بخشی از مقاله

چکیده :

علوم انسانی در هر کشوری مهمترین نقش را در جهتبخشی به افکار عمومی و ساخت نرمافزاری اجتماع بر عهده دارد و از آنجا که شکل دهندهی فرهنگ است بیتوجهی به آن، آسیبهای جبران ناپذیری را دارد. لذا رهبر فرزانه انقلاب طی سالهای اخیر بارها در مورد علوم انسانی و اهمیت آن مطالبی را گوشزد کردهاند. ایشان درضمن رهنمودهای خود، همواره به آسیبهای ناشی از وارداتی بودن این علوم اشاره وتلاش برای اسلامی کردن آن را امری لازم برمی شمارند. این مقاله با استفاده از روش پژوهشی - توصیفی و استنادی به بررسی مهمترین آراء معظم له در این مورد می پردازد.

مقدمه :

از آنجا که علوم انسانی بعنوان سرمایه اصلی هر کشور محسوب می شود ،همواره یکی از دغدغه های مقام معظم رهبری که در سخنرانی های مختلف به ویژه در چند سال اخیر بر روی آن تأکید ورزیده اند مسئله »علوم انسانی« و مشکلات آن بوده است . ایشان بارها گلایه خود را در مورد وضعیت موجود این علوم ابراز داشته و تحول اساسی در محتوای درسی رشته های مختلف این علوم را لازم شمرده اند.

بدون آنکه به مناقشات مربوط به تعریف علوم انسانی وارد شویم. برای روشن شدن حوزه این علوم همین مقدار اشاره می شود که علومی مانند: جامعه شناسی، روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم سیاسی، اقتصاد، مردم شناسی، تاریخ، جغرافیا، علوم ادبی، فلسفه، هنرهای زیبا و.. ذیل عنوان علوم انسانی قرار می گیرند.

حضرت امام خامنه ای علاوه بر اینکه بر تولید علم و نهضت نرم افزاری به شکل عام برای رسیدن به استقلال و اقتدار کشور در موارد متعدد تأکید می کنند ، نگاه ویژه ای نیز به علوم انسانی دارند. حال با این مقدمه کوتاه در این مقاله به بررسی آراء و اندیشه های حضرت امام خامنه ای در مورد علوم انسانی می پردازیم .

.1 جایگاه برتر علوم انسانی در بین علوم مختلف :

از دیدگاه مقام عظمای ولایت علوم انسانی از جایگاه ویژه ای بر خوردار است و حتی ایشان علوم انسانی را جزء اولین و بهترین علوم می دانند. معظم له در فرازی از سخنانشان می فرمایند : بسیاری" از حوادث دنیا حتّی در زمینه های اقتصادی سیاسی و غیره، محکومِ نظرات صاحبنظران در علوم انسانی است؛ در جامعه شناسی، در روان شناسی، در فلسفه؛ آنها هستند که شاخصها را مشخص می کنند."[2]

همچنین رهبر فرزانه انقلاب درمورد ارزش و جایگاه علوم انسانی در جامعه می فرمایند :"در همین علوم انسانی، مثلاً تاریخ، جامعه شناسی و روانشناسی ...پیشرفت کنید، حقیقتاً بدانید ارزش شما ر جامعه و در سطح بین المللی، از یک پزشک پیشرفته یقیناً کمتر نیست؛ بلکه بیشتر هم هست. شما الان نگاه کنید، ببینید در این چه ره های علمی معروف دنیا چند تا پزشک هستند، چند تا جامعه شناس یا مورخ وجود دارند. می بینید که تعداد و برجستگی این دومی بیشتر است. منتها باید کار کنید تا پیش بروید.[3 ]

« معظم له با اشاره به نظر اسلام در مورد انسان می فرمایند : " اسلام انسان را موجودی دوساحتی می داند؛ دارای دنیا و آخرت؛ این پایه همه مطالبی است که در ب پیشرفت باید در نظر گرفته شود؛ شاخص عمده این است؛ فارقِ عمده این است. اگر یک تمدنی، یک فرهنگ و آئینی، ان را تک ساحتی دانست و خوشبختی او را فقط در زندگی مادیِ دنیائی به حساب آورد، طبعاً پیشرفت در منطق او، با پیشرفت در منطق اسلام - که انسان را دو ساحتی می داند به کلی متفاوت خواهد بود. کشور ما و جامعه اسلامی آن وقتی پیشرفته است که نه فقط دنیای مردم را آباد کند، بلکه آخرت مردم را هم آباد کند. پیغمبران این را می خواهند: دنیا و آخرت."[4]

-2علوم انسانی فعلی ما غربی است ، باید اسلامی و ملی شود :

علی رغم اهمیت و تأثیر گسترده علوم انسانی بر ساحت های مختلف زندگی فردی و اجتماعی، وضعیت گذشته و حال این علوم در یران بسیار ناگوار است. این علوم از طریق ترجمه متون غربی و به شکل کاملاً وارداتی وارد کشور شده است. و از جا که واردکنندگان آنها از علوم و اندیشه های اسلامی بی بهره یا کم بهره بوده اند آنچه را در متون غربی بوده کاملاً پذیرفته اند و به شکل های مختلف وارد کش ور کرده اند، بدیهی است که نتیجه این علوم، بی اعتقادی یا سستی در باورهای دینی می باشد چون، اساساً بر مبانی مادی گرایی و تجربه گرایی پوزیتویستی استوار می باشند.

رهبر فرزانه انقلاب در موارد متعددی به این وضعیت ناگوار اشاره و می فرمایند: " بسیاری از مباحث علوم انسانی، مبتنی بر فلسفه هائی هستند که مبنایش مادی گری است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوی به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانی را ترجمه کنیم، آنچه را که غربی ها گفتند و نوشتند، ناً ما ه مان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شکاکیت و تردید و بی اعتقادی به مبانی الهی و اسلامی و ارزشهای خودمان را در قالبهای درسی به جوانها منتقل کنیم؛ این چیز خیلی مطلوبی نیست." [5]

رهبر فرزانه انقلاب ضمن گلایه خود از مجموعه دانشگاهی می فرمایند :" من درباره علوم انسانی گلایه ای از مجموعه های دانشگاهی کردم - بارها، این اواخر هم همین جور - ما علوم انسانی مان بر مبادی و مبانی متعارض با مبانی قرآنی و اسلامی بنا شده است. علوم انسانی غرب مبتنی بر جهان بینی دیگری است؛ مبتنی بر فهم دیگری از عالم آفرینش است و غالباً مبتنی بر نگاه مادی است. خوب، این نگاه، نگاه غلطی است؛ این مبنا، مبنای غلطی است." [6] مقام عظمای ولایت در مورد علوم انسانی غربی و تدریس آن در دانشگاهها می فرمایند : " با این همه تأکیدی که بر علوم انسانی شده، تقریباً علوم انسانی هم به مان شکلِعلوم پایه اداره می شود و باز همچنان همان اشکال به قوّت خودش باقی است.

ما آغوش مان را باز کرده ایم و رف هایی که الان در زمینه های جامعه شناسی، روان شناسی، تاریخ و حتّی فلسفه و ادبیات مطرح است، از خارج برای ما دیکته می شود!"[7] حضرت امام خامنه ای با اشاره به تحصیل حدود 2 میلیون دانشجو در رشته های علوم انسانی می فرمایند : "طبق آنچه که به ما گزارش دادند، در بین این مجموعه عظیم دانشجوئی کشور که حدود سه میلیون و نیم مثلاً دانشجوی دولتی و آزاد و پیام نور و بقیه دانشگاه های کشور داریم، حدود دو میلیون اینها دانشجویان علوم انسانی اند! این به یک صورت، انسان را نگران می کند.

ما در زمینه علوم انسانی، کار بومی، تحقیقات اسلامی چقدر داریم؟ کتاب آماده در زمینه های علوم انسانی مگر چقدر داریم؟ استاد مبرزی که معتقد به جهان بینی اسلامی باشد و بخواهد جامعه شناسی یا روانشناسی یا مدیریت یا غیره درس بدهد، مگر چقدر داریم، که این همه دانشجو برای این رشته ها می گیریم؟ این نگران کننده است."[8]

رهبر فرزانه انقلاب در مورد پذیرفتن بی قید شرط علوم انسانی غرب توسط بعضی از روشنفکران گمراه و غرب زده می فرمایند : " امروز غربی ها یک منطقه ممنوعه ای در زمینه علوم انسانی به وجود آورده اند؛ در همه بخش های مختلف؛ از اقتصاد و سیاست و جامعه شناسی و روانشناسی بگیرید تا تاریخ و ادبیات و هنر و حتی فلسفه و حتی فلسفه دین. یک عده آدم ضعیف النفس هم دلباخته اینها شده اند و نگاه می کنند به دهن اینها که ببینند چه می گویند؛ هر چه گفته اند، برایشان می شود وحی مُنزل؛ این است که بد و غلط است.

مثلاً چند تا فکر دارای اقتدار علمی، در یک نقطه دنیا به یک نتیجه ای رسیده اند، این معنایش این نیست که هر آنچه که آنها فهمیده اند، درست است!" "[9] اساتیدی هستند که فرآورده های اندیشه های غربی در علوم انسانی، بت آنهاست. در مقابل خدا می گویند سجده نکنید؛ اما در مقابل بت ها به راحتی سجده می کنند؛ دانشجوی جوان را دست او بدهی، بافت و ساخت فکری او را همان طوری که متناسب با آن بت خود او است، می سازد؛ این ارزشی ندارد و درست نیست. بنده به این طور افراد، هیچ اعتقادی ندارم. این استاد هر ه هم دانشمند باشد، وجودش نافع نیست، مضرّ است."

[10] معظم له ضمن اشاره به تمام شدن تاریخ مصرف علوم غربی می فرمایند : " درهای بسیاری از این دانشها بر روی کشورهایی مثل کشور ما و غیردارندگانش بسته است و وقتی اجازه می دهند دانش منتقل شود که کهنه و دست مالی شده است و از نویی و طراوت افتاده است. البته در همه زمینه ها همین طور است؛ در زمینه های علوم انسانی هم همین طور است.

من آن روز به دوستانی که در زمینه های اقتصاد و مدیریتهای گوناگون کشوری کار می کنند و در این جا بودند، گفتم که مطالبی را امروز بعضی ها در این جا دنبال می کنند، که منسوخ شده است. نظریات برتر آنها به بازار آمده و مورد عمل قرار گرفته و آنها مشغول کار هستند، ولی تعدادی در این جا - کسانی که مجذوب حرف آنها هستند - تازه دارند آن دنباله ها را مطرح می کنند!" [11] 

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید