whatsapp call admin

دانلود مقاله دین و معنویت

word قابل ویرایش
45 صفحه
9700 تومان
97,000 ریال – خرید و دانلود

دین و معنویت

بسم الله الرحمن الرحیم

تعریف دین واقسام آن:
مراد ازدین مکتبی است که از مجموعه عقاید، اخلاق و قوانین ومقررات اجرائی تشکیل شده است وهدف آن، راهنمائی انسان برای سعادتمندی است. دین به این معنا بردو قسم است : دین بشری ودین الهی .

دین بشری ، مجموعه عقاید ،اخلاق و قوانین ومقرراتی است که بشر با فکر خود وبرای خویش تدوین و وضع کرده است. ازاین رو ،این دین در راستای همان خواسته ها،انتظارات اورا برآورده می سازد واسیر هوس وابزار دست همان انسان است و انسان به گونه ای آن را تنظیم نموده که تمام قوانین ومقرراتش به سود اوباشد وچیزی را بر او تحمیل نکند.۱

پیامدهای دین بشری۲ :
پیامدهای عمده دینی که بر اساس خواست انسان شکل بگیرد.
رهائی وعدم تعهد ومسئولیت:
اگر بشر به تدوین وتنظیم دین بپردازد چون اصل کلی این است که هرکس بر اساس ساختار روانی و بدنی خود می اندیشد وعمل می کند

« کل یعمل علی شاکلته »۳

اگر خدای او هوسش باشد دین اومجموعه هواها وافکار هوس مدارانه اوست وهرکس بر اساس هوس عمل کند هرگز خود رامسئول نمی داند.

واکنش در برابر دین الهی:
انسان تنظیم کننده وتدوینگر دین ، بر ضد دین الهی واکنش نشان می دهد وبه مبارزه برضد آن بر می خیزد ودرنهایت ، آن را تکذیب می کند یا آورنده آن را به قتل می رساند چنان که قرآن کریم می فرماید:

« کلما جائهم رسول بما لاتهوی أنفسهم فریقا کذبوا وفریقاً یقتلون »۴

دین الهی مجموعه عقاید و اخلاق وقوانین ومقررات اجرائی است که خداوند آن را برای هدایت بشرفرستاده است تا انسان در پرتو تعالیم آن ،هوا وهوس خود را کنترل وآزادی خود را تأمین کند . چرا که دین الهی است که به حقیقت انسان ونیازهای اوتوجه دارد وبرنامه کامل و همه جانبه ای ارائه می کند که انتظارات او را از همه نظر بر آورده سازد که مصداق اتم واکمل دین الهی ، دین مبین اسلام است.۵

نکته قابل توجه درتعریف دین الهی این است که دین الهی علاوه بر اینکه آزادی را برای زندگی بشر به ارمغان می آورد ، هوس های اورا نیز در حد اعتدال نگه می دارد. بنابراین اگر به دین و دستورات آن درست عمل شود که آرزوی خیلی از افراد است وادعا می کنند که دین محدودیت است وسلب آزادی ازانسان جامه عمل پوشیده می شود، البته آزادی حقیقی و تا منظوراز آزادی چه باشد. آیا آزادی بی قید وبندی است که بدنبال آن هزاران مشکل ومفسده سد راه انسان را فراگیرد که اورا از حرکت بسوی کمال بازدارد ؟ یا آزادی تأمین آنچه که انسان را از قید هوس ها شهوت رانی ها واسیر هواها بودن آزاد کند ومرغ جان را از قفس تن رها کند و اورا در مسیر کمالش سوق دهد؟!

انتظارات متقابل انسان ودین:
ازآنان که به ستیزه جوئی ومبارزه با دین خود را مشغول می کنند ودرمقابل دین ودستورات رهایی بخش وسعادتمندانه آن می ایستند باید پرسید مگر اینان از دین چه انتظاراتی دارند وآیا دین الهی چه کاستی در زندگی بشر گذارده است که ایشان در پی تأمین آن کاستی بر آمده ودرمقابل دین از خود مقاومت نشان می دهند.

برخی انتظار بشر از دین را به سر رجوع انسان به دین معناکرده اند. چنانکه درگذشته متکلمان گفته اند: چرا انسان باید به دین رجوع کند؟ واغلب می گفتند: وجوب شکر منعم ودفع ضرر محتمل ، ما را وا می دارد تا دین را بشناسیم وآن رابپذیریم وبه محتوای آن عمل کنیم.۶

انتظار انسان ازدین به معنای تقاضای انسان ازدین است. چنان که بیمار از طبیب انتظار دارد وتقاضا می کند که بیماریش را بشناسد و راه دفع و پیش گیری از بیماری وراه دفع و پیش گیری از بیماری وراه دفع ودرمان آن را بشناسد واورا راهنمایی کند که چگونه باید بیماری را دفع ورفع نماید. اما انتظاری که دین از انسان دارد به معنای اقتضا و فرمان است زیرا دین پیام خالق است . اوفرمان می دهد وبشر باید امتثال کند . نه اینکه خدا از انسان تقاضا داشته باشد زیرا اگر تمام جهان را کفر فراگیرد آسیبی به خدا نمی رسد.

بنابراین انتظار دین از انسان، اقتضا وفرمان است چنان که انتظار طب و طبیب از بیمار ، انجام دستور وعمل به نسخه است .۷

ریشه های مشکلات وبحرانهای جهان معاصر:
◄ فقدان نظرات بنیادی مذهبی،اخلاقی و فلسفی درباره هستی وانسان، مفهوم زندگی ، شرائط زندگی بشر، خوشبختی، استفاده صحیح وسالم اززندگی و امکاناتی که بشربه مدد آن می تواند به سعادت برسد.
◄ فقدان پاسخ های مطمئن وموثق به رازهای هستی وآغاز و انجام آن.
◄ فقدان ارزش های مذهبی و اخلاقی که می توانست تصمیم ها وعمل کردها را هدایت کند و روز به روز ضایعات بیشتری را به بار می آورد.۸

دین ومعنویت ازدیدگاه غربیان:
ازدیدگاه متفکران غربی دین به تدریج از معنا و مفهوم اصلی خود فاصله گرفته است به گونه ای که دین ، وحی وبعث رسل نیست بلکه هر نوع احساس غیر حسی و تجربه های غیرعادی جزو مصادیق دین شمرده می شود وبا عنوان دین به دیگران عرضه می شود ودین یک پدیده انسانی و زمینی است نه آسمانی و مأموریتی الهی .

در یک چنین دینی هیچ گونه مقررات الزام آوری برای پیروان آن وجود ندارد وهمه چیز در این نوع دین مباح است بنابراین برای درک معنویتهای این چنینی و دستیابی به احساسهای معنوی از هر وسیله ای می توان استفاده کرد مثل : مواد مخدر،شراب ، همجنس بازی و…

دین از منظر اسلام:
همانگونه که در تعریف دین گذشت ، دین مجموعه ای از اعتقادات ، ارزشها و اوامر ونواهی می باشد که از طرف خداوند بوسطه وحی بر قلب پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله والسلم القاء شده واو مأمور ابلاغ والقاءاین مجموعه به مردم است که سعادت وخوشبختی وکمال افراد ونجات ابدی آنها در هردو عالم درسایه عمل به این احکام حاصل می شود.۹

با توجه به این دودیدگاه در مورد دین ومعنویت این نتیجه حاصل می شود که دین گرائی ومعنویت رایج در جهان غرب کنونی کاملاً نقطه مقابل ودرتضاد با دین گرایی و معنویت از نظر اسلام است وتنها نقطه مشترک بین این دو تلاش در جهت رهایی ونجات از محدوده تنگ عالم طبیت وباز کردن غل وزنجیر حس گرایی می باشد.

بیشترین آراء و تئوریها درباب دین ومعنویت گرایی در حوزه فلسفه وروان شناسی ساخته و پرداخته شده است. برخی از جامعه شناسان ضمن رد نظر کسانی که برای دین ومعنویت هیچ بهائی قائل نیستند، بر اصالت دین ونقش بسزای آن در زندگی انسان پا فشاری می کنند. الوین گواونر معتقد است که علت مخالفت با دین ونفی اعتبار وارزش آن،ریشه در ناکامی برخی از نظریه پردازان وجامعه شناسان در مقام ارائه راه حل علمی برای اداره جامعه دارد. به عبارتی ،برخی جامعه شناسان به تبع اگوست کنت که در ابتدا بر این عقیده بود که

واقعیت مساوی است با محسوسات وعقلانیت یا همان حس گرایی مطلق ، وبعدها به دنبال در گرو نهادن دل نسبت به عشق زنی و زنجیر اسارت محبت اوبه گردن انداختن به دنبال تأسیس آئینی جدید به نام د« دین انسانیت» افتاد بدین وسیله بسیاری از پیروانش از او جدا شدند ـ درپی ارائه وابداع دین جدید و تبیین آیین نوینی برای اداره جامعه بوده اند که به دنبال آن برای خود، مقام ومرتبه ای همانند پیامبران قائل بودند اما به علت نا توانی در ایفاء نقش پیامبران با اصل دینداری ومنصب نبوت به معارضه پرداختند وبا فرافکنی، هر نوع دینداری ودین ورزی را ناهنجار وخلافی قلمداد نمودند. با توجه به همین واقعیت است که پارسونز معتقد است: « هرگاه در جامعه اش عشق به خدا وتوجه به اخلاق ومعنویت تضعیف گردد آن جامعه دچار بحرانهای شدید میگردد وچاره چنین بحرانهایی فقط از طریق تأکید بر اخلاق وتقویت احساسات افراد نسبت به مقدسات وحفظ دین میسر خواهد گشت.»۱۰

پیدایش منشاء دنیوی برای دین درقرن هیجدهم:
فیلسوفان ودانشمندان درباره جایگاه دین ودر زندگی انسان تا پیش از سده هیجدهم صریحاً وبه شکل رسمی سخن نمی گفتند. اما ناگهان در سده هیجدهم بر خلاف گذشته به گمان ورزی درباره دین ومنشاءدین دست زدند وتلاش کردند تا برای آن منشاء دنیوی بیابند ودررابطه با دین،به عنوان نظامی از اعتقادات که جماعت ها صرف نظر از حقیقت آن و فقط به دلیل برآوردن یکی از نیازهای اساسی بشری به آن روی می آورند، نظریات متفاوتی ارائه می دهند.۱۱

فوائد دین۱۲ :
اکنون پس از بررسی تعریف دین ودیدگاههای اسلام وغرب درمورد آن به برخی ازفواید دین از کلام خواجه نصیرالدین طوسی اشاره می کنیم:

از بین بردن ترس
رفع نیاز انسان در شناخت حسن وقبح افعال
شناساندن اشیاءسودمند وزیان آور به انسان
حفظ نوع انسانی
تعلیم صنایع و فنون سودمند
تعلیم اخلاق و سیاسات
بیان ثواب و عقاب اعمال
معرفی انسان کامل به عنوان قلب عالم هستی
همبستگی اجتماعی
معنا بخشی به زندگی۱۳

شایداین فایده از مهمترین فواید دین باشد، زیرا زمانی زندگی برای انسان معنا دارد که بداند هدف ومعنای آن چیست وبرای چه آفریده شده است . در واقع اگر معنای زندگی را در جهت تأمین جاودانگی وابدیت انسان تبیین کنیم به یکی از عظیم ترین و اصلی ترین فواید دین دست یافته ایم . به همین دلیل گفته اند: سرّحاجت انسان به دین جاودانه بودن آن وزندگی اخروی اوست واگرجاودانگی مطرح نباشد زندگی لغو خواهد بود.

◄ راهنمائی به زندگی با آرامش
◄ پاسخ به احساس تنهائی۱۴

یکی ازفوائد دین ودین باوری وایمان به خدا ومعاد این است که انسان خدا باور هیچگاه احساس تنهائی نمی کند . زیرا باور دارد که خداوند ازرگ گردن به او نزدیکتر است « نحن اقرب الیه من حبل الورید» وهرجا که باشد خدا با اوست « هومعکم أینما کنتم» وهمچنین تنها خدا انسان را درک می کند وبین انسان وتمام حقیقت اوحائل می شود « انّ الله یحول بنی المرء وقلبه» وخداوند از سر و پنهان تو از سر آگاه است «انّ الله یحول بین المرء یعلم السرّ و أخفی»

◄ دین وتمدن۱۵
یکی از آثار و فواید دین ، شکوفائی تمدن است زیرا هرجا که دین حضور پیدا کرد تمدن جلوه های بیشتری ازخود ارائه کرده است.

برای روشن شدن نقش دین در شکوفائی و رشد تمدن ابتدا تعریف تمدن ومشخصه های آن را بیان می کنیم .

تعریف تمدن:
تمدن نظم اجتماعی است که درنتیجه وجود آن خلاقیت فرهنگی امکان پذیر می شود وجریان می یابد واموری مثل پیش بینی واحتیاط در اموراقتصادی ، سازمان سیاسی ، سنن اخلاقی و کوشش درراه معرفت را از عناصر وارکان تمدن دانسته اند وگفته اند : تمدن در شرائطی ظهور می کند که هرج ومرج ونا امنی پایان پذیرفته و به جای آن نظم و امنیت حاکم شده باشد تا انسان در سایه آن در راه کسب علم ومعرفت و تهیه وسائل بهبود زندگی حرکت کند.

رابطه دین وتمدن ۱۶ :
اما دین با تعریفی که ازآن ارائه شد در مرتبه اول انسان را از توحش حیوانی خارج و اورا وارد وادی وحریم انسانی می کند وبا پذیرش حیات انسانی و رعایت قوانینی الهی و عمل به آن، که از طریق وحی آسمانی در دسترس اوقرار گرفته،اوکمالات عقلی واغراض فطری را تأمین می کند وبه سعادت ابدی بار می یابد . انسانی که ازمرحله حیوانی گذر کرده، به مرتبه عقلانی می رسد، زمام گفتار ورفتار وکردار اورا عقل بعهده می گیرد ودر این حال ، چنین انسانی امنیت ونظم را حاکم می کند وبه دنبال حاکمیت امنیت و نظم و عناصر و عوامل تمدن در چهارچوب برنامه الهی شکل میگیرد ودرواقع انسان متمدن در این معنا انسان الهی است که در تمام اعمال و رفتار اجتماعی و فردی خود،جز با قانون خدا زیست نمی کند.

با توجه به رسالت دین که همان رسیدن به قرب الهی و تأمین حیات ابدی انسان است در واقع دین خواسته های انسان را تصحیح وتعدیل می کند تا اوبه حیات جاودانه اش نایل شود ونقش دین در هدایت انسان ، یک نقش فعال ومؤثر است نه یک نقش انفعالی و تابع و تأثیر پذیر۱۷از دیگر فوائد دین اینکه اطاعت الهی سبب آسان شدن خطرناک ترین راهها می شود.

«ولقد أوحینا إلی موسی أن أسربعبادی فآضرب لهم طریقاً فی البحر یبساً لا تخاف درکاً ولاتخشی» ۱۸
وبه موسی وحی کردم که بندگان مرا شبانه از شهر مصر بیرون ببر ، سپس راهی از میان دریا برای آنها پدید آور و از تعقیب فرعونیان ترسناک مباش.

وبالعکس تمرد ازهدایت الهی و هدایت رسول او سبب می شود که آسان ترین راه به صورت زیر در آید:

« قال فانّها محرمه علیهم اربعین سنه یتیهون فی الارض فلا تأس علی القوم الفاسقین»۱۹
خدا گفت : چون آنها مخالفت امر کردند، شهر بر آنها حرام است وباید چهل سال دربیابان سرگردان باشند پس تو بر این قوم فاسق متأسف مباش.

حقیقت انسان:
به دنبال مطالب گفته شده دراین فصل بر آن هستیم که مطالبی را پیرامون حقیقت انسان وشناخت ومعرفت دینی ونظرات برخی از جوانان درباره دین،بیان کنیم .

انسان موجودی است دو بعدی، بعدی از وجود اوهمان جسم وبدن مادی اوست که محدوداست به زمان ومکان و متشکل از نیازهای جسمی ومشترک بین انسان وحیوان ومتعلق به عالم ماده می باشد وبعد دیگر وجود او که جنبه روحانی ومعنوی اورا تشکیل میدهدومتعلق به عالم فرا طبیعت وخارج از محدوده زمان ومکان است که از آن به روح الهی یاد می شود .
«فإذا سویته ونفخت فیه من روحی»۲۰

اصل انسان همان روح الهی اوست وبدن، فرع وپیرو روح است . بلکه بدن قشر است و روح لبّ، « اصل الانسان لبّه » اصل وحقیقت انسان جان ملکوتی اوست وچون شناخت روح انسان دشوار است،شناخت نیازهای او ومعرفت بیماریها و درمان آن نیز دشوار خواهد بود. ۲۱پس در این میان باید برنامه ای باشد که او را برای درک این بیماریها و درمان آنها آگه سازد تا در پرتو آن به سعادت ابدی که همان به اوج رساندن این جان آدمی است راهنمایی سازد که این برنامه مدون همان دین الهی است .

معرفت دینی چیست؟۲۲ :
امام صادق علیه السلام می فرمایند:
« من دخل فی هذا الدین بالرجال أخرجه مسند الرجال کما أدخلوه فیه و من دخل فیه بالکتاب والسنه زالت الجبال قبل أن یزول» .
«کسانی که عامل گرایش آنها در شناخت دین،دیگران باشند،ممکن است همان افراد آنها راازدین دور نمایند . اما کسانی که از راه قرآن وسنت به شناخت دین اقدام نماید هیچگاه زوال دین در او راه پیدا نخواهد کرد.»

در واقع از دیدگاه امام صادق علیه السلام ، شناخت دینی باید با بهره گیری ازخرد و اندیشه وازطریق دو منبع موثق برای شناخت دین، یعنی قرآن وعملکرد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وامامان ، صورت گیرد. هر انسانی باید دین را با تمام و وجود درک کند نه اینکه به صورت اجباری یک سری مسائل رابه نام دین به خورد دیگران بدهیم وآنها هم بی هیچ حرفی آنها رابپذیرند.این خلاف مکتب الهی است. چرا که از نظر مکتب وحی هر انسانی صاحب شخصیت وکرامت ذاتی می باشد « ولقد کرّمنا بنی آدم» ۲۳ که با دریافت منطقی دین برای اوحاصل میشود.

ملاصدرا دررابطه با معنای « لا اکراه فی الدین » می گوید : « از آنجا که دین یک امر باطنی است وکسی جز خداوند بر باطن انسان آگاه نیست ، اجبار واکراه در آن راه ندارد.» وی در تأیید این سخن به روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم استناد می کند که می فرماید:
« لیس الدین بالتمنی »
دین با آرزو وخواهش حاصل نمی شود . بلکه از سنخ عقیده و جهان بینی است .۲۴

برای دین مثل بسیاری از مفاهیم و پدیده های دیگر تعاریف متفاوتی دگر دشه است وهرکس ازدید وزاویه خاص، به دین نگاه نموده و برای آن تعریف ارائه داده است .اما اگر دین را یک راه شناخت معنی کنیم ،شناختی که ازراه دین برای انسان حاصل می شود ، برترین شناخت محسوب می شود.۲۵

البته در این میان از نقش انقلاب اسلامی نباید غافل شد که حقیقتاً تحولی شگرف در دین شناسی در جامعه بوجود آورد وجوانان با اشتیاق فراوانی وارد این عرصه شدند وجای خرسندی است که جوان امروز رویکردی دینی پیدا کرده است و در مقایسه با جوان پیش از انقلاب، رشد چند برابر در گرایش به دین داشته است گرچه که در سالهای اخیر شاید این شور و گرایش نسبت به سالهای قبل کمتر شده باشد اما به هر حال درصد جوانان و گرایش آنها در ابعاد مختلف دین مثل تقلید، حلال وحرام، طهارت،روزه، نماز، امر به معروف ونهی از منکر ، روابط بین زن ومرد و… متفاوت است .مثلاً دربعد روزه طبق آمار امسال ۸۴% جوانان خود را مقید به روزه گرفتن می کنند و بر این نظرهستند که میزان گناهان و لغزشها در ماه مبارک رمضان به علت روزه گرفتن بسیار کمتراست .۲۶

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 9700 تومان در 45 صفحه
97,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد