بخشی از مقاله

چکیده:

اگر چه سخن از وضع مطلوب و تدوین استراتژی مدون بهمنظور احیا، بقا و استمرار حیات فکری-فرهنگی و استقلال سیاسی- اقتصادی یک جامعه پراهمیت است، اما این مهم آنگاه که با شناخت وضع موجود و معرفت نسبت به موقعیت تاریخی همراه نباشد اسباب آشفتگی بیش از پیش و آسیبپذیری روزافزون حیات فرهنگی، اجتماعی یک جامعه را در برابر سایر فرهنگها و نظامات فکری موجب میشود. منابع فکری-ایمانی شیعی آن دست نظام مفاهیم مغفول در تحلیل مناسبات و معادلات حیات بشری است که تمسک به آن شاخصهای لازم را جهت تبیین نحو بودن انسانها در هر دوره فارغ از مشهورزدگی و سادهانگاری به دست میدهد.

ایجاد همدلی و همفکری بر محور ولی خدا در جامعه و تاریخ و رها یافتن از پوسته جزماندیشانه حاکم بر معرفتشناسی تکخطی در علوم انسانی مدرن، دو عامل مهمی است که تحلیلهای تاریخی و جامعهشناختی معصوم را در موضعی برتر نسبت به سایر منابع مطالعاتی مینشاند. ملاحم و فتن آخرالزمانی، از جمله تحلیلهای تاریخی و جامعهشناختی است که در آن معصوم - ع - به تشریح کیفیت حیات در فرهنگ جاهلی میپردازد.

با مطالعه مختصات شرایط فرهنگی، سیاسی، اقتصادی منعکس در این منابع روایی و تطبیق آن با سبک زندگی مدرن شاهد ارتباط معناداری میشویم که میان این دو برقرار است. این تذکر و معرفت از سوی جامعه اسلامی نسبت به کیفیت ناسوتی حیات در افق غربزدگی مدرن، ضمن آنکه نیرویی از طلب را برای خروج از عهد جمعی بشر در رویگردانی از ولایت الهیه بوجود میآورد، آحاد ملت و شیعه خانه امام زمان را به سمت ایجاد نهضت نرمافزاری و الگویی در اداره جامعه مضطر مینماید که در آن شایستگیها و بایستگی های یک جامعه منتظر در جریان است.

- 1 مقدمه:

آیندهنگری و یا آینده پژوهی، آن نوع حرکت خردمندانه و فعالانه ایست که اهتمام به آن لازمهی احیاء، بقاء و استمرار حیات فکری -فرهنگی و استقلال سیاسیBاقتصادی یک جامعه به حساب میآید؛ اما پرداختن به این مهم بدون تفکر و تذکر نسبت به امکانهای تاریخی و نظری،زمینه آسیب پذیری حیات فرهنگ و اجتماعی یک جامعه را در برابر فرهنگهای رقیب مهیا می کند؛ در این بستر هر طرحی که ناظر به آینده باشد به موهومات و خیالبافیهای شاعرانه میماند که ره به سویی ندارد.

این نوشتار ضمن توجه به اهمیت و ضرورت گفتگو از آینده جهان و جهان آینده و تذکر به این موضوع که بیتفاوتی نسبت به ترسیم خط مشی عمومی و فرهنگی جامعه مبتنی بر طرح بنیادین،واماندگی تاریخی را حاصل می آورد

در پی طرح و پاسخ به دو پرسش اساسی میباشد؛ اولاً اینکه، آیا بدون نظر داشت وضع موجود و شناخت تاریخی که در آن به سر میبریم، میتوان از آیندهای مطلوب مطابق با مبانی اعتقادی الگوی رفتار دینی در مناسبات فرهنگی و سیاسی و اجتماعی سخن گفت؟

ثانیاً، با تذکر برا اهمیت و ضرورت موقعیتیابی تاریخی در ارتباط با آیندهای مطلوب، به راستی تاریخ و حیات فعلی ما مولود چه اقتضائات و مسائلی ست که در صدد تبیین مسیری برای خروج از آن به اضطرار افتادهایم؛ به بیان دیگر ما در کدام تاریخ و تحت لوای کدام ارزشها و باورها و الگوهای رفتاری زیست میکنیم که طالب خروج از آنیم؟ همچنین چه مرجع یا منبع مطالعاتی میتواند ما را به ادارکی واقع بینانه نسبت به کیفیت حیات کنونی و تحلیل تعالیمند بودن یا منحط بودن آن نائل آورد؟

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید