بخشی از مقاله
چکیده :
چرا شعار مرگ بر آمریکا سر میدهیم؟ ملت آمریکا چه گناهی کردهاند که علیه آنها شعار میدهیم؟ ریشه تاریخی این شعار کجاست؟پاسخ: منظور از آمریکا در شعار »مرگ بر آمریکا« که شعاری رایج در ایران و برخی احزاب و گروههای سیاسی- مذهبی در برخی کشورهای دنیاست، بههیچوجه، مردم آمریکا نیست که زیر زنجیرهای امپراتوری خبری و رسانههای استکباری و شعارهای دروغین آن، بیخبر از ظلم و جنایات دولتمردان خود در جهان بوده، بلکه منظور از آمریکا، نظام سیاسی و سیاستهایی است که از سوی حکومت و دولت آمریکا، در دنیا اعمال می شود؛ دولتی که روح استکباری و خوی فرعونی آن بر کشورهای بسیاری سایه انداخته است.
البته روح استکباری آمریکا، تنها در کالبد دولت و حکومت آمریکا دمیده نشده است، بلکه بسیاری از مؤسسات اقتصادی، شبکههای مخفی و آشکار سیاسی، مراکز فرهنگی، پژوهشی، خصوصی و بینالمللی، حتی با عنوان خیریه و بخش عمدهای از مطبوعات و رسانههای جهانی، با روح استکباری آمریکا، بهمنظور پیشبرد اندیشه و اراده آن، در کار و حرکت هستند. بنابراین، در شعار مرگ بر آمریکا، مردمی که در سیاستها و ظلمهای دولت خویش، نقش نداشته یا بیاطلاعند، مورد لعن و نفرین نمی باشند.
از سوی دیگر شعار مرگ بر آمریکا، شعاری برآمده از تجربههای بسیار مردم ایران، در طول سالهای متمادی است که با تمام وجود، خوی استکباری آمریکا را تجربه کردهاند؛شعار مرگ بر آمریکا شعار علیه یک فرد یا افرادی در هیئت حاکمه آمریکا نیست، شعار علیه یک نظام استعماری، استبدادی و استکباری است که به نقض حقوق بشر در جهان و نیز حقوق ملت ایران طی 50 سال اخیر منجر شده است .
البته در پاسخ به ادعاهای روزهای اخیر خاطر نشان می گردد که ؛ هیچ نشانهای از قول، فعل و تقریر امام - ره - وجود ندارد که ایشان از شعار "مرگ بر آمریکا"، کوتاه آمده باشند، مواضع ضد آمریکایی امام - ره - در اواخر عمر پربرکتشان بسیار پررنگتر از ایام دیگر بود، امام - ره - آمریکا را دشمن شماره یک ملت ایران میدانست و در مبارزه با آمریکا لحظهای درنگ نمیکردند.مقاله حاضر با استفاده از روش پژوهشی و توصیفی - استنادی موضوع بسیار مهم و استراتژیک علل و چرایی تنفر و انزجار ملت ایران از دولت متکبر آمریکا در طول 36 سال اخیر را مورد بررسی و واکاوی قرار داده است.
مقدمه :
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران کشور آمریکا به روشهای مختلف سعی در براندازی جمهوری اسلامی ایران داشته است. بخشی از بدبینی ملت ایران به آمریکا به قبل از انقلاب و به خصوص کودتای 28 مرداد و حمایتهای همه جانبه این کشور از رژیم پهلوی بر می گردد. اما با وجودگذشت 6 دهه از کودتای 28 مرداد1332شمسی کماکان ملت ایران، آمریکا را به عنوان دشمن شماره یک خود می شناسد و این علامت سئوال بزرگی برای همه کسانی است که نسبت به تحولات چند دهه اخیر ایران و روابطش با آمریکا اطلاعات چندانی ندارند. بسیاری دیگر، اقدامات آمریکا علیه ایران را یا فراموش کردهاند یا هیچگاه از آن اطلاع نیافته و کمتر به تحقیق و تفحص در این باره پرداخته اند.
علل بد بینی ملت ایران به آمریکا در یک نگاه :
تحمیل قانون کاپتیولاسیون و تحقیر ملت بزرگ ایران
لایحه اعطای مصونیت قضایی به اتباع آمریکایی - کاپتیولاسیون - یکی از اقدامات تحقیر آمیز دولت ایالات متحده بر علیه ایران بود.به موجب این لایحه دستگاه قضایی ایران حق نداشت هیچ یک از مستشاران، نظامیان، کارمندان و کارکنان آمریکایی و نیز خانواده و بستگان آنها را تحت پیگرد قانونی قرار دهد. این لایحه با فشار مکرر آمریکا در مهر ماه 1343 به تصویب نمایندگان مجلس شورای ملی رسید.امام خمینی با شدت در مقابل این تحقیر واکنش نشان دادند و فرمودند: " ملت ایران را از سگ های آمریکایی پست تر کردند! اگر کسی یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد او را باز خواست می کنند ولی چنانچه یک آشپز آمریکایی شاه ایران را زیر بگیرد، بزرگترین مقام ایران را زیر بگیرد کسی حق تعرض ندارد ... ما را جزء دول مستعمره حساب کرد. ملت مسلمان ایران را در دنیا از وحشی ها عقب مانده تر معرفی نمود
کودتای 28 مرداد :1332
بنابر اعتراف امریکاییها، که در اسناد منتشر شده توسط سازمان سیا و وزارت خارجه امریکا در سال 1379 منعکس شده است، نمایندگان دستگاه امنیتی انگلیس، موضوع براندازی دولت مصدق و جایگزین کردن یک حکومت کاملا وابسته را به نمایندگان سیا پیشنهاد کردند که با پاسخ مثبت امریکاییها در فروردین/1332 مارس 1952 مواجه شدند .امریکاییها تا این اواخر، دخالت مستقیم خود در کودتای 28 مرداد 1332 را کتمان میکردند - هر چند بر اساس اسناد و مدارک فراوان، دخالت آنها برای ملت ما محرز بود - ، تا این که مادلین آلبرایت، وزیر خارجه دولت بیل کلینتون، برای نخستین بار در یکی از سخنرانیهای رسمی خود، در 27 اسفند 1378 بدون هیچ گونه عذرخواهی از ملت ایران، از نقش مستقیم و محوری ایالات متحده امریکا در کودتای 28 مرداد به صراحت پرده برداشت. در همین زمینه مقام معظم رهبری می فرمایند :
" مبارزه از قبل از سال 43 شروع شد؛ یعنی از سال 32 با کودتای 28 مرداد که به وسیلهی آمریکائیها در ایران انجام گرفت و حکومت دکتر مصدق را سرنگون کردند. مأموران آمریکائی رسماً آمدند ایران، با چمدانهای پر از دلار، الواط و اوباش و اراذل و بعضی از سیاستمداران خودفروخته را تطمیع کردند و کودتای 28 مرداد سال 32 را در اینجا راه انداختند و حکومت مصدق را سرنگون کردند. جالب این است که بدانید حکومت مصدق که به وسیلهی آمریکائیها سرنگون شد، هیچگونه خصومتی با آمریکائیها نداشت. او در مقابلهی با انگلیسیها ایستاده بود و به آمریکائیها اعتمادکرده بود؛ امیدوار بود که آمریکائیها به او کمک کنند؛ با آنها روابط دوستانهای داشت، به آنها اظهار علاقه میکرد، شاید اظهار کوچکی میکرد. با این دولت، آمریکائیها این کار را کردند. اینجور نبود که دولتی که در تهران سر کار است، یک دولت ضدآمریکائی باشد؛ نه، با آنها دوست بود؛ اما منافع استکباری اقتضاء کرد، آمریکائیها با انگلیسیها همدست شدند، پولها را برداشتند آوردند اینجا و کار خود را کردند.
حمایت و تحکیم پایه های حکومت استبدادی شاه :
بعد از کودتای 28مرداد، آمریکایی ها با تمام توان از شاه حمایت کردند و ایران عمدتاً به عنوان کشوری دست نشانده در حوزه نفوذ آمریکا مطرح شد. آمریکایی ها برای جلوگیری از نفوذ شوروی بلافاصله بعد از کودتای 28 مرداد فعالیت گسترده ای را برای تقویت حکومت زاهدی که ثمره کودتای 28 مرداد بود شروع کردند.
در این راستا در 12 شهریور 1332 ایالات متحده اعلام کرد که دولت آمریکا سالانه مبلغ 23/4 میلیون دلار بابت کمک های فنی در قالب اصل چهار ترومن در اختیار ایران قرار می دهد .[3]یکسال بعد از کودتا 35 درصد سهام نفتی ایران در اختیار شرکت های آمریکایی قرار گرفت و سه سال بعد یعنی در سال 1957م ایران و آمریکا عهدنامه مودت امضاء کردند. در سال 1955 آمریکا بر اساس تز کمربند ایمنی و تکمیل حلقه رابطه سیتو و ناتو شرایط ایجاد و توسعه پیمان بغداد را بین ایران، ترکیه، انگلیس، عراق و پاکستان فراهم کرد

