بخشی از پاورپوینت
اسلاید 1 :
فصل دوم
پژوهش عملی و فیلولوژی
اسلاید 2 :
نخستین گام در پژوهشهای زبانشناسی، گردآوری عملی مواد اولیهای است که موضوع تحلیلها و تعبیر و تفسیرهای بعدی قرار میگیرد.
چهار منبع مشخص برای گردآوری مواد اولیه که در اختیار زبانشناس است عبارتاند از:
1. گفتار خود زبانشناس
2. گفتار افراد دیگری که به زبان او سخن میگویند
3. گفتار افرادی که به زبانهای بیگانه سخن میگویند
4. اسناد مکتوب
جامعهی زبانی دربرگیرندهی افرادی است که به یک زبان واحد با تغییرات و تنوعات کم و بیش فرعی ناشی از عوامل جغرافیایی، اجتماعی، شغلی و غیره، سخن میگویند.
اسلاید 3 :
تفاوت فیلولوژی و پژوهش میدانی
تفاوتهای بنیادی در ماهیت و دردسترس بودن منابع و نیز در روشهای بررسی و ارزیابی مواد اولیه است. پژوهشگری که کار میدانی میکند میتواند به طور مستقیم از گویشوران خود دربارهی زبان و فرهنگ آنان سوال بپرسد، و مواد اولیهاش محدود به یک مقطع زمانی واحد است. فیلولوژیست نمیتواند اطلاعاتی را که در متون مورد استفادهی او یافت نمیشود، از گویندگان بومی زبانهای مرده به دست آورد، معمولا باید استنباطات خود را از موارد مشاهده شده به موارد غیرقابل مشاهده تعمیم دهد و از نظر تاریخی این امتیاز را دارد که میتواند متون مربوط به دورههای تاریخی گوناگون را در اختیار داشته باشد، همچنین شواهد روشنی را که در اسناد او ضبط شدهاند در اختیار دارد.
از نظر زبانشناس تاریخی، هر دو رویکرد ضروری هستند زیرا مواد اولیهای را فراهم میکنند که او میتواند نظریههای خود را دربارهی تاریخ یک زبان معین و تاریخ زبان به طور کلی بر پایهی آنها استوار نماید.
روشهای مورد استفاده در فیلولوژی و پژوهشهای عملی متفاوت است، اما هدف آنان که بهدست آوردن اطلاعات کافی و قابل اعتماد دربارهی زبانهای معین است، یکسان میباشد.
اسلاید 4 :
نظامهای نوشتاری
مشکلات فیلولوژیست برخورد با نظامهای نوشتاری یا خطهای متفاوت و کوشش برای تعیین ارزش آوایی یا معنایی واژهها و نشانههای خطی است. اما پژوهشگر میدانی میتواند دستگاهی از نشانههای مورد پذیرش را برای ثبت مواد اولیهی خود انتخاب کند برای مثال الفبای آوانگار بینالمللی، یا نظام جدیدی از نشانهها را برای ثبت زبان مورد بررسی خود، ابداع کند.
نظام نوشتاری به کار گرفته شده در یک سند معین از نخستین موانعی است که زبانشناس یا فیلولوژیست باید در کار گردآوری مواد برای بررسیهای بیشتر، از پیش پای خود بردارد. تعداد قابل ملاحظهای از زبانهای زندهی دنیا از الفبای لاتین، با جرح و تعدیلهای جزئی مانند افزودن برخی نشانهها، یا ارزشهای آوایی متفاوت برای نشانههای خطی معین استفاده میکنند. نظامهای الفبایی دیگری با کاربرد گسترده نیز وجود دارند مانند خط سیریلی که خط نظام نوشتاری زبان روسی، زبانهای اسلاو، زبان ترکی ازبکی و زبان ایرانی تاجیکی است.
امروزه استفاده از نظام الفبایی، در کلیهی زبانهای دنیا معمول نیست و برخی از زبانها، نظامهای نوشتاری دیگری را به کار میبرند. کلیهی خطهایی که تا کنون به وسیلهی انسان ابداع شده، کوششی است برای ثبت جریان گفتاری واژهها به شیوهای قابل رویت. تقدم زبان گفتار بر نوشتار آشکار است، همهی ما خیلی پیش از آنکه نوشتن را بیاموزیم، حرف زدن را یاد میگیریم و بسیاری از مردم دنیا نوشتن را نمیآموزند، یا زبان آنها اساساً دارای نوشتار نیست. اما همهی انسانها به زبانی کامل گفتگو میکنند.
اسلاید 5 :
مراحل تبدیل گفتار به نوشتار در طول تاریخ
نخستین مرحله در تبدیل واژههای گفتاری به نشانههای دیداری، روش تصویرنگاری است که در آن نشانهها به اشیائی شباهت دارند که واژهها بر آنها دلالت میکنند. در نوشتار توالی مفاهیم مطرح است، بنابراین هر تصویر در پی تصویر دیگری قرار میگیرد. نشانه، تصویری است از یک شیء مشخص که اطلاعاتی دربارهی معنی واژه به دست میدهد اما چگونگی تلفظ آن را مشخص نمیکند.
با گسترش سواد، تصویرها برای صرفهجویی در زمان نوشتن آنها، به سوی سادهتر شدن گرایش پیدا میکنند. در مراحل بعدی، نشانهها ظرافت بیشتری مییابند و تشخیص رابطهی عینی آنها با اشیا دنیای خارج دشوارتر میگردد. با گذشت زمان، همین تصاویر نیز بدون شک دستخوش تحولات بیشتری میگردند و به صورت تثبیتشده در میآیند، به نحوی که کلیهی گویندگان باسواد یک زبانِ معین بتوانند در نوشتار خود، نشانههای واحدی را به کار گیرند و از کاربرد آنها در نوشتههای دیگران استنباط یکسانی داشته باشند. نخستین جهش مهم از خط تصویری به سوی یک نظام قابل کنترلتر، هنگامی است که تصاویر، دیگر به عنوان صورت یک شیء معین خارجی دارای ارزش نیستند، بلکه نمایانگر یک صدا یا گروهی از صداها هستند. نخستین مورد چنین تحولی در سومر اتفاق افتاد. دومین عامل با اهمیت در حرکت از نمایش تصویری به سوی نمایش آوایی، نیاز به نوشتن نامهای خاص بوده است. چنین پیشرفتی در این زمینه، سبب پیدایش خط دیگری میگردد که به خط هجایی معروف است. در خط الفبایی، هر نشانه نمایشگر صدا یا واج واحدی است، اما در خط هجایی هر نشانه نمایانگر یک هجا یا گروهی از صداهاست. بیشتر زبانهای باستانی به خط هجایی نوشته میشدند و معروفترین خط هجایی که امروزه کاربرد دارد، خط ژاپنی است.
گام بعدی در روند تحول نظامهای نوشتاری، تبدیل خطهای هجایی به خطهای الفبایی است، و هنگامی اتفاق افتاد که هجا به صداهای تشکیل دهندهی آن تقسیم گردید. در این مرحله نظام نوشتاری اقتصادیتر شده است زیرا تعداد کمتری نشانه مورد نیاز است و همین نشانههای معدود در ترکیبهای بیشتری قرار میگیرند.
اسلاید 6 :
نخستین گام در بررسیهای فیلولوژی، تشخیص نظام نوشتاری اسناد مکتوب است. در تاریخ علم باستانشناسی، اسنادی کشف شدهاند که به خطی کاملا فراموش شده نوشته شدهاند و امکان تفسیر فوری آنها وجود ندارد. در چنین مواردی، فیلولوژیست برای تعیین ارزش معنایی و آوایی نشانههای نوشتاری، باید به کشف آنها بپردازد که این روند را رمزگشایی مینامند. فیلولوژیست باید با صبر و حوصله معلومات و اطلاعات خود را دربارهی رابطهی حروف و زبانها به کار گیرد. فیلولوژیست با توجه به محتوای اسناد به فرضیات منطقی دست میزند، وقوع نامهای خاص را در متون مورد نظر جستجو میکند و احتمالات مربوط به توزیع صرفاً ریاضی نشانهها را مورد بررسی قرار میدهد.
مهمترین دادههایی که در پیدایش و تکامل اصول و روشهای زبانشناسی تاریخی مورد استفاده قرار گرفته، از مطالعات فیلولوژی حاصل شده است. منظور از فیلولوژی رشتهای است که اسناد مکتوب را با توجه به بافت فرهنگی آنها، تعبیر و تفسیر میکند.
اولین بار آگوست شلایشرِ آلمانی متخصص زبانهای هندواروپایی، مدل درخت یا شجرهی خانوادگی را برای بیان روابط وراثتی زبانها ارائه کرد. مطالعات پیوسته و یکپارچهی فیلولوژی مقدمهی لازمی است برای بررسی و توصیف زبانهایی که دارای سنتهای مکتوب هستند.
ویرایش و تصحیح اسناد مکتوب اساسیترین نقشی است که فیلولوژیستها در مطالعات زبانشناسی تاریخی بر عهده دارند. اسناد، کلیهی متونی را که بر سنگ، لوحههای گلی، پوست، کاغذ و یا سایر اجسام نوشته شدهاند، دربر میگیرد. فیلولوژیست متون مربوط به زمینهی مشخصی از تخصص و علاقهی خود را گردآوری میکند و فرهنگی را که این اسناد، نظام نوشتاری و خودِ زبان محصول آن هستند، به خوبی میشناسد. سپس به فراهم کردن تصحیح انتقادی متن مورد نظر میپردازد تا کسانی که اطلاعات موجود در آن را برای مطالعات خود سودمند میدانند، از آن بهرهمند شوند. بسته به موضوع متن، پژوهندگان بسیاری از رشتهها مانند تاریخ، امور اداری، ادبیات، الهیات یا فلسفه به نسخهی تصحیح شدهی آن نیاز خواهند داشت. محتوای متن برای زبانشناس اهمیت زیادی ندارد، زیرا او به زبان توجه دارد.
تصحیح اسناد مکتوب
اسلاید 7 :
تصحیح انتقادی کاملِ یک متن کهن، از نظر ساخت شامل بخشهای زیر است
یک نسخهی عکسی از اصل متن داده میشود.
از الفبای لاتین و براساس معیارهای پذیرفتهشده، آوانگاری یا حرفنگاری میشود.
سپس متن به انگلیسی یا یکی از زبانهای زنده دیگر ترجمه میشود. این ترجمه همراه با یادداشتهایی است که معمولا اشکالاتی را توضیح میدهد که مصحح به هنگام تفسیرِ برخی قسمتهای متن با آنها روبهرو بوده است. مصحح میتواند دربارهی املای غیرمعمول برخی واژهها، اشاراتِ متنِ مورد بررسی به نوشتههای دیگر، یا در مورد افراد، جایها و اشیایی که در متن به آنها اشاره شده است، توضیحات و اطلاعات بیشتری به دست دهد. در یادداشتها چگونگی تفسیر برخی از واژههای ناشناخته نیز، معمولا با ارائهی واژههای مشابه در زبانهای خویشاوند یا همسایه، مورد بحث قرار میگیرد. همچنین به گونههایی که احتمالا در دیگر نسخههای خطیِ باقی مانده از همان متن (بر فرض وجود) آمدهاند، در یادداشتها اشاره میگردد.
گذشته از متن اصلی، مقدمهی عمومی مصحح که در آن دربارهی سابقهی متن، محل کشف آن، چگونگی حفظ و نگهداری آن و اینکه در گذشته نیز مطالعاتی بر روی آن انجام شده است یا نه، اطلاعاتی داده میشود. سایر مطالب مقدمه عبارتاند از: نظریات و شواهد مصحح دربارهی مولف متن، زمان تالیف و نسخههای احتمالی بعدی آن که به وسیلهی کاتبها رونویسی شده است. آنچه در مطالعات زبانشناسی تاریخی اهمیت اساسی دارد، زمان تألیف یا دورهای است که زبانِ سند باید نشاندهندهی آن باشد.
معمولا یک کتابنامه نیز افزوده میشود که فهرستی است از کلیه کتابها و مقالههایی که در متن به آنها اشاره شده و نیز آثار دیگری که مصحح به هنگام آماده کردن متن برای انتشار، از آنها استفاده کرده است.
در برخی نسخههای خطی، یک پایاننوشت یا پاراگراف کوتاهی که معمولا در پایان متن میآید، نیز وجود دارد و اطلاعات مهمی دربارهی نویسنده و یا زمان تالیف اثر به دست میدهد.
در صورت امکان، باید فهرستی از کلیهی واژهها و تکواژهای دستوری که در متن آمدهاند با معادل انگلیسی و توضیحات لازم در برخی موارد، برای یک متن انتقادی فراهم گردد که واژهنامه یا واژهنما و یا فهرستِ واژهها نامیده میشود، و به همراه واژه، سطر یا سطرهای دقیق وقوع آن در متن نیز باید ذکر گردد.
اسلاید 8 :
پیوستار زبانها در زمان و مکان
مرزهای زمانی و مکانی یک «زبان»، چنانکه در نگاه اول به نظر میآید، غالبا ثابت نیستند و دقیقاً مشخص نمیباشند. پدیدهی زبانِ انسان معمولاً به صورت یک پیوستار زمانی_مکانی وجود دارد. زبانها پیوسته در تغییرند و در واقع هیچگونه وقفهای در پیوستگی آنها میان دو مقطع زمانی متفاوت وجود ندارد.
زبانشناسان بررسی زبانها را در مقطعهای گوناگون تاریخی و به مثابه نظامهایی کاملا متفاوت، شیوهای مناسب و حتی ضروری میدانند. برای مثال زبان انگلیسی به سه دورهی انگلیسی باستان، انگلیسی میانه و انگلیسی نو تقسیم میشود. این نوع اصطلاحات صرفا ابزارهای سودمندی هستند که میتوان از آنها برای نامیدن یک زبان به گونهای که در یک مقطع زمانی تقریبی وجود داشته است، استفاده کرد. این مطلب در مواردی که یک زبان تغییر نام داده است نیز صادق است. مثلا دقیقاً معلوم نیست که در چه تاریخی زبان لاتین به فرانسوی باستان یا اسپانیایی باستان یا ایتالیایی باستان تبدیل گردیده است. زبان لاتین صرفاً یک تحول پیوسته در سه منطقهی جغرافیایی جداگانه داشته است و زبانهای فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی صرفاً صورتهای متاخرتر زبان لاتین هستند.
از نظر بعد مکان، نمیتوان گویندگان زبانهای گوناگون را به آن صورتِ شسته و رفتهای که مرزهای سیاسی، کشورها را از یکدیگر مجزا میکنند، به گروههای زبانی جداگانه تقسیم کرد. در یک منطقهی جغرافیایی که دو یا چند زبان خویشاوند وجود دارد، اغلب یک تغییر تدریجی از یک زبان به زبان دیگر دیده میشود. مرز سیاسی میان دو کشور تنها در تعیین زبان آموزش در مدارس عامل مهمی به حساب میآید. در مورد زبان گفتاری، واقعیت آن است که گویشهای محلی به طور تدریجی با یکدیگر میآمیزند و یک پیوستار زبانی در پهنهی جغرافیایی پدید میآورند.
اسلاید 9 :
به دو دلیل زبانشناسان تاریخی به طور کلی کار خود را بر روی زبان معیار یا زبان نوشتاری متمرکز کردهاند : الف) زبان معیار دارای آثار مکتوبی است که برخی از آنها متعلق به قرنها پیش هستند و ب) آثار به جا مانده از گویشهای غیرمعیار دردوران پیش از اختراع ضبط صوت بسیار اندک بوده است.
به گوناگونیها و تنوعاتِ زبانهای اصلی، گویش گفته میشود و زبانشناسی که به گردآوری موادگویشی میپردازد و آنها را به صورت اطلسهای زبانی تنظیم میکند، متخصص جغرافیای گویشی یا گویششناس نامیده میشود.
کار گویششناسان بررسی و توصیفِ توزیعِ صورتهای زبانی در یک منطقهی جغرافیایی معین است. صورتهای زبانی که برای بررسی انتخاب میگردند، شامل صورتهای واجی، نحوی یا واژگانی است. در مناطقی که میان دو کاربرد متفاوت تلفظیِ یک مفهوم، مرزی وجود دارد، گویششناس بر روی نقشه، خطی ترسیم میکند که خط مرز زبانی نامیده میشود. مجموعهی خط مرزهای زبانی میتواند نشاندهندهی مناطقی باشد که از نظر گویشی دارای اهمیت فراوان هستند.
زبانشناسان تاریخی به موادی که جغرافیای گویشی فراهم میآورد، توجه چندانی نمیکنند زیرا این مواد حاوی صورتهای متعددی هستند که با هم تفاوتهای جزئی دارند و از این جهت، تجزیه و تحلیل منطقی را دشوار میسازند. این کار در مراحل آغازی مطالعات تاریخیِ زبان احتمالاً لازم است و شاید بهترین راه، آن باشد که صرفا زبان معیاری که دارای منابع مکتوب است، مورد توجه قرار گیرد. اما، گویشهای محلی غیرمکتوب اغلب صورتهای زبانی دورههای میانه یا باستانی را در خود حفظ میکنند که میتواند در به اثبات رساندن فرضیات زبانشناسی تاریخی دربارهی تحول زبان معیار نقش اساسی داشته باشد. به علاوه، نقشههای گویشی در نشاندادن گسترش تغییرات زبانی معین به زبانشناس سودمندند.
اسلاید 10 :
ریشهشناسی
یونانیان باستان برای یافتن معنای واژهها از دانشی به نام ریشهشناسی استفاده میکردند. اتیمولوژی یا ریشهشناسی از دو جزء etumon «معنای واقعی یک واژه» و ology «دانش» ساخته شده است.
دو نوع ریشهشناسی وجود دارد
در ریشهشناسی همزمان، واژههای یک زبان از واژههای دیگری مشتق میگردند که به طور همزمان در همان زبان وجود دارند. ریشهشناسی همزمان تنها در مورد ترکیبات و مشتقات سودمند است. مثلا واژهی انگلیسی driver از فعل drive و پسوند فاعلی er تشکیل شده است.
اما در بررسی واژههای بسیطی که از سایر ریشههای موجود در زبان ساخته نشدهاند، باید ریشهشناسی درزمان یا تاریخ تحول یک واژه در طول زمان را مورد توجه قرار داد. در ریشهشناسی درزمان به چگونگی تلفظ یک واژه و معنایی که برای گویندگان زبان در دورانهای گذشته داشته است، توجه میشود. هر ریشهشناسی در واقع تاریخ تحول یک صورت زبانی واحد است.
واژههای زبان هم از لحاظ آوا و هم از نظر معنی در طول زمان دگرگون میشوند. ریشهشناسانِ گذشته هنوز درنیافته بودند که این دگرگونیها کاملا تصادفی نیستند و راههایی هم برای پیداکردن ریشهشناسیهای دقیقتر و اثبات آنها وجود دارد.
اسلاید 11 :
امروزه ریشهشناسی دانشی بسیار جدی است و کسی که ریشهشناسی معینی را پیشنهاد میکند، مسئولیت اثبات آن را نیز بر عهده دارد. زبانشناس مشهور آنتوان میّه میگوید که «هر واژهای الزاماً دارای ریشهشناسی نیست». سیر تحولی بسیاری از واژهها مبهم و نامعلوم است، یا زیر علامت سوال قرار دارد، یا قابل انواع تعبیر و تفسیرهاست و یا در یک مقطع، کاملاً قطع شده است.
از دیدگاه نظری، هنگامی که بخشی از سیر تحولی یک واژه مطرح میگردد، در واقع ریشهشناسی واژه به دست داده میشود، یعنی پژوهنده صورتها و معانی گذشتهی یک واژه را در محدودهی یک مقطع زمانی قراردادی و مشخص در طول سیر تحولی آن واژه، تعیین میکند. به این ترتیب، میتوان ریشهی یک واژه در انگلیسی نو را در انگلیسی میانه، یا انگلیسی باستان جستجو کرد یا حتی باز هم در بعد زمان به عقب رفت و ریشهی واژهی مورد نظر را در زبان ژرمنی مادر و نهایتا در زبان هندواروپایی مادر (با این فرض که ریشهشناسی قابل قبولی برای واژه مورد بررسی در این زبان وجود داشته باشد) ردیابی کرد. برای به دستدادن ریشهشناسی کامل یک واژه باید آن واژه را در کلیهی مراحل تاریخی زبان مورد مطالعه قرار داد.

