بخشی از مقاله

خلاصه

در زمان حاضر که مدیران و رهبران سازمانهای با موقعیت جدید و تغییرات فزایندهای در امور مواجه هستند، تنها سازمانهایی به توفیق دست خواهند یافت که بتوانند با بهره گیری از انگیزه کارکنان شان، به مواجهه سریع و خلاقانه با شرایط جدید بپردازند. هدف: این پژوهش فرهنگ سازمانی ، خلاق محور است. فرهنگ سازمانی به عنوان مجموعه ای از ارزش ها ، هنجارها و اعتقادات و باورها در سازمان نقش اساسی در تسهیل و گسترش فرایندهای خلاقیت و نوآوری یا خلاف آن ایفا می کنند.

با توسعه فناوری و ماشینی شدن کارها نوع فعالیتهای انسانی تغییر شکل داده و به صورت کار فکری در می آید که این امر نیاز به تفکر خلاق و ارتقاء سطح خلاقیت در میان افراد سازمانی را بیش از پیش نمایان می سازد.هر چند برنامه و هدف سازمان،اساس کارایی آن را تشکیل می دهد،اما تحقیقات بسیاری به این موضوع اشاره دارد که بازده مطلوب کاری بر اثر برآورده شدن نیازهای افراد سازمان توسط شماردیگری از متغیرهای محیط کاری ،از جمله فرهنگ سازمانی می باشد.

خلاقیت، فرایند گرفتن ایده های نو و همچنین تبدیل دانش جدید به محصول و خدمات جدید می نامند. یکی از نتایج خلاقیت ارزش آفرینی و افزایش کارایی است و بنابراین رشد همه جانبه را رقم خواهد زد . تا بقاء و ادامه حیات این سازمان ها, در جوامع دانش محور تضمین گردد. همین جرقه ای است که سازمان ها و افراد را به حرکت رو به جلو یا بالا سوق می دهد . اما یک سازمان چگونه و به چه روشی می تواند خلاقیت و نوآوری را پیاده و اجراسازد، به طوریکه از یک سو با اهدافش هم راستا شود واز سوی دیگر نقش آن را در میدان مسابقه نسبت به رقبایش به طور بنیادی تغییر دهد.

فرهنگ خلاقانه خود عاملی در تحریک خلاقیت و نوآوری عمومی جامعه است وبه عنوان پل ارتباطی میان نخبگان و جامعه، نقش آفرینش فرهنگی را بازی کرده و مشارکت اجتماعی، نوآوری و پویایی را نهادینه می سازد. کارکنان به عنوان تولیدکنندگان و انتقال دهندگان فرهنگ خلاقانه، با تولید آثارشان در جهت تشویق خلاقیت ونوآوری جامعه گام برمی دارند.امروزه نیروی انسانی ماهر و توانمند به عنوان عامل مزیت رقابتی سازمانها محسوب می شود. نیروی انسانی که بتواند از استعدادها و قابلیتهای خود استفاده کند، مسئولیت پذیری بیشتری داشته باشد و بتواند خلاقیت و نوآوری از خود نشان دهد.

مطالعات نشان داده اند که ایجاد شرایط و بستر مناسب فرهنگی، زمینه ساز بروز خلاقیت و نوآوری در سازمان است که کارکنان با تاثیر گذاری بر افکار یکدیگر و تکمیل ایده ها بتوانند نتایج مفیدی را برای سازمان به ارمغان بیاورند. سازمانهای توانمند با واگذاری مسئولیتها و وظایف به کارکنان، احساس استقلال، شایستگی، موثر بودن و معناداری را اعطاء می کنند.

در چنین شرایطی، نیروی انسانی با انرژی بالایی سعی در عملی ساختن افکار و ایده های کاری خود بر می آید.موضوع خلاقیت و ارتباط آن با فرهنگ سازمانی شرح داده می شود،این مقاله به ویژگی های فرهنگ ، تعریف سازمان ، مفهوم و تعریف فرهنگ سازمانی ،انواع فرهنگ سازمانی ، ویژگی های فرهنگ سازمانی ، تعریف خلاقیت، و خلاقیت از دیدگاه سازمانی ، متغیرهای فردی موثر برخلاقیت وویژگی های سازمان های خلاق به بحث و بررسی می پردازد.

مقدمه

کلمه فرهنگ مرکب از دو جزء فر - پیشوند - و هنگ به معنای کشیدن و نیز تعلیم و تربیت می باشد. در زبانهای انگلیسی واژه Culture بکار میرود و نیز معنای آن کشت و کار یا پرورش بوده است. در واقع فرهنگ مجموعه ای ازباورهای با دوام و مشترک است که از طریق واسطه های نمادین مبادله می شوند و در زندگی کاری انسان ها معنی پیدا می کنند

اساسا " فرهنگ تعیین کننده رفتار ، پندار ، کردار انسان و روش درک او از جهانی است که در آن زندگی می کنند .و معرف جهان بینی ، دیدگاهها ، نگرش ها و شیوه ی پنداشت و رفتار است فرهنگ بیان کننده ی مفهومی اخلاقی و ارزشی است و معیار صحیح یا ناصحیح اعمال مردم جوامع و گروهها و عامل مشترک آنها در تعیین و تبیین رفتارها و تشخیص خوب و بد است .فرهنگ ، نگرش ها و رفتارهای مردم یک جامعه یا گروه را همساز می نمایند .و شعاعهای زندگی آنها را پیوند می دهد .

و عادات ، آداب ، رسوم ، اعتقادات و شیوه ی زندگی کردن ، کار کردن ، استراحت ، تفریح ، ارتباطات ، همزیستی و سایر تعاملات زندگی فردی و اجتماعی افراد را هدایت می نماید و سازمان می دهد و به زندگی اجتماعی هویت می بخشد . فرهنگ شخصیت جامعه و وجه تمایز زندگی اجتماعی و فردی جوامع بشری است و» همه باورها ، ارزشها ، آرمان ها ، هنرها ، آداب جامعه را در بر می گیرد و ساخت و کیقیت زندگی را نمایان می سازد

فرهنگ سازمانی ، عبارت است از فلسفه ای که خط مشی سازمان و رفتارهایی را به سوی کارکنان و مشتریان هدایت می کند. با مفروضات و باورهای بنیادی ویژه ای که بین اعضاء سازمان مشترک بوده ،که به کمک آن کارها و فعالیت های روزمره سازمان انجام می پذیرد. و سرانجام فرهنگ سازمانی ، را می توان وجود سیستمی از معانی و مفاهیم مشترک بین افراد و اعضای سازمان دانست

دنیای امروز نیازمند زنان و مردانی خلاق است که به رشد و ارتقا در تمام زمینه های اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی برسند. مشارکت همه جانبه و به ویژه فکری کارکنان سازمان جهت تحقق اهداف آن سازمان ضرورتی اساسی است .چنانچه افراد خلاق و صاحب اندیشه تعالی سازمان با تفکر و خلاقیت مشارکتی را یاری دهند. انواع مسائل سازمانی راحت تر و سریع تر حل خواهد شد . تفکر و خلاقیت مشارکتی ، هم موجب افزائی تفکر و خلاقیت تک تک افراد سازمان می شود . لازمه توسعه این تفکر ، فرهنگ سازی ، اصلاح فرهنگ سازمانی ، و مدیریت فرهنگ خلاقیت و نوآوری در سازمان می باشد

ویژگیهای فرهنگ

با بررسیهای زیادی که از فرهنگهای مختلف به عمل آمده، چنین به نظر میآید که علیرغم تفاوتهای موجود، همه فرهنگها دارای ویژگیهایی هستند که تعدادی از آنها را میتوان به شرح زیر معرفی کرد:

- 1فرهنگ آموختنی است. فرهنگ خصوصیتی غریزی است و ذاتی نیست. فرهنگ نظامی است که پس از زاده شدن انسان در سراسر زندگی آموخته میشود.

- 2فرهنگ آموخته میشود. انسان میتواند عادتهای آموختهشده خود را به دیگران منتقل کند.

- 3فرهنگ اجتماعی است عادتهای فرهنگی، ریشههای اجتماعی دارند و شماری از مردم که در گروهها و جامعه ها زندگی میکنند در آن شریک اند.

- 4فرهنگ پدیدهای ذهنی و تصوری است. عادتهای گروهی که فرهنگ از آنها پدید میآید بهصورت هنجارها یا الگوهای رفتاری، آرمانی ذهنی میشوند یا در کلام میآیند.

- 5فرهنگ خشنودی بخش است. هر فرهنگی که نتواند از عهده تعیین هدف اعلای زندگی برآید از برآوردن آرمانهای عالی حیات نیز ناتوان است. عناصر فرهنگی تا زمانی که بر افراد یک جامعه خشنودی نهایی میبخشد میتوانند پایدار بمانند.

- 6فرهنگ سازگاری مییابد. فرهنگ دگرگون میشود و فرا گرد دگرگونی آن همراه با تطبیق و سازگاری است.

- 7فرهنگ یگانهساز است. عناصر هر فرهنگ گرایش به آن دارند تا پیکری یکپارچه و به هم بافته و سازگار پدید آورند و این سازگاری به زمان نیاز دارد

تعریف سازمان

این موضوع که باید سازمان را بهعنوان نوعی فرهنگ به حساب آورد ؛یعنی سیستمی که اعضای آن استنباط مشترکی از سازمان دارند یک پدیده نسبتاً تازه است. در گذشته تصور بر این بود که سازمان یک وسیله یا ابزاری منطقی است که میتوان با استفاده از آن یک گروه از افراد را کنترل و کارهای آنها را هماهنگ کرد. این سازمان دارای سطوح عمودی، دوایر، سلسله مراتب اختیارات و از این قبیل ویژگیها بودند. ولی واقعیت این است که یک سازمان بیش از اینها ست و مانند یک فرد دارای شخصیت است

سازمان عبارت است از فرایند های نظام یافته از روابط متقابل افراد برای دست یافتن به هدفهای معین. این تعریف از پنج عنصر تشکیل شده است:

1    .سازمان همیشه از افراد تشکیل میشود.

2    .این افراد به طریقی با یکدیگر ارتباط دارند و بین آنها روابط متقابل برقرار است.

3    .این روابط متقابل را میتوان نظام بخشید.

4    .کلیه افراد در سازمان دارای هدفهای مشخصی هستند و بعضی از این هدفها در عملکرد آنها اثر میگذارند. هر فرد انتظار دارد که از طریق همکاری در سازمان به هدفهای شخصی خود نیز نایل شود.

5    .این روابط متقابل همچنین نیل به هدفهای مشترک سازمان را میسر میکند و اعضای سازمانها برای دست یافتن به هدفهای فردی، حصول هدفهای مشترک سازمانی را دنبال میکنند. با توجه به تعریف فوق، سازمان چیزی جز روابط متقابل بین افراد نیست و ساختار سازمانی این روابط متقابل را که شامل تعیین نقشها، روابط بین افراد، فعالیتها، سلسله مراتب هدفها و سایر ویژگیهای سازمان است، منعکس مینماید. اگر بر مفهوم سازمان توجه کنیم رابطه ای خاص میان دو مفهوم فرهنگ و سازمان می یابیم

مفهوم فرهنگ سازمانی

فرهنگ سازمانی موضوعی است که بهتازگی در دانش مدیریت و در قلمرو رفتار سازمانی راه یافته است. فرهنگ از دیرباز برای شرح کیفیت زندگی جامعه انسانی به کار برده میشود. ولی درباره فرهنگ سازمانی آنچه مربوط به کار و رفتار مردمان در سازمان است کمتر سخن گفته شده است.

از ترکیب دو واژه فرهنگ و سازمان اندیشهای تازه پدید آمده است که هیچیک از آن دو واژه این اندیشه را در بر ندارد. سازمان یک استعاره برای نظم و تربیت است درحالیکه عناصر فرهنگ نه منظم هستند و نه با نظم. فرهنگ کمک میکند تا درباره چیزی جدای از مسائل فنی در سازمان سخن گفته شود و باعث میشود نوعی از روان همراه با نوعی رمز و راز پدید آید. بنابراین میتوان گفت فرهنگ در یک سازمان مانند شخصیت در یک انسان است.

فرهنگ سازمانی پدیدهای است که در سازمان است و همه اعضاء اتفاق نظر دارند که یک دست ناپیدا افراد را در جهت نوعی رفتار نا مرئی هدایت میکند. شناخت و درک چیزی که فرهنگ سازمان را میسازد، شیوه ایجاد و دوام آن به ما کمک میکند تا بهتر بتوانیم رفتار افراد در سازمان را توجیه کنیم.

به طورکلی فرهنگ سازمانی ادراکی است که افراد از سازمان خود دارند و چیزی است که نه در سازمان وجود دارد و نه در فرد و ویژگیهای خاصی که در یک سازمان وجود دارد نمایانگر خصوصیات معمول و ثابتی است که سازمانها را از یکدیگر متمایز میکند

فرهنگ سازمانی بستری است به هم پیوسته که اجزا سازمان را بهم میچسباند

هافستد - 1991 - فرهنگ سازمانی را برنامهریزی جمعی ذهن بیان میکند که افراد یک سازمان را از سازمانهای دیگر متمایز کند

فرهنگهای سازمانی شالوده تاریخی دارند بدین معنی که نمیتوان رابطه بین فرهنگ سازمانی و تاریخ را از هم جدا کرد و فرهنگ سازمانی بطور ناگهانی و اتفاقی بوجود نمیآید

بسیاری از صاحبنظران بر این عقیدهاند که ”فرهنگ سازمانی، سیستمی از استنباط مشترک است که اعضاء نسبت به یک سازمان دارند و همین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر میشود

دفت در کتاب تئوری سازمان نقشهای فرهنگ در سازمان را به صورت زیر مفهوم سازی کرده است :

فرهنگ سازمانی <--- انسجام درونی---< زبان مشترک، تعریف مرز گروه، پاداشها و تنبیهات، روابط قدرت

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید