بخشی از مقاله

چکیده

مسئله ي جامعیت و شمول حقیقت انسان کامل در مراتب مختلف نظام هستی، یکی از شگرف ترین مباحث عرفانی و فلسفی است که تنها در سایه ي اعتقاد به وحدت وجود، قابل طرح است. در این میان، دیدگاه ممتاز ابن عربی و ملاصدرا، به عنوان پایه گذاران مبحث انسان کامل در عرفان و فلسفه، بنایی مستحکم بر اساس شهود و برهان فراهم آورده است تا شمول این جلوه ي عظیم از حضرت حق را در سایر جلوات حق تعالی ، به اهل اندیشه و خرد، بیشتر بازشناساند. در این مقاله، ضمن بررسی کیفیت این حقیقت، قرابت و وحدت نظر ابن عربی و ملاصدرا نیز به تصویر درآمده است.

مقدمه: یکی از نتایج مهم و ممتازي که دیدگاه وحدت وجود در بررسی ساختار نظام هستی و کیفیت تجلی حضرت حق به مظاهر متفاوت در پهنه ي ظهور اعیان برجاي میگذارد، مسئله ي انسان کامل است. اصطلاح انسان کامل که نخستین بار توسط ابن عربی به جمع اصطلاحات عرفانی پیوست و همچنین براي اولین بار توسط صدرالمتألهین به روش عقلی و فلسفی مورد بررسی قرار گرفت، داراي ویژگی هاي بسیاري است که پرداختن به آنها خود، مستلزم مقالات متعدد است. آنچه در این مقاله مورد کنکاش قرار گرفته است، یکی از ویژگی هاي مهم و محوري حقیقت انسان کامل، یعنی شمول و جامعیت است.

این ویژگی در اندیشه ي وحدت وجودي از دو مسئله حکایت دارد ، اولاً جامعیت از حیث ظهور و تجلی اسم جامع الهی که در درون خود، همه ي اسماء را به صورت یک جا دارد و بنابر این آنچه مظهر اسم جامع باشد، از حیث ظهور داراي صفت جامعیت خواهدبود؛ ثانیاً جامعیت از حیث حضور یعنی شمول حقیقت انسانی در مرتبه ي کمال خود در عوالم ثلاث عقل و خیال و ماده که در هر عالم یا مظاهر آن عالم متحد میگردد. در این مقاله نظرات ابن عربی و ملاصدرا که با توجه به امتیازات ویژه ي آن ها در ایجاد ساختار نظام وحدت وجود، بسیار مهم و راهگشا میباشد در ارتباط با همین ویژگی انسان کامل مورد بحث، قرار خواهدگرفت.

.1مسئله ي شمول:

یکی از ویژگی هاي انسان کامل این است که در همه ي مراتب هستی ، تحقق دارد. ابن عربی درباره ي این خصوصیت انسان کامل ، معتقد است که جهان از بالا و پایین در دست انسان است و تحت تسخیر و اراده ي او می باشد. او در فتوحات می نویسد:»و أنه روح العالم و العالم مسخر له علوه وسطه وأن الانسان الحیوان من جمله العالم المسخر له .[2] « ابن عربی براي توضیح دلیل شمول انسان کامل ، در فص ادریسی فصوص الحکم نیز به کمال انسان اشاره دارد و در عین حال که او را مسمی به اسم االله نمیداند ، انسان کامل را صورت تجلی و مجلاي حقیقت خاص االله برشمرده و به دلیل همگونی که انسان کامل با محلی که در آن متجلی است ، دارد کلیت جامعی که در اسم االله است را تلویحا مشمول انسان کامل میداند.

[4] در همین راستا ، صدرالمتألهین نیز به اسماء الهی اشاره کرده و هر یک از موجودات ، اعم از ملک و شیطان و حیوانات و غیرو را مظهر یک یا چند اسم الهی می داندو سپس انسان کامل را به عنوان مظهر جمیع اسمائ حق تعالی معرفی میکند. به همین دلیل ، ملاصدرا معتقد است انسان کامل به تبع وجود حق ، متجلی در جمیع مرائی و مظاهر و جامع جمیع حضرات است و حق تعالی را به تمام اسمائ و صفاتش شهود می نماید. [8]

.2کیفیت تجلی اعظم:

حال، پس از آنکه با خصوصیت و ویژگی جامعیت انسان در مرتبه ي کمال ، آشنا شدیم و به تمایز آن مرتبه با سایر مراتب و موجودات ، اطلاع یافتیم ، باید به بررسی نحوه ي تجلی انسان کامل در عالم مظاهر ، بپردازیم. باتوجه به اینکه هر یک از تجلیات ، در ذات الهی به صورت نسبت علمی و با عنوان اعیان ثابته موجود هستند و پس از آنکه تمایز علمی میان اعیان ثابته به واسطه ي فیض اقدس الهی صورت پذیرفت ، فیض مقدس یعنی ظهور خارجی ممکنات ، در عالم امر و خلق ، محقق می گردد.بنا برا ین ما در بررسی کیفیت تجلی انسان کامل ، باید به وضعیت او در اعیان ثابته و مقام احدیت ، و از سوي دیگر به شرایط و نحوه ي ظهور او در مقام واحدیت ، توجه نماییم.

.1,2 عین ثابته ي انسان کامل:

اعیان ثابته با توجه به اسمائ الهی ، داراي چینش خاصی هستند. به همین مناسبت ، اسم جامع االله ، کاملترین و نخستین اسمی است که در این عرصه ظهور می یابد.از سویی آنچه بر وجه اسم االله ، تجلی یافته و مظهر آن به شمار میرود، انسان کامل است ، به همین دلیل میتوان گفت که انسان کامل ، اولین عین ثابته اي است گه در حضرت علمیه ، ظهور می یابد. قیصري در شرح این مسئله چنین می نویسد:» اول ما تعین من الاعیان و الماهیات فی العلم ، عین الانسان الکامل التی هی المظهر الاسم االله و لکونها جامعاً للاسمائ له أشد الکرب ، فوجب أن یکون اول التنفیس من جنابه ، ثم من غیره من الحضرات [7] «

بنابر این وقتی میگوییم انسان کامل ، مظهر اسم جامع االله است ، تمامی مظاهري که هر یک ، تجلی اسماء دیگر خداوند هستند ، به نوعی ، مظاهر این حقیقت انسانی نیز به شمار میروند. به عبارت دیگر ، عین ثابته ي انسان کامل ، جامع جمیع اعیان نیز هست ، آنگونه که به تحقیق جناب نوروزي ، قیصري در بخشی دیگر می نویسد که حقایق عالم در حضرت علمیه و در اعیان ثابته ، همگی مظاهر حقیقت انسانی هستند ، چرا که حقیقت انسانی ، خود مظهر اسم االله است.

[10] صدرالمتألهین در شرح مظهریت اسم االله و حقیقت انسان کامل ، با اشاره به کلام امیرالمومنین علی - ع - که فرمود: » بنا فتح االله و بنا یختم « ، ولی کامل و صاحب درجه ي ولایت را مظهر اسم جامع دانسته و میگوید که از باب اتحاد ظاهر و مظهر ، حقیقت انسان کامل و ولی مطلق ، واسطه در ظهور کلمات وجودیه و مبدأ تحقق عقول طولیه و عرضیه است. ملاصدرا در ادامه ي سخن ، معتقد است که این واسطه، تنها در قوس نزول مطرح نبوده و در قوس صعود هم ، واسطه ي رسیدن خلائق به حق اول ، خواهد بود. [6]

.2,2 تجلی در واحدیت:

گویا مقصود ملاصدرا از آنچه نقل قول کردیم ، این باشد که علاوه بر آنکه انسان کامل در مرحله ي عین ثابته ، جامع جمیع اعیان ثابته است ، در مرتبه ي فیض مقدس نیز ، مبدأ بروز و ظهور ممکنات می باشد. این سخن را جناب لاهیجی در شرح رساله المشاعر صدرالمتألهین ، بسط داده و پس از بیان اینکه انسان کامل در عرصه ي تجلی واحدیت، همان اسم اعظم الهی است ، می نویسد:

» فرق مقام اسم اعظم با مقام غیب، بظهور و بطون و بروز و کمون است. این اسم به اعتبار وحدت جمعی و بساطت، جمیع اسما است و به حسب ذات، منزّه از کثرات است. حب ذاتی، سبب و علت شهود ذات حق در مرآت صفات است. این حب، خود مبدأ تجلی ذاتی است در حضرت واحدیت در مرآت جامع، از این تجلی منبعث میشود تجلی حق در مرآت انسان کامل محمدى صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و اولیاى محمدیین علیهم السلام به همین جهت انسان کامل ختمی سارى و ظاهر در جمیع مظاهر است.[8] «

شیخ اکبر نیز براي اینکه موقعیت انسان کامل را در حقیقت امر واحده ي الهی توضیح دهد ، می گوید که خداوند تمامی اسماء و حقایق آنها را به انسان ، تعلیم داده و از همین رو است که تمام اسمائ از انسان کامل ، صادر است. ابن عربی معتقد است که تمام مظاهر در عالم کبیري منفصل و خارج از انسان کامل ، اما به واسطه ي او جاي میگیرند و انسان کامل ، به اذن خداوند ، روح عالم می باشد ، بنابر این هیچ چیز در عالم وجود ندارد مگر آنکه در تسخیر انسان است. [4]

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید