بخشی از مقاله
چکیده:
این مقاله کوششی است در جهت رمزگشایی از برخی تلمیحات غامضِ مذهبی، کلامی، کیهانشناختی و روانشناختی در شعر متافیزیکیِ ناصر خسرو. یک قصیده از وی ترجمهشده و برای چند مصراعِ منتخبِ آن شرحوتفسیری کامل نوشته شده و مفاهیم محوری آن مشخص گردیده است: علی الخصوص نَفْس - روح، جان - ، عقل - خِرد - ، ذات - جوهر - و فُرم - صورت - ، که جملگی در بافتِ ادبی و فلسفی خاص خود بررسی میشوند.
1. مقدّمه
تاریخدانانِادبی عموماً بر این باورند که مجموعه اشعار - دیوان - ناصر خسرو شاهکاری کم نظیر در شعر و متافیزیک است که برخی از نغزترین قصاید تعلیمی در ادب فارسیِ کلاسیک را در دل خود جای داده است. اندرزها و کلمات قصارِ پرمغزِ وی کماکان الهام بخش روح و جان ادب فارسی است و آموزه های اخلاقی او نیز امروزه در کتابهای درسی مدارس در ایران، تاجیکستان و افغانستان تدریس می شوند. با این همه، بیشک او از شاعرانی است که فهم آراء و افکارش بسیار دشوار است؛ شعر او اغلب به هزارتویی از معمّاها و رازورمزها میماند: محصول تلمیحها و نظریههای پیچیده و بعضاً ناآشکار دینی، کلامی، کیهان شناختی، روانشناختی و فلسفی که نظام اندیشه متافیزیکی اسماعیلیِ او را دربرگرفته اند.
این نظام - که هم وام دار قرآن و حدیث است و هم متأثر از افلاطون و ارسطو و فلوطین - آنچنانکه باید، در فرهنگ و تمدّن فارسی ایرانی، که تا قرن نوزدهم بر جهان اسلام سیطره داشت، فراگیر نشد، درست به مانند تمثیل ها، نمادپردازیها،متافیزیک و عرفانِ شاعران بزرگ تصوّف. گرچه نظام تصوّف معمّاها و رموز خود را داشت و خبرگی مشابهی می طلبید، ولی به خاطر جاذبه نمادپردازی عشق زمینی اش در نظر اغلب ناقدان و سخنشناسانِ شعر فارسی گیراتر جلوه می کرد، چراکه از قرن دهم به بعد، ]این ناقدان و سخنشناسان[ بیشتر متوجّه افسانه ها، اسطوره ها و دانش قومیِ شعر فارسی شدند و، در نتیجه، مفاهیم و نمادگراییِ آن را از بَر شدند.
از طرف دیگر، فقط شمار اندکی از ادیبان و فیلسوفان از اصطلاحات و مفاهیم رمزگونه اسماعیلیه سردرمیآوردند، و از سنّت غنیِ شعر و اندیشه فلسفیِ اسماعیلیه بی خبر بودند.1به همین دلیل، برای افراد عادی در ایران و افغانستان، فهم درستِ پیچیدگی ها و نکات ظریفی که او در قصیده های اصلی اش مطرح میکند تقریباً غیرممکن بود، مگر آنکه پیشتر آثار فلسفی او - از جمله زاد المسافرین، جامع الحکمتین، گشایش و رهایش - یا دیگر آثار منثور او را که چارچوب نظام فکری فلسفی اش را روشن میکند مطالعه و عمیقاً درک کرده باشند.
ناصر خسرو، عالِم فرزانه یومگان2، فقط شاعر و استاد بلاغت نبود، بلکه »حکیم« هم بود، فیلسوف رازدانی که شعر و نثرش حتّا برای داناترین ها نیز چالشانگیز و معمّاگونه است. از این رو، هم میتوان - و هم نمیتوان - او را با یگانه شاعر فیلسوف دیگر - در میان یازده شاعر برتر شعر فارسی - 3، یعنی عبدالرحمان جامی مقایسه کرد؛ البته مثنوی و شعرهای تغزّلی جامی را افراد فارسیزبانِ عادی میفهمند و از آن لذّت میبرند، بدون آنکه نیاز به مطالعه لوایح، لوامع، الدره الفاخره، یا دیگر آثار فلسفی او باشد. در روزگار جامی، شعر صوفیانهدر_لفافه اصطلاحات تخصصیِ مکتبِ ابن عربی_کاملاً در قاموس ادب رسیفا رخنه کرده بود.
هزاران نفر از افراد - غالباً بی سواد - که غزلهای شاعرانِ دنبالهروِ ابن عربی - از جمله عراقی، مغربی، شاه نعمتاالله - را حفظ کرده بودند و میخواندند، این نوع شعرهای صوفیانه را از بَر بودند - بدون آنکه هرگز ورقی ازفصوص الحِکم را خوانده باشند،یا اینکه اصلاً بدانند شعرهای محبوب شان درواقع بازگوییِ هایآموزهعرفانیِ پیچیده ابن عربی است. از طرف دیگر، رازآمیزیِ نظامِ باطنی ای که ناصر خسرو بدان معتقد بود قلمرویی نامکشوف باقی مانده است. به همین دلیل است که در نیم قرن اخیر، مطالعه شعر او »هنوز در مرحله طفولیت« مانده است.
اگر ترمینولوژیِ اسماعیلی که جوهر فلسفیِ شعر ناصر خسرو را شکل میدهد به کنار بگذاریم، اشعار او نماینده سنّتی اند که دبروین آن را »شعر پرهیزگاری« یا »زهدیات« مینامد4؛ ژانری که تمامی فرقهها و مکاتب الاهیات اسلامی را به هم پیوند زند:می از شاعران تصوّف حنبلی همچون خواجه عبداالله انصاری گرفته تا صوفیان سنّی مانند حکیم سنایی، و البته شیعهای اسماعیلی همچون خود ناصر خسرو - که تخلّص اش حجّت«» بود - . در این زمینه، شعر صوفیانه سنایی در ژانر » زهدیات « از نظر محتوا در بسیاری از موارد نظیر قصاید ناصر خسرو است، چراکه آنها نیز در همین ژانر نوشته شده اند.5 یکی از ویژگی های سبکشناختیِ مشترک میان ناصر خسرو و دیگر قصیدهسرایان نسلِ پیش از او - به ویژه کسایی مروی 991-953] م - [ تأکید بر موعظه و تعلیم حکیمانه - مواعظ و حِکم - است.
آربری نیز بهدرستی میگوید که “ به لحاظ سبکی، سنایی بسیار به ناصر خسرو نزدیک است. ” 6مهدی محقّق نشان داده است که یکی از معروفترین قصیدههای ناصر خسرو - درباره » حج - « درواقع عبارتگردانیِ شعریِ حکایتی درباره جنید - مرشدِ مکتبِ تصوّفِ بغداد - بوده است - ر.ک. مهدی محقّق، تحلیل اشعار ناصر خسرو، تهران: 1344 ه 1965 / م - . بصیرت، ایماژهای بی شمار و دریافتهای درونی. این بینش شعریِ پیچیده و کم نظیر را نمی توان به راحتی با تحلیل های آکادمیک از فلسفه اسماعیلی به بند کشید، و نیز نمیتوان با استفاده از ارجاع ضمنیِ تخلّص او، حجّت«» - برهان معنوی - ، به موضع او در حکم مبلّغِ فاطمی - که وظیفه داشت منطقه خراسان را به نظام فکری اسماعیلی دعوت کند - بینش شعریراوتوضیح داد.
در این سنّت شعریِ مذهبی و زهدباور، آنچه دیوان ناصر خسرو را از شاعران هم روزگارش - که در این ژانر قلم می زدند - یا از دیگر شاعران عارف صوفی متمایز میکند نه اخلاق اسلامی است و نه وظیفه او نسبتبه زهدورزی و طرد دنیا، و نه حتّا تمرکز او بر علم و خرد و حکمت. همه اینها ویژگیهاییاند که در بسیاری از شاعران همعصر او و نیز شاعران پس از او دیده میشود. آنچه او را متمایز میسازد اساساً دو ویژگی است:
1,1. باطننگری متافیزیکی اسماعیلی
همان گونه که ی. ا. برتلس1 اشاره کرده است، “در تاریخ ایران، ناصر خسرو نخستین فردی بود که بسیاری از مفاهیم فلسفی را در شعر فارسی وارد کرد - به سخن دیگر، مفاهیم فلسفی را در قالب شعر بیان کرد - 2”، و باید به این گفته این نکته را بیفزاییم که او همچنین نخستین شاعر برجسته ای بود که نگرش تکوین شناختی 3 - یا کیهان زادی - به جهان را در شعر فارسی مطرح کرد. از این لحاظ، او در میان پیشینیان، همعصران و حتّا شاعران پس از خود رقیبی ندارد، البته شاید بتوان حکیم نزاری قهستانی - وفات: 721 ه 1321 / م - را استثناء دانست، گرچه نزاری بهلحاظ مهارت شعروشاعری همسنگ ناصر خسرو نبود.
همان گونه که ادوارد براون سالها پیش گفته است، دیدگاههای دینی و فلسفیِ ناصر خسرو موضوع اصلی شعرهای او را تشکیل می دهند. به رغم وجود چندین پژوهش موثق و نیز ترجمه گزیده هایی از اشعار او به زبان انگلیسی5، اندکاند محقّقانی که به نظام متافیزیکی، روان شناختی و کیهان شناختی -که محرّک نبوغ شعری او بوده است - پرداخته باشند.
البته مطالعات کلاسیکی درباره ناصر خسرو وجود دارد، از جمله پژوهش علی دشتی به فارسی6 و آلیس هانزبرگر به انگلیسی7، که از شعر او برای تبیین جهانبینیِ فلسفی اش استفاده کردهاند، امّا زحمت مطالعه جامعِ شعر او بر دوش پژوهشگرانی8 بوده که تمام عمر خویش را وقف شناسایی و تشریح اصطلاحات و مفاهیم شعر او نمودهاند، که در صدر همه آنان باید از مهدی محقّق نام برد.

