بخشی از پاورپوینت
اسلاید 1 :
به خاطر اهداف تحلیلی سرمایه گذاری در سه گروه طبقه بندی می شود.
1-سرمایه گذاری ثابت کسب وکار که شامل تجهیزات و ماشین الات تولیدکنندگان و ساختارهای غیر مسکونی است.
2-سرمایه گذاری در ساختمان های مسکونی.
3-تغیر در موجودی انبار کسب و کار.
دلیل اینکه سرمایه گذاری اینگونه طبقه بندی می شود این است که هر کدام از این اجزا در مواجهه با نوسانات فعالیت های اقتصادی متفاوت رفتار می کنند در عین حال که هرکدام از این 3جز سرمایه گذاری نسبت به سایر اجزایGNPنوسانی تر و بی ثبات ترند به لحاظ تغییر پذیری و نوسان در درون خود نیز از هر نظر کاملا متفاوتند.درواقع این اجزا هم به لحاظ اندازه تغییرات و هم از لحاظ زمان تغییرات در طول چرخه ی تجاری باهم متفاوت هستند.
معمولا در کشورهای پیشرفته در شرایط رکود کاهش در سرمایه گذاری بالنسبته بیشتر از کاهش کل درGNP است وبخش زیادی از این کاهش کل سرمایه گذاری از تبدیل مقادیر مثبت سرمایه گذاری موجودی انبار در شروع رکودها به مقادیر منفی سرمایه گذاری مذکور در رکودها مربوط می شود لذا میتوان گفت که نوسانات سرمایه گذاری علت وقوع چرخه ها قرار میگیرد.
16-2-اجزای سرمایه گذاری
اسلاید 2 :
گفتیم به لحاظ زمان وقوع نوسان و رونق و رکود،اجزای سرمایه گذاری باهم تفاوت دارند.مثلا وقوع چرخه ها در مسکن با چند فصل تاخیر به نقطه اوج و حضیض چرخه های کل اقتصاد منجر می شود.یعنی مخارج سرمایه گذاری مسکونی دقیقا قبل از شروع رکود(یعنی نقطه اوج)درکل اقتصاد شروع به کاهش می کند و قبل از اینکه بهبود اقتصادی اغاز شود(یعنی قبل از نقطه حضیض کل اقتصاد)شروع به افزایش میکند.از طرف دیگر نقاط عطف سرمایه گذاری ثابت کسب و کار یابرنقاط عطف روند کل اقتصاد منطبق است یا کمی نسبت به انها تاخیر دارد سرمایه گذاری در موجودی انبار نیز اگر برنامه ریزی شده وپیش بینی شده باشد میتواند شاخص چرخه ها باشد،زیرا بنگاه ها به پیش بینی رونق و چشم انداز خوب فروش در اینده،موجودی انبارخود را افزایش می دهند و با پیش بینی رکود،موجودی انبارخود را بطور برنامه ریزی شده کاهش می دهند. اما تغییرات غیر منتظره در موجودی انبار می توانند علائم مخالف چرخه ای باشند،یعنی وقتی تغییر غیر منتظره در موجودی انبار زیاد شود دال بر این است که فروش ها از مقدار پیش بینی شده کمتر بوده است یا برعکس.بنابراین به این دلایل،در متون درسی و تحلیل ها سرمایه گذاری را به اجزای فوق طبقه بندی می کنند.البته تقسیم بندی اینگونه با تفاوت تاثیر پذیری اجزای فوق از علائم مختلف نیز سازگار است.
16-3-شرایط تحقق سرمایه گذاری
برای تحقق سرمایه گذاری به عنوان جریانی از کالاهای سرمایه ای جدیداً تولید شده باید سه شرط محقق شود.
16-3-1-تقاضای سرمایه گذاری
یعنی کارآفرینان باید مناسب با تشخیص دادن فضای کسب و کار و شرایط بازار و داشتن چشم انداز روشنی از انتظارات بازدهی ها و سود،راغب به سرمایه گذاری باشند.به جرأت می توان گفت که شرط اصلی تحقق سرمایه گذاری وجود تقاضای سرمایه گذاری از طرف کار آفرینان است.
لذا باید شرایط اقتصادی رابه گونه ای آماده کرد که هزینه های ریسک و نااطمینانی مربوط به سرمایه گذاری را کاهش داد و با ایجاد نهاد های حقوقی،قانونی و اقتصادی حمایت کننده از سرمایه گذاری و ایجاد قوانین محدود کنندۀ بخش های نامولد
اسلاید 3 :
پربازده،کار آفرینان به سمت فعالیت های مولد سوق داد.اگر بازدهی فعالیت های نامولد در اقتصاد بالا باشد و این نوع فعالیت ها در معرض محدودیت های قانونی و مالیاتی کمتری قرار داشته باشند مسلماً تقاضای کارآفرینان برای سرمایه گذاری کاهش می یابد.البته وضعیت قوانین و مقررات،ثبات اقتصادی،امنیت سرمایه گذاری و پایین بودن درجه ریسک آن نیز از عوامل تأثیر گذار بر تقاضای کارآفرینان برای سرمایه گذاری است.
در دورۀ رکود بزرگ یعنی در زمان انتشار نظریۀ عمومی کینز،مشکل سرمایه گذاری به نبود تقاضای کارآفرینان برای سرمایه گذاری مربوط می شد،چون چشم انداز بازار و تقاضای محصول تیره و تار و کمبود تقاضا و نااطمینانی عمیق نسبت به آینده مشکل مبنایی اقتصاد بود.لذا کارآفرینان رغبتی به سرمایه گذاری نداشتند.بنابراین کینز هم مشکل سرمایه گذاری را به خاطر فقدان اعتماد کسب و کار در نبود تقاضای سرمایه گذاری و بی کشش بودن آن می دانست.
16-3-2-عرضۀ وجوه
عرضۀ وجوه نتیجۀ تصمیم بنگاه ها و مردم برای پس انداز و وضعیت ذخایر استهلاک بنگاه ها است.تصمیم سرمایه گذاری همان طور که در معرض محدودیت تقاضای سرمایه گذاری قرار دارد ممکن است در معرض محدودیت عرضۀ وجوه هم باشد.شرایطی که تحت آن وجوه سرمایه گذاری به دست می آید برای تصمیم سرمایه گذاری اشارات مهمی دارد.بسیاری از ریسک ها و نااطمینانی ها ی مربوط به تصمیمات سرمایه گذاری بیشتر به جنبه های مالی آن مربوط می شود،زیرا تغییر در ریسک مورد انتظار،هزینه تأمین مالی سرمایه گذاری را تغییر می دهد.سه روش برای تأمین مالی بنگاه ها وجود دارد:الف)تأمین مالی داخلی،ب)تأمین مالی از طریق بدهی و قرض،ج)تأمین مالی سهامی که هزینه و ریسک هرکدام ار آنها متفاوت است.در ادامه به توضیح هریک از این سه روش خواهیم پرداخت.
الف)تأمین داخلی:مطمئن ترین و کم هزینه ترین روش تأمین مالی سرمایه گذاری استفاده از وجوه نگهداری شدۀ بنگاه ها(سود تقسیم نشده آنها)است.این روش مطمئن است،زیرا بنگاه راعهده دار بدهی و قرض نمی کند و کم هزینه است بخاطر اینکه هزینۀ آن معادل هزینه فرصت آن دربازار پول و سرمایه است که حداکثر معادل نرخ بهره بازار است.تأثیر تأمین مالی از ناحیۀ وجوه داخلی بر تصمیم سرمایه گذاری به اندازه ای مهم است که اقتصاددانان پساکینزی اظهار می کردندکه استراتژی قیمتی بنگاه های بزرگ عمدتاً برنیازهای مالی اهداف سرمایه گذاری آنها مبتنی است.
اسلاید 4 :
ب)تأمین مالی از طریق قرض گرفتن:علاوه بر استفادۀ وجوه نگهداری شده توسط بنگاه ها،آنها برای تأمین بقیۀ وجوه خود یا اوراق قرضه منتشر می کنند یا بطور مستقیم از مؤسسات مالی و بانک ها وام میگیرند.هزینۀ تحصیل وجوه از این طریق بیشتر از روش قبلی است.زیرا بنگاه ها مجبورند در ازای بازدهی های نامطمئن آینده تعهدات مسلم مالی در زمان های معینی در آینده برای خود ایجاد کنند و این تعهدات قطعی موجب می شود که انها در موقع باز پرداخت بدهی خود مجبور باشند یا کالای خود را زیر قیمت عرضه کنند یا با نرخ های بهره بالاتر از مؤسسات مالی دیگر برای ایفای تعهدات قبلی خود وام بگیرند .از طرف دیگر وقتی بنگاه ها اوراق قرضه منتشر می کنند و تقاضا برای وام زیاد می شود،نرخ های بهرۀ وام و اوراق قرضه هم افزایش می یابد.لذا این عوامل درمجموع هزینۀ سرمایه تحصیل شده را از طریق وام یا فروش اوراق قرضه را نسبت به روش قبلی بالا می برد.
ج)تأمین مالی از طریق سهام:اگرتأمین مالی سرمایه گذاری بنگاه از طریق وجوه نگهداری شدۀ خود و فروش اوراق قرضه و وام کافی نباشد،بنگاه ها سعی می کنند از طریق انتشار سهام و فروش آنها وجوه برای سرمایه گذاری خود جذب کنند.وجوهی که از این روش تحصیل می شود نسبت به دو روش قبلی پر هزینه تر است،زیرا سود سهامی که به سهامداران می پردازند در صورت حساب سود وزیان بنگاه به عنوان هزینه قلمداد نمی شود و لذا برای محاسبه مالیات بنگاه از سود کلی کسر نمی شود.اما در روش قبلی هزینۀ بهرۀ وام یا هزیۀ بهره اوراق قرضه به عنوان هزینه از درآمدهای فروش کسر می شود وبعد مالیات وضع می گردد.لذا با این رو ش سوم بنگاه باید مالیات بیشتری بپردازد.اگرچه رسیک ورشکستگی در این روش بین سهام داران توزیع می شود ولی در مجموع گفته شده است که این روش گر هزینه تر است.
قضیۀ مودیگلیانی-میلر می گوید که در یک دنیای مطلوب روش های فروش اوراق قرضه و فروش سهام باهم تفاوتی ندارند،اما شرایط همیشه مطلوب نیست.تأمین مالی از طریق بدهی مزیت مالیاتی دارد و مزیت فروش سهام هم این است که موقع ورشکستگی تعهدات بنگاه کمتر می شود و سهام داران هم در زیان و عواقب آن شریک می شوند.بنابراین بنگاه هایی که رفتار عقلایی دارند میان مزیت و معایب این دو روش بده _بستان می کنند و نسبت بهینه ای از بدهی به سهام انتخاب می کنند.بنابراین همانطور که در نمودا(16-1)نشان داده شده منحنی عرضۀ وجوه سرمایه گذاری صعودی و دارای شیب مثبت است.
اسلاید 5 :
همانطور که ملاحظه می شود هزینۀ عرضۀ وجوه از محل وجوه نگهداری شده و سودهای تقسیم نشده پایین،اما هزینۀ تحصیل وجوه به دو روش دیگر،منحنی عرضۀ وجوه را صعودی و پرشیب تر می سازند.
عرضۀ وجوه و جیره بندی اعتبار:همانطور که قبلا هم متذکر شدیم رابطۀ نزدیکی میان وجوه نگهداری شده و سود تقسیم نشدۀ بنگاه ها و تصمیمات سرمایه گذاری آنها وجود دارد.خصوصاًوقتی که دسترسی به منابع از طریق دیگر امکان پذیر نباشد.
وضعیت ترازنامه بنگاه ها(سود تقسیم نشده آنها)و نه صرفا هزینه استفاده از سرمایه عامل مهم تعیین کنندۀ مالی برای تصمیم سرمایه گذاری محسوب می شود .در خیلی از موارد بنگاه ها و سرمایه گذاران با معضل جیره بندی اعتبار مواجه اند.جیره بندی اعتبار به وضعیتی گفته می شود که در آن افراد می خواهند در نرخ بهره موجود وام بگیرند.اما مقدار وام محدود است و موفق به گرفتن آن نمی شوند .به عبارت دیگر جیره بندی اعتبار به وضعیتی گفته می شود که قرض دهندگان تعداد افرادی که می توانند وام بگیرند را محدود می کنند.گرچه قر ض گیرندگان در نرخ های بهره موجود خواهان وام هستند.لذا خصوصا در مواجهه با جیره بندی اعتبار،وجوه داخلی بنگاه ها برای سرمایه گذاری آنها نقش تعیین کننده دارد.
دلایل متعددی برای جیره بندی اعتبار ذکر کرده اند که همگی به نوعی به موضوع ریسک عدم توانایی بازپرداخت وام گیرنده و احتمال ورشکستگی وی باز میگردد.
اسلاید 6 :
لذا جیره بندی اعتبار،بیشتر،بنگاه های کوچک و غیر مشهور را تحت تأثیر قرار می دهد نه بنگاه های بزرگ و مشهور را.گفته شده است که در اوایل دهه1990یکی از علت های کندی سرمایه گذاری در آمریکا جیره بندی اعتبار توسط بانک های این کشور بود،چون بانک ها به بنگاه های با اندازه کوچک و متوسط وام نمی دادند و خصوصاًدر مناطق با رشد پایین و دچار رکود این جیره بندی جدی تر بود و بنگاه های کوچک تنها از طریق وام گرفتن از بنگاه های این مناطق قادر به سرمایه گذاری بودند و بانک ها هم به آنها اعتبار نمی دادند.تا به حال در دستگاه IS-LM این نرخ بهره بود که مجرای انتقال و تعامل میان بازارهای مالی و تقاضای کل بود اکنون جیره بندی اعتبار هم به آن اضافه می شود که در وافع یک مجرای مهم و اضافی تر انتقال برای تأثیر سیاست پولی است،زیرا وقتی سیاست پولی انبساطی اعمال می شود علاوه بر اینکه این سیاست از طریق کاهش نرخ بهره سرمایه گذاری را تحریک می کند به لحاظ تخفیف محدودیت وجوه نیز بر سرمایه گذاری اثر مثبت دارد .معمولا جیره بندی اعتبار در دو حالت کلی اتفاق می افتد:
1-مواردی که بانک ها نمی توانند ماهیت ریسک قرض گیرنده را تشخیص دهند و می دانند مشتریان پرمخاطره ریسک نکول بالایی دارند و اگر هم بخاطر هزینه ریسک این افراد نرخ بهره را بالا ببرند،مشتریان خوب و محافظه کار و مولد بیشتر از دور خارج می شوندو نسبت مشتریان پرخطر با افزایش نرخ بهره بالا می رود،لذا برای اینکه نسبت افراد با ریسک بالا در میان مشتریان بانک ها از حد معینی بالاتر نرود،سقف نرخ بهره وضع می کنند تا از این طریق از خروج مشتریان بانک ها از جرگۀ متقاضیان وام،جلوگیری کنند.
2-یک حالت دیگر جیره بندی اعتبار وقتی است که بانک مرکزی بانک های تجاری را موظف می کنند که برای جلو گیری از بی ثباتی نقدینگی وه به منظور کاهش دادن تورم،ماندۀ تسهیلات خود را بسیار کم افزایش دهند.البته مادرمورد جیره بندی اعتبار و مشکل عدم تقارن اطلاعات در بازار پول در مباحث عرضه و تقاضای پول بیشتر بحث می کنیم.
16-3-3-عرضۀ کالاهای سرمایه ای
در صورتی که کار آفرینان راغب به سرمایه گذاری باشند و وجوه هم قابل دسترس باشد باید تولید کنندگان کالاهای سرمایه ای به اندازۀ کافی کالای مذکور را تولید و عرضه کنند .به عبارت دیگر وجوه عرضه شده به سرمایه گذاری باید مابه ازاء کالایی داشته باشند، آن هم کالاهای از نوع خاص یعنی کالاهای سرمایه ای.اگر در اقتصادی روند رشد پول و نقدینگی بسیار بی ثبات باشد و فعالیت های نامولد پربازده رواج داشته باشد چه بسا ارتباط پول و وجوه پیچیده شود و همۀ پول های موجود در اقتصاد مابه ازاء کالایی نداشته باشند که در این صورت جمع آوری وجوه مازاد به منظور سرمایه گذاری بیشتر عملاً به افزایش سرمایه گذاری منجر نمی شود و ناچاراً به سمت فعالیت های نامولد و مبادلات غیرضروری و حتی قاچاق متمایل می شود.
اسلاید 7 :
اساساًعرضه وجوه همان عرضۀ پس انداز است و پس انداز همانطور که از نامش مشخص است یعنی کنار گذاشتن کالاهای مازاد .بنابراین عرضۀ وجوه به معنی عرضه کالاهای مازاد است.لذا اگر در اقتصادی پول به صورت فعال و منفعل در حال انتشار و سیلان است و گسترۀ فعالیت های نامولد و قاچاق وسیع است.هرپول مازادی پس انداز محسوب نمی شود و آن پول لزوماً به سرمایه گذاری منجر نمی شود.
علاوه بر ضرورت وجود مابه ازاء کالایی پول،تر کیب محصولات در اقتصاد هم باید به گونه ای باشد که کالاهای پس انداز شده برای سرمایه گذاری مناسب باشد یا حداقل قابل عرضه به بازار های جهانی باشد تا بتوان در ازای آن کالاهای سرمایه ای از سایر کشور ها خریداری و وارد کرد.
16-4-مبنای تصمیم سرمایه گذاری و هدف آن
هربنگاه یا هر جامعه ای هدفش از تصمیم سرمایه گذاری و انجام آن تأمین رفاه صاحبان خود یاکل جامعه است.لذا همۀ عوامل اقتصادی فعالیت تولیدی می کنندتا رفاه خود و جامعه را افزایش دهند.بنابراین هدف از سرمایه گذاری افزایش تولید،ثروت و رفاه و قرار گرفتن روی منحنی بی تفاوتی بالاتر است.البته سرمایه گذاری ماهیت کوتاه مدت ندارد لذا افراد باید از مصرف امروز خود بکاهند تا پس انداز بیشتری انجام داده و ثروت و مصرف فردای خود را افزایش دهند،حتی چه بسا نسلی باید از رفاه زیاد خود چشم پوشی کند تا نسل های آینده به رفاه بهتری دست یابند.
حال باید دید برای دسیابی به چنین هدفی مبنای تصمیمات سرمایه گذاری چیست؟برای پاسخ به این سوال باید گفت که هر بنگاه یا به طور کلی هرجامعه ای باتوجه به منابع موجود و تکنولوژی در دسترس در پی این است که با تصمیمات بهینۀ پس انداز –سرمایه گذاری در چشم انداز زمانی معین ارزش فعلی دارایی و ثروت خود را حداکثر کند.بنابراین مبنای اصلی تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری چه در مقیاس بنگاه های فردی و چه در مقیاس جامعه حداکثر کردن ارزش فعلی و ایجاد بالاترین خط بودجه و فضای ممکن درآمدی است.دستیابی به بالاترین خط بودجه به سلیقه های مصرفی مردم ارتباطی ندارد بلکه به منابع موجود،تکنولوژی موجود و رفتار سرمایه گذاری عوامل اقتصادی و جامعه بستگی دارد.
در اینجا چارچوب بحث را به تصمیمات یک بنگاه در مورد سرمایه گذاری محدود می کنیم.در مورد کل جامعه هم تقریبا روش بحث به همبن شکل است.
اسلاید 8 :
هربنگاه برای حداکثر کردن ارزش فعلی خود از طریق سرمایه گذاری ابتدا منحنی امکانات درآمدی خود را به دست می آورد که معادلۀ آن به صورت زیر است:
که در آن ytدر آمد حاصل از سرمایه گذاری درسال t است.این منحنی کلیه ی ترکیبات درآمدی سال های صفر تا T که بنگاه باتوجه به منابع و تکنولوژی موجود خود می تواند از طریق سرمایه گذاری به دست آورد را نشان می دهد و روی همۀ نقاط آن کارایی فنی تولید تأمین شده است .برای روشن تر شدن مطلب می توان افق زمانی تصمیم سرمایه گذاری را دو دوره در نظر گرفت .در آن صورت معادله ی منحنی امکانات درآمدی به صورت زیر خواهد بود:
(16-2)
که میتوان آن را در نمودار(16-2)نشان داد.
همانطور که ملاحظه می شود این منحنی دارای شیب منفی و مثبت به مبدأمختصات مقعر است.شیب منفی آن بیانگر این است که اگر سرمایه گذاری بخواهد در دورۀ یک درآمد بیشتری داشته باشد این تنها در ازای چشم پوشیدن از قدری از درآمد دوره صفر است.تقعر منحنی هم به خاطر عوامل فنی و بازاری است.یعنی در ابتدا هرچقدر ازدرآمد امسال صرف نظر می شود ،مقادیر زیادی به درآمد دورۀ آینده اضافه می شود،اما با تداوم این کار بازدهی پس انداز و سرمایه گذاری دردورۀ جاری که در درامد دورۀ آینده انعکاس می یابد کاهش می یابد.
اسلاید 9 :
برای به دست اوردن شیب این منحنی می توان از معادلۀ منحنی،تغییرات کامل گرفت:
و سپس عبارت شیب را بدست آورد:
شیب این منحنی بیانگر نرخ تبدیل درامد دورۀ جاری به درآمد دورۀ بعد از طریق سرمایه گذاری است که به آن نرخ نهایی تبدیل هم گفته می شود.نحوۀ استخراج نموداری منحنی امکانات درآمدی هم به این صورت است که ابتدا جعبه ی اجورثی به طول و عرض ارزش منابع کار و سرمایه موجود تشکیل می دهیم و منحنی های درامد و تولید یکسان مربوط به دورۀ صفر و دورۀ یک رابر مبنای رئوس جنوب غربی وشمال شرقی آن به عنون دو مبدأمختصات اندازه گرفته و رسم می کنیم (به نمودار16-3نگاه کنید).سپس مکان هندسی نقاط تماس منحنی های تولید یکسان با در آمد یکسان دورۀ های صفر و یک را به دست می آوریم که این مکان هندسی در واقع منحنی قرارداد تولید در دورۀ های صفر و یک است که همان مکان هندسی ترکیبات درآمد دوره های مذکور می باشد که با کارایی تولید همراه است.اگر این منحنی قرار داد را به فضای(y0وy1)منتقل کنیم منحنی امکانات در آمدی یعنی همان نمودار(16-2)بدست می اید.
اسلاید 10 :
وقتی سرمایه گذاری منحی امکانات درآمدی خود را به دست می آورد در واقع همه ی تصمیمات ممکن مربوط به سرمایه گذاری با منابع و تکنولوژی موجود خود را به دست آورده است.وی اکنون باید انتخاب کند که کدام نقطه از منحنی امکانات درآمد برای وی بهتر است.برای این کار نقطه ای را انتخاب می کند که در آن شیب منحنی امکانات درآمدی یعنی نرخ نهایی تبدیل با (1+r)- که همان شیب خط امکانات درامدی است برابر باشد:
(16-4)
که در آن r،نرخ بهره در بازار سرمایه است.یعنی درجایی که نرخ تبدیل یک واحد درآمد دورۀ جاری به درآمد دورۀ بعد از طریق سرمایه گذاری برابر نرخ تبدیل بازاری یک واحد درآمد دورۀ جاری به درآمد دوره بعد باشد.
همانطور که در نمودار(16-4)ملاحظه می شود با انتخاب چنین نقطه ای (نقطه (c روی منحنی امکانات درآمدی ،سرمایه گذار بالاترین خط مبادله بازاری بین دوره ای یا بالاترین ارزش فعلی یا بالاترین خط امکانات درآمدی را برای مصرف خود به وجود آورده است .
اسلاید 11 :
بنابراین با انتخاب نقطه cتوسط سرمایه گذار بیشترین ارزش فعلی که معادل مقدار OA است نصیب سرمایه گذار می شود.لذا می توان گفت که برای حداکثر کردن ارزش فعلی باید بالاترین خط مبادله بازاری بین دوره ای باشیب ((1+r- که بر منحنی امکانات درآمدی مماس باشد را به دست آورد(به نمودار(16-5)نگاه کنید).
در واقع تصمیم سرمایه گذار یا بنگاه براساس ملاک حداکثر کردن ارزش فعلی در اینجا کامل می شود.البته محاسبه ی ارزش فعلی که بنگاه از طریق بهینه یابی یا فرآیند تصمیم سازی در مورد سرمایه گذاری می خواهد آن را حداکثر کند از طریق فرمول زیر قابل محاسبه است:
که در آن It،مخارج سرمایه گذاری در دورۀ t است که با علامت منفی ظاهر شده است.زیرا سرمایه گذار باید معادل آن هزینه نماید وRt درآمد های ناشی از فروش بنگاه که از هزینه های متغییر خالص شده است و r نرخ تنزیل یا همان نرخ بهره یا نرخ بازدهی متوسط در جای های دیگر یا در فعالیت های دیگر است.وقتی تصمیم سرمایه گذاری کامل شد و مثلا سرمایه گذار نقطه C را انتخاب کرد،اکنون به یک خط بودجه دست یافته است که می تواند با پس انداز یا قرض گرفتن در نرخ بهره جاری روی آن حرکت کند و بسته به سلیقۀ مصرفی خود بالاترین منحنی بی تفاوتی خود که بر این خط بودجه مماس باشد را انتخاب کند به گونه ای که در نقطه تماس رابطه زیر برقرار گردد:
اسلاید 12 :
که در آن MRS ارزش هر واحد مصرف در دورۀ صفر برحسب مصرف دورۀ یک در ذهن افراد ،MRT نرخ تبدیل درآمد دورۀ صفر به درآمد دورۀ یک از طریق سرمایه گذاری و (r+1) نرخ تبدیل درآمد دورۀ صفر به درآمد دورۀ یک در بازار پول و سرمایه است.
همانطور که در نمودار(16-6)ملاحظه می شود صاحب بنگاه نقطۀ مصرف خود را در جایی مثل نقطۀ D انتخاب می کند که بالاترین منحنی بی نفاوتی وی(مربوط به مصرف دو دوره)بر خط بودجه ای که وی با تصمیم بهینه سرمایه گذاری بدست آورده است مماس باشد.در نمودار(الف) که در آن سلیقۀ فرد بیشتر به سمت مصرف دورۀ 1تمایل داشته است.وی در دورۀ صفر معادل Y0-C0 پس انداز می کند ودر دوره ی بعد به اندازۀ(C1-Y1=(1+r)-(Y0-C0 بیشتر از درآمدش مصرف می کند ولی در نمودار(ب)که در آن سلیقه ی فرد بیشتر به سمت مصرف دورۀ جاری متمایل است.وی در دورۀ جاری معادلC0-Y0 قرض می گیرد و در دورۀ یک
به اندازه ی (y1-c1=(1+r)(C0-Y0 کمتر از درآمدش در آن دوره مصرف می کند.
نکتۀ مهمی که در اینجا باید به آن تذکر داده شود این است که این ها همه در صورتی است که فرد بتواند با نرخ r از بازار سرمایه قرض بگیرد یا با نرخ بازدهی r در آن بازار پس انداز نماید.اما اگر نتواند چنین کاری انجام دهد این امر حتی نقطه انتخاب سرمایه گذاری وی را تغییر می دهد و این نقطه در واقع دیگر نقطۀ بهینه نیست.
اسلاید 13 :
همانطور که در نمودار (16-7)ملاحظه می شود اگر قرض دادن و قرض گرفتن امکان پذیر نباشد چون سرمایه گذار نهایتاً دنبال حداکثر کردن مطلوبیت خود است به جای نقطۀ C در جایی تصمیم سرمایه گذاری خود را تعییین می کند که در آن بالاترین منحنی بی تفاوتی وی بر منحنی امکانات درآمدی وی مماس باشد،مثل نقطۀ E که نسبت به نقطه D روی منحنی بی تفاوتی پایین تری قرار دارد. باید توجه کرد اگر فرد نقطۀ C را هم که در آن ،شیب منحنی امکانات درآمدی معادل(r+1)- است انتخاب کند.روی منحنی بی تفاوتی پایین تری قرار می گیرد. به عبارت دیگر اگر قرض گرفتن و قرض دادن امکان پذیر نباشد فرد رور مرز امکانات پایین تری قرار می گیرد و و ارزش فعلی حداکثر به خاطر این قید از ارزش فعلی حداکثر مربوط به حالت قبلی کمتر خواهد بود.
16-5-الگو های نظری سرمایه گذاری
الگو های تقاضای سرمایه گذاری معمولاً بر نظریۀ تقاضا برای انبارۀ کلاهای سرمایه ای مبتنی است،زیرا اساساً نظریۀ اقتصادی یک مبنا برای تعیین مقدار انبارۀ سرمایه یعنی ماشین آلات،تجهیزات،ساختارها،ساختمان ها و.که جامعه باید داشته باشد را تعیین می کند.وقتی مقدار انبارۀ مطلوب سرمایه تعیین شد با توجه به معلوم بودن انبارۀ موجود سرمایه،شکاف میان مقدار مطلوب و مقدار موجود مشخص می شود و این فاصله باید از طریق سرمایه گذاری خاص پر شود.

