بخشی از مقاله
چکیده
قتل و پایان دادن به حیات انسان ها آن هم بهصورت عمد، یکی از مهمترین عواملی است که امنیت فردی و اجتماعی جامعه را به مخاطره میاندازد و خسارتهای مادی و معنوی فراوانی به جامعه وارد میسازد. ریش سفیدان و بزرگان طایفه به رفع آن مشکل خواهند پرداخت و رابطه صلح و دوستی را بین طوایف مورد اختلاف برقرار میسازند.
اما وضعیت زمانی بحرانی خواهد شد که خود ریش سفیدان و بزرگان بخواهند با کینه و دشمنی بر این اختلاف دامن بزنند آن موقع است که درگیری سطح وسیع تری پیدا نموده و دامن آن گسترده تر خواهد شد به گونه ای که طوایف و قبایل مختلفی را درگیر در این قضیه خواهند کرد و این خود رفته رفته به نزاع دسته جمعی تبدیل شده که سطح آن به شهرها و روستاهای اطراف هم کشانده خواهد شد آن وقت است که امنیت عمومی از افراد سلب شده و زندگی با نوعی رعب وترس همراه خواهد شد.
با توجه به تأثیر روانی قتل در جامعه قبیلهای استان سیستان و بلوچستان، محقق بر آن شد تا پژوهشی در خصوص علت شناسی قتلهای قبیلهای در پرتو نظریه همبستگی انجام دهم. روش پژوهش، توصیفی - تحلیلی است و از میان سران و ریشسفیدان 12 طایفه درگیر با همدیگر به صورت تصادفی 86 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش تنظیم پرسشنامه محقق ساختهای است با پاسخهای چهارگزینهای توزیع گردید. پس از جمعآوری پرسشنامه دادهها به صورت توصیفی بررسی، تجزیه وتحلیل شد.
که نتایج حاصل از ارزیابی پاسخ به سؤالات نشانگر آن است که عصبیت قومی، دسترسی آسان افراد طوایف به سلاح و واگذاری بیرویه سلاح به طوایف توسط بعضی ارگانهای نظامی و امنیتی، قاچاق مواد مخدر، گروگانگیری و نبود کار آیی و بازدارندگی مجازات مقرر در قانون و عدم مراجعه مردم جهت پیگیری پروندههای قتل به مراجع قضایی از عواملی هستند که تأثیر فوقالعاده بر وقوع قتلهای قبیلهای دارند.
.1مقدمه
نظم و امنیت جزء ناگزیر و ضروری زندگی است و برقراری آن یکی از وظایف اصلی دولت بلکه اصلی ترین کار یک حکومت است. امنیت محقق نمی شود مگر با شناسایی عواملی که مخل امنیت جامعه هستند که یکی از این عوامل قتل می باشد. سابقه وقوع قتل را می توان تا سپیده دم تاریخ بشری جست و جو کرد؛ زمانی که آدم و حوا به علت ارتکاب عمل نهی شده از بهشت رانده شدند و پسرشان قابیل برادر خود هابیل را به قتل رسانید، جنایت و قتل آغاز شد. بر همین اساس می توان گفت قتل نفس از جمله جرایمی است که ریشه در پیدایش انسان در روی زمین دارد و شاید بتوان اولین جرم در تاریخ بشر را قتل عمد تلقی کرد. قتل یکی از هولناکترین جنایت های بشری است که بهرغم وضع قوانین مختلف برای پیشگیری از وقوع این جرم، گریبان گیر تمام جوامع بوده است.
مسائل مالی، عصبیت قومی، جنون، خشونت، دشنام و ناسزاگویی و حتی دوست داشتن و احساس تعلق از عواملی است که هرروز به عنوان انگیزههای قتل در حوادث روزنامهها درج میگردد. این جرم ازیکطرف به اصل مصونیت و غیرقابل تعرض بودن حیات انسانی که عزیزترین ودیعه الهی است لطمه میزند و از طرف دیگر امنیت جامعه را متزلزل میسازد. قتل های سال های اخیر، دلایل و انگیزه هایی از جمله قتل های انتقام جویانه قتل هایبر سر اختلاف مالی و مالکیت و ناموسی،گروگانگیری و قاچاق مواد مخدر صورت می گیرد. که عمده این قتل ها بوسیله سلاح گرم به وقوع می پیوندد.
از نظر قضایی قتل به هر انگیزه ای که صورت گرفته باشد، قتل است. خواه انگیزه کینه، انتقام، تصاحب اموال و یا بر سر قاچاق مواد مخدر و یا بوسیله گروگانگیری و یا سرقت باشد. ناجا به عنوان ضابط مقام قضایی که مسئولیت پیشگیری و برخورد با جرایم و کشف جرم را بر عهده دارد، می تواند هر گونه تغییر محیطی و اجتماعی تشدید کننده جرم را تحت بررسی و برخورد قرار دهد و با شناسایی عوامل آن، برای پیشگیری و یا کشف، برخورد مناسب را جهت ایجاد وظایف خود اعمال نماید. به همین دلیل در این تحقیق بررسی آسیب شناسانه قتل های قبیله ای در استان سیستان وبلوچستان به عنوان مسئله اصلی مورد بررسی قرار گرفت.
.2 نظریه همبستگی اجتماعی
طبق نظریه خشونت پنهان، هنگام تشدید نابرابریهای موجود در جامعه، بزهکاری نیز افزایش خواهد یافت. در کشورهای اروپایی، سرمایهگذاری هنگفتی در زمینه پیشگیری اجتماعی صورت گرفته است. به عنوان مثال در فرانسه، اگرچه از میزان قتل کاسته شده - یعنی 20 درصد جرائم را قتلها تشکیل میدهند و 80 درصد جرائم، علیه اموال است - ، اما در مناطق فقیرنشین و عمدتاً مهاجرنشین، میزان خشونت عمومی، 8 تا 9 برابر بیشتر از خشونت های موجود در نواحی ثروتمند، و میزان تجاوز، دو برابر بیشتر از آن گزارش شده است. اعمال روشهای نوین مبارزه با جرم توسط پلیس در شهر نیویورک، سبب کاهش 27 درصدی جنایات شده و کاهش قتل تا 25 درصد گزارش شده است که این به دلیل استفاده بهینه از نیروی انسانی توسط اداره های پلیس و رمز موفقیت آن، تساهل صفر در مبارزه با جرم و کاهش میزان جرم بوده است.
به نظر میرسد که سیاست سزادهی و سرکوب، در صورتی میتواند به حیات خود ادامه دهد که پیش زمینههای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن در جامعه فراهم شود. عدالت کیفری در صورتی میتواند جرائم را کنترل و مهار کند که دولتها با رعایت حقوق شهروندان و فراهم کردن فرصتهای آموزشی، بهداشتی، کار، دادرسی عادلانه، رفاه، تفریح، و حداقل امکانات زندگی برای عموم افراد جامعه و مبارزه با فساد و نابرابری های ساختاری و تضادهای اجتماعی، کنترل مهاجرت، اعتیاد، بیکاری و تورم، زمینه های بزهکاری و خشونت را از بین ببرد و توانایی نظام کیفری را برای انطباق خود با نیازهای جامعه و مردم فراهم سازد و از بحران سیاست جنایی پیشگیری نماید. افزایش خشونت اجتماعی و جرم و کاهش ضریب امنیت اجتماعی و توسل به شیوه های کیفری شدید، اگرچه ساده ترین راهحل است، اما بدون تردید، مؤثرترین نخواهد بود، به ویژه هنگامی که به زیر ساختهای جامعه توجهی نشده باشد
رابرت ردفیلد شکل دیگری از تقسیم بندی دوگانه سنتی-مدرن از جوامع در جریان دگرگونی اجتماعی، گاهی به شکل مفهوم زنجیره روستایی - شهری و یا قومی- شهری مطرح شده است را در کارهای اولیهاش بیان میکند. ردفیلد با تاکید بر جنبههای فرهنگی جامعه، جوامع در حال دگرگونی اجتماعی را به دو دسته قومی و شهری تقسیم میکند. خصوصیات جامعه قومی عبارتاند از: جامعه کوچک، منزری، فاقد افرادباسواد، متجانس و با احساس قوی، انسجام گروهی، رفتارهای سنتی، خود به خودی، غیر انتقادی و شخصی. به نظر وی، در جامعه قومی قواعد سنتی، حقوق و تکالیف و روندهای مرسومی که از طریق آنها این حقوق تضمین میشوند ساخته میشود.
قانون گذاری نقشی در این جامعه ندارد. به عبارت دیگر، رویه قضایی - رسمی - هنوز پا نگرفته است. درواقع، در این جامعه تمایل به حفظ پیوندهای خونی منجر به شکل گیری کلان و خانواده های مشترک شده است. زیانهایی که به فرد وارد میشود به مثابه زیانهای گروه خویشاوندی تلقی میشوند و گروه گامهایی برای جبران خسارت بر میدارد
دورکیم از دیگر نظریه پردازان جامعه سنتی و مدرن است. وی در کتاب تقسیم کار اجتماعی خود، دو نوع ایدال جامعه را که مبین دو نوع همبستگی اجتماعی است از هم تفکیک نموده است. نوع اول"همبستگی مکانیکی یا خود به خودی" است که شکل اولیه و بدوی سازمان اجتماعی هست. در این نوع از همبستگی، عقاید و گرایش های مشترک تفوق دارند. نظم اجتماعی از تجانس زیاد برخوردار است. در حقیقت، وجدان جمعی، کل وجدان افراد را در برگرفته و در تمام جنبهها بر آن منطبق میشود. به علاوه این همبستگی توسط اعمال کیفرهای سرکوب گرانه در مورد آنهایی که منحرف میشوند برقرار میشود. چنین کیفرهایی مبین خشم اجتماعی در برابر خلأ ف کاریهایی علیه وضعیت تعیین شده و مقدر وجدان جمعی است.
نوع دیگر همبستگی، همبستگی ارگانیکی است. در همبستگی ارگانیکی فرد به شخص حقوقی مستقل مبدل میشود. افراد دیگر همانند هم نیستند بلکه متفاوتاند و لزوم استقرار اجماع اجتماعی نتیجه وجود همین تمایزها است که در نتیجه آن وجدان جمعی هم ضعیف میشود. در جوامعی که تمایزهای اجتماعی بین افراد ظاهر میشود، هرکس آزاد است در مقدار زیادی از اوضاع و احوال به دلخواه خویش فکر کند، بخواهد یا عمل کند. بر عکس، در جوامع دارای همبستگی ساختگی یا مکانیکی، مهم ترین بخش هستی فرد تابع فرامین و ممنوعیت های اجتماعی است
بدین ترتیب میتوان گفت که در فرایند جامعه پذیری شخصیت فرد شکل میگیرد. شخصیت نظام تمایلات فرد است. تمایلات نیازهای هنجاری شده ای هستندکه طی فرایند جامعه پذیری حاصل میشوند. به عبارت دیگر تشکل و رشد شخصیت از طریق ترکیب نیازهای ارگانیک با انتظارات اجتماعی در مراحل گوناگون جامعه پذیری و در برخورد با محیط های اثباتی، اجتماعی و فرهنگی صورت میگیرد. با تشکل شخصیت، اجتماع، دیگر چیز غریبه و جدا از فرد نیست، بلکه جزئی از او و در او است. گرچه هر دو همانند هم نیستند
.3 نظریه آسیب های اجتماعی
دکتر احمدی، آسیب شناس در این باره میگوید: در خانوادههای فقیر نبود تغذیه مناسب و نامناسب بودن شرایط تحصیلی بستر ساز مشکلات بعدی فرزندان این خانوادهها است. بیشتر فرزندان طبقه پائین با رها کردن تحصیل به سمت کار رفته و گاهی به دلیل مشکلات مالی و نبود کار مناسب به سمت جرم میروند. وی افزود: برای کاهش آسیب های اجتماعی ناشی از فقر و تورم باید درآمدها به صورت عادلانه توزیع شود. اغلب این مجرمان پس از دستگیری مدعی میشوند برای انتقام از طبقه مرفه جامعه تصمیم به سرقت گرفته و حق از دست رفته خود را از آنها میگرفتند. یکی دیگر از راههای کاهش جرم از سوی طبقه پائین جلوگیری از مهاجرت روستائیان به شهر است. عدم تأمین نیازهای اساسی خانواده، دوستان ناباب، محیط آلوده و...نیز از عوامل روی آوری فرد به بزهکاری است. افزایش فقر و درکنار آن افزایش وقوع جرائم باعث شد مسوولان نیروی انتظامی و دستگاه قضا نیز به آن واکنش نشان دهند
دکتر مجید ابهری در گفت و گو با ایسنا - خبرگزاری ایسنا - ، با بیان اینکه قتلهای خانوادگی ریشه در باورهای غلط فرهنگی و جغرافیایی افراد دارد خاطرنشان کرد: انتخاب نادرست شریک زندگی، ترس از طلاق و اجبار به ادامه دادن رابطه با آن فرد باعث بروز اختلافات رفتاری و خیانت زوجین به یکدیگرمیشود که در نهایت به جنایت و قتل های خانوادگی منجر خواهد شد. این آسیبشناسی اجتماعی با اشاره به بروز خشونت در هنگام ارتکاب قتل اظهارداشت: نمایش فیلم های خشن و مروج خشونت از شبکه های ماهوارهای و تلویزیون داخلی در کنار بازی های رایانهای خشونت بار سبب ضعف مهارتهای اجتماعی و عدم کنترل و مدیریت احساسات و هیجانات از سوی افراد شده است
.4 همبستگی اجتماعی و مشارکت عمومی
همبستگی اجتماعی: از جمله مفاهیم کلیدی و برجسته در مطالعات اجتماعی و جامعه شناختی، دو مفهوم همبستگی اجتماعی و مشارکت عمومی است. همبستگی اجتماعی در زبان لاتین معادل - solidarity social - به کار رفته است. و در لغت به معنای وحدت، وفاق و وفاداری است که ناشی از علایق، احساسات، همدلی و کنش های مشترک است. این واژه با واژه - social cohesion - مترادف است و با واژه های دیگری همچون یکپارچگی اجتماعی - social Integration - ، وحدت - unity - ، وفاق اجتماعی - social harmony - نظم اجتماعی - social order - از یک خانواده هستند.
در مورد همبستگی اجتماعی تعاریف مختلفی ارائه شده است، از جمله: احساس مسئولیت متقابل بین چند نفر یا چند گروه که از آگاهی و اراده برخوردار باشند و شامل پیوندهای انسانی و برادری بین انسانها به طور کلی و حتی وابستگی متقابل حیات و منافع آنها باشد... به زبان جامعه شناختی همبستگی پدیده ای را می رساند که بر پایه آن در سطح یک گروه یا یک جامعه، اعضا به یکدیگر وابسته اند و به طور متقابل نیازمند یکدیگر هستند.

