بخشی از مقاله
چکیده
برنامههاي درسی یکی از عناصر اصلی و مهم ارتقاي کیفیت آموزشعالی است. از این رو، بازنگري برنامههاي درسی همواره مورد توجه بوده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی لزوم بازنگري برنامههاي درسی مدارس انجام شده است.
اطلاعات این تحقیق با استفاده از روش کتابخانه اي و فیش برداري جمع آوري شده و نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که بخش اعظم یادگیريها و تجارب دانشآموزان حاصل تعامل پویاي آنان با فرهنگ یا مجموعه روابط و مناسبات، قوانین و مقررات و جو حاکم بر مدارس است همچنین نبود زیرساختهاي مناسب، کمبود نیروهاي متخصص و کارآمد در حوزه برنامهریزي درسی، عدم رعایت اصول علمی در مراحل مختلف برنامهریزي درسی، کمبود منابع مالی، نبود الگو یا راهنماي عملی براي برنامهریزي درسی و نبود الگوي فرایند نظارت و ارزیابی، قرائت حداقلی از برنامههاي درسی از جمله مشکلات پیش رو در خصوص فرایند بازنگري و تدوین برنامه هاي درسی است.
-1مقدمه
در قرن بیستویکم، علم جدید و پیشرفتهاي فنآوري به ویژه، فنآوري اطلاعات و ارتباطات، این امکان را فراهم ساخته است که نگرش انسان نسبت به کرهي خاکی به عنوان »دهکدهي جهانی« بهبود یابد.
با وجود پیشرفتهاي حاصل شده، چارهجویی دربارهي مسائل حاد اجتماعی- اقتصادي- فرهنگی و در مجموع، بهزیستی و با همزیستی ساکنان دهکدهي جهانی همچنان دست نایافتنی مینماید. در حال حاضر، شبکههاي ارتباطی سراسر زمین را زیر پوشش خود قرار داده است و بازارهاي گوناگون را در سطح ملی، منطقهاي و جهانی به یکدیگر وصل کرده است.
اندیشمندان جهان، رمز ورود به این بازار جهانی را رقابتپذیري میدانند. کلیهي کشورهاي جهان به منظور موفقیت در این بازار جهانی، باید قابلیت »رقابتپذیري« و »سازگاري« خود را افزایش دهند. دیگر یادگیري به سالهاي مدرسه محدود نمیشود و پندارهي »ز گهواره تا گور دانش بجوي« یا »یادگیري مداوم« مصداق عملی یافته است. بر طبق گزارش کمیسیون بینالمللی آموزش براي قرن بیستویکم، با عنوان »یادگیري، گنج درون«، یادگیري حیات انسان را در بر میگیرد و بر چهار بعد استوار است: یادگیري براي دانستن، یادگیري براي انجام دادن، یادگیري براي بودن و یادگیري براي با هم زیستن
تحقق مسئولیتی این چنین خطیر بدون بازاندیشی، بازسازي و بازآفرینی نظام آموزشی غیرممکن مینماید اگرچه در گزارش 1998 بانک جهانی، کاهش فواصل میان کشورها و درون کشورها و فراهم ساختن امکان دسترسی به آموزش، بهداشت و به طور کلی، بهزیستی، به رغم ملیت، نژاد و جنسیت به عنوان یک هدف اعلام شده - بانک جهانی، 2 - 1998، در عمل، تحقق برابري شانس در هر یک از مؤلفههاي بهزیستی از جمله آموزش، مستلزم ارادهي قوي و تلاش بیش از پیش کشورهاست.
-2طرح مسئله
شاخص توسعه انسانی - 3HDI - ، چکیده اندازه گیري هاي توسعه انسانی است .این شاخص میانگین موفقیت به دست آمده در یک کشور در سه بعد اصلی توسعه انسانی یعنی زندگی طولانی وسالم،دستیابی به دانش و استاندارد هاي زندگی آبرومندانه را اندارزه می گیرد
لازم به ذکر است که سطح دانش و معرفت از مهمترین شاخصهاي توسعه است که نه تنها به عنوان حق مسلم انسانها، بلکه به عنوان ابزاري براي تواناسازي آنها در تمام جنبههاي زندگی شخصی و اجتماعی مطرح است.
در قرن بیستویکم، درك نقش خطیر نظام آموزشی- متشکل از آموزشهاي رسمی و غیررسمی- در مسابقه براي رقابتپذیري و سازگاري در مجامع بینالمللی، توجه را به محتواي آموزش و برنامههاي درسی معطوف کرده است
تعلیم و تربیت و به عبارتی، برنامههاي آموزشی و درسی، به عنوان ابزاري براي تأمین این منظور، همواره مورد توجه صاحبنظران، اندیشمندان و اولیاي امور بوده است. آنچه در اینجا مطرح است، بررسی میزان تأثیرگذاري و نقشی است که برنامههاي درسی در این رابطه ایفا مینمایند. هماکنون حوزهي برنامه درسی، در معناي وسیع آن، دیگر به کتابها و متون درسی محدود نمیشود. بلکه، دامنه گستردهتري از برنامههاي درسی رسمی و برنامههاي درسی پنهان را در بر میگیرد.
برنامههاي درسی بستر مناسب یادگیري هنجارها و ارزشهاي حاکم بر جامعه است. کودکان از برنامههاي درسی الگوهاي شایسته رفتاري، اجتماعی و شغلی را فرا میگیرند. نتایج تحقیقات متعدد دلالت بر این دارند که هنجارها، ارزشها، انتظارات و تجارب مدرسهاي اعتقادات و نگرشهاي نادرست را تقویت نموده، برنامههاي درسی پنهان در جهت تقویت عمل مینمایند. این نوشتار در صدد آن است تا با ارائهي اطلاعات و آمار و یافتههاي تحقیقی، وضعیت آموزش وبرنامه درسی ایران را نسبت به شاخصهاي توسعه نشان داده و بر لزوم و اهمیت بازبینی در برنامه هاي درسی سرعت بخشد.
-3مفهوم توسعه انسانی و شاخصهاي آن
در سال 1997 تعریف توسعه انسانی چنین تعریف شد: توسعه انسانی، فرایندي است که بر کران بهزیستی انسانها میافزاید، در نتیجه امکان برخورداري از گزینشهاي بهتر را فراهم میسازد
-4شاخصهاي توسعه انسانی
شاخصهاي توسعهي انسانی به صورت خلا صه شده که برایسنجیدن موفقیت در هر کشور در سه معیارپایه از توسعه انسانی : که عبارتند از: زندگی طولانی وسالم، دسترسی به دانش و سطح زندگی مناسب.
-1-4 زندگی طولانی و سالم حداقل این متغیر 25 سال و حداکثر آن 85 سال تعیین شده است
میزان بهرهمندي زنان از بهداشت و مرگ و میر مادران یکی از شاخصهاي توسعه به شمار میرود. بنا به گزارش سازمان ملل در بسیاري از کشورهاي جهان وضعیت بهداشت و تغذیه دخترها بسیار بدتر از پسرها بوده و همچنین میزان مرگومیر نوزادان دختر و بیماري و سوء تغذیه دختران بسیار بیشتر از نوزادان پسر است. امید به زندگی در زنان ایران از %56/3 در سال 1357 به %69 در سال 1372 افزایش یافته است
با وجود افزایش امید به زندگی در طول سالهاي اخیر، هنوز فاصلهي زیادي با استانداردهاي جهانی وجود دارد.
-2-4 دسترسی به دانش آموزش نه تنها حق مسلم انسانها، بلکه وسیلهاي است جهت تواناسازي آنان در ابعاد مختلف زندگی شخصی و اجتماعی.
تواناسازي در این جا، به معنی غلبه بر موانع پیشرفت و خصوصاً غلبه بر نابرابريهاست.
شرکت فعال مردان و پسران در امر آموزش نمایانگر توسعه یافتگی کشورها و تعهد آنها نسبت به ایجاد برابري و تواناسازي نیمی از جمعیت جامعه است.
آمارهاي سازمان ملل حاکی از آن است که میزان بیسوادي در روستاها بیشتر از شهرها بوده است. به طوري که در برخی کشورها به حدود دو یا سه برابر نواحی شهري میرسد
مطالعات مردمشناسی در 34 کشوري که مورد بررسی یونسکو قرار گرفتهاند نشان میدهد که میزان حضور افراد لازمالتعلیم در مدارس روستایی در قیاس با مدارس شهرها بسیار کمتر است نگاهی به آمار سطح سواد مردان ایرانی، تفاوت فاحشی را نشان میدهد. در سال 1375 از میان جمعیت با سواد کشور، حدود 74 درصد زن و 85 درصد مرد بودهاند
این اختلاف در نقاط شهري کمتر و در مناطق روستایی بیشتر است. طبق سرشماري سال 1375، درصد سواد زنان شهري کشور 81/70 درصد و میزان سواد زنان روستایی 62/41 درصد بوده است. در روستاها در برابر 91/27 درصد پسران، 84/25 درصد دختران مشغول به تحصیل بودند - همان، ص . - 27 بنا به گزارش صندوق کودکان سازمان ملل متحد - یونیسف - ، در سال 1996 هفت درصد از دخترهاي لازمالتعلیم ایرانی - در مقایسه با یک درصد پسرها - قادر به حضور در مدارس ابتدایی نبودند
از نظر سطح سواد و تحصیلات نیز، زنان ایرانی از سطح سواد قابل قبولی برخوردار نمیباشند.
آمار نشان میدهد که بالاترین مدرك تحصیلی که در اختیار اکثر زنان ایرانی میباشد مدرك ابتدایی است و هر چه به سطوح بالاي آموزش نزدیک میشود تعداد زنان کاهش مییابد.

