بخشی از مقاله
چکیده:
بحث فطرت و گرایش درونی انسان به خدا و دین از دیر باز مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته است؛ این مبحث در رابطه با انسان و دین، نخستین بار در قرآن مطرح شده ودر هیچ جای دیگری سابقه ندارد.روایتهای فراوانی از حضرات معصومین در رابطه با بحث فطرت نیز نقل شده است.همچنین فخر رازی از طبیعت یا ماهیت انسان به فطرت یاد می کند که درهمه ی انسانها به شکل یکسان نیست .ایشان معتقد است که انسان در ابتدای هستی خود به این جهان فاقد همه علوم بوده است و بلکه نفس انسان، علوم را از طریق روزنه های حواس ادراک می کند.
مقدمه
فطرت انسانی، از دیر باز جزء مقولاتی بوده که فکر دانشمندان بشری را به خود مشغول کرده است و از مباحث اختلافی در میان دانشمندان بوده است؛ راز این مطلب، گره خوردن آن با اسرار آمیز ترین مسائل هستی، یعنی روح آدمی است. دانشمندان اگر چه در علوم مادی توانستهاند مسائل مربوط به جسم آدمی را تاحدودی کشف کنند، اما مسائلی مانند فطرت که مربوط ساحت فرامادی انسان است، در هاله ای از ابهام بوده بطوری که حس کنجکاوی بشر، همیشه او را بر آن داشته تا به جستجو در ابعاد آن بپردازد.
بحث فطرت از مسائل مهم و مؤثر در حیطه روح انسانی است وپاسخ به این مساله، افق های تازه ای فراروی انسان باز کرده و نگاه او را متحول میسازد وتاثیر فراوانوحظّ وافری در رشد انسانشناسی دارد. از همین جاست که برای شناخت این واقعیت - فطرت - خداوند، شرایع آسمانی بسان معلمی برای بشریت فرستاده است تا به ابعاد و زوایای آن پاسخ دهند وبشر را در برداشتن چنین بار سنگینی که در توان علم نیست،یاری نماید و افق های جدیدی را برای او بگشاید با توجه به همین مطلب است، که دلیل توجه مضاعف حکمای اسلامی در حل چنین مسئله پیچیده ای روشن میشود واینکه انها از دیگران گوی سبقت را ربودهاند.و حل چنین مسالهای بخاطر استفاده از سفره با برکت منابع دینی است،که بسان چراغ، روشنگرجاده ظلمانی علم،در این مسئله بوده است. در این نوشتار برآنیم تا به تبیین کلام اندیشمندان اسلامی همچون علامه طباطبایی - ره - وفخررازی پیرامون فطرت بپردازیم.
معنای لغوی فطرت فهم معنای لغوی فطرت نقش مهمی در فهم معنای اصطلاحی و دینی آن دارد؛ به همین جهت شایسته است تا با دقت در فهم معنای لغوی، بتوانیم معنای اصطلاحی و دینی آن را بهتر بشناسیم.
فَطَرَ-4 به معنای آغاز و ابتدا، و فطرت یعنی حالت خاصی از شروع و آغاز، بنابراین فطر به معنای خلق وآفرینش نیز به کار میرود
فطرت به معنای عرفانی در عرفان اسلامی،از عشق فطری به حقیقت هستی و استعداد رسیدن انسان به معرفت شهودیدرونی یعنی همان میلِ و عشقِ عامِ فرعها برای بازگشت به اصل سخن به میان آمده است.
کاربرد دیگرآن در عرفان، به معنای قضا و قدر یا »عالم جبروت« است که مقدم بر عالم مادی و ملکوت است.
فطرت نزد حکمای اسلامی انسان در این دنیا متوجه برخی چیزها میشود که دانستن آن به معلم و استدلال و تجربه نیاز ندارد، با صرف تصور دوطرف قضایا - موضوع ومحمول - ،بلافاصله ساختمان ذهن انسان،به طورجزم به رابطه میان موضوع ومحمول حکم می کند.
مانند: قضیه »کل بزرگتر از جزء استهمین.« که انسان تصوّری ازکل وتصوّری ازجزءپیداکردواین دورابرابرهم گذاشت،بدون نیازبه دلیل ومعلّم وتجربه به این قضیه حکم می کند.
از نظر ایشان، اصول اولیه تفکر انسانی که اصول مشترک تفکّرات همه انسانهاست، آموختنی و استدلالی نیست،بلکه اصول فطری هستندوفروع وشاخه های تفکّرات،اکتسابی
فطرت در قرآن و روایات
الف - فطرت و مشتقات آن در قرآن واژه فطرت و مشتقات آن حدود 20 بار در قرآن مجید وارد شده است که عبارتند از:
واژههایفِ طْرَت - » …رومفَطَرَکُمْ: - 30، - » …اسراء 51:فَطَرَنا - ، - » …طه 72:فَطَرَنی - ، - » …هود 51: ؛ یس 22: ؛ زخرففَطَرَهُنﱠ: - 27، - » …انبیاء - 56:، یتَفَطﱠرنَمِن - » …شورییتَفَطﱠرنَمِنه: - 5، - » …مریم - 90: فُطُور، - » …ملک :فَطَرَ - 3، - » …انعام 79:؛ روممُنْفَطِرٌبه: - 30، - » …مزملاِنْفَطَرَتْ: - 18، - » …انفطار : - 1،…فاطِر - »انعام 14:؛ یوسف 101:؛ ابراهیم 10:؛ فاطر 1:؛ زمر 46:؛ شوری - 11:
فطرت در روایات
و پس از آن در احادیث اسلامی که از پیامبر اکرم صلی االله علیه وآله و ائمه اهل بیت علیهم السلام روایت شده به عنوان یکی از اصول جهانبینی اسلامی مورد توجه قرار گرفته است.حدیث نبوی معروف در این باره این است: »هر نوزادی بر فطرت متولد میشود.« یا سخن امام علی علیه السلام درباره فلسفه رسالت پیامبران الهی که فرمود: »خداوند پیامبران خود را مبعوث فرمود، و هر چندگاه، متناسب با خواستههای انسانها، رسولان خود را پی در پی اعزام کرد تا وفاداری به پیمان فطرت را از آنان باز جویند.
- فطرت از دیدگاه فخر رازی
فخررازی برای وجود فظرت در انسان دلایلی راذکر کرده است که اینک به تشریح انها می پردازیم:
الف - دلایل نقلی :
امام رازی می گوید :لغات »فاطر» «فطر« : - فاطرالسما وات الارض - خداوند با انضمام و بهم پیوستن انفصال یکدیگر و ترکیب کردن آنها اشیاء را بوجود آورد ،پس وقتی که منشأ این تالیف نوعی شکافتن باشد، این شکافتن به دو غرض می باشد گاهی در جنبه افساد و گاهی در جنبه اصطلاح می باشد کار خدا جنبه افساد نیست پس کار خدا درجنبهُ اصطلاح می باشد.پس این کلمه بایک دگرگونی و تغییر کلمه و تغییر معنایی به معنای بیرون آمدن شیء بکار گرفته شده است به نظرمیرسد که فخر می خواهد بگوید که چرا این تغییر معنایی بوجود آمد یا رخ داده است . بخاطر اینکه آن شیء در حال عدم و نیستی گویی در ظلمت و تاریکی بسر می برد و وقتی داخل هستی و وجود می شود پردهُ هستی به خود می پوشد گویی که پردهُ نیستی شکافه شده و آن شی ءاز عدم خارج گردیده است.
بعضی ها توهم کرده اند که: فطرت به خاطر معنای بوجود آمدن شیء از عدم محض می باشد.
به دلیل معنای لغوی که در این کلمه موجود است ،که در واقع همان بحث - شکافتن - می باشد .این تو هم باطل است، به دلایل زیر:
- ستایش مخصوص خدایی است که آسمانها و زمین را از عدم ایجاد کرد و فرشتگان را رسولانی بالدار نمود که دو بال، سه بال یا چهار بال دارند و او هرچه بخواهد در خلقت اضافه میکند. همانا او بر هر امری تواناست. - .
- خداوند ی که مردم و انسان را آفرید براساس فطرت خدایی - و گفت مو اظب فطرت خویش باش در حالی که ما می می دانیم خداوند انسان رااز خاک وگل آفرید و خداوند انسان رااز عدم محض بوجود نیاورده یعنی خداوند انسان را از گل خمیر مایه ای که در ابتدا آفرید برجود آورده؛ - یعنی صورت وماده - .
-4 فخر رازی می گوید »:فطر«در لغت به معنی - شکافتن - است ، چنان که اینآیهُ قرآنإِذَافرمایدالسﱠماءُ: - انْفَطَرَت - : - وقتی که آسمان بشکاف - - انفطار - 1/
دوباره نگاه کن ، آیا هیچ شکافی - فطوری - می توانی ببینی ، همچنین رازی می گوید :بر اساس این فرض که عناصر در ازل بدون از صفات وجود داشته اند .پس در آن حالت باید تاریکی بوده باشد، زیرا معنی تاریکی فقدان روشنایی و نور است و تاریکی دارای ماهیتی است کهپذیرندهُ نور وروشنایی است .
بنابراین زمانی که خدا روشنایی و نور را آفرید بعضی از آن عناصر را انتخاب کرد واز آنها این جهان را ساخت و این می تواند ومعنی مناسب - فاطر - باشد .بدین ترتیب ، این مستلزم آن نیست که خدا موجد یاسازندهُ ذات جهان باشد

