بخشی از پاورپوینت
اسلاید 1 :
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگی بر اساس اندیشه
اسلاید 3 :
سقراط در اواخر سال 470 یا اوایل سال 469 پیش از میلاد در شهر آتن به دنیا آمد.
پدرش سنگ تراش و مادرش ماما بود. در آغاز جوانی حرفه ی پدری را دنبال کرد ولی به زودی از آن دست کشید و در زندگی قناعت پیشه کرد و در پی تحصیل معرفت حقیقی برآمد. او نزد استاد خاصی درس نیاموخت، بلکه بیشتر از راه مطالعه در آثار گذشتگان و تفکر و تامل و رفتار صحیحدر زندگی مراتب خردمندی را پیمود.
سقراط شهر آتن را به قصد شرکت در جنگ های پلوپونزی ترک گفت و در این جنگ ها از خود رشادت های فراوان نشان داد. او شاگردان و طرفداران زیادی داشت، اما بزرگ ترین شاگرد وی افلاطون بود که در تاریخ فلسفه تاثیر بسزا داشته است. سقراط سرانجام در سال399 پیش از میلاد از طرف برخی منتقدان آتنی محاکمهو به مرگ محکوم گردید.
سقراط
اسلاید 4 :
آن روزها، شهر آتن حال و هوای دیگری داشت. در هر کوی و برزن، به ویژه در میدان شهر، سخن از مردی بود که میگفتند به زودی محاکمه میشود. مردی که همه او را میشناختند. دیرزمانی بود که سخنان شیرین و پرمعنای او بر سر زبانها بود. سخنان به ظاهر ساده و گاه خنده آورش ژرفای خاصی داشت. لباس های ساده میپوشید. اخلاق و منش جذابی داشت. رفتار متواضعانه و همراه با احترام او موجب شده بود جوانان زیادی مجذوبش شوند. او هر روز در شهر به راه می افتاد و نزد بازاریان، مردم عامی و اعیان و اشراف میرفت و با آنان حرف میزد و پیوسته دربارۀ مسائل روزمرۀ زندگی میاندیشید. او میگفت: من هیچگاه از بیدار ساختن و سرزنش شما و پند دادن به شما بازنمیایستم. شما همه جا مرا در کنار خود مییابید.
من کسی نیستم که برای پول سخن بگویم یا به خاطر آن سکوت کنم. من هم با تهیدستان و هم با توانگران همنشینم تا از من بپرسند و به سخنان من گوش فرا دهند. این رسالتی است که خداوند با نداهای غیبی و در رؤیاها بر عهدۀ من نهاده است. آری این مرد کسی جز سقراط نبود. زمزمۀ محاکمۀ چنین شخصیتی، با آن محبوبیت و احترام، چیزی نبود که به سادگی بتوان آن را باور کرد. این محاکمۀ عجیب در میان دوستداران سقراط غوغایی به پا کرده بود. همه میپرسیدند: جرم سقراط چیست؟ چرا میخواهند او را محاکمه کنند؟ اما اسرانجام این اتفاق افتاد. سقراط در هفتاد سالگی زندانی شد و در دادگاهی که شاید تاریخ تاکنون نظیرش را ندیده باشد، به اعدام محکوم گردید و زندگی سرشار از فضیلتش با نوشیدن جام شوکران به پایان رسید. سقراط چهرۀ برجستۀ فلسفه در طول تاریخ است.
اسلاید 5 :
سوفسطائیان
جامعه آتن در زمان سقراط متاثر از اندیشه های سوفسطائیان بود.
1. آنان معتقد بودند که جهان را نمیتوان شناخت و آنچه را که ما علم و دانش می نامیم، تنها ساخته و پرداختۀ ذهن ماست و تطابقی با واقعیتها ندارد.(اندیشه سوفسطائیان)
2. آنان با کمک اقسام مغالطه ها و جدل و فن سخنوری به نشراندیشۀ خود میپرداختند و بر شیوۀ زندگی مردم تأثیر میگذاشتند.(شیوه ی کار سوفسطائیان)
اعتقاد سوفسطائیان
شکاکیت مطلق
جهان را نمی توان شناخت.
علم و دانش ساخته و پرداخته ی ذهن ماست و با واقعیت تطابق ندارد.
شیوه عمل سوفسطائیان
ضد عقلانی
استفاده از اقسام مغالطه
جدل
فن سخنوری (خطابه)
اسلاید 6 :
افکارشک گرایانه سوفسطائیان، زمینه ظهور سقراط:
در چنین شرایطی که جامعه ی آتن به علت افکار شک گرایانه ی سوفسطائیان از حقیقت و فضیلت فاصله می گرفت وحق طلبی در سایه ی جدل و سخنوری ماهرانهمحو شده بود، قهرمانی به نام سقراط پرچم علم و فضیلت را برافراخت و برای احیای تفکر عقلانی قیام کرد و شالوده ی تفکر فلسفی اصیل را استوار ساخت.
اسلاید 7 :
سقراط
زندگی سقراط: سقراط هیچ کتابی ننوشت، اما سراسر حیاتش را با فلسفه سپری کرد. زندگی وی حکایت واقعی فلسفه است. ما از مطالعه و تأمل در زندگی او میتوانیم دفتر اندیشههای فلسفیاش را ورق بزنیم و به نقش حقیقی فلسفه در زندگی، بیشتر پی ببریم.
افلاطون: افلاطون، شاگرد برجستۀ وی این زندگی را حکایت کرده و مبارزۀ سقراط را با مغالطهگران، سوفسطائیان به تصویر کشیده است.
اسلاید 8 :
مخالفان سقراط
مخالفان سقراط به ظاهر سه تن بودند: ِ ِ ملتوس شاعر، انوتوس توانگر و صاحب نفوذ، لوکون سیاستمدار و نماینده روشنفکران اما در حقیقت، این سه تن نمایندۀ همۀ کسانی بودند که سفسطه را ترویج میکردند، پایه های اخلاقی شهر را ویران میساختند و کسب ثروت را از هر راهی مجاز می شمردند. ملتوس به نمایندگی دو نفر دیگر و از جانب خود ادعانامه را در دادگاه قرائت کرد. سقراط در این دادگاه سه بار از خود دفاع کرد؛ این دفاعیات به خطابه های اول و دوم و سوم مشهور شده است.
خطابۀ سوم بعد از اینکه هیئت منصفه رأی به قتل سقراط داده، ایراد شده است. سقراط زندگی ساده ای داشت و به دور از تجمل روزگار میگذرانید. او میگفت: بالش من سنگ، لحافم آسمان و زیراندازم زمین است. سقراط فقط یک فیلسوف نبود، او جنگجویی بزرگ و شجاع بود که برای وطنش میجنگید و در سخت ترین معرکه ها حاضر میشد. خودش به مردم آتن میگوید: در جنگها هر جا که فرماندهان مرا مأمور میکردند، می ایستادم و مرگ را حقیر میشمردم.
اسلاید 9 :
جرم سقراط
ملتوس نماینده متهم کننده گان جرم سقراط را دو چیز می داند:
1.خدایانی را که همه به آنها اعتقاد دارند انکار می کند و از خدایی جدید سخن میگوید!
2.با افکار خود جوانان را گمراه می سازد و آنها را از دین وآیین پدرانشان برمی گرداند.
آنگاه ملتوس برای ادعای خود شواهدی ذکر کرد و در پایان از دادگاه برای سقراط درخواست مجازات مرگ نمود. دادگاه از سقراط دعوت کرد تا از خود دفاع کند.
اسلاید 10 :
دفاع از سقراط
سقراط با چهره ای آرام و گام هایی استوار به سوی جایگاه حرکت کرد و با ِلحنی مطمئن به اتهامات ملتوس پاسخ داد. دفاعیۀ سقراط بیانی های فلسفی بود که همۀ اصول زندگی وی را در بر می گرفت. او در قسمتی از این دفاعیه گفت: آتنیان! بگذارید افترایی را که از دیرباز به من نسبت داده اند و ملتوس هم همان را تکرار کرد، یادآوری کنم. آنان میگویند: سقراط رفتاری خالف دین ما آتنیان در پیش گرفته و در پی آن است که به اسرار آسمان و زمین دست یابد. باطل را حق جلوه دهد و این کار را به دیگران هم می آموزد.
اسلاید 11 :
سایرین سقراط را دانا می دانند در حالی که چنین نیست:
سقراط با توضیحات دقیق به این اتهام پاسخ داد، تا به اینجا رسید گفت: آری! کاوش و جستوجوی من برای شناخت کسانی که ادعای دانشمند بودن میکنند و جدا کردن آنها از کسانی که دانشمند حقیقی هستند، سبب شده که گروه بزرگی به غلط مرا دانا بنامند؛ درحالیکه من دانا نیستم.
دلیل
شاید به این دلیل که هر بار نادانی کسی را آشکار میکنم، حاضران مجلس گمان میکنند که آنچه را آنها نمیدانند، من میدانم؛ حال آنکه دانای حقیقی فقط خداست.
اسلاید 12 :
دلیل خدا پرستی سقراط
به تدریج گفت وگوی سقراط با ملتوس بالا گرفت و به مناظره کشید. مناظره طولانی شد و به جایی رسید که سقراط، با اندکی مکث، به ملتوس رو کرد و گفت: از تو سؤال دیگری میکنم. آیا تو معتقدی که من خداپرست نیستم؟ ملتوس فریاد برآورد که: بلی تو منکر خدایان هستی. سقراط بار دیگر پرسید: منظورت این است که من خورشید و ماه را به خدایی نمیپذیرم؟ ملتوس گفت: آری، نمیپذیری؛ ای آتنیان بدانید که سقراط خورشید را سنگ میداند و ماه را کره ای خاکی.
اسلاید 13 :
پاسخ سقراط به اتهام خداناپرستی:
اما این افترا، که من منکر خدا باشم، وارد نیست. از تو میپرسم: آیا ممکن است که کسی صفات و امور مربوط به انسان را بپذیرد اما منکر وجود انسان باشد؟ آیا کسی پیدا می شود که علم و قدرت و عدالت فوق بشری را قبول داشته باشد ولی وجود خداوند را منکر شود؟ ملتوس گفت: نه، چنین کسی پیدا نمی شود.سقراط گفت: سپاسگزارم
خلاصه پاسخ سقراط به اتهام خداناپرستی:
من به صفات و امور الهی اعتقاد دارم. پس خدا را نیز باور دارم.
اسلاید 14 :
از مرگ نمی ترسم
سقراط به دفاعیه خود ادامه داد و از کسانی که دشمن او هستند وبه هر ترتیب که شده حکم مرگ وی را از دادگاه خواهند گرفت.
لذا رو کرد به حاضران و گفت:
1.کسی که به خدا اعتقاد دارد از مرگ نمی ترسد
رعایت فرمان الهی از حفظ جان ارزشمندتر است
گریز از بدی دشوارتر از گریز از مرگ است
2. مرگ برای انسان خوب نیک است
اسلاید 15 :
پایان داستان سقراط
سقراط سرانجام در دادگاه به مرگ محکوم شد و حتی برای حفظ شان حقیقت طلبی پیشنهاد دوستانش برای فرار از زندان را رد نمود. بدین ترتیب در زندان آتن با نوشیدن جام شوکران به زندگی اش پایان داد و در تاریخ ماندگار شد.