بخشی از مقاله

چکیده

علم در دوران معاصر پیوند جدانشدنی با ساختار سیاسی دارد. دانشمندان عرصه علم و تکنولوژی با حضور در حوزههای سیاسی، علم را وارد عرصه سیاسی نمودهاند و سیاستمداران هم با حمایت از دانشمندان و دخیل نمودن آنان در سیاست روابط دوسویهای را پدید آورده-اند. جهان نیز از آغاز، دستخوش گذار اجتماعی- سیاسی بوده است .

این گذار با تغییر پارادیم همراه است که این تغییرات نیز در وضعیت ژئوپلتیک هر کشور تاثیرگذار بوده و باعث تقسیمبندی کشورها از لحاظ ایدئولوژی سیاسی میگردد. برتری و قدرت هر کشوری توانایی برای کنترل و نفوذ بر سایر کشورها را فراهم میکند. بنابراین توسعه تکنولوژی و اقتصادی یک عامل کلیدی برای برتری در سیاست جهانی است. پژوهش حاضر در نظر دارد با توجه به اهمیت و نقش تکنولوژی در سیاست، ارتباط این دو را بیان و تاثیرگذاری آن در فعالیت هر کشور در سطح رقابتی را تشریح نماید.

-1 مقدمه

موضوعات تکنولوژی در مرکز تاریخ، تئوری و اقدامات سیاسی هستند. دموکراسی به شهروندان آگاه با مسئولیتپذیری مدنی نیاز دارد. زمانی که چنین بینشی در بین افراد وجود نداشته باشد و افراد برای بدست آوردن آن تلاش نکنند این جاست که تکنولوژی با سیاست ارتباط پیدا میکند. البته باید اشاره داشت که مسئولیتپذیری و خودآگاهی خود به خود در بین افراد ایجاد نمیشود بلکه زمانی که اطلاعات مناسب از طریق روشهای مختلف در اختیار افراد گذاشته شود این درک کامل در بین افراد هویدا میگردد. رابطه عمیقی بین تکنولوژی و سیاست وجود دارد.

به عبارتی بدون درک عمیق ایدهها و تفکرات نمیتوان به اهمیت و اثرگذاری تکنولوژی در پردازش و تحلیل سیاست پی برد و بدون درک پیچیدگیهای فرایندهای سیاسی نیز نمیتوان به تاثیر، توسعه و توزیع استفاده از تکنولوژی در تحلیل آن پی برد - سلینگر1، . - 2009 علم و تکنولوژی به عنوان مرجع تغییر و پیشرفت شناخته میشوند . علم مسیر حرکت به سوی حقیقت است و حقیقت کشف شده منجر به خوب شدن انسان و پیشرفت در جهان میگردد. با توجه به اوضاع متغیر در جهان و در دنیای انسانها پیشرفت هیچ وقت نمیتواند پایدار باشد. به عبارتی حقایق اساسیترین محصولی است که توسط علم تولید میشود ولی این محصول وابسته به پیچیدگیهای در جهان می-باشد.

امروزه در بسیاری از کشورها حمایت دولتمردان از علم، روابط متقابلی را بین سیاستمداران و دانشمندان ایجاد نموده است. چرا که سیاستمداران از مشاورههای دانشمندان در زمینههای گوناگون در جهت پیشرفت مقاصد سیاسی اجتماعی بهرهمند میگردند. بنابراین در جوامع امروزی، علم جدید اساسا ساختاری سیاسی به خود گرفته است و علم و سیاست در دنیای مدرن کاملا در هم تنیده شدهاند. رشد هر کشوری بدون شک با میزان رشد علمی آن کشور در ارتباط است و کسب افتخارات علمی و پرورش و جذب دانشمندان در توسعه نظام سیاسی نقش مهمی در جامعه دارد.

دانشمندان عرصه علم و تکنولوژی با حضور در حوزههای سیاسی، علم را وارد عرصه سیاسی نمودهاند. مهمترین عامل موثر پیشرفت علم هر کشور، اهمیتی است که افراد و مسئولان آن کشور برای علم قائل میشوند . از آن جایی که تکنولوژی و دگرگونیهای آن باعث به وجود آمدن قدرت و تحولات آن میشود بنابراین علم و تکنولوژی سبب تمرکز بی سابقه قدرت در دست آنهایی میگردند که به آن دسترسی دارند. پژوهش حاضر با هدف پاسخگویی به این سوال که فصل مشترک تکنولوژی و سیاست در چیست؟ صورت گرفته است . بنابراین ابتدا تعریف مختصری از هر یک از مفاهیم بیان میگردد و در ادامه با تشریح وضعیت چند کشور منتخب به بررسی هدف پژوهش میپردازد.

-2 مفهوم تکنولوژی

تکنولوژی ترکیب دو کلمه هنر و مهارت در دانش و علوم نهفته است که انسان خردمند در تعامل با طبیعت به قوانین عام آن دست مییابد و با بازآفرینی این قوانین در محیط و شرایط دلخواه، کاربردهای مورد نظر خود را ایجاد میکند. تکنولوژی به عنوان راهکارها و اهدافی تلقی میشود که انسانها را به تولید ماهرانه و اثربخش رهنمون میکند. تکنولوژی به مولفههایی گفته میشود که هنرمندانه توسط انسان-های باتجربه، با اطلاعات و دانش به کار گرفته میشوند و آنان را به خلق ایده و محصول نایل میکند.

تکنولوژی برگرفته از علم است. همین تکنولوژی پس از رشد و تکامل میتواند در اختیار حوزههای مختلف همان علوم و دیگر زمینههای علم قرار بگیرد. این بدین معنی است که گسترش دامنههای کاربردی علوم موجب رشد و کمال تکنولوژی شده که حاصل آن به عنوان ابزار، راه و روشهای موثرتر و مناسبتر در جهت توسعه مرزها و حوزههای علوم مختلف قرار میگیرند - فیروزآبادی، . - 1390 بنابراین در تعریف کلی، تکنولوژی آرمان و هدف بزرگ است که با خود قدرت نیز به همراه خواهد داشت که در استعاره قدرت به هنر اذعان میشود که صاحب قدرت یا به تعبیری هنرمند قدرتی بیش از هنر خواهد داشت - سلینگر، . - 2009

اگر تکنولوژی را به عنوان یک کل در نظر بگیرید سیاست زیرمجموعهای از آن خواهد بود چرا که تکنولوژی خود حوزهای گسترده را شامل میشود. در عصر حاضر در هر حوزهای تکنولوژی به مثابه ابزاری جهت رسیدن به قدرت تلقی میشود که سیاست نیز از این امر مبرا نمی- باشد. به عبارتی تکنولوژی همچون محرکی است که سیاست را به قدرت پیوند میدهد.

این روزها خصوصا در عصر حاضر که عصر تکنولوژی و اطلاعات میباشد قریب به اتفاق جامعه سیاسی منتخب درصدد کسب مزیتهای تکنولوژیکی میباشند چرا که تکنولوژی در رشد و پیشرفت هر کشور در حوزههای مختلف از ورزش تا قدرت نظامی نقش کلیدی را ایفا مینماید. به گونهای که بدون تولید و توسعه تکنولوژیهای پیشرفته امکان پیشبرد رقابت در جهان و در سطح بینالملل وجود ندارد - ساری ویتز2، . - 2009

-3 سیاست چیست؟

سیاست در معنای عام هر گونه راهبرد، روش و مشی برای اداره یا بهکرد هر امری از امور - چه شخصی و چه اجتماعی - است؛ و در معنای خاص اموری است که مربوط به دولت و مدیریت و تعیین شکل و مقاصد و چگونگی فعالیت دولت باشد. کوششی است برای نگهداری یا بدست آوردن قدرت یا کاربست قدرت دولت در جهت هدفها و درخواستهای گوناگون. سیاست به معنای باستانی کلمه، دخالت در امر عمومی و به معنای جدید، شهر مدرن صنعتی است که کنشگرانش به سیستم سازماندهنده آن مشروعیت میدهند.

سیاست عبارتست از توزیع قدرتمندانه ارزش و اتحاد یک توده با تودههای دیگر و چگونگی آن در اتحادشان. به طوری که یک توده راهی را برای زندگی و پیشرفت خود در میان همدیگر باز کنند و رفتار و کردارشان از روی فهم و دانش باشد. سیاست عبارت است از مطالعه قدرت و نفوذ هر کسی به کسی دیگری که او را وادار به انجام عملی کند و یا از انجام عملی باز دارد - سلینگر، . - 2009

بعضیها سیاست را فن و عمل حکومتها در اجتماع انسانی میدانند. سیاست از همان نظم ارتباط که همه علوم از آن بهره دارند برخوردار است و کاملترین مرحلهای از علم است که بدان وسیله انسان، انسان میشود و در سایه رشد و تعامل آن علوم و فنون و هنرهای خود را پایهگذاری میکند بدین وسیله همین مرحله از علم است که طبقات مختلف مردم با یکدیگر تفاوت و اختلاف پیدا میکنند. علم از اتفاق و احتمال بدور بوده اما برعکس باید به واقعیت نزدیک باشد - فانچی3، . - 2009

سیاست علم است، اما هنر تطبیق این اندیشه است، که چطور و چه شیوهای بجا و چطور از این علم بهره برداشت و منافع خود و دیگران را در پرتو این علم بدست آورد از چه زاویهای در تطبیق و به ثمر رساندن این علم آغاز کرد در مرحلهای که باید از سیاست بهره کافی گرفت هنر تطبیق سیاست ضروری پنداشته میشود. سیاستمداری که هنر تطبیق شیوه و کاربرد سیاست را نمیداند در عملکرد این اندیشه ضعیف پنداشته میشود .

سیاست، تلاشی است برای مشارکت در کسب قدرت و سعی در اعمال نفوذ برای اختصاص دادن قدرت در هر رده ای از تشکیلات، اعم از گروهها و یا دولتها. بنابراین هر کس با هر انگیزه، چه اهداف آرمانی، چه اهداف مادی و چه اهداف جاهطلبانه و چه لذتی که از کسب قدرت به دست میآید، دست به هر اقدامی برای مشارکت در قدرت بزند، عمل سیاسی انجام داده است.

-4 مفهوم قدرت

از منظر بسیاری از اندیشمندان سیاسی، نگرش مدرن در باب قدرت با هابز4 آغاز میشود. قدرت و مشتقات آن، محور و جان مایه علوم سیاسی در گرایشها و حوزههای مختلف تخصصی آن است. قدرت اقتصادی، قدرت نظامی، قدرت سیاسی و قدرت ملی اصطلاحات و ترکیبات متداول مفهوم قدرت میباشند. مفاهیم یاد شده که هم وسیله و هم هدف نهایی سیاست تلقی شده است، مورد توجه علمای سیاسی سنتگرا میباشند - عیوضی و پارسا، . - 1392

قدرت نوعی تکنولوژی و راهبرد است که پیوند عمیقی با دانش، صلاحیت و امتیازات دارد و به طور غیرمستقیم اعمال میگردد. قدرت راه، روش و تکنیکی است که از طریق آن برخی اعمال به گسترده اعمال دیگر شکل داده، آنها را محدود ساخته و تغییر میدهند. به عبارتی قدرت وجهی از عمل است که به طور مستقیم و بیواسطه به دیگران اعمال نمیشود بلکه بر عمل بازیگران و کشورها اعمال میگردد - فیروزآبادی، . - 1390 علم و تکنولوژی مدرن راه کسب قدرت است. یکی از نقشهای مهم علم، مشارکت قدرتمندانه آن در اقتصاد سرمایهداری و تولید ثروت بود که پیوند ناگسستنی با تکنولوژی و قدرت داشت. از همین رو علم دیگر یک جستجو و کاوش بیطرف و عاری از تعلقات برای کشف حقیقت در طبیعت نمیتوانست باشد.

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید