسازد.

در مقابل افراد موافق، مؤلفههای زبانشناختی طنزآفرین دراین سریال را ستودهاند مثلا عظیمی - 1384 - بر این عقیده است که ابتکار زبان شناسانه طنز »شب های برره« قابل تحسین است و بههمین دلیل است که زبان »برره « آسیبی به زبان فارسی نمیزند. وی با بیان این که هیچ زبان طبیعیایی به طور اتفاقی، ناگهانی و مصنوعی به وجود نمیآید و نیاز به گویشور و یا گویشورانی دارد اشاره کرده است که »پیدایش گویش برره برخاسته از خلاقیت کسانی است که با آگاهی از دستور زبان فارسی با ایجاد تغییرات زبانشناسانه توانستهاند این چنین گویشی را به وجود آورد.«

مقدمات و اصول اساسی تحلیل گفتمان انتقادی

یورگنسن و فیلیپس - 60 :2002 - 50 تحلیل انتقادی گفتمان51 را شاخهای بین رشتهای میدانند که می تواند نظریات و روشهای یک مطالعه تجربی را فراهم آورد تا از این طریق رابطه بین گفتمان و توسعه فرهنگی درحوزههای اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد. رویکردهای زیادی در تحلیل گفتمان انتقادی وجود دارد که با همدیگر تفاوتها و شباهت های زیادی دارند ولی شباهت همه آنها در این است که تأثیر زبان و اجتماع را بر روی هم بررسی میکنند.

به گفتهی راث وداک - 1989 - 52 تحلیل گفتمان انتقادی ریشه در زبانشناسی اجتماعی و زبانشناسی کاربردی و همچنین کاربردشناسی دارد. این شاخه از زبانشناسی رابطه بین قدرت و زبان را بررسی میکند. وی معتقد است که تحلیل گفتمان انتقادی در حال حاضر به هیچ وجه درپی ارائه یک نظریه واحد نبوده بلکه با انشعاب از پیشینههای تحقیقاتی مختلف در تلاش گاهاً در برخی از متون بجای »تحلیل گفتمان انتقادی« از »تحلیل انتقادی گفتمان« نیز استفاده شده است که در این تحقیق هر دوی اینها بجای هم به کار رفتهاند. برخی بر این عقیدهاند که این تحلیل انتقادی است نه خود گفتمان؛ به همین خاطر از عبارت » تحلیل انتقادی گفتمان« استفاده میکنند.

با این حال وی معتقد است که این رویکرد یک پارادایم کلی و تمام نیست و میتوان آن را یک »مکتب« نامید. ون دایک - - 1993 بر این باور است که تحلیل انتقادی گفتمان رابطه بین گفتمان و قدرت را مورد بررسی قرار میدهد و نمود این رابطه را در متن بررسی میکند.

فرکلاف - - 1979 منظور خود را از »انتقادی « همان شفافسازی روابط بین اشیاء می داند. تامسون - 1984 - 53 معتقد است که منظور از ایدئولوژی اشکال اجتماعی است که باعث میشود روابط قدرت نامتوازن بوجود بیایند. در همین راستا راث وداک - 1989 - بر این اعتقاد استوار است که تحلیل انتقادی گفتمان در نظر دارد که نوعی رهائی و آزادی را بوجود بیاورد و عمق قضایا را روشن کرده و ابهامات را برطرف کند.

بر همین اساس است که یکی از اهداف تحلیل گفتمان انتقادی شفافسازی گفتمان از طریق تشریح ایدئولوژی هاست. علاوه بر این فرکلاف - 1995 - بر این باور است که بین ساختارهای کلان و ساختارهای خرد جامعه ارتباط وجود دارد. وی ساختارهای کلان را همان ایدئولوژی و ساختارهای اجتماعی می داند و ساختارهای خرد را ویژگی های زبانشناختی تعریف میکند. به همین دلیل نیز معتقد است که اگر چه ممکن است ساختارهای کلان جامعه ساختارهای خرد را تعیین کنند اما ساختارهای گفتمانی نیز به نوبه خود ساختارهای ایدئولوژیکی را بازتولید میکنند 

از طرفی ون دایک - 1993 - 54 تحلیل گفتمان انتقادی را نوعی تحلیل گفتمان میداند که عمدتاً بر استیلا، سوء استفاده از قدرت و نابرابریهای بوجود آمده توسط زبان در محیطهای اجتماعی و سیاسی تأکید میکند. تحلیلگر گفتمان انتقادی در این جا سعی میکند که موضعی روشن اتخاذ کند و نابرابری های اجتماعی را درک کرده، با آن مواجه شود و نهایتاً نیز در برابر آن مقاومت نشان دهد. وی بر این باور است که تحلیل انتقادی گفتمان یک مکتب و یا یک مسیر نیست بلکه رویکردی است که دیدگاهی نظری و تحلیلی را در تمامی رشتهها پیشنهاد میکند. علاوه بر این میتوان گفت که تحلیل انتقادی گفتمان نقش بسیار مهمی در جامعه ایفا می کند و این نیز بدین خاطر است که تحلیل انتقادی گفتمان بر کشف رابطه بین دانش و ساختارهای اجتماعی تأکید میکند.

ون دایک - 1993 - از مهمترین ویژگیهای تحلیل انتقادی گفتمان به چند مورد اشاره میکند که میتوان به مسائلی چون توجه زیاد به موضوعات اجتماعی و سیاسی، بین رشتهای بودن رویکرد و روشی ساختارهای گفتمانی با روابط قدرت و استیلا در جامعه اشاره کرد.

×تعریف طنز

طنز یکی از فروع ادبیات انتقادی و اجتماعی است که در ادبیات کهن فارسی به عنوان نوع ادبی مستقل شناخته نشده و حدود مشخصی با دیگر مضامین انتقادی و خنده آمیز چون هجو و هزل و مطایبه نداشته است. میتوان به نوعی ادعا کرد که امروزه از واژهی طنز، اغلب معنی لغوی آن یعنی »مسخره کردن و طعنه زدن« مد نظر شاعران و نویسندگان بوده است ولی معنی امروزی آن - که جنبهانتقاد غیرمستقیم اجتماعی با چاشنی خنده که بُعد تعلیمی و اصلاح طلبی و آموزندگی آن مراد است از واژهی «satire» اروپایی اقتباس شده است - که در حقیقت اعتراضی است بر مشکلات و نابسامانیها و بیرسمیها که در یک جامعه وجود دارد و گویی جامعه و مسئولان امر نمیخواهند این اعتراضها را مستقیم و بیپرده بشنوند و گاه وجدان بیدار و ضمیر آگاه شاعران و نویسندگان با بزرگنمایی و نمایانتر جلوه دادن جهات زشت و منفی و معایب و نواقص پدیدهها و روابط حاکم در حیات اجتماعی درصدد تذکّر، اصلاح و رفع آنها بر میآیند که اوج آن را در آثار شاعران و نویسندگان دوره مشروطیت میتوان مشاهده کرد

حسینی معصوم و مرادی - - 1390 نیز اذعان می دارند که نویسندگان زیرک، که انتقاداتی به شیوهها و رویههای موجود در جامعه دارند، با انتخاب این زبان برای بیان عقاید خود، هم با مخاطبان ارتباط قویتری برقرار میکنند و هم به دلیل مبهم بودن برخی اشارهها از گزند انتقاد شنوندگان در امان میمانند. با توجه به محتوای فرهنگی بسیار غنی مطالب طنزآمیز و زبان پررمز و راز آن، مطالعه زبان طنز از جنبههای مختلف فرهنگی، ادبی و زبانی همواره مورد توجه بوده است. سایر صاحبنظران و ادیبان و طنز شناسان با دیدگاهها و برداشتهای شخصی، تعاریفی نسبتاً متفاوت ارائه کردهاند

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید