بخشی از مقاله
چکیده
رویکرد روایت پژوهی در بررسی ادبی معاصر ظرفیت بیشتري نسبت به آثار ادبی کهن دارد زیرا در ادبیات معاصر به جنبههاي زمانی و دغدغههاي روانی و ایدئولوژیکی بیشتري روبرو هستیم. ژرار ژنت به خط زمانی، شکست آن و نیزکانونیسازي در روایت میپردازد و در آن به تاثیر روانی و ایدئولوژیک سخن تاکید میکند.
ژنت در کانونیسازي به تغییر زاویهي دید در میان شخصیتها رو میکند و این تغییر زاویهي دید سبب میشود که دیدگاهها و ایدئولوژيهاي متفاوتی به صحنه بیایند. اگر این ایدئولوژيهاي متفاوت با هم درگیر شوند به گونهاي که در هر یک شک"و تردید" ایجاد شود، روایتی چند صدایی خواهیمداشت که باختین آن را در منطق گفت و گویی خود جدل مینامد.
از نتایج این مقاله این است که رباعیهاي خیام ظرفیت روایتسازي را دارند، مستقیم یا غیرمستقیم بر روایت برخی از شاعران و نویسندگان از جمله فیتزجرالد و داستایفسکی اثر میگذارند، و در متن آنها تردید می-افکنند.این مقاله به بررسی روایی و ایدئولوژیک کوزهنامهي فیتزجرالد که متأثر از رباعی "در کارگر کوزهگري رفتم دوش..." خیام است میپردازدو ایدئولوژي هاي متفاوت شخصیت ها را نیز مطرح می-کند. این تفاوت در ایدئولوژي مبتنی بر اختلاف نظر آدمها در نحوهي گذر زمان و بهرهبرداري از کیفیت آن است.
مقدمه
خیام در رباعیهایش به گذر رنج بار زمان اشاره میکند و حرکت آن را بی بازگشت میداند و از این رو که زمان بی بازگشت و کوتاه است پیشنهاد میکند که باید با شادمانی رنج گذر زمان و مرگ را فراموش کرد. بنابراین ساختار اندیشههاي رباعیهاي خیام بیان کمیت و کیفیت آن است - نک. تسلیمی، . - 15-16 :1391 این خود یک گرایش و ایدئولوژي است که خیام در مقابل صوفیان و معناگرایان پیشنهاد میکند و اندیشههاي آنان را مورد تردید قرار میدهد.
فیتزجرالد1در رباعیهاي خود که بیشتر به تأثیر از رباعیهاي خیام است تا ترجمهي آن، این اندیشه را گشترش دادهاست. کوزه نامهي او قرائتی خاص از رباعیهاي خیام است. به نظر می-رسد که داستایفسکی2 با آن در داستان بابوك3 که از مصاحبت مردگان بر روي قبرشان به مثابه کوزههایی که از تن انسان ساختهاند یاد میکند آشنا باشد. آنان به خاطر پیشینههاي داستان-نویسی در غرب و نیز تردید در اندیشههاي گذشتگان، اندیشهي خیامی را گسترش دادهاند - اصرار نمی کنم که نویسندگانی چون داستایفسکی مستقیم از اندیشه هاي خیامی متأثر باشند اما دست کم غیرمستقیم تأثیرش را نمی توان در اروپا نادیده گرفت - .
ادوراد فیتزجرالد در سال 1809 در انگلستان در خانوادهاي ثروتمند به دنیا آمد. وي"تحصیلاتش را در سال 1830 در دانشگاه کمبریج به پایان رسانید، و به مطالعهي زبانهاي شرقی، به ویژه زبان و ادبیات فارسی پرداخت" - نک. تراویک، . - 1059 :1373فیتز جرالد از بزرگترین مترجمان شعر محسوب میشود که این اعتبار با ترجمهي رباعیات خیام به اوج رسید. ترجمهي او از این مجموعه، کاملا آزاد و مفهومی است اما وي روح اثر را به درستی حفظ کرده و مفهوم کلی رباعیات و فلسفهي خیام را به خوبی نشان داده است.
در ترجمهي "رباعی-هاي خیام" او عناصر غربی را با شرق به خوبی ترکیب کرده و این ترکیب گواه تسلط وي به این دو حوضه میباشد. از دیگر ترجمههاي وي میتوان به شش نمایشنامه ي کالدرون1و همچنین منظومهي سلامان و ابسال سرودهي جامی اشاره کرد که آن را با کمک دوستش، ا.ب. کاول2،به انگلیسی برگرداند. یکی از مهارتهاي وي در نوشتنحکایاتی3از دوستان ادبیاش که به شناخت بیشتر شخصیتها و همچنین نگارش زندگینامهها کمک میکند
این مقاله به بررسی کوزهنامه در سمت و سوي اندیشهي کمیت زمان4 و کیفیت زمان5 خیام و اندیشههای ژنت6وباختین میپردازد و دربارهي پیشینهي حاضر باید گفت که تاکنون هیچ اثري با با این دیدگاه پرداخته نشده است که در آن این قسمت از رباعیهاي وي با این دیدگاهها مورد بررسی قرار گیرد.
چهارچوب نظري
پایههاي نظري این مقاله مبتنی بر نظریههاي روایت8،کانونی سازي9، منطق گفتوگویی1و کمیت و کیفیت زمان، و پیاده کردن نظریههاي ذکر شده در متن "کوزه نامه" میباشد.

