بخشی از مقاله
چکیده
کلام پروردگار تو از روی راستی و عدالت به حد کمال رسید و هیچ کس توان تغییر و تبدیل آن را ندارد. بهدرستی که او شنوا و داناست. - انعام - 115/
عدالت در اسلام از زیربناییترین مفاهیم است که تحقق عینی آن در جامعه یکی از مهمترین اهداف اجتماعی و سیاسی این دین ذکر شده است. عدالت امری تابع دین و برگرفته از دین نیست، بلکه خود مفهومی مطلق و مستقل است. به بیان دیگر دین مقیاس عدل نیست بلکه عدل مقیاس دین است. آیه مذکور نیز که بیان میدارد خداوند کلام خود را کمال یافته بر اساس راستی و عدالت میداند، به همین مسئله اشاره دارد.
در حقیقت با این سخن، ما به این نکته مهم رهنمون میشویم که عدالت، خود ملاک و معیاری است که مفاهیم و احکام دینی بر اساس آن شکل یافته وسنجیده میشوند و نه اینکه دین سازنده و پردازنده عدالت باشد. البته این سخن به معنای کمرنگ کردن نقش دین در ایجاد عدالت نیست و هیچ کس نمیتواند منکر این واقعیت شود که دین نه تنها عامل مهمی در برپایی عدالت و تقویت آن به شمار میرود، حتی از آنجا که ادیان الهی بر فطرتهای انسانی صحه گذاشته، بر اساس آن وضع قانون مینمایند وهمچنین چون ضمانت اجرایی روحی - روانی و تشویقی - تأدیبی به همراه دارد، میتواند بهترین مذکﱢر و مقوم اجرای عدالت در جامعه محسوب شود
از این رو در این نوشتار درصدد آن نیستیم که اثبات کنیم عدالت از دین بیرون میآید، بلکه در پیآنیم تادیدگاه دین آسمانی بزرگ یعنی اسلام را درخصوص صلح و عدالت تبیین کرده، نحوه نگرش، برخورد، تأکید و تضمین قانونی و اجرایی این دین را درخصوص مسئله فوق بررسی کنیم. به همین منظور به متن کتاب مقدس مسلمانان -قرآن- رجوع کرده و با استناد به آیات این کتاب، مبانی نظری این بحث را در اسلام تحلیل میکنیم.
عدالت در اسلام
تعریف عدالت در فرهنگ اسلامی عدالت در زبان عرف به معنی احقاق حقوق و ضد ظلم است، اما اگر در معنای آن عمیق شویم، ضرورت تبیین بیشتر آن را درمییابیم. کوتاهترین و کاملترین تعریف عدالت را میتوان در کلام حضرت امیرالمؤمنین علی - ع - یافت:
عدالت هر چیز را به جای خودش میگذارد.
بنابر این توصیف، عدالت عبارت است از آنکه هر چیز به جای واقعی خود بنشیند و به تعبیری هر چیز، به حقخود برسد یا حق هر کس و هر چیز به وی داده شود. متکلمان مسلمان به پیروی از این سخن امام علی - ع - ، عدل را یعنی »حق دیگران را به آنان دادن« تعریف کردهاند و این تعریف در فرهنگکنونی اسلامی مورد قبول واقع شده وجایی مهم برای خود دارد.
نخستین نتیجهای که از این تعریف میگیریم این است که عدالت مبتنی بر وجود پیشینی»حق« است و به آن وابسته است. دیگر آن که باید پیش از عدالت یک »وضعیت« طبیعی یا قراردادی وجود داشته، برای هر چیز جای مناسب آن پیشبینی شده باشد.
عدالت در واقع یک نسبت یا به قول فلاسفه: »وضع و محاذات معنوی« است، یعنی باید یک چیز دارای یک وضعیت و موقعیت طبیعی و قراردادی باشد و یا چیزی را در اختیار داشته باشد. و به دیگرسخن عدالت عبارت است از برقراری و پایداری آن، پس از دورهای از سلب و ناپایداری
مبانی فلسفی وکلامی عدالت در اسلام
با بررسی کتب کلامی و فلسفی اسلامی درمییابیم که مبحث عدل، با وجود آنکه بسیار مورد توجه و گفتوگو قرارگرفته، اما کمتر به عنوان یک موضوع مستقل و متمایز به بحث گذاشته شده است و در بیشتر موارد به عنوان یکی ازصفات خداوند یا افعال باری تعالی مورد کاوش واقع شده است. بحث از صفت عدل به عنوان یکی از صفات ذات یاصفات فعل خداوند غالباً در مبحث »الهیات بالمعنی الاخص« در فلسفه اسلامی مطرح شده است.
در این مبحث، عدل و عدالت به عنوان صفتی از صفات خداوند در کنار دیگر صفات او از قبیل سمع، بصر، قدرت، علم، اراده و... آمده و به اثبات عادل بودن خداوند منتهی میشود.
این شیوه بیشتر در کتابهای متکلمان شیعه و برخی از متکلمان معتزلی رواج یافته است که به لحاظ اهمیتی که برای اصل عدل - به عنوان صفتی برای خداوند - قائل هستند به »عدلیه« معروف شدهاند. مسائلی همچون عدالت خداوند در ثواب و عقاب، پاداش و کیفر دادن، عدالت خدا در تقنین، تشریع، صدور احکام، امر تکالیف شرعی به بندگان و عدالت او در مورد ارسال پیامبران و هدایت انسانها که گاه از آن با تعبیر »لطف« یاد میکنند، همه مباحثی مربوط به مسئله عدل هستند و از فروعات آن به شمار میروند.
به طور کلی میتوان گفت مسئله عدل در میان مسلمانان از تنوع و ابعاد بسیاری برخوردار بوده و متکلمان و اندیشمندان مسلمان چند نوع مدل را در آثار خود بررسی کردهاند که فهرست خلاصه و اجمالی آنها بدین قرار است:
- 1 عدل وجودی - فلسفی = هستی شناختی -
- 2 عدل فرجام شناختی - مربوط به ثواب و عقاب و روز جزا -
-3 عدل سیاسی - حکومت عادلانه -
-4 عدل اجتماعی - عدم تبعیض و ستم در جامعه - توزیع عادلانه امکانات -
- 5 عدل مناسکی - یا فقهی که مربوط به تکالیف شرعی است -
- 6 عدل الهی - تئودیسه - = اینکه خدا ستم نمیکند و هم ذاتاً عادل است و هم در مقام فعل
- 7 عدل اخلاقی - ملکه عدالت -

