بخشی از مقاله

چکیده

عناصر طبیعت همواره جایگاه ویژهاي در تصویرهاي شعري داشتهاند؛ اما نحوة برداشت هر شاعر از عناصر طبیعت با توجه به شرایط زندگی و جامعهاش متفاوت است؛ این تفاوتها در اشعار شاعران معاصر نمود بیشتري دارد؛از جمله این شاعران عبدالوهاب البیاتی و م.سرشک هستند که عناصر مشترك بسیاري را در اشعارشان به کار بردهاند؛ اما با وجود پیوندهاي بسیار میان دو شاعر، کارکرد عناصر طبیعت در اشعارشان یکسان نیست؛ هرچند در نگاه اول ممکن است حکم به همانندي داده شود.

در این پژوهش کارکرد سه عنصر کلیدي باد، باران و صاعقه در اشعار دو شاعر به شیوه توصیفی تحلیلی بر اساس مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی بررسی میشود.

مقدمه

محمدرضا شفیعی کدکنی متخلّص به م.سرشک از شاعران و ناقدان معروف معاصر است؛ از آنجا که این شاعر به زبان و ادبیات عربی مسلط است و از نزدیک با برخی شاعران معاصر عرب آشنا بوده است؛ زمینههاي مختلفی براي بررسی تطبیقی اشعار او با شاعران عرب وجود دارد. یکی از این شاعران عبدالوهاب البیاتی است. م.سرشک در مورد سابقه آشناییاش با شعر وي مینویسد:

»با همه احترامی که براي امثال شوقیو بارودي و شاعران مهجر، از قبیل ابوماضی و نعیمه قائلم و در سالهاي نوجوانی متغنی و مترنم به شعر آنان بودهام و هنوز هم حافظهام از شعرهاي آنان به کلی تکانده نشده است؛ اما به حکم طبیعت روزگار، خویشتن را به شعر البیاتی و آدونیس نزدیکتر از آن استادان میبینم.

به راستی چرا م.سرشک خویشتن را به البیاتی نزدیکتر دیده است؟ وجود برخی نکات در یافتن پاسخ به ما کمک خواهد کرد؛ از جمله اینکه: م.سرشک گزیدهاي از اشعار عبدالوهاب البیاتی را با عنوان »آوازهاي سندباد « به فارسی بازگرداندهاست و در زمان حیات البیاتی با او ملاقاتهایی داشته است و پس از مرگ او شعري با عنوان »چشم سگان مرده« در سوگش سروده است.

نگارنده دلایل نزدیکی ذهن و زبان دو شاعر را در پایاننامه کارشناسی ارشد خود و چندین مقاله به تفصیل بررسی کرده است؛ اما وجود عناصر مشترك در شعر دو شاعر نباید موجب شود که پژوهشگران سریعاً به همانندي در اشعار دو شاعر حکم دهند؛ چراکه شرایط روحی دو شاعر و شرایط سیاسی اجتماعی در نوع برداشت آنها بسیار تأثیرگذار بوده است. در پژوهش حاضر سه عنصر مشترك باد، باران و صاعقه به دلیل کارکردهاي خاصشان در شعر دو شاعر انتخاب شدند تا نشان داده شود که یک عنصر مشترك تا چه حد میتواند کارکردهاي متفاوت داشته باشد.

هرچند تا کنون مستقیماً کتابی با عنوان »کارکرد عناصر طبیعت در شعر...« تألیف نشده است؛ اما کتابهایی بسیاري وجود دارد که در ضمن مباحث خود کارکرد عناصر طبیعت را در شعر دورههاي مختلف بررسی میکنند؛ از جمله کتابهایی که در این زمینه میتوان نام برد، عبارتند از: »صور خیال در شعر فارسی« تألیف محمدرضا شفیعی کدکنی است؛ وي در ضمن بررسی صور خیال ، کارکرد عناصر طبیعت را در شعر دورههاي مختلف بررسی میکند، همچنین در کتاب »ادوار شعر فارسی ازمشروطیت تا سقوط سلطنت« از همین مؤلف برخی کارکردهاي عناصر طبیعت بررسی شده است.

در کتاب »بلاغت تصویر« تألیف محمود فتوحی نیز در ضمن بررسی انواع تصویرهاي شعري، به نقش عناصر طبیعت در شعر شاعران پرداخته شده است. برخی مقالات در این زمینه عبارتند از: »الطبیعه فی شعر أبی فراس الحمدانی« مصطفی فاروق عبدالعلیم، »صورة الطبیعه فی شعر الشابی« محمد شفیق البیطار، »منوچهري و تأثیرپذیري او از دوران جاهلی عرب« لیلا حلاجزاده، »مقایسه تطبیقی وصف طبیعت در دیوان صنوبري و منوچهري دامغانی« هدي مهربان، »بررسی تطبیقی طبیعتگرایی در اندیشه سهراب سپهري و جبران خلیل جبران« عزت ملا ابراهیمی و همکاران و....

در پژوهش حاضر کارکرد سه عنصر باد، باران و صاعقه که از عناصر کلیدي در بسیاري از اشعار البیاتی و م.سرشک هستند بررسی میشود تا به شیوة توصیفی تحلیلی، جایگاه و مفهوم نمادین هر یک از این عناصر، در تجربه شعري البیاتی و م.سرشک روشن شود. لازم به یادآوري است که با وجود پیوندهاي میان دو شاعر، این پژوهش به قصد اثبات تأثیرپذیري تألیف نشده است و به مجموعهاي از مکاتب ادبیات تطبیقی به خصوص مکتب آمریکایی نظر دارد.

بسیاري از عناصر طبیعت در شعر البیاتی و م.سرشک مشترك هستند؛ اما کارکرد آنها در فضاي اشعار هر یک از دو شاعر متفاوت است و گاه در نگاه اول کارکردها یکسان است؛ اما تفاوتهاي عمیقی در نوع برداشت دو شاعر وجود دارد. به عقیدة ناقدان »با اینکه طبیعت یک چیز است برداشت شاعران از آن دگرگون میشود و یادآور آن سخن کالریج است که گفت: طبیعت هرگز تغییر نمیکند؛ بلکه تأملات شاعران دربارة طبیعت است که دگرگونی میپذیرد و پیرو احساسات و طبایع ایشان است

بر روي هم شعر هرکس، به ویژه تصویر او، نمایندة روح و شخصیت - ص - 250 روانی اوست و بیهوده نیست اگر میبینیم بعضی از ناقدان قدیم، حتی درشتی و نرمی زبان شعر و الفاظ گویندگان را حاصل طبیعت و خصائص روانی ایشان دانستهان

البیاتی و م.سرشکغالباً عناصر طبیعت را براي سخنگفتن از مفاهیمی استفاده میکنند که بیرون از حوزة طبیعت است؛ مانند مفاهیم سیاسی، اجتماعی و فلسفی؛ البته در اشعار انگشتشماري نیز از طبیعت براي وصف طبیعت بهره گرفتهاند.

باد و باران و صاعقه از دیدگاه قرآن کریم

قرآن کریم بارها از مژدهبخش بودن بادها، نعمت بودن ابرها و رحمت بودن باران سخن به میان آورده است:

هو الذي» ارسل الرّیاح بشرا بین یدي رحمته و انزلنا من السماء ماء طهوراً.« فرقان - - 25 آیه .48

»او کسی است که پیشاپیش، بادها را به مژدهبخشی ]باران[ رحمتش گسیل میدارد و از آسمان، آبی پاکیزه فرو فرستادیم.«

واژة »صاعقه« در قرآن کریم غالبا کارکرد منفی دارد؛ اما واژة »برق« معمولا کارکرد مثبت دارد؛ چراکه صاعقه پیامآور مرگ ناگهانی و عذاب است و برق پیامآور باران است. در مورد واژة صاعقه به سورهاي »بقره - - 2 آیه 55؛ نساء - 4 - آیه 153؛ فصلت - 41 - آیه 13 و 17؛ ذاریات - 51 - آیه« 44 مراجعه شود و در مورد برق به سورههاي »بقره - 2 - آیه 19 و 20؛ رعد - 13 - آیه 12، روم - - 30 آیه «24 مراجعه شود.

لازم به ذکر است البیاتی واژة »برق« و م.سرشک واژة »صاعقهرا« غالباً با کارکرد مثبت به کاربردهاند و باد و باران در اشعارشان گاه با همان کارکرد قرآنی نمود داشته است و گاه به دلیل شرایط روحی خاص یا شرایط سیاسی، اجتماعی، کارکردهاي متفاوت یافتهاند.

باد در شعر البیاتی

باد یکی از پر کاربردترینعناصر در شعر البیاتی است؛ چراکه یکی از مضامین محوري در شعر وي کوچ و سفر و بازگشت است و باد بهترین عنصري است که میتواند این مفهوم را انعکاس دهد. زندگی سراسر تبعید البیاتی و کوچسرودههاي بسیار او موجب شده که به وي لقب آوارة همیشه تاریخ، آوارة بغداد یا سندباد دهند1؛ از همین روست که م.سرشک در سوگ وي میسراید:

»نقشت به بیقراريغربتو نشست / چون سرنوشت آب و ترانه /چون گذشتسر روشنی و شعر / آوارة همیشه تاریخ! / ...... / آوارگی سرشت تو بود، آه! / و سرنوشت تو / همچون مسیح و مانی و حلّاجو هر که رويِ خویش تُرُش کرد // با تلخیِ زمانه تاراج

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید