بخشی از مقاله

چکیده

شکلگیری تمدن و پیشرفت جهان اسلام با محور قرارگرفتن تعالیم قرآن کریم تحت لوای اوامر و فرامین حضرت رسول| و انتقال علوم آغاز میشود. در این مرحله شاخههای علوم یکی پس از دیگری در جامعه اسلامی متولد میشود که این اعتلای تمدن تا یازده قرن ادامه داشت؛ اما پس از آن رو به کاستی و درنهایت به علت فساد و تجملگرایی درونی جهان اسلام رو به افول نهاد.

دانش و دین در کنار یکدیگر باعث پویایی اسلام شدند. در کنار این دو عامل، رعایت اصول اخلاقی که زمینه اعتماد طرف مقابل، ارتباطات، تفاهم اجتماعی و ... فراهم میآورد، نقش ممتازی را ایفا کرد. اتحاد جامعه تحت لوای رهبری آگاه به زمانه است. در جامعه فاقد انسجام؛ اخلاق، دین و علم دارای ضمانت اجرایی نیست. یک تمدن بزرگ تا از درون منهدم نشده باشد، از بیرون به هیچ روی مغلوب نمیشود.

ازاینرو نقش محوری در انحطاط و یا پیشرفت جامعه اسلامی نه تهدیدهای خارجی است و نه چراغ سبز نشان دادن آنها. حال پرسش اساسی این است چه باید کرد؟ به سراغ کدام عوامل باید رفت تا به پیشرفت و تمدنی جدید نایل آییم؟

مقدمه

با وجودی که پیامبر اسلام| سیزده سال در شهر مکه اصول کلی اسلام را تبلیغ نمودند، اما زمینه مدنیت و استقرار حکومت اسلامی فراهم نشد چرا که زمینههای آن برای استقرار حکومت و هجرت از نظام طایفهای و قبیلگی نیازمند زمان بیشتری بود؛ لذا پیامبر| برای تشکیل حکومت اسلامی به مدینه هجرت کردند. ایشان برای ارایه الگوی حکومت اسلامی کوشیدند و حکومتی که بعدها به تمدن اسلامی تبدیل شد ارایه نمودند. توجه به سیره الگویی رسول اکرم| زمینهساز سوق دادن جامعه به سوی پیشرفت و تعالی در زمینههای دنیایی و اخلاقی است. پژوهش حاضر عواملی که باعث به وجود آمدن این تمدن عظیم در جامعه اسلامی خواهد شد را از منابع قرآنی و روایی رصد خواهد کرد.

مفهومشناسی

١. پیشرفت

پیشرفت را میتوان برنامهای هدفمند در جهت حرکت از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب دانست. البته وضعیت مطلوب متغیر هر جامعهای محسوب میشود که طبق اهداف هر جامعه تفسیر خود را مییابد . متغیر در جامعه ایرانی اسلامی میتواند رسیدن به معنویت، ریشه کن شدن فقر و تبعیض طبقاتی، تسریع در رشد اقتصاد اسلامی و فراهمآوری زمینههای تعالی و سعادت انسان باشد.

٢. انحطاط

انحطاط در لغت به معنای پست شدن و خوار شدن است. در کتب لغت آمده است: »حَطﱠهُ فَانْحطﱠ« - او را خوار و سبک کرد پس خوار و سبک شد - ١ و مصباح المنیر انحطاط را با پایین کشیدن از جای اعلی به اسفل تعریف نموده است.

٣. جامعه

هر یک از صاحبنظران جامعهشناسی، در تعریفی که از »جامعه« ارایه دادهاند، بر روی یک عنصر تکیه داشتهاند جمعی از آنان میگویند: »جامعه، معمولاً به گروهی از مردم اطلاق میشود که به منظور تأمین نیازمندیهای مادی و معنوی خود جمع میشوند و روابط و مناسبات اجتماعی میان آنها برقرار میشود و برخی دیگر میگویند » جامعه، مجموعه روابط انسانی است که میان افراد برقرار میشود

و گروه دیگر مینویسند: »هرجامعهای باید از افراد انسانی یا اشخاصی تشکیل شود که باهم همکاری میکنند و همین همکاری است که آنان را به اجزای یک ساخت یا الگو تبدیل میکند. ولی میتوان در تعریف عامتری بیان نمود: »هر گروه و دستههایی از انسانهاکه دور هم جمع شده و »جهت وحدتی« داشته باشند، یعنی در هر موردی که بتوان برای گروهی از مردم »وجه جامع« اعتبار کرد، اطلاق لفظ جامعه بر آن گروه رواست.

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید