بخشی از مقاله
چکیده:
هدف پزوهش حاضربررسی شدت اختلال هویت جنسی و عوامل اجتماعی موثر بر آن می باشد. بسیاري از مشکلات جامعه ریشه در گذشته تربیتی و نحوه شکل گیري شخصیت و اندیشه هاي افراد آن جامعه دارد. اگر فردي خود و تمایلاتش، اهداف و رویکردهاي زندگی اش را بشناسد می تواند در زمان و مکان مناسب تصمیم لازم را بگیرد و از قدرت خودکنترلی برخوردار باشد. هسته مرکزي این قدرت، مفهومی است به نام هویت. پنداشت نسبتاً پایدار فرد از کیستی و چیستی خود در ارتباط با افراد و گروه هاي دیگر که از طریق تعاملات اجتماعی فرد با دیگران در فرایند اجتماعی شدن تکوین می یابد.
یعنی برقرار کردن توازن میان خود و دیگران. شناخت شباهت با خودي ها و تفاوت و تمایز با غیر خودي ها. هویت، تقسیمات و انواع مختلفی دارد از سطح خاص گرایانه رابطه اي مانند هویت فردي - که به شخصی و نقشی قابل تقسیم است - آغاز و تا سطح عام گرایانه مانند هویت جمعی، اجتماعی، قومی، منطقه اي، ملی، سیاسی و...ادامه می یابد. از سطح خاص، هویت جنسیتی - - Gender Identity و از سطح عام، هویت اجتماعی - - Social identity را در ارتباط با هم مورد بررسی قرار می دهیم. اولی فرد را در کانون توجه دارد و دومی همان افراد را در کانون جامعه مدنظر دارد.
مقدمه:
هویت جنسی یک حالت روان شناختی است که نمایانگر احساس فرد از مذکر یا مونث بودن خود می باشد. که معمولا هماهنگ با جنس زیستی فرد است، به این معنا که سیستم روانی فرد بتواند، جنس فیزیولوژیکش را به عنوان هویت جنسی قبول نماید. بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی خود را متعلق جنس به مثابه بنیادي ترین عنصر هویتی از آغاز تا پایان زندگی همراه انسان است .
در خلال فرایند جامعه پذیري، اعضاي جامعه الگوهاي ادراکی، عاطفی و رفتاري مربوط به جنس خود را فرا گرفته و درونی می سازند .آن ها می آموزند که در موقعیت هاي اجتماعی مختلف آن طورکه از اعضاي یک گروه جنسی خاص انتظار می رود رفتار کنند .طی کردن موفقیت آمیز این فرایند موجب شکل گیري یک هویت جنسی سازگار با جامعه می گردد .اما گاه در این مسیر اختلالاتی به وجود می آید .به این معنا که ممکن است فرد از نظر زیستی ویژگی هاي یک جنس خاص را دارا باشد اما از جهت روحی و روانی خود را به آن گروه متعلق نداند .
چنین فردي مانند یک نفر از اعضاي جنس مخالف احساس و رفتار ممی کند. .بدیهی است این وضعیت دوگانه به طورمعناداري موجب اختلال روانی و تضعیف عملکرد فرد می شود - - 1 این پدیده که در اصطلاح ترانس سکشوالیتی نامیده می شود، به واژ ه هاي متفاوتی مانندتراجنسی، گذرجنسی، دگرجنس خواهی، دگرجنس باوري، جنس گذري یا نارضایتی جنسی ترجمه شده است .در این مقاله، از عبارت تغییرجنس خواهی استفاده می شود زیرا به نظرمی رسد مفهوم روشن تري را به ذهن متبادر می سازد - . - 1
قضاوت در این مورد که تغییرجنس خواهی یک بیماري روانی، اختلال هویتی، انحراف، یا رفتار عادي است، موضوع پرمناقشه اي است .زیرا این وضعیت هم از شرایط زیستی و هم از عوامل محیطی زیادي تأثیر می پذیرد .تغییرجنس خواهی چه در حد ذهنی باقی بماند و چه به تغییر کامل جنس بینجامد، دربردارندة پیامدهاي قابل توجهی است .به طوري که مسیر زندگی افراد را دگرگون می سازد .
به این جهت »عمل تغییرجنس یک نوع مهاجرت جنسی از بدن جعلی تلقی می شود» زیرا تغییر شگرف در شکل بدن، بر ذهنیت تجسد یافته افراد و حسی که نسبت به خود دارند تأثیر می گذارد.» زمانی که افراد تغییرجنس خواه به بازسازي، آراستن و شکل جدید دادن به بدنشان اقدام می کنند، این امر نظام احساسات، مجموعه نقش ها و میزان نظارت بر آ نها را دگرگون می سازد - 2 - .«
به خاطر شکل ظاهر و رفتارهاي تاحدي نامتعارف که افراد تغییرجنس خواه دارند و به دلیل فقدان آگاهی هاي عمومی، بسیاري از مردم تغییرجنس خواهی را نوعی انحراف جنسی می دانند و به این دلیل تغییرجنس خواهان را در شبکه روابط اجتماعی خود نمی پذیرند . وضعیت یادشده با احساس طردشدگی از شبکه تعاملات اجتماعی و کاهش سرمایه اجتماعی همراه است. سرمایه اجتماعی از ویژگی خودزایی و خود مولدي برخوردار است . یعنی استفاده از آن زمینه را براي تولید و تقویت آن فراهم می سازد و استفاده نکردن از آن موجب فرسایش و نابودي آن می شود - . - 3
از طرف دیگر، اطلاعات پژوهشی حاکی از آن است که در ایران شاخص کیفیت زندگی براي، همه اعضاي جامعه در سطح پایینی قرار دارد . بر اساس شاخص کیفیت زندگی سال از 2010 کشور ما در بین 194 کشور جهان رتبه 150 را دارد. هرچند ایران نسبت به سال 2009 سیزده رتبه صعود داشته، هنوز هم درشمار کشورهاي نسبتاً ضعیف محسوب می شود .
ایران به لحاظ کیفیت زندگی از کشورهایی چون قزاقستان، عمان، عربستان سعودي، عراق، افغانستان، پاکستان و یمن بالاتر و از کشورهایی مانند ترکیه، اردن، لبنان، سوریه، ارمنستان، بحرین، قطر، امارات و ازبکستان پایین تر است با الهام از اطلاعات یادشده، که نشان می دهد هم میزان سرمایه اجتماعی جوانان و هم میزان کیفیت زندگی ایرانی ها در سطح پایینی است، می توان برآورد کرد که افراد تغییرجنس خواه، که اغلب در حاشیه مناسبات اجتماعی قرار دارند، نسبت به میانگین مردم از سطح نازل تري از سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی برخوردارند. آنجا که سرمایه اجتماعی با انواع دیگر سرمایه مرتبط است، فرسایش آن در مجموع موجودي سرمایه فرد در عرصه هاي دیگر را کاهش می دهد و درنهایت به تنزل کیفیت زندگی منتهی خواهد شد.
در مورد سرماي ة اجتماعی و کیفیت زندگی تغییرجنس خواهان تاکنون تحقیق مستقلی انجام نشده است، اما براساس برخی اطلاعاتی که در سطح عموم یت ر وجود دارد، می توان در مورد شرایط آ نها نیز به ارزیابی تقریبی پرداخت. اگر یکی از معیارهاي جامعه سالم و مطلوب بهره مندي عادلانه همه اعضاي جامعه از حقوق فردي و اجتماعی شان باشد، در این صورت، انتظار می رود تغییرجنس خواهان نیز از معیارهاي قابل قبول سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی برخوردار باشند. نوشتار حاضر کوشش می کند تا با توصیف سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی افراد تغییر جنس خواه، یکی از ابعاد ناشناخته مشکلات اجتماعی آنان را آشکار نماید.

