بخشی از مقاله
چکیده
رقابت تنگاتنگ و شدید بین شرکتها و سازمانها ، کاهش کارآمدی مدیریت سنتی در این عرصه و رشد سریع شرکتهای کوچک سبب شد که سازمانها اهمیت ویژه ای برای کارآفرینی قایل شوند ، زیرا تنها عامل بقا در عرصه رقابت است و به عنوان موتور محرکه ی توسعه ی اقتصادی و اجتماعی ، نقش اساسی در فرآیند توسعه ی جوامع دارد ،همچنین ایجاد فرصت های شغلی مناسب از طریق رشد و توسعه ی کسب و کارهای کوچک و متوسط - SMEs - 1، یکی از مسیرهای دستیابی به رشد اقتصادی و توسعه ی پایدار میباشد زیرا یکی از ابزارهای اصلی رشد این بنگاهها ، کارآفرینی است . کسب و کارهای کوچک و متوسط ،بهترین مأمن برای فعالیت های کارآفرینانه است و این امر مستلزم آن است که صاحبان و کارکنان کسب و کارهای کوچک از مهارتها و تواناییهای کارآفرینانه برخوردار باشند
.کارآفرینان به واسطه ویژگی ها و قابلیت هایی که دارند میتوانند فعالیت های خود را با ایجاد بنگاههای کوچک و متوسط شروع نمایند
.تجربه ی بسیاری از کشورهای پیشرفته نشان میدهد که کارآفرینی منجر به تولید ثروت ، توسعه ی فناوری ، و اشتغال مولد با افزایش کارایی و بهره وری عامل تولید میشود. در چنین نظام اقتصادی ، نوآوران ، صاحبان فکر و ایده ، سرمایه های اصلی یک بنگاه اقتصادی و از عوامل اصلی توسعه پایدار محسوب میشوند .
مقدمه
از دهه 1970 ، بخش دولتی برای بهبود عملکرد تحت فشار بوده است . دولت ها با محیطی متلاطم، رقابت بخش خصوصی، تغییرات سریع در فناوری، تنوع در تقاضای مردم، و فشار برای پاسخگویی عمومی روبرو شده اند . از سویی دیگر ، ناکارآمدی های بخش دولتی نیز که ناشی از بروکراسی است، تحمل نمی شود
همچنین پیشرفتهای سریع در علم و فناوری امروز ، تحولها و دگرگونیهای زیادی در نظامهای اجتماعی -اقتصادی به وجود آورده اند و موجب رویارویی سازمانها با تحولهای گسترده ای شده اند . این تحولها ، فرصتها و تهدیدهایی را پدید آورده اند که مواجهه با آنها نیازمند راه حلهای خلاقانه است
بر اساس آمارهای موجود، یکی از مهمترین مشکلات فرا روی جوامع در حا ل توسعه و حتی کشورهای صنعتی مشکلات اقتصادی و اشتغال است - عابدی ، - 1380 و مجموعه راه حلهایی که برای رفع این مشکل جهانی ارائه شده است،اصطلاحاً" کارآفرینی"خوانده می شود .
از این رو، با هدف انجام اثربخش وظایف دولت ، رویکرد های بازار محوری همچون" کارآفرینی" مطرح شده است - - Moon,1999که میتواند نظامهای امروزی را در این برهه حساس نجات داده و بقای آنها را تضمین کند - پرداختچی ، - 1385:12 که نتیجه آن، " بهبود بهره وری و احیای عملکرد"،" پاسخگویی به شهروندان" ،" ارتقاء ظرفیت های درونی برای تقویت ارزشهای عمومی" میگردد و در نهایت " راهی برای اصلاح برداشت های نادرست عمومی درباره خدمات دولتی ناکارآمد" میباشد
در حال حاضر، با توجه به نقش کارآفرینان در رشد و شکوفایی صنعتی و اقتصادی کشورها و نیز با عنایت به مسایل و تنگناهایی که از نظر اقتصادی و توسعه صنعتی و به خصوص بیکاری وجود دارد، ضرورت ایجاب میکند تا به ترویج کارآفرینی و فرهنگ آن درجامعه پرداخته شود
به طور کلی کارآفرینی سه مزیت مهم دارد نخست باعث رفاه و ثروت جامعه میشود، باعث نوآوری تأثیرگذار در عرصه اقتصادی و اجتماعی میشود و در نهایت باعث اشتغال مفید و مولد پایدار میشود - سلجوقی ، - 1389 بنا براین ترویج کارآفرینی به دو دلیل مساله اصلی سیاستگذاران است " :تأثیر اقتصادی " و "ایده کارآفرینان به عنوان عاملان تغییر، رشد و نوآوری"
در اواخر دهه 70 در بسیاری از کشورهای پیشرفته به علت تغییر در ارزشها و گرایشهای جامعه و البته تغییرات جمعیت شناختی ، موجی از کسب و کارهای کوچک و متوسط و افراد خود اشتغال و کارآفرین به وجود آمده اند ، همچنین مطالعات متعددی نشان داده اند که در قرن 21 ، بنگاههای کوچک و متوسط - SMEs - ، منشا اصلی اشتغال مولد وتمهید محیط کارآفرینی ،تسریع در خلاقیت و نوآوری و گشایش فرصت های نوین تجاری بوده اند .کارآفرین با شناخت صحیح فرصت ها و استفاده از سرمایه های راکد امکاناتی را فراهم کرده و با سازماندهی و مدیریت مناسب منابع ، ایده خویش را عملی میکند و در این خصوص SMEs - - فضای مناسب برای اجرای ایده های کارآفرینان را فراهم میکند
بنابراین جامعه و سازمانی می تواند در مسیر توسعه، حرکت روبه جلو و پرشتابی داشته باشد که با ایجاد بسترهای لازم منابع انسانی خود را به دانش و مهارت کارآفرینی مولد تجهیز کند تا آنها با استفاده از این توانمندی ارزشمند، سایر منابع جامعه و سازمان را به سوی ایجاد ارزش و حصول رشد و توسعه، مدیریت و هدایت کنند .امروزه کار و فعالیت، شکل تازه ای به خود گرفته و به سوی خودکارفرمایی و خوداشتغالی در حرکت است، پس کارآفرینی و کارآفر ینان نقش کلیدی در روند توسعه و پیشرفت اقتصادی جوامع ایفا می کنند
با توجه به نقش و اهمیت کارآفرینی و سابقه درخشان کارآفرینان در توسعه بسیاری از کشورها و با توجه به مشکلات اقتصادی زیادی که کشور ما با آن مواجه بوده و دست یاری از هر سویی می طلبد، ترویج مفهوم کارآفرینی، بسترسازی برای فرهنگ حامی کارآفرینی و همچنین تربیت افراد - به ویژه تحصیل کرده ها - برای تمامی جوامع به خصوص جوامع در حال توسعه ای مانند ایران، از اهمیت و ضرورت حیاتی برخوردار است.
توسعه اقتصادی :
مفهوم توسعه را شاید بتوان مهمترین مفهوم در نیمه دوم قرن بیستم، هم در عرصه نظریه پردازی و هم در عرصه تلاش های اجرایی به ویژه در کشورهای درحال توسعه و از جمله ایران دانست که با مباحث فراوان و تعابیر متنوع همراه است به گونه ای که درجریان مفهوم سازی از توسعه در کنار تعابیری چون رشد صنعتی، رشد تکنولوژیک، رشد اقتصادی واژه های دیگری مانند توسعه سیاسی، توسعه پایدار، توسعه انسانی به چشم میخورد
توسعه جریانی همواره خطی - دارای یک جهت - وساده نیست بلکه جریانی است نا متعادل ، غیر مستمر ، غیر سازگار . توسعه جریانی دیالکتیکی است که درآ ن هر تغییری دراقتصاد به همراه خود مشکلات وتعدیلهای جدیدی را به وجود می آورد. توسعه فرآیندی غامض ومتضاد است . فرآیندی است توام با بحرانها ودردها ومشکلات به مانند زایش وتولد یک نوزاد که درعین حال برای آینده ، امیدهائی را محقق می سازد . توسعه چیزی نیست که حکو متها ازبالا بخواهند بلکه چیزی است که دردرون جامعه باید بجوشد ونمو کند. تا آنجا که ممکن است هدفهای توسعه را باید تعریف ومعین ساخت ومعلوم کرد که آن هدفها در چارچوب کدامین ساختار اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی واجتماعی قابل تحقق ودستر سی می باشند
توسعه و توسعه یافتگی اقتصادی از مفاهیمی هستند که صاحبنظران در مورد تعریف و معنای دقیق آن اتفاق نظر ندارند .پیش از هر چیز باید به ارتباط بین رشد اقتصادی و توسعه اقتصادی اشاره کرد . واضح است که بدون رشد ، توسعه اتفاق نمی افتد . نکته قابل توجه این است که اقتصاددانان اولیه ، رشد را معادل توسعه میدانستند ، یعنی اعتقاد داشتند که رشد اقتصادی نه تنها شرط لازم که شرط کافی برای توسعه است . - Schumpeter,1934 - حتی تصور هم نمیکردند که رشد اقتصادی در نهایت به توسعه منتهی نشود ، حال آنکه تجربه به ما نشان داده است که توسعه به طور قطع ، نتیجه رشد اقتصادی نیست .
برای مثال میتوان به اقتصادهایی اشاره کرد که سهم منابع طبیعی در ایجاد ارزش افزوده اقتصادی در آنها قابل توجه است ، نظیر اقتصاد ایران که مبتنی بر نفت است .در واقع میتوان گفت که منظور از رشد اقتصادی میزان تغییرات تولید ناخالص ملی یا داخلی است ، در صورتیکه وقتی درباره توسعه صحبت میکنیم به اجزای تشکیل دهنده رشد اقتصادی و میزان تغییرات هریک از بخش ها و نیز تعامل آنها با یکدیگر توجه میکنیم . علاوه بر این از دیدگاه نظری میتوان مواردی را یادآوری کرد که نشاندهنده همراه نبودن رشد اقتصاد ی با توسعه نیافتگی است ، برای مثال توزیع درآمد حاصل از این رشد ممکن است در میان گروههای مختلف اجتماعی متفاوت باشد که این امر موجب تفاوت در توزیع درآمد میشود
یکی از تعاریفی که برخی برای توسعه اقتصادی مطرح کرده اند این گونه است " افزایش حجم پس انداز یا سرمایه گذاری از چهار یا پنج درصد درآمد ملی به بیش از 12 درصد " - موسسه حسابرسی ، - 1384 بعضی دیگر توسعه را چنین تعریف کرده اند :" گذار از یک جامعه صنعتی به یک جامعه مدرن " یا "تبدیل کالای لوکس به ضروری "
این گونه تعاریف به برخی از جنبه های توسعه یافتگی اشاره دارد اما هم از دیدگاه نظری و هم از نگاه تجربی تعاریف جامع و کاملی نیستند .تعریفی که در این مقاله از توسعه ارائه میکنیم به این ترتیب است : " ایجاد رشد اقتصادی به همراه صنعتی شدن اقتصاد ".
این تعریف اولا م تضمن وجود رشد اقتصادی است اما بیان میکند که رشد اقتصادی در صورتی سبب توسعه یافتگی خواهد شد که سهم بخشهای صنعتی به نسبت بخش کشاورزی افزایش یابد .توسعه اقتصادی دو هدف اصلی دارد:
- 1 افزایش ثروت و رفاه مردم جامعه و ریشه کنی فقر ،
- 2 ایجاد اشتغال، که هر دوی این اهداف در راستای عدالت اجتماعی است .
نگاه به توسعه اقتصادی در کشورهای پیشرفته و کشورهای توسعه نیافته متفاوت است. در کشورهای توسعه یافته،هدف اصلی افزایش رفاه و امکانات مردم است در حالیکه در کشورهای عقب مانده ، بیشتر ریشه کنی فقر و افزایش عدالت اجتماعی مدنظر است

