بخشی از مقاله

مقدمه

حکیم ناصر بن خسرو قبادیانی ملقب و متخلص به حجّت - 394-481 ه. ق - »شاعر ارجمند و نویسنده توانا و فیلسوف متفکّر و جهانگردِ شجاع و مبلّغ چیره دست - «ناصرخسرو:1389 ده - ، یکی از درخشان ترین چهرههای ادبی ایران است که تلاشِ وسیعِ او در راهِ تبلیغِ عقایدِ خاص مذهبی-اسماعیلیه-، علاوه بر تأثیر گسترده بر افکار و اندیشههای وی، نشانههایآشکاری را نیز در سبکِ گفتاری و سیاقِ نوشتاری او به وجود آورده است که ناشی از همین تعمّد و تأکید است.

شاید گزافه نباشد اگر گفته شود که در ادب پارسی کمتر شاعر، نویسنده، عالم و پژوهندهای را میتوان یافت که همانند ناصر خسرو از هر ابزار و گونهقابلِ انتقالی به منظور بسطِ اندیشههایاعتقادیِ خود بهره جسته باشد. تحولّاتِ درونیِ شاعر که در»سفرنامه« به تفصیل در باره آن سخن به میان آمده است و نیز آنسفرِ» معروفِ هفت ساله«بدان اندازه در افکار و اندیشههایشاعر تأثیر گذار بوده که تمامِ جنبههای علمی، ادبی، فکری و شعری او را در برگرفته است . گویی این حدس را که کمتر اثرِ بازمانده از حکیمِ قبادیان را میتوان جست که ردّ و نشانهای از آموزههای اسماعیلیه در آن مشهود نباشد باید بی هیچ ابهام و تردیدی پذیرفت.

بررسیهای عمیق و متعدد پژوهشی، مقالات و کتابهای بسیاری که حوربام قرار دادنِ آثارِ ادبیاعتقادیِ- این شاعر بلندآوازه چاپ و منتشر شده است، جنبههابی نظیری از اشعار و آثارِ منثور او را به میدانِ نقد و نظر کشانیده است و با آن که راه را بر شناخت همه ظرائف فکری و طرائفِ ادبیِ این ادیبِ چیره دست هموار نموده و توسعه دادهاست اما بازنماییِ جنبهایدیگر از ابعادِ متعددِ آثارِ ناصرخسرو،عملاً به یکی از دشواریهای پژوهشی مبدل شده است. با همه این واقعیات، سبک شناسی، معانی و بیان، تاریخ، جغرافیا، علوم اعتقادی و مواردی از این دست همواره دستمایه اندیشه مندانی بوده است که قدم بهدیوا ناصرخسرو پژوهی نهاده اند و ره آوردهای بیشماری به پیشگاهِ جویندگانِ آن علوم تقدیم کرده اند اماتنوعِ، آثار و گستردگی موضوعات در آثارِ حکیمِ قبادیان، راه را برای پژوهشها و تلاش های دیگر آنقدرها نیز سد نخواهد کرد.

از آن جا که بحث پیرامون مذهبِ اسماعیلیه،مذهبی که در کتب ملل و نحل و تواریخ و سیَر، با اسامی و عناوین مختلف اسماعیلی، باطنی، قرمطی، فاطمی، شیعه سبعیه و به اصطلاح دشمنان آنها ملاحده - ناصرخسرو:1335 مو - یاد شده است، مطالعاتی گسترده، فرصتی فراخ و درکی تخصصی در این حوزه میطلبد اما سعی شده است تا این مذهب بیشتر به عنوانِ یک آیینِ اعتقادی و نه بیشتر مورد نظر قرار گیرد.

برخی پژوهشگران در بررسی زندگی و آثارِ ناصرخسرو مراحل و دورانهایی را ترسیم کرده اند که به خوبی گویای شکل گیریِ شخصیتِ ادبی، علمی، شعری و مذهبیاعتقادیِ- شاعر است - ن. ک به غلامرضایی:1389 پیشگفتار - . در یک نگاه کلیتوانمی زندگانی وی را به دو بخشِ کلّیِ پیش و پس از سفر تقسیم کرد؛دورانی که از آن اطلاعاتِ متقنی در دست نیست -پیش از سفر- و دورانی که همه استناد تذکره نویسان، به یادداشتهای به دست آمده از ناصر خسرو خلاصه میشود -پس از سفر-. درین ابین اما تحولاّتِ روحیدرونیِ- شاعر نقطه عطفی است که گره از بسیاری ابهامات و معماهای پیچیده در بطن و پیکرهآثار این ادیبِ خراسانی میگشاید. در این مرحله دانستنی ها، مکسوبات، دریافتنی ها، دیدنی ها، شنیدنی ها و خواندنیهاییکه انعکاسی از آن در جای جای آثارِحکیمِ قبادیان دیده میشود به پژوهشگرانِ عرصههای ادبی یاری رساندمی تا بهتر بتوانند با محتوای ذهنی و واقعیاتِ اعتقادیِ وی آشنا شوند.

بخش مهمّی از زندگانیِ شاعر که توانسته است در تبیینِ اندیشههایگوناگونِ شاعر -نه صرفاً اعتقادیتأثیرِ- قابلِ ذکری داشتهباشد همانا سفرِ معروف یا» سفرهای دیگر«ی - غلامرضایی - 9 :1389 است که »وی در جوانیظاهراً به هندوستان و سند و ترکستان و افغانستان و دشت و شاید دیلم و بغداد - «ناصرخسرو: 1335 یه - داشته است. مجموعه سفرهایی که ناصرخسرو اقدام به انجامِ آن کرده است می تواند در بسیاری از مواردگِره، از چرایی کاربردِ برخی واژه ها، معانیعبارات، و اَعلام و اسامی خاص بگشاید. به تعبیری دیگررفتن، سراغِ اشعار، مکتوبات، اندیشه و اعتقادات پیچیده در بطنِ آثارِ ویبدونِ، مطالعه و کسبِ دانستنیهایی پیرامون دورانهایمختلفِ زندگیِ ناصر خسرو، گرفتار آمدن در دنیایی از ابهامات و سؤلاتِ بی جواب است که چه بسا حلاوتِ مطالعهاشعار و دیگر آثارِ ویبه، تلخیِ عدمِ درک صحیح مبدّل شود.

برای شناختِ ناصرخسرودانستنِ، اسم و رسم و مولدِحسباوو، نسبِ او و احاطه بر اعتقاداتِ صرفاً مذهبیِ او قطعاً کفایت نمی کند و دانستههاییعمیق تر از ادوارِ زندگیِ وی گاه میتواند در بسیاری از موارد در درک بهتر و فهمِ عمیق ترِ افکار و اندیشه هایش مفید و مؤثر واقع شود از جمله این کهناصر» خسرو از ابتدای جوانی در تحصیلِ علوم و فنون و السنه و ادبیات رنج فراوان برده، قرآن را حفظ داشت وریباًتق در تمامِ علوم متداولهعقلی و نقلی آن زمان و مخصوصاً علوم یونانی از ارثماطیقی و مجسطی بطلمیوس و هندسه اقلیدس و طب و موسیقی و بالاخص علم حساب و نجوم و فلسفه و همچنین در علم کلام و حکمت متألهین تبحر پیدا کرده بود و وی خود در اشعارِ خویش و سفرنامه و سایر کتب مکرر به احاطه خود به این علوم و مقام عظیم فضل و دانش خود اشاره میکند.

نکته قابل تأمل و ذکر آن که بخشِ مهمی از دانشهایوسیعِ مورد اشاره میتواند حاصلِ همان»سفرمعروف« باشد و حاصل این سفر و این کوششهااینکه او در زُمرهسرآمدانِ چهرههایدرخشانِ زبان و ادبیات فارسی قرار گرفته است. یک وجه از این دانشهاو مشاهداتِ سفر، بازتاب وجوه گوناگونی از عناصر گیاهی در شعر اوست.

عناصر گیاهی در ادبیاتِ منظوم گیاهان از درختان، گل ها و دیگر گونههایروییدنی و عناصرِ خاصّ گیاهی گرفته تا دارویی یا غیر دارویی، علاوه بر بحثهای تخصصی در حوزههایپزشکی و طب سنتی و نیز مباحثِ سرزمینی و جغرافیایی، در ادبیات خاصه ادبیات منظوم همواره جایگاه قابل توجهی به خود اختصاص داده اندعناصرِ. گیاهی از منظرِ فراگیر بودن و تاریخچه آن چنان گسترده در بینِ همه شاعران و درتمامیِ قرون و اعصار حضور دارد که در آثار کمتر شاعری میتوان جای خالیِ آن را جُست.

در شعرِ رودکی-»ابوعبداالله جعفر بن محمد رودکی سمرقندی، شاعر اواخر سده سوم و دهههای آغازین سده چهارم ق. - «یاحقی- - 415 :1388 که او را استاد و سلطان شاعران نامیده اند1 و او رامقدّم» شعرای عجم خوانده اند - «صفا - - 1 - 371 :1389، نمونههای بسیاری میتوان یافت؛ عناصری چون: انگور، بنفشه، پده، پسته، پیلگوش، ترنج و... - ن. ک به: رنگچی - 442 :1389اعلام - - که سابقطولانیِه این نوع کاربردها را در شعرِ فارسی و آثارِ شعرای پارسی سرا تأکید و تأیید میکند.

گیاهان به عنوانِ یکی از مراتبِ چهارگانه وجودی متشکل از جماد، نبات، حیوان و انسانبرگرفته-» از تفکّراتِ حکمای
قدیم ایران و هند و تمدنهایبزرگ شرقی - زمرّدی« - 29 :1387در- معنای کلی و بدونِ در نظر گرفتنِ تقسیم بندیهای تخصصی و گیاه شناسانه اعم از دارویی- طبی، گیاهشناسی - - Phytology یا علوم گیاهی، در معنای یکی از رشتههای زیست شناسیکه به مطالعه و بررسی زندگی و رشد و نمو انواع و اقسامِ گیاهان می پردازد، تاریخچهای طولانی دارد که به همه جنبههای آن پرداخته است

در نگاه صرفاً ادبی به این نکته باید پرداخته شود که در آثارِ منثور و منظوم،کارکردهای مختلفِ عناصر گیاهی در شعر به این دلیل قابل توجه بوده است کهشاعران» همواره خواهانِ مشارکتِ عاطفی ناخودآگاه با پدیدههای طبیعی هستند و گرایش به بقایای کهنه یا کهن الگوهای ازلی - fantasm - orginaire نزدیک شدن به روحِ طبیعت را در بشر بیدار کرده، به ایجاد نوعی زندگی اشتراکی میان انسان و عناصر طبیعی میانجامد

اما این نوع کارکردها اگر تنها از منظرِ نماد و رمزهای تحلیلی نباتات تفسیر شود منتهی به نگاه از زاویهمرزبندی شده خواهد شد که مسیرِ توجه و ادارک را به اعتقادات، افسانه ها، تمثیلات و باورهای عامه سوق خواهد داد اما در اشعارِ شاعرانی که به طریقِ ممکن عناصرِ گیاهی را به کار برده اند تلفیقی از همه نگاه های عرضه شده قابل تشخیص است؛ به خصوص شاعرانی که دارای وجوه و لایههاییمتنوّع و چندگانه اند. در اشعار و آثارِ این شاعران، نگاهی خاص و از یک زاویه مشخص قطعاً، نمیتواند همهبرداشتِ آنان را از به کارگیری عناصر گیاهی در شعر شامل شود. چنان که میدانیماز» آغاز شعرِ فارسی تاکنون ده ها میلیون بیت شعر از هزاران شاعر در زمینههای مختلف به جای مانده که بخشی از آن در اشاره به گل ها، میوه ها، درختان و دیگر گیاهان است.

برای نمونه ارغوان - - Love Tree/Judas Tree را به عنوانِ یکی از عناصرِ گیاهی که در اشعارِ شعرای فارسی زبان همواره موردِ توجه بوده است میتوان مثال زد: »درختچه] ای[زیبا، زینتی... دارای برگهای کامل، مدوّر، قلبی شکل و به رنگ سبز مات است. از مشخصات آن این است که گلهای زیبا و ارغوانی رنگ آن، به صورت خوشههایی قبل از پیدایش برگ ها، ظاهر میشوند و منظره بسیار قشنگ به درخت میبخشند... پرورش درخت ارغوان، غالباً به علت زیبایی خاصی که دارد در نواحی مختلف ایران معمول است.

اگرچه از منظرِ زیبایی شناختی»روی گلگون معشوق را به ارغوان تشبیه کرده اند؛ اما عاشق صورت زرد خود را با سیلی اشک خونین، سرخ میداردو با خونِ دل، چهره ارغوانی میکند. شراب سرخ و باده لعل را می ارغوان و رخسار باده خوار را ارغوانی گفته اند. گل های ریز ارغوان را بر روی شاخ به مثابه جوش بر روی پوست دانسته اند و آن را نشانی از جوش و خروش و بی قراری در بهار گرفته اند. خون خصم، بر خاک و بر شمشیر، نیز به ارغوان تشبیه شده است. - «گرامی - 1 :1389 اگرچه درخت ارغوان»برگهای جوان آن خوراکی است]و[پوست آن اثر قابض دارد و از این نظر به مصارف مختلف میرسد« - زرگری - - 148 :1390 - 2به دشواری میتوان شاعری را یافت که به این جنبه از کاربرد ارغوان اشاره کرده باشد.                            

با توجه به اطلاعاتی که در باب ناصرخسرو در دست میباشد بر دو نکته تأکید بیشتری باید داشت: نخست تبحّر او در علوم، خاصه علوم یونانی از ارثماطیقی و مجسطی بطلمیوس و هندسهاُقلیدس و طب و موسیقی و بالاخص علم حساب و نجوم و فلسفه و همچنین در علم کلام و حکمت متألهینونیز دورانِ پرفراز و نشیبِ سفرِ» معروف« و دیگر سفرهایی که برخی از تذکره نویسان و شارحان به گواهی نشانههاییکه از محتوای آثار منظوم و منثورِ وی دریافته اند

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید