بخشی از مقاله

چکیده فارسی:

جریان مهاجرت بین المللی افراد متخصص از کشورهای در حال توسعه - مبدا - ، به کشورهای توسعه یافته، - مقصد - در دو دهه اخیر یکی از موضوعات چالش برانگیز شده است .در دهه 1970 اکثر اقتصاددانان با این عقیده موافق بودند که فرار مغزها منجر به کاهش انباشت سرمایه انسانی وباعث کند شدن رشد اقتصادی می شود و در نهایت باعث زیان اقتصادی بر کشورهای در حال توسعه می شود. در حالیکه در دو دهه اخیر مطالعاتی مبنی بر سودمند بودن فرار مغزها بر اقتصاد کشورهای مبدا صورت گرفته است .عنوان فرار مغزها در زبان فارسی به معنی مهاجرت نیروی انسانی نخبه است.

مقدمه:

ادبیات مربوط به پدیده فرار مغزها از کانادا و کشورهای اروپایی نخستین بار در اوایل دهه 1970 میلادی در جهان مطرح شد و این پدیده به عنوان یک آسیب اجتماعی از دهه چهل در ایران آغاز شد . یعنی زمانی که کشورهای اروپایی بازسازی خرابی های جنگ را آغاز کردند و در پی فرآیند صنعتی شدن با احساس نیاز به متخصصین و نخبگان در این زمینه از کشورهای جهان سوم پرداختند و اینگونه بود که مانع دیگری برسر راه توسعه این کشور پدید آورد .تصور یکپارچگی اقتصاد دنیا بدون در نظر گرفتن مهاجرت به عنوان بخشی از آن دشوار است .

فرار مغزها انتقال بین المللی منابع در قالب سرمایه انسانی است و اساسا برای مهاجرت افراد متخصص از کشورهای در حال توسعه - مبدا - به کشورهای توسعه یافته - مقصد - به کار می رود. طبق ادبیات سنتی فرار مغزها اثرات منفی بر اقتصاد کشور های مبدا میگذارد.مهاجرت سرمایه های انسانی به طور مستقیم انباشت سرمایه انسانی را تحت تاثیر قرار می دهد وکاهش در انباشت سرمایه انسانی نیروی کار در اقتصاد کشور مبدا بهره وری افراد باقیمانده را کاهش می دهد و در نهایت موجب کاهش رفاه می شود

این یک رابطه منفی است بین فرار مغزها و سرمایه انسانی.فرار مغزها از راههای دیگری هم می تواند اثرات مثبت برای اقتصاد داشته باشد مانند وجوهی که مهاجران برای خانوادها و آشنایان خود می فرستند، این وجوه از طریق افزایش مصرف و از این طریق بر رفاه کل جامعه اثرمثبت می گذارد .حتی اگر این وجوه سرمایه گذاری نشود و برای تامین غذا و کالای مصرفی مورد استفاده قرار گیرد موجب افزایش نقدینگی در اقتصاد و تحریک تولیدات کشاورزی و فعالیت های خرده فروشی می شود و باعث افزایش تقاضا،تولید و رفاه کل جامعه و کاهش فقر می شود.

عده ای نیز بر این باورند که ارزش وجوه ارسالی مهاجرین قابل توجه نبوده و این وجوه در زمینه سرمایه گذاری مولد به کار برده نمی شود و بیشتر در مواد غذایی و مصرفی کاربرد دارد . این هزینه ها می تواند کمکی برای خانوادهای فقیر باشد و همچنین محرکی برای افزایش واردات نه تولیدات داخل باشد و در این صورت تولید داخل و اشتغال و صادرات کمتر تحت تاثیر قرار می گیرند.

روش دیگر، بازگشت مهاجران با مهارت و تخصص بالاتر است که در خارج از کشور کسب کرده اند. مهاجران بازگشته با بهره وری بالاتر باعث بهره ور شدن سایر عوامل تولید شده و بر اقتصاد کشور اثر مثبت خواهند گذاشت. از طرف دیگر مهاجران بازگشته باعث ایجاد شبکه های ارتباطی و تجاری ، از قبیل ایجاد روابط تجاری، سرمایه گذاری مستقیم خارجی و تکنولوژی به کشور مبدا خواهند شد و در نهایت حتی اگر مهاجران به کشورهای خود باز نگردند با ایجاد این شبکه ی تجاری زمینه ساز رشد کشور مبدا خواهند شد. براوردها نشان می دهند.

حدود 180 میلیون نفر در کشورهایی زندگی می کنند که در آن کشورها به دنیا نیامده اند.در این میان میلیون ها نفر متخصص وجود دارد که از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعه یافته مهاجرت نموده اند.

در جهان کنونی مهاجرت مغزها برای کشورهای در حال توسعه به یک بحران تبدیل شده است ،چرا که خروج سرمایه انسانی از دست رفتن فرصتهای بسیاری را برای طی کردن روندتوسعه اقتصادی این کشور را در بر دارد .در قرن بیست و یکم تجارت مختص کالاهای اقتصادی نیست و مغزها رابه عنوان یک کالای استراتژیک و قابل معامله در بر می گیرد، - روزنامه ایران - ، به همین خاطر،با توجه به اهمیت این مساله این مقاله برآن است که ضمن بررسی پدیده ی فرار مغزها،علل و آثار آن را بر اقتصاد کشورها بررسی کند.

متن مقاله:

اصطلاح فرار مغزها به پدیده ای گفته می شود که در آن تحصیلکردگان ،دانشگاهیان و دانشمندان یک کشور به کشورهای دیگر مهاجرت می کنند..فرار مغزها دلایل دیگری نیز دارد که به نمونه های از آنها اشاره می کنیم:

- 1عوامل اقتصادی: افزایش فاصله بین کشورهای غنی و فقیر ،گسترش فقر و نرخ بالای تورم در کشورهای در حال توسعه، سطح پایین درآمد، عدم انطباق تخصص و توان فارغ التحصیلان با نیاز کشور و روند کند رشداقتصادی در جوامع در حال توسعه از جمله عللی است که در مهاجرت نیروی انسانی با انگیزه اشتغال و کسب و کار درآمد اثرمستقیم دارد .

- 2 عوامل اجتماعی: بی عدالتی، عدم امنیت اجتماعی، نابرابری در امکانات اجتماعی

- 3 عوامل سیاسی: بحران های پی در پی، عدم ثبات سیاسی، تهدید جنگ های داخلی و خارجی .

- 4 عوامل علمی و فرهنگی: فقدان امکانات برای ادامه تحصیل، روحیه مدرک گرایی، عدم توجه به شان و منزلت علم.

آن چه مسلم است گسترش سیل مهاجرت نخبگان و متخصصان ازکشورهای در حال توسعه سبب خواهد شد که این کشورها توان بهره گیری از علم و فناوری روز را از دست بدهند و همین امر به طور مستقیم بر روند تولید ،صادرات و توان رقابت بنگاههای اقتصادی کشورهای مذکور اثر گذار شود.

ازسوی دیگر در فرایند مهاجرت نخبگان و متخصصان نه تنها نخبگان که ثروت ملی یک کشور به حساب می آیند،از دست می-روند ،بلکه پس از گذشت قرنها از نظر ژنتیکی ،کشورهای نخبه پذیر به جوامع نخبه تبدیل می شوند. نبوغ و نپختگی که بر اثر دو عامل یعنی وراثت که همان ویژگیهای ژنتیکی افراد است و محیط که شرایط و بستر لازم برای رشد عقلی و علمی است حاصل می شود ، بر این اساس می توان نتیجه گرفت که هر نخبه ای که از کشور خارج می شود یک ژنوم هوشمند از کشور خارج می شود و با زندگی در کشورهای دیگر و ازدواج و تولید نسل در آنجا به تولید و تکثیر ژن های هوشمند آن کشور می شود .پس به تدریج درصد ژن های هوشمند در جوامع نخبه پذیر بیشتر شده و در طولانی مدت اختلاف فاحشی بین کشور های مبدا و مقصد ایجاد خواهد شد به گونه ای که جوامع نخبه پذیر به جوامع نخبه تبدیل می شوند.با این اساس در زمینه علم و تولید غناوری همچنان پیشتاز خواهند شد.با این استدلال کشورهای مبدا با از دست دادن نسل آینده ژن های هوشمند در دراز مدت بیش ازآنچه آمار و ارقام نشان می دهد،زیان دیده و فرصتهای بسیاری را برای تولید علم ،فناوری و تولید صنایع جدید از دست می دهند. - زلفی گلی - پدیده فرار مغزها مربوط به زمان و مکان خاصی نیست و تمام کشورها در زمان های متفاوت با این پدیده درگیر بوده و هستند،

اما عموما فرار مغزها به انتقال منابع در قالب منابع انسانی از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعه یافته تلقی می شود، زیرا کشورهای توسعه یافته به ویژه کشورهای اروپایی با وجود دارا بودن سرمایه های انسانی مهاجر کمبود منابع انسانی خود را از کشورهای در حال توسعه به ویژه کشورهای آسیایی تامین می کنند، در حالی که کشورهای در حال توسعه چنین منبع جبرانی را در اختیار ندارند. تا چندین سال اخیر داده های مقایسه ای در مورد اندازه فرار مغزها وجود نداشت. اولین سری از تلاش هایی که در این زمینه صورت گرفت توسط - کارینگتون و دتراژیه - از صندوق بین الملل پول در سال1998بوده است.

فرار مغزها پیامدهای اقتصادی نیز برای کشورهای در حال توسعه دارد که آثار این پیامدها روند توسعه اقتصادی جوامع در حال توسعه را با مانع مواجه می کند و این آثار عبارتند از:

1 - از بین رفتن ثروت ملی : مهاجرت مغزها یک نوع فرار سرمایه ملی محسوب می شود. کشورهای توسعه یافته با جذب افرا متخصص باعث انتقال سرمایه انسانی که ثروت ملی بحساب می آیند می شوند . اتلاف هزینه های صرف شده توسط دولت برای تعلیم و تربیت افراد متخصص و نیروی ماهر وتحصیلکرده که جذب کشورهای توسعه یافته می شوند خود باعث از بین رفتن ثروت ملی جامعه است. هر چه سطح تحصیلات بالا رود مقدار هزینه صرف شده در بخش آموزش هم بیشتر می شود، بنابراین با عزیمت دایمی دانش آموختگان به خارج ار کشور صدمات مالی جبران ناپذیری به کشور مبدا وارد می شود.

- 2 انتقال معکوس تکنولوژی: کشور های در حال توسعه هستند که به کشورهای صنعتی پیشرفته، سرمایه و تکنولوژی ارزشمند صادر می کننند تا رشد و توسعه اقتصادی آنان ممکن شود و در زمینه برداشت هرچه بیشتر و بهره وری هرچه عمیق تر از امکانات و اقتصاد خویش را به نفع آن کشورها فراهم کنند

- 3 تداوم چرخه توسعه نیافتگی: بیرون رفتن افراد متخصص و کارآمد از یک کشور باعث می شود که افراد ناکارامد و غیر متخصص میدان دار شوند و چرخه توسعه نیافتگی را به روال خود ادامه دهند.

- 4 کاهش رشد اقتصادی: سرمایه انسانی یکی از عوامل تاثیرگذار بر رشد اقتصادی است. بنابراین خروج یکباره سرمایه انسانی نه تنها یک زیان کوتاه مدت است ،بلکه باعث کاهش تشکیل سرمایه انسانی در بلند می شود.اگر چه اندازه گیری میزان تاثیر مهاجرت مغزها و خروج متخصصان یک کشور در نرخ رشد اقتصادی و سطح فقر دشوار است

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید