دانلود مقاله اوپک

word قابل ویرایش
145 صفحه
18700 تومان
187,000 ریال – خرید و دانلود

اوپک

علل مستقیم و غیرمستقیم اتحاد
اوپک تشکیل شد تا منافع کشورهای صادر کننده نفت را در مقابل کمپانی ها که قمیت ها را کنترل می کردند و آنها را چندین بار تنزل داده بودند حفظ کنند.
اوپک در ۱۹۶۰ بوجود آمد، گر چه فکر اتحاد در چارچوب چنین سازمانی یک شبه خلق نشده بود چنین فکری ذهن کارشناسان و سیاستمداران کشورهای صادر کننده نفت را سال ها قبل از آن بخود مشغول داشته بود. ما کوشش خواهیم کرد تا شرایط و وقایع قبل از تشکیل اوپک، که راه را برای ایجاد آن هموارکرد بیان کردیم. سپس عوامل مستقیم و غیرمستقمی را که به تاسیس این سازمان انجامید، مورد بحث قرار دهیم. فکر ایجاد سازمای برای کشورهای عربی صادر کننده نفت درذهن موسسین اتحادیه عرب از سال ۱۹۴۵ وجود داشته است. اما مسئولان امر در آن زمان باین حقیقت واقف بودند که تاثیر هر گونه تشکیلاتی از این نوع، مادام که ایران و ونزوئلا دو کشور بزرگ تولید کننده نفت را در بر نگیرد، محدود خواهد بود. در ۱۹۴۹ یک واقعه مهم درقسمت دیگری از جهان، بنام ونزوئلا اتفاق افتاد. بدین معنی که در آن کشوریک مطالعه

 

اقتصادی مربوط به نفت ونزوئلا که توسط معاون یکی از بانکهای مهم تهیه شده بود منتشر شد. دراین مطالعه نویسنده توجه همگان را به مزایا و امتیازات نفت خاور میانه در مقام مقایسه و رقابت با نفت ونزوئلا جلب نموده و سه اقدام را به شرح ذیل پیشنهاد کرد:
الف) پائین آوردن قیمت نفت ونزوئلا با تغییر جهت سیاست دولت
ب) از میان برداشتن اصل شرکت در سود را که سال قبل معرفی شده بود و
ج) متوقف کردن اعطای مزایای بیشتر اجتماعی و اقتصادی به کارگران ونزوئلاتی.

این مطالعه ضربه سنگینی بر افکار عمومی ونزوئلائی ها داشت و منجر به آن شد که دولت اصل ایجاد هم آهنگی سیاست نفتی اش را با سیاست دولت های خاورمیانه ای تولید کننده نفت ارزان مورد بررسی قرار دهد، تا از بهره برداری کمپانی های نفتی از نفت خاورمیانه بمنظور مقابله با قوانین مالیاتی ونزوئلا جلوگیری نماید. در سپتامبر ۱۹۴۹ دولت ونزوئلا یک هیئت نمایندگی سه نفری را برای یک دیدار رسمی از عربستان سعودی، ایران، مصر، عراق ، کویت و سوریه اعزام داشت، تا امتیازات ایجاد سیاست های نفتی هم آهنگ را باین کشورها گوشزد نموده وآنها را از سودی که می‎توانند با اتخاذ اصل شرکت در سود بدست آورند کاملاً آگاه سازد.

این اولین فرصتی بود که در آن یکنواخت کردن کوششها در میان کشورهای صادرکننده نفت با دید هم آهنگ کردن موقعیت هایشان و حل مسائل مشترکشان مورد بحث و گفتگو قرار گرفت.
اولین دبیر کل اوپک، فوآد روحانی، در بیان اقدام ونزوئلا می گوید که ونزوئلا تصمیم گرفت تا به کشورهای صادرکننده نفت درخاور میانه نزدیک شود تا در منطقه ای که بسرعت براهمیتش افزوده می شد بجای رقبا، متحدینی بدست آورد.

در ۱۹۵۳ واقعه مهم دیگری به سوی ترکیب و هم آهنگی سیاست های نفتی بوقوع پیوست. در ۲۹ ژوئن آن سال بین عراق و عربستان سعودی موافقت نامه ای به امضاء رسید که بر طبق آن طرفین اطلاعات نفتی خود را مبادله نموده و جلسات مشورتی مکرر و منظمی را درباره سیاست های نفتی بر پا می داشتند.
پس از آن یک دوره رکود و بدون فعالیت پیش آمد تا آنکه در ۱۹۵۷ مجمع اقتصادی اتحاد عرب قطعنامه ای را تصویب کرد که بموجب آن دعوت به یک کنگره نفتی شده بود تا در فوریه ۱۹۵۸ در قاهره تشکیل شود. اولین کنگره نفت عربی در پایتخت مصردر آوریل ۱۹۵۹، بجای تاریخی که کارشناسان عرب تعیین کرده بودند تشکیل شد. در این کنگره یک هیئت نمایندگی ۱۹ نفری ونزوئلائی و یک هیئت نمایندگی چهار نفری ایرنای حضور بهم رسانیدند. تصمیمات مهمی دراین اولین کنگره اتخاذ گردید که تصمیم مشترک و جبهه واحد هیئت های نمایندگی کشورهای تولیدکننده نفت در مورد تقاضاهایشان، از جمله اصلاح اصل شرکت در سود ۵۰-۵۰ به نفع کشورهای میزبان را

منعکس می کرد. قطعنامه نظر هیئت های نمایندگی را دائر بر آنکه هیچ تغییری در زیربنای قیمت ها نباید بدون مشورت با کشورهای تولیدکننده بعمل آید، منعکس کرد. هم چنین بر طبق قطعنامه خواسته شده دولت های شرکت کننده در کنگره ایجاد یک مجمع مشورتی عمومی را مورد مطالعه قرار دهند تا کار تبادل نظر آنها را در مورد مسائل عمومی شان و از آن جمله حفظ و حراست منابع نفتی، تولید، صدور و دیگر موضوعات تسهیل کند.

آنچه در خارج از کنگره اتاق افتاد بمراتب از وقایع داخل کنگره مهم تر بود. در فواصل بین جلسات ملاقات ها و مباحثات فراوانی بین آقایان رهبران نفتی بزرگ ترین کشورهای صادر کننده نفت تشکیل می شد و این ملاقات ها منتج به ایجاد «یک تعهد اخلاقی» بین سران هیئت های نمایندگی و از جمله ونزوئلا و ایران گردید. نتایچ مطالعات و اصول مذاکرات قاهره که در این تعهد اخلاقی گنجانده شدند، زیربنای تاسیس اوپک را بوجود آوردند. قدم مهم دیگر در راه بوجود آمدن اوپک، تهیه پیش نویس موافقت نامه عرب مصوب مارس ۱۹۶۰ یعنی شش ماه قبل از تشکیل سازمان، بوسیله یک کمیته فرعی انجمن اقتصادی اتحادیه عرب بود. ماده سوم انی موافقت نامه باین می دارد که کشورهای تولید کننده نفت عربی سیاست های نفتی شان را در میان خود هم آهنگ سازند و اینکه هیچ عاملی نمی تواند با توجه به نفع مشترکشان و اوضاع بازار جهانی آنها را از هم آهنگ بودن و یگانگی با دیگر کشورهای تولید کننده نفت نظیر ایران و ونزوئلا باز دارد.

بر مبنای این توصیه ها، ملاقاتی بین عبدالله طریقی، مدیر کل وقت امور نفتی عربستان سعودی و پرز آلفونسو، وزیر نفت ونزوئلا در سیزدهم می واقع شد. اعلامیه ای که پس از این ملاقات منتشر شد، کشورهای تولیدکننده را برای دفاع از حقوق مشروعشان به اتخاذ یک سیاست نفتی واحد دعوت می کرد. در همان زمان، اعلامیه فکر ایجاد اوپک را به خارج عرضه داشت. درخلال دهه قبل از تاسیس اوپک عراق و عربستان سعودی مشتاق ترین کشورها برای هم آهنگ کردن سیاست های نفتی و ایجاد یک اتحاد بین کشورهای صادرکننده نفت بودند. گر چه ونزوئلا برای آنکه بتواند با کمپانی های نفتی در یک جبهه متحد مقابله کند فکر هم آهنگی سیاست های نفتی را پیش گامی کرد این عملش از ترس برای رقابت با نفت خاورمیانه سرچشمه می گرفت و ناشی از علاقه اش به ایجاد مستحکمی از آن کشورها در برابر کمپانی های عظیم نفتی نبود.

مهم ترین علل غیرمستقیمی که راه را برای تاسیس اوپک هموار کردند می‎توانند به ترتیب ذیل خلاصه شوند:

۱- فهم روز افزون مسائل نفتی
خصوصا در میان طبقات تحصیل کرد ه و ملت های خاورمیانه و ونزوئلا در مورد اهمیت نفت و مسائل اقتصادی وابسته به آن یک نوع آگاهی روز افزون به وجود آمده بود. این بیداری افکار عمومی با ظهور یک طبقه روشنفکر تحصیل کرده و ترتبیت شده در غرب که کوشش می کردند با نوشته ها و گفته هایشان توجه مردمانشان را به اهمیت نفت و لزوم حفاظت از حقوق کشورهای تولیدکننده درمقال کمپانی های خارجی جلب کنند تقویت شد. یک مثال از گسترش آگاهی عموم از طریق نوشته ها، کاریک نویسنده عرب است که ایجاد یک تشکیلات نفتی عربی را برای هم آهنگ کردن سیاست های نفتی عربی تشویق کرده بود. او کشورهای تولیدکننده عربی را فرا خواند تا راجع به مسائل نفتی سیستم های مشورتی منظمی بوجود آورند و در ایجاد یک سیاست واحد و متحد همکاری کنند با این هدف نهائی که سود حداکثر را از منابع عظیم طلای سیاهی که در زیر شنهای داغ و صحراهای بی آب و علفشان نهفته است. بدست می آورند.

 

۲- فعالیت های داخل اتحادیه عرب
گسترش آگاهی عمومی و تقاضای مکرر برای هماهنگی سیاست های نفتی دولت های عربی را بر آن داشت تا از طریق سازمان های تخصصی خود، آن آرزوهای ملی را بصورت یک کوشش جدی برای ایجاد همکاری در امور نفتی میان کشورهای عربی جلوه گر سازند. فعالیت های مختلف اتحادیه عرب، نظیر تشکیل جلسات، مطالعات و کنفرانس ها، چهارچوب اولیه و مبانی مباحثات و گفتگوهائی را فراهم ساخت که بالاخره منجر به ایجاد اوپک گردید. به عنوان مثالی از جنبش عربی داخل محدوده اتحادیه عرب می‎توان پیشنهاد ودلت عراق به شورای اقتصادی اتحادیه عرب در ژانویثه ۱۹۵۹ برای هماهنگی سیاست های نفتی را نام برد. مهم ترین نکات پیشنهاد عراق اینها بودند:

۱- موافقت برای اتخاذ یک قانون نفتی عمومی
۲- حفظ ذخایر نفتی عربی، نگهداری سطح قیمت های نفت از طریق کنترل تولید و هماهنگی سیاست های نفتی در کشورهای عربی تولید کننده نفت با سیاست های نفتی سایر کشورها.

۳- تبادل اطلاعات و کارشناسان در میان کشورهای عربی، و یکی کردن سیستم های حسابداری نفتی.
۴- تضمین امنیت نفت عربی که از سرزمین های عربی عبومر می‎کند.
۵- تاسیسا یک انستیتوی مطالعات نفت وابسته به اتحادیه عرب.

۳- وقایع نفتی در اوائل دهه پنجاه
در اوائل دهه پنجاه چندین واقعه مهم به افزایش آگاهی عموم از مسائل نفتی در خاورمیانه کمک کرد که از مهم ترین آنها معرفی اصل شرکت در سود بود. این اصل جانشین سیستم حق امتیاز ثابت شدو برای اولین بار کشورهای صادرکننده نظر به وابسته بودن منافعشان به افزایش یا کاهش قیمت ها ، شروع به تابعیت از نحوه تغییر قیمت های جهانی نفت و مطالعه تغییرات وضع خودشان نمودند. کمپانی ها دیگر نمی توانستند نسبت به واکنش این دولت ها نسبت به کوشش هائی که این کمپانی ها برای کاهش قیمت ها به عمل می آوردند بی تفاوت بمانند. ازسوی دیگر، ایجاد سیستم قیمت های اعلان شده توسط کمپانی ها به عنوان وسیله ای برای محاسبه سهم دولت ها، بدون آنکه خود را در معرض هیچ گونه کنترل یا فشاری قرار دهند،‌منبع اصلی اختلافی بود که بعدا بین دولت ها و کمپانی ها در نتیجه کاهش های متوالی قیمت ها بوجود آمد.

این اختلاف بالاخره دولت ها را بر آن داشت تا برای مقابله با کمپانی ها متحد شوند در غیاب سیستم قیمت های اعلان شده ، تاریخ صنعت نفت ممکن بود مسیر دیگر و شاید غیرقابل پیش بینی در پیش گیرد.

۴- فعالیت های ونزوئلا
در خلال اواخر دهه چهل و اوائل دهه پنجاه ونزوئلا در اتخاذ مقررات مالیاتی و ترتیبات مالی با کمپانی های نفتی از دیگر کشورهای تولید کننده خیلی جلوتر بود. اما بهر حال این دولت مراقبت خطر احتمال رقابت نفت خاورمیانه و امکان بهره برداری کمپانی ها از عامل اختلاف زیاد هزینه در دو منطقه به منظور اعمال فشار بر دولت ونزوئلا بود. بدین ترتیب دولت ونزوئلا برخلاف خواسته خودش و با تحمل ناملایمات بسیار مجبور شد که دولت های خاورمیانه را بسیج کرده،‌و آنها را وادار سازد تا منافع و اتیازات بیشتری از کمپانی هایی که در سرزمینشان عمل می کردند خواستار شوند. این دولت هم چنین آنها را تشویق کرد تا در سازمنای که از منافعشان حمایت کند گرد هم آیند.

ب- عامل اساسی ایجاد اوپک
عامل مستقیمی که منجر به ایجاد اوپک شد، کاهش های بزرگ قیمت های اعلان شده نفت بود که در سال های ۱۹۵۹ و ۱۹۶۰ اتفاق افتاد. این کاهش ها علیرغم برنامه های اضافه تولید که انتظار می رفت درآمدها را سریعا افزایش دهد برنامه توسعه کشورهای تولید کننده را تحت الشعاع قرار داد. بدین ترتیب کاهش در آمد به ازاء هربشکه نفت به عنوان یک واقعه غیرمنتظره تلقی شد و اولین کاهش فوریه ۱۹۵۹ موجی از اعتراض ملی در کشورهای صادرکننده نفت برانگیخت. صداهای اعتراضی که برخاسته بودن تقاضای وارد کردن محدودیت های بر کمپانی ها قدرت کنترل قمیت ها، و بنابراین در دست داشتن کنترل درآمد نفتی کشورهای تولید کننده را داشتند. با وجود آنکه

کمپانی ها طبق مفاد قراردادشان در هنگام تغییر قیمت ها مجبور به مشورت با دولت های کشورهای نفت خیز نبودند این واقعیت که دولت های ذینفع قبل ازکاهش قیمت ها مورد مشورت قرار نگرفته بودند، قضیه را حادتر کرد. یک نویسنده غربی این کاهش قیمت ها را به عنوان ضربه ای بر غرور کشورهای صادرکننده نفت توصیف کرد. و بنا به نوشته دکتر فرانکل، مانند مزدوران ایام باستان کشورهای صادرکننده نفت دریافتند که یا باید گرد هم جمع شوند و یا آنکه تک تک از میان برداشته شوند.
علیرغم اخطار شدید کشورهای صادرکننده و موقعیت مستحکمی که در قبال کاهش درامدشان بازاء هر بشکه نفت اتخاذ کردند، کمپانی های بزرگ کار خود را دنبال کردند و قیمت ها را دوباره در آگوست ۱۹۶۰ کاهش دادند. کشورهای صادرکننده با ایجاد اوپک درست یکماه پس از کاهش اخیر به اقدام کمپانی ها پاسخ دادند.

دو کاهش متوالی قیمت ۶۰-۱۹۵۹ در حدود بشکه ای ۲۷ سنت منجربه از دست رفتن درآمدی معادل ۴۰۰۰ میلیون دلار دریک دوره ده ساله ۷۰-۱۹۶۱ برای کشورهای مهم صادرکننده نفت خاورمیانه گردید.
ممکن است مایع تعجب گردد که چرا کمپانی های بزرگ نفتی چنین اقدام تندی کردند و دولت های کشورهای تولیدکننده نفت را در زمانی که تمام شواهد حکایت از آن داشت که این دولت ها شدیدا در مقابل هر گونه کاهش دیگری مقاومت خواهند کرد، بمبارزه طلبیدند. بر طبق نظر برخی از کارشناسان عمل کمپانی ها به خاطر بی اعتنائی به دولت های ذینفع نبوده بلکه از روی ملاحظات معمولی اقتصادی ریشه می گرفت. کمپانی ها خود در موقعیت خود ساخته ای یافتند که ظرفیت های عظیم تولید اضافی را در اختیار داشته و باید برای آن در بازارهای جهانی راه خروجی می یافتند. کمپانی های بزرگ ترکیب شده در میان خودشان و نیز با کمپانی های مستقل و حتی با اتحاد جماهیر شوروی در آب کردن هر چه بیشتر این اضافه تولید عظیم به رقابت پرداخته بودند. از آنجا که زیربنای تولید در صنعت نفت با مشخصه مخارج ثابت

بسیار سنگین و مخارج متغیر جزئی نشان دار می‎شود تولید یک بشکه نفت اضافی برای کمپانی ها تقریبا مجانی تمام می‎شود. بدین ترتیب به نفع آنها بود که روی قمیت اعلان شده تخفیف بدهند تا آنکه این بشکه نفت اضافی را حداقل به جای آنکه زیر زمین باقی بماند فروخته باشند. آنچه باعث شد که فروش این نفت اضافه تولید مشکل تر شود، و کمپانی ها مجبور گردند که مقدار تخفیف را سریعا افزایش دهند رقابت شدید کمپانی های مستقل با یکدیگر بود. خصوصا کمپانی های امریکائی که بدنبال منابع جدید نفت می گشتند، اما با وضع قانون محدودیت اجباری واردات نفت در ۱۹۵۹ درهای بازارهای امریکا را به رویشان کاملاً باز نمی دیدند. بدین ترتیب راهی برای جبران

هزینه های انجام شده در بدست اوردن امتیازات نفتی باقی نبود جز آنکه نفتشان را بهر قیمتی که شده به فورش برسانند. در چنین اوضاع و احوالی هرکسی باید انتظار آنرا می داشت که کمپانی ها قیمت ها را کاهش دهند. اگر قیمت ها در ارقام بالا ثابت می ماند، کمپانی های بزرگ نفتی مجبور می شدند که قسمتی از بازارهای تحت کنترلشان ر ابه رقبای جدیدشان تسلیم کنند.

بدین ترتیب قیمت ها در اروپا شدیدا کاهش یافت. در آلمان غربی مثلا قیمت نفت سنگین سوخت از یک حداکثر تنی ۱۴۲ مارک درفوریه ۱۹۵۷ به تنی ۶۰ مارک در نیمه دوم سال ۱۹۵۹ سقوط کرد.

علاوه بر رقابت از سوی غیرمتعهدها، بازارهای اروپا باید با رقابت اتحاد جماهیر شوروری نیز مبارزه می کرند.
دکتر ادیت پنروز می گوید که مسئله عرضه اضافی با توقف تولید در ایران و سپس تقاضای اضافی ناشی از جنگ کره، و بفاصله کوتاهی با بحران ناشی از حمله انگلیس، فرانسه و اسرائیل به سوئز پوشانده شده اما حتی در این شرایط تخفیف های محرمانه ای در مورد انواع بخصوصی از محصولات نفتی داده می شد.
این وقایع کمپانی ها را مجبورکرد تا اقدامات تندی در راه مسئله ای که خود مسئول به وجود آمدن آن بودند بعمل آورند، تا آنکه در ۱۹۵۹ و ۱۹۶۰ تصمیم به کاهش قیمت های اعلان شده گرفتند.

اهداف اوپک
بنا بدعوت دولت عراق، نمایندگان کشورهای بزرگ صادرکننده نفت : ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی و ونزوئلا از دهم تا چهاردهم سپتامبر ۱۹۶۰ در بغداد گرد آمدند و در نتیجه تصمیم آنها سازمان کشورهای صادر کننده نفت (اوپک) تشکیل شد. قطعنامه این کنفرانس بطور کامل اهدافی را که کشورهای عضو از طریق اوپک جویای آنند تشریح می‎کند و از نظر اهمیت این واقعه تاریخی، قطعنامه های مربوطه بطور کامل در اینجا نقل می‎شوند:

مقدمه
بنا به دعوت دولت جمهوری عراق، کنفرانس کشورهای صادرکننده نفت متشکل از نمایندگان دول ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی و ونزوئلا که از این پس اعضاء نامیده خواهند شد از دهم تا چهاردهم سپتامبر ۱۹۶۰ دربغداد با یکدیگر ملاقات کردند و مسائل ذیل را مورد بررسی قرار داده و اعلام نمودند که:
اعضا در حال اجرای برنامه های عمرانی و تشکیلاتی بسیار ضروری هستند و این برنامه ها باید عمدتا ازطریق درآمد مربوط به صادرات نفت آنها تأمین بودجه گردد.
اعضا باید به مقدار زیاد برای حفظ تعادل بودجه ملی سالانه شان به درآمد نفتی خود متکی باشند.
نفت بطورمسرفانه از بین می رود و چاه های نفت با این سرعت که در حال بهره برداری است برای خشک نشدنشان در آینده نزدیک باید مواد دیگری را برای جایگزینی نفت پیدا کرد.
تمام ملتهای جهان، برای حفظ و بهتر کردن سطح زندگی شان ناچارند تقریبا بطور کامل روی نفت به عنوان یک منبع مهم تولید انرژی تکیه کنند.
هر گونه نوسانی در قیمت نفت الزاما بر اجرای برنامه های اعضاء اثر گذارده و منتج به جابجائی های زیان آوری نه تنها براقتصاد آنها بلکه بر اقتصاد ملت های خریدار نفت خواهد گردید.
بدین ترتیب اعضاء تصمیم به اجرای قطعنامه های ذیل گرفتند:

قطعنامه ۱-۱
۱- اعضاء دیگر نمی توانند نسبت به اعمال کمپانی ها د راتخاذ اقداماتی که روی قیمت ها اثر می گذارد، بی تفاوت بمانند.
۲- اعضاء از کمپانی ها خواهند خواست تا قیمت هایشان را ثابت و دور از تمام نوسانات غیرضروری نگهدارند و با تمام امکاناتی که در اختیار دارند خواهند کوشید تا قیمت های کنونی را به سطح قیمت های جاری قبل از کاهش ها برگردانند و کمپانی ها را بر آن بردارند تا مطمئنا هر گاه شرایط بنظر کمپانی ها تغییراتی درقیمت ها ایجاب کند کمپانی های ذکر شده با عضو یا اعضای مربوط برای تشریح شرایط جدید وارد مشورت و گفتگو شوند.

۳- اعضاء سیستمی را مورد مطالعه و تدوین قرار خواهند داد که تثبیت قیمت ها را تضمین کند، و هم چنین در میان مسائل مهم دیگر متضمن تنظیم مقررات تولید، با توجه به منافع ملت های تولید کننده و خریدار و لوازم حفظ یک در آمد ثابت برای کشورهای تولید کننده، یک اقتصاد پر راندمان و تأمین منظم این منبع انرژی برای کشورهای خریدار و یک برگشت اقتصادی عادلانه برای آنها که در صنعت نفت سرمایه گذاری می کنند، باشد.

۴- اگر بعلت اجرای هر یک از تصمیماتی که باتفاق آراء در این کنفرانس به تصویب رسیده است، هر کدام از کمپانی های ذینفع بخواهند علیه یا تعداد بیشتری از کشورهای عضو بطور مستقیم یا غیرمستقیم تحریکاتی بعمل آورند هیچ عضو دیگری هیچ گونه پیشنهاد سود دهنده ای چه بشکل از دیاد صادرات یا بهتر کردن قیمت ها، که ممکن است از طرف چنین کمپانی یا کمپانی هایی بمنظور سست کردن اجرای تصمیم مورد تصویب کنفرانس به او بشود نخواهد پذیرفت.

قطعنامه ۲-۱
۱- بمنظور قوه اجرائی دادن به مفاد قطعنامه ۱-۱، کنفرانس تصمیم می‎گیرد تا بمنظور ایجاد یک مشورت و تماس منظم بین کشورهای عضو، سازمان دائمی را بنام سازمان کشورهای صادر کننده نفت تاسیس کند بدین منظور که سیاست اعضاء را هم آهنگ و متحد سازد و در میان سایر مسائل روش اعضاء را در قبال شرایطی نظیر آنچه در پاراگراف ۲ قطعنامه ۱-۱ گفته شد تعیین نماید.

۲- کشورهای حاضر در این کنفرانس اعضای اولیه سازمان کشورهای صادرکننده نفت خواهند بود.
۳- هر کشور با صادرات خالص قابل ملاحظه نفت خام اگر باتفاق آراء توسط تمام پنج عضو اولیه سازمان مورد قبول قرار گیرد، می‎تواند به عنوان عضو جدید پذیرفته شود.
۴- هدف اساسی سازمان یکی کردن سیاست های نفتی کشورهای عضو و تعیین بهترین روش ها برای حفظ منافع انفرادی و دسته جمعی آنها خواهد بود.
۵- سازمان جلساتی را حداقل دوبار در سال و اگر لازم باشد به دفعات بیشتر در پایتخت یکی از کشورهای عضو و اگر توصیه و تصویب شود که در جای دیگر بر پا خواهد داشت.

۶- الف) به منظور سازمان دادن و اداره کردن کار تشکیلات جدید، دبیر خانه ای برای سازمان کشورهای صادر کننده نفت تاسیس خواهد شد.
۶- ب) یک کمیته فرعی متشکل از حداقل یک عضو از هر کشور حداکثر تا اول دسامبر ۱۹۶۰ در بغداد تشکیل خواهد شد تا پیش نویس مقررات مربوط به استخوان بندی و علت وجودی دبیرخانه سازمان را تهیه و به کنفرانس بعدی تسلیم نموده، بودجه دبیرخانه سازمان را برای سال اول پیشنهاد کرده و مناسب ترین محل دبیرخانه را مطالعه و پیشنهاد کند.

این قطعنامه ها نشان می دهند که اهداف تعیین شده توسط کشورهای عضو طرح شده بودند تا سیاست های نفتی شان را متحد سازند، و بهترین ضوابط را برای حفقظ منافع انفرادی و دسته جمعی آنها پیاده کنند و نیز قمیت ها را مستحکم و پایدار سازند و تمام اینها را با توجه به منافع هر دو سو یعنی هم ملت های تولید کننده و هم ملت های خریدار به مرحله اجرا در آورند قطعنامه ها همچنین به تأمین بی خطر یک در آمد ثابت برای کشورهای تولید کننده و تأمین بی خطر یک عرضه منظم از این ماده اقتصادی و پر راندمان انرژی زا برای کشورهای خریدار و یک برگشت اقتصادی عادلانه برای سرمایه بکار افتاده در صنعت نفت نظر داشتند.

این اهداف نشان می دهند که اوپک تاسیس نشد تا قمیت ها را از طریق ایجاد یک کمبود مصنوعی در عرضه نفت در بازارهای جهان بالا ببرد. به عبارت دیگر اوپک تشکیل شد تا یک حربه دفاعی نه یک حربه تعرضی باشد. با وجود همه اینها، تاسیس اوپک در ابتدای امر با رنجش و خشم کمپانی ها و نیز کشورهای خریدار نفت روبرو شد و این ناخشنودی در مطبوعات نفتی غرب که معمولا نظریات کمپانی های بزرگ را منعکس می کنند ظاهر شد. اما طولی نکشید که مطبوعات غرب آهنگشان را تغییر دادند و شروع به ستایش از سازمان اوپک نمودند. به عنوان مثال پترولیوم پرس سرویس (اکنون به نام پترولیوم اکونومیست) در شماره آگوست ۱۹۶۲ خود اظهار نظر کرد که اوپک سرمایه گذارهای جدید را دلسرد می‎کند و اعتماد به آینده صنعت نفت را متزلزل می سازد. شماره ژانویه ۱۹۶۲ اویل اندگس اینترنشنال به کمپانی های نفتی توصیح کردکه در مقابل فشار مقاومت کند. «پترولیوم پرس سرویس» در شماره دسامبر ۱۹۶۳ خود بیان داشت که اوپک به جای عجله سبک سرانه راه خرد و تعقل را در پیش گرفته است. مجله دیگری نوشت که تمام دلائل نشان می دهند که این نیروی بالقوه قوی درآینده صنعت نفت بین المللی مصمم است منطقی و عاقل باشد نه آنکه به زور متوسل شود و کوشش کند که هر چه را می‎تواند بدست آورد.

آیا اوپک در نیل به اهدافش موفق بوده است؟ این سئوال نمی تواند با یک پاسخ «بله» یا «نه» غیرمشروط جواب داده شود. اهمیت این موضوع در گرو عنصرزمان دور می زند همان عنصری که می‎تواند تعیین کننده شکس یا موفقیت درا ینجا باشد. مسلماً اگر در میان کشورهای عضو تضاد منافع وجود نمی داشت، در زمان کوتاه تری ممکن بود به موفقیتهای چشم گیرتری نائل آمد.

علیرغم منافع مشترکی که آنها را متحد کرد اهداف جداگانه ای نیز وجود داشت که آنها را ازهم جدا می کرد. به عنوان مثال، از آنجا که آنها همه با اندک اختلافی در مشخصات یک نوع محصول مشابه را عرضه می کردند. بالطبع یک نوع رقابتی برای دست یافتن به بازارها بین آنها وجود داشت. زهیر میکداشی این تضاد منافع را با ذکر این مطلب بیان می دارد که اوپک در سال ۱۹۶۸ قطعنامه ای را علیه ژاپن به تصویب رساند و تنها پس از مدت کوتاهی کمپانی های ژاپنی برای دست یافتن به نفت درقطر و ابوظبی به حفاری مشغول بودند. علاوه بر این، در فلسفه سیاسی و سیستم های دولتی موجود در کشورهای عضو اوپک اختلافاتی حکمفرما بود. این اختلافات در قطعنامه های به تصویب رسیده سازمان و نیز در قدرت یا سستی اقداماتی که برای اجرای اصول این قطعنامه ها بچشم می خورد منعکس است.

هدف اصلی سازمان، همان گونه که در اولین قطعنامه آن مشخص شده است. برگردانیدن قیمت ها به سطوح زمان قبل از کاهش ها می‎باشد. این هدف عملی می بود اگر کشورهای عضو اوپک به تنها وسیله منطقی دست یافتن به آن متوسل می شدند یعنی جیره بندی یا برنامه ریزی تولید اما عقب نشینی بعضی کشورهای صادرکننده و علاقه مفطر آناه به اینکه علیرغم نتایج زیان بخش آن شاهد افزایش تولید باشند. از به کار گرفتن این حربه پر نیرو در بدست آوردن یک هدف بسیار مطلوب جلوگیری کرد. بدون شرائط و عوامل بخصوصی که در ۱۹۷۰ پیش آمد اوپک ممکن بود قادر نباشد که کمپانی ها را به افزایش قیمت ها وا دارد.

نفوذ اوپک علیرغم اختلافات داخلی که فعالیتش را کند می کند، به نحو غیر قابل انکاری در حال افزایش بوده، و در طول زمان تبدیل به نیروئی شده است که در صنعت نفت ناگریز باید به حساب آورده شود. در سخنرانی که ژان مک لین رئیس «نفت قاره» در پیتس برگ درایالات متحده در سپتامبر ۱۹۷۲ ایراد کرد،‌ ایالات متحده و دیگر کشورها را موکدا فرا خواند تا برای ایجاد رابطه سالم و دراز مدت مطمئنی با اوپک به یک کوشش مشترک جهانی مبادرت ورزند. او افزود، یازده ملتی که اوپک را تشکیل می دهند و بیشتر آنها اعراب هستند ، ۸۵ درصد ذخائر نفتی جهان خارج از ایالات متحده، کانادا و دنیای کمونیست را در اختیار دارند و ۹۰ درصد نفتی راکه در بازارهای جهانی بفروش می رسد صادر می کنند.

 

یک دنیای بدون اوپک
مشکل است تصور کرد که بازارهای نفت در غیاب سازمانی نظیر سازمان کشورهای صادر کننده نفت چه راهی می پیمود. صنعت نفت بسرعت در حال گسترش است و عوامل غیر اقتصادی که بر آن تاثیر دارند پیشگوئی وقایع د ویا سه سال بعد را مشکل می‎کند چه کسی می توانست تصور کند که کمپانی های نفت در ۱۹۷۱ از اوپک بخواهند که برای مذاکره درباره قیمت ها و مسائل مربوط به آن جلسات مذاکره ای ترتیب دهند؟ همین کمپانی تنها چند سال پیش از آن هر گونه مذاکره مستقیم با اوپک خودداری نموده واصرار داشتند که با هر کشور تولید کننده بطور جداگانه وارد مذاکره شوند.

با وجود این ممکن است بیان داشت که اگر اوپک پایه گذاری نمی شد، قیمت های اعلان شده نفت احتمالا بسته به عوامل مؤثر در بازار به سقوط خود ادامه می داد.
اما تا چه حد به این قمیت ها اجازه سقوط داده می شد؟ از نظر تئوری، کمپانی ها می توانستند تا آنجا که مخارج مالیات ها، امتیازها،‌ استهلاک و هزینه های سرمایه گذاری را جبران کنند به تولید ادامه دهند. از نظر عملی، از دولت های میزبان نمی شد انتظارداشت که شاهد زوال قیمت ها باشند و برای جلوگیری از این سقوط هیچ اقدامی بعمل نیاورند. اینکه در چه نقطه ای دولت ها برای توقف این سقوط مداخله می کردند بستگی به چندین عامل سیاسی، مالی و اقتصادی دارد. کشورهای تولید کننده می توانستند بطور جداگانه یا دسته جمعی ملی کردن و تحمیل سطوح قیمت های خودشان را مورد مطالعه قرار دهند. نتیجه نهائی احتمالا یک نوع ترکیب شبیه اوپک می بود. البته این مطلب با فرض آنست که دولت ها صاحب ذخایر ارزی خارجی کافی برای مقابله با فشارهای مالی ابتدای ملی کردن می بودند. اگر ملی کردن عملی می شد، نتیجه اش کوته بینی و غیرقابل انعطاف بودن کمپانی های نفتی می بود،‌همان گونه که وقتی الجزایر ۵۱درصد سهام کمپانی مشغول به کار در آن کشور را و عراق «آی. پی. سی» راملی کردند چنین وضعی پیش آمد.

 

زیر بنای اوپک

مقدمه
تشکیل اوپک
اوپک بر مبنای موافقتی که بین اعضای موسس در سپتامبر ۱۹۶۰ حاصل شد به عنوان یک سازمان دائمی بین المللی تاسیس شد. این موفقت نامه به عنوان سند شماره ۶۳۶۳ در نوامبر ۱۹۶۲ در دفتر سازمان ملل متحد بر طبق ماده ۱۰۲ اساسنامه سازمان ملل به ثبت رسید اما بهر حال عمل ثبت هیچ تعهد متقابلی را نسبت به سازمان بر اوپک تحمیل نکرد. اوپک یک موسسه تجاری نیست و بنابراین به کار معاملات تجاری نمی پردازد. نماینده رسمس ای دبیر کل است. کسانی که در استخدام سازمان

هستند به عنوان افراد بین المللی تلقی می‎شوند و در حین اجرای وظائفشان هیچ وابستگی به دولت متبوع خود که آنها را برای خدمت در اوپک نامزد کرده است، ندارند. در خلال پنج سال نخست حیاتش، مقر سازمان در ژنو، سویس بود. بعدا این مقر، بر طبق موافقت خاصی که با دولت اطریش حاصل شد (نظیر موافقت نامه های دولت اطریش با کمیسیون انرژی اتمی و سازمان توسعه صنعتی وابسته به سازمان ملل متحد به پایتخت آن کشور، وین منتقل گردید. اولین فصل زیربنای داخلی اوپک را مورد بررسی قرار خواهد داد، و فصل دوم مسئله عضویت در اوپک را مطرح خواهد ساخت.

اوپک روابط همکاری را با سازمان های متعدد بین المللی و منطقه ای برقرار ساخته در سی ام ژوئن ۱۹۶۵ اوپک برای شرکت درجلسات کنفرانس سازمان ملل متحد درباره توسعه و تجارت دعوت شد. در اول ژولای ۱۹۶۵ شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد قطعنامه ای را به تصویب رساند که بر طبق آن روابطی را با اوپک بنیاد نهاد. از دبیر کل سازمان ملل خواسته شد تا به منظور حصول نتایج ذیل اقدامات لازم را بعمل آورد.

الف) اطمینان از حصول تبادل دو جانبه اطلاعات و مدارک.
ب) حضوراوپک در جلسات قسمت های مختلف سازمان ملل که در آنها بررسی مسائل مربوط به علاقه طرفین گنجانده شده باشد.
ج) اطمینان از ایجاد مشورت و همکاری فنی در زمینه مسائل مورد علاقه طرفین.

اوپک ناظرانی رابه جلسات کمیسیون های اقتصادی امریکاری لاتین و آسیا و خاور دور اعزام داشته است. هیئت نمایندگی اوپک در دومین کنفرانس توسعه منابع نفت که در سپتامبر ۱۹۶۲ در تهران از طرف کمیسیون اقتصادی آسیا و خاور دور تشکیل شد دو مقاله تحقیقی عرضه کرد و بطور فعالانه درجلسات آن شرکت نمود.
اوپک همچنین ناظرانی را به جلساتی که بابتکار سازمان ملل متحد تشکیل شده بود، نظیر کنفرانس مربوط به کاربرد دانش و تکنولوژی، کمیسیون حقوق بین الملل، و کمیته مربوط به کمیسیون اقتصادی اروپا برای مطالعه مسئله گاز گسیل داشت. اوپک همچنین بطور فعال در فعالیت های کنگره های نفت عرب شرکت کرده است.

زیربنای داخلی اوپک
اوپک از سه قسمت مهم زیر تشکیل شده است:
کنفرانس، هیئت رئیسه و دبیرخانه.

الف- کنفرانس
کنفرانس عالی ترین مقام سازمان می‎باشد. این کنفرانس مرکب از هیئت های نمایندگی تمام کشورهای عضو می باشد، که هر هیئت نمایندگی یک یا دو نفرعضو دارد. کنفرانس ممکن است شامل عده ای مشاور و ناظر نیز باشد. اگر هیئت نمایندگی از بیش از یک عضو تشکیل شده باشد کشوری که هیئت را نامزد کرده است، باید یکی از افراد عضو هیئت را به عنوان رئیس معرفی کند.

هرکشور عضو می بایستی در تمام جلسات کنفرانس حضور داشته باشد. حد نصاب لازم برای تشکیل یک کنفرانس سه چهارم هیئت های نمایندگی کشورهای عضو می‎باشد.
هر کشور عضو در کنفرانس دارای یک رای واحد می‎باشد. تمام تصمیمات، بجزآنهایی که مربوط بمسائل روش اجرائی می گردند نیاز به اتفاق آراء تمام اعضای دائمی دارند. کنفرانس می‎تواند از یک کشور غیر عضو به عنوان ناظر بر کنفرانس دعوت بعمل آورد.

قطعنامه های کنفرانس در فاصله سی روز از اتمام جلسات آن، یا پس از یک فاصله زمان معین شده به مرحله اجرا درمی آیند و جز در حالتی که در فاصله این مدت عکس آن توسط کشورهای عضو به دبیرخانه ابلاغ گردد، قطعنامه ها تصویب شده تلقی خواهند شد. در صورت غایب بودن یکی از اعضای کامل از یکی از جلسات، قطعنامه های تصویب شده لازم الاجرائ خواهند بود مگر آنکه عدم موافقت آن عضو در فاصله حداقل ده روز قبل از تاریخ انتشار به کمیته اجرائی ابلاغ گردد.

کنفرانس دوجلسه عادی در سال دارد. در صورت تقاضای هر یک از کشورهای عضو دبیرکل پس از مشورت با ریاست کنفرانس و با تصویب اکثریت ساده کشورهای عضو می‎تواند اعضاء را برای یک جلسه خارق العاده فرا خواند. هر گاه درمیان اعضایی که تشکیل جلسه را تصویب کرده اند موافقتی در مورد تاریخ و محل برگزاری جلسه حاصل نشد درمورد این مسائل توسط دبیرکل پس از مشورت با ریاست کنفرانس اخذ تصمیم خواهد گردید.

بند ۱۳ اساسنامه مقرر می دارد که جلسات عادی کنفرانس درمقر سازمان (دروین) تشکیل شود. جلسات را می‎توان درهر یک از کشورهای عضو یا هر جای مناسب دیگر نیز تشکیل داد. سازمان این سنت را رعایت کرده است که اولین جلسه معمولی هر سال (جلسه تابستانی) را دروین، و دومین جلسه (جلسه زمستانی) را در پایتخت یکی از کشورهای عضو بر پا دارد.

کنفرانس یک جانشین برای ریاست جلسات در اولین جلسه مقدماتی خود تعیین خواهد کرد. جانشین ریاست درزمان غیبت وی یا زمانی که بدلائلی ریاست نتواند وظائفش را انجام دهد بجای او انجام وظیفه خواهد نمود. ریاست در زمان و درطول تشکیل جلسات و تا تشکیل جلسه بعدی سمت خود را حفظ خواهد کرد. دبیرکل بعنوان منشی کنفرانس انجام وظیفه خواهد نمود.

بند ۱۵ اساسنامه اوپک وظائف و مسئولیت های کنفرانس را بشرح زیر مشخص می نماید:
۱٫ شکل دادن به سیاست کلی سازمان و تعیین راهها و روش های مناسب جهت اجرای آن.

۲٫ بررسی درخواست های عضویت در سازمان
۳٫ تصویب مقام نامزدهای عضویت در هیئت رئیسه
۴٫ صدور دستورات و تعیین خط مشی برای هیئت رئیسه در مورد تقدیم گزارشات یا توصیه های مربوط به مسائل مورد علاقه سازمان.
۵٫ بررسی و تصویب گزارشات و توصیه هایی که توسط هئت رئیسه در مورد مسائل جاری سازمان تقدیم می‎شود.
۶٫ بررسی و تصویب بودجه سازمان که توسط هیئت رئیسه تقدیم می‎شود.

۷٫ بررسی و تصویب صورت حساب ها و بیلان حسابرسی که توسط هیئت رئیسه تقدیم می‎شود.
۸٫ فرا خواندن به جلسات مشورتی کشورهای عضو به منظور و در محل و درزمانی که بوسیله کنفرانس مناسب به نظر می رسد.
۹٫ تصویب هر گونه تجدید نظر در مواد اساسنامه
۱۰٫ برگزیدن رئیس و نائب رئیس هیئت رئیسه
۱۱٫ برگزیدن نایب دبیر کل .
۱۲٫ برگزیدن یک حسابرس برای حسابرسی حساب های یک ساله سازمان.
علاوه بر این وظائف مشخص ماده ۱۶ حل و فصل هر مطلبی را که بطور وضوح به قسمت دیگری ازسازمان واگذار نشده باشد نیز بعهده کنفرانس واگذار کرده است.

ب) هیئت ریسه
هیئت رئیسه از کسانی که توسط اعضاء نامزده شده و توسط کنفرانس تصویب می‎شوند، تشکیل می‎شود. هر کشور عضو در تمام جلسات هیئت رئیسه دارای نماینده می‎باشد. حد نصاب تشکیل یک جلسه دوسوم است . هرگاه عضوی نتواند در یک جلسه هیئت رئیسه دارای نماینده می‎باشد. حد نصاب تشکیل یک جلسه دوسوم است. هر گاه عضوی نتواند دریک جلسه هیئت شرکت جوید کشور مربوطه باید جانشینی برای وی معرفی نماید. انتصاب این عضو موقت نیاز به تصویب کنفرانس ندارد. وی از اتمام اختیارات و مزایای دیگر اعضای که در آن جلسه شرکت می کنند جز در مورد مسائل مربوط به پیش نیازهای مورد لزوم برای احراز پست ریاست هیئت رئیسه

برخورداراست. هر عضو دارای یک رای بوده وتصمیمات هیئت با اکثریت ساده بتصویب می رسند. هر عضو به مدت دو سال خدمت می‎کند. ماده ۱۸ A مقرر می دارد که هیئت رئیسه حداقل سالی دو بار جلسه داشته باشد. فواصل زمانی جلسات توسط هیئت پس ازمشورت با دبیرکل تعیین خواهد شد. جلسه فوق العاده ای نیز می‎تواند بنا به تقاضای رئیس هیئت دبیر کل، یا دو سوم اعضاء تشکیل گردد. جلسات معمولا در مقر سازمان تشکیل می‎شوند اما هر یک از کشورهای عضو یا هر جای دیگر نیز که لازم باشد می‎توانند تشکیل شوند.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 18700 تومان در 145 صفحه
187,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد