تجزیه و تحلیل صورتهای مالی شرکت سرمایه گذاری شاهد (سهامی عام)

Word قابل ویرایش
80 صفحه
12900 تومان
129,000 ریال – خرید و دانلود

تجزیه و تحلیل صورتهای مالی:
این روزها حسابداران فقط موظف به ثبت زنی رویدادهای مالی و فعالیتهای موسسات نیستند . روزگاری بود که مفهوم حسابدار و ماشین حساب تفاوت چندانی با هم نداشت و یک حسابدار تنها به منظور ثبت زدن و نگه داری حسابهای در هم پیچیده موسسات استخدام می شد . اما امروزه حسابداران وظایف سنگینی بر عهده گرفته اند که شاید بتوان گفت ، تعهد آنها را در مقابل صاحبکار بیشتر کرده است. از جمله این وظایف ،تحلیل گری مالی را می توان نام برد که این روزها یک

حسابدار موفق باید قادر به انجام آن باشد . هنگامی که یک حسابدار یک صورت مالی را تهیه و تنظیم می نماید باید خود نیز آن را تجزیه و تحلیل نموده ، و نقاط ضعف و قوت آن را به صاحبکار اطلاع دهد . این را به یاد داشته باشید که درست است که صورتهای مالی بیانگر وضعیت موسسه می باشند اما هر کسی متوجه آن نمی شود.
تعریف و اهمیت تجزیه و تحلیل صورتهای مالی:

تجزیه و تحلیل مالی فرایندی است که طی آن مشخصات و ویژگیهای بارز مالی و عملیاتی واحد اقتصادی با استفاده از صورتهای مالی و سایر اطلاعات مالی مشخص می شود و در امر ت

صمیم گیری ، استفاده کنندگان از صورتهای مالی را یاری می کند
به طور کلی هر واحد اقتصادی به منظور برنامه ریزی و تعیین خط مشی آینده ، اطلاعات و گزارشهای حسابداری را مورد بررسی قرار می دهد و از آنجا که اطلاعات حسابداری به خودی خود قابل استفاده نیستند باید ثبت و طبقه بندی شده و در قالب صورتهای مالی خلاصه گردن

د . برای ثبت این اطلاعات ، حسابداران هر یک از فعالیتهای مالی را مورد تجزیه و تحلیل قرارداده و پس از طبقه بندی اقلام ثبت شده اثر آن را برمعادله حسابداری تعیین می نمایند ، سپس اقلام ثبت شده را در قالب اعداد قابل سنجش به پول خلاصه نموده سپس در این مرحله از ترکیب و تنظیم حسابهای دفتر کل گزارشهایی را تهیه می کنند که حداکثر اطلاعات مورد نیاز کسانی که به این نتایج برای ادامه فعالیت خود نیاز دارند ، را به طور ساده و خلاصه به دست می دهد . این گزارشها را در اصطلاح حسابداری صورتهای مالی می گوییم .این روزها اگر کسی بخواهد در زمینه بورس و سهام فعالیت کند باید بتواند نسبتهای مالی یک موسسه را محاسبه کند . نسبتها مانند کلیدهایی هستند که در های بسته را باز می کنند . وقتی که شما یک صورت مالی را در اختیار دارید و می خواهید به موسسه صاحب آن صورت مالی وام بدهید ، بهترین کار محاسبه نسبتهای نقدینگی موسسه مذکور است .
نسبتهای اهرمی نیز کارایی بالایی دارند . از طریق این نسبتها می توان نسبت بدهی به دارایی و نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام را مشخص نمود . ضمناً میتوان میزان توانایی یک موسسه در پرداخت بهره را محاسبه نمود . نسبت دیگری نیز وجود دارد که نشان می دهد که درآمد شرکت تا چه اندازه برای پوشش هزینه های ثابت کافی است .
نسبتهای فعالیت که شامل : نسبت گردش موجودی کالا ، نسبت متوسط دوره وصول مطالبات ،نسبت گردش حسابهای دریافتنی ، نسبت گردش دارائیهای ثابت و نسبت گردش مجموع دارایی هاست. نسبتهای سودآوری و مالکیت هم که اهمیت خاصی برای مدیریت سهام دارد معمولاً کمتر مورد توجه سهامداران قرار می گیرد . معمولاً سهامداران تنها با توجه به سابقه یک موسسه ، اقدام به خرید سهام آن موسسه می نمایند . شاید دلیل اصلی این اقدام ، دانش ناکافی سهامداران در ایران است . معمولاً در ایران سرمایه و تجربه حرف اول را میزند و دانش جایگاه خواصی ندارد . توجه داشته باشید که اگر تجربه و دانش در هم آمیخته شود و سرمایه در کنار این ترکیب قرار گیرد در این صورت نه تنها نتیجه مطلوب تری حاصل می شود بلکه ریسک سرمایه گذاری نیز کاهش می یابد .
تجزیه و تحلیل صورتهای مالی
صورتهای مالی یک شرکت نشان دهنده اطلاعات خام در زمینه داراییها، بدهیها و ارزش ویژه آن در گزارش ترازنامه و درآمدها و هزینه های موسسه در گزارش سود و زیان است بدون تجزیه و تحلیل صحیح این اطلاعات، نتایج گمراه کننده بسیاری ممکن است از این گزارشها استخراج گردد.
مقدمه
در یک شرکت بررسی های مالی ممکن است نه تنها برای ارزیابی عملکرد آن شرکت به کار رود بلکه برای ارزیابی قسمتهای مختلف از شرکت، بخشها و خطوط تولید نیز به کار می رود. این تجزیه و تحلیل ها ممکن است هم به صورت دوره ای و زمانی که مورد نیاز است انجام شود تا بتواند نه تنها تصمیمات مالی درست و آگاهانه را تضمین کند. بلکه به عنوان کمکی برای اتخاذ سیاستهای شخصی و سیستم های تشویقی مورد استفاده قرار گیرد. در بیرون از این موسسه، تجزیه و تحلیل های مالی ممکن است برای تعیین ارزش یک مصرف کننده جدید استفاده شود تا به وسیله آن توان منابع را برای شرایط قرارداد بلند مدت و همچنین عملکرد بازاری رقیبان را ارزیابی کنند. موسسات و سرمایه گذرانی که دارای زمان ونظر کارشناسی و یا منبعی که این بررسی های مالی را انجام می دهند نیستند ممکن است خود مبادرت به خرید این تجزیه و تحلیل ها از

شرکتهایی که در این زمینه تخصص دارند بکنند چنین شرکتهایی می توانند گزارشاتی از از تجزیه و تحلیل های کاملاً دقیق با جزئیات کامل گرفته تا بررسی های ساده تجاری را انجام دهند.از نظر سهامداران نیز میزان افزایش ثروت چه از طریق افزایش قیمت و ارزش شرکت و چه از طریق سود نقدی حائزاهمیت است. این ارزیابی‌ها از نظر مدیران به لحاظ ارزیابی عملکرد خودشان و سایر بخش‌ها و نیز میزان پاداش صحیحی که به آنها پرداخت می‌شود و حق مسلم آنها است اهمیت است از نظر دولت‌ها این ارزیابی‌ها برای رسیدن به سه هدف تخصیص بهینه منابع به‌عنوان هدف اصلی، توزیع عادلانه درآمد و تثبیت شرایط اقتصادی با مشارکت در فعالیت‌های اقتصادی حائزاهمیت است از نظر بانک‌ها و مؤسسات مالی – اعتباری نیز تداوم فعالیت شرکت و ایمان به بقای شرکت برای ارائه وام‌ها و تسهیلات اعطائی از نظر نرخ و میزان حائزاهمیت است. اما آنچه که بیشتراهمیت دارد از دید سرمایه‌گذاران است، زیرا این قشر حاضر نیستند که در شرکت‌های با مخاطره بالا سرمایه‌گذاری کنند و لذا اگر هم چنانچه این کار را انجام دهند، به‌ازائ ارزش ب

یشتر، بازدهی بیشتر مورد انتظار خواهد بود.
شرکت سرمایه گذاری شاهد( سهامی عام)

• تاریخچه فعالیت:
۱- گروه شامل شرکت سرمایه گذاری شاهد- سهامی عام (شرکت اصلی) و شرکت های فرعی آن مندرج در یاداشت توضیحی است. شرکت سرمایه گذاری شاهد در تاریخ ۲۲/۶/۱۳۶۳ به صورت شرکت سهامی خاص تاسیس شده و به شماره ۵۳۵۵۸ مورخ ۲۲/۶/۱۳۶۳ در اداره ثبت شرکت ها و مالکیت صنعتی تهران به ثبت رسیده و در تاریخ ۱۳/۱۰/۱۳۸۲ به سهامی عام تغییر یافته و در حال حاضر واجد تجاری اصلی مالک شرکت های مندرج در یادداشت ۱×۱۳ با درصد سرمایه گذاری بیشتر از ۵۰ درصد بوده و مرکز اصلی شرکت نیز در تهران واقع است.
۲- فعالیت های اصلی
موضوع فعالیت اصلی شرکت طبق ماده ۳ اساسنامه به شرح ذیل و شرکت های فرعی به شرح یادداشت می باشد:
الف: تاسیس و ایجاد کارخانجات و واحدهای تولیدی، صنعتی، کشاورزی، ساختمانی و شرکت ها و اداره آنان و مشارکت در سایر شرکت ها و تاسیس شعبه یا نمایندگی در داخل و خارج از کشور، خرید و فروش، نگهداری و اداره و کارگزاری سهام.
ب: مبادرت به کلیه عملیات بازرگانی استفاده از تسهیلات مالی، اعطای تسهیلات به شرکت های تابعه و وابسته و انتشار اوراق مشارکت.
ج: اخذ نمایندگی، ایجاد شعبه و اعطا نمایندگی در داخل و خارج از کشور و اخذ مجوزهای لازم به منظور اجرای طرح های تولیدی جدید و یا توسعه و تکمیل کارخانجات تولیدی.
د: انجام مطالعات و بررسی های اقتصادی، فنی، مالی، مدیریتی و نظارت جهت اجرای طرح های تولیدی و خدماتی و پیگیری اجرای طرح های سرمایه گذاری صنعتی و ایجاد شرکت ها و موسسات مطالعاتی و اجرایی.
ه: ارائه خدمات اقتصادی، فنی، مالی، اعتباری، حسابرسی، سازماندهی، سرمایه گذاری، مشاوره ای و مدیریتی به شرکت های سرمایه پذیر.
و: تهیه خط مشی و روش های لازم به منظور اداره، اصلاح، ادغام، توسعه، انحلال و یا فروش سهام یا اموال موسسات و شرکت های سرمایه پذیر و انجام کلیه عملیاتی که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم برای تحقق اهداف شرکت لازم و مفید بوده و یا در جهت اجرای موضوع شرکت ضرورت داشته باشد.

وضعیت اشتغال:

متوسط تعداد کارکنان دائم و موقت شاغل در شرکت های مجموعه گروه به شرح زیر بوده است:

مبنای تهیه صورت های مالی
صورت های مالی تلفیقی گروه و شرکت سرمایه گذاری شاهد (شرکت اصلی) اساسا بر مبنای بهای تمام شده تاریخی تهیه و در موارد مقتضی از ارزش های جاری نیز استفاده شده است.

مبانی تلفیق
صورت های مالی تلفیقی حاصل از تجمیع اقلام صورت های مالی شرکت سرمایه گذاری شاهد- سهامی عالم (شرکت اصلی) و شرکت های فرعی مشمول تلفیق آن

پس از حذف معاملات و مانده های درون گروهی و سود و زیان تحقق نیافته ناشی از معاملات فیمابین است.
در مورد شرکت های فرعی تحصیل شده طی دوره، نتایج عملیات آن از تاریخی که کنترل آن به طور موثر به شرکت اصلی منتقل می شود و در شرکت های فرعی واگذار شده نتایج عملیات آن تا زمان واگذاری، در صورت سود و زیان تلفیقی منظور می گردد.
سهام تحصیل شده شرکت اصلی توسط شرکت های فرعی به بهای تمام شده در حساب ها منظور و در ترازنامه تلفیقی به عنوان کاهنده حقوق صاحبان سهام تحت سرفصل «سهام شرکت اصلی در مالکیت شرکت های فرعی» منعکس می گردد.
سال مالی شرکت های فرع در ۲۹ اسفند ماه هر سال (سرمایه گذاری سعدی ۳۱ اردیبهشت ماه) خاتمه می یابد. با این حال، صورت های مالی شرکت های مذکور ه همان ترتیب در تلفیق مورد استفاده می گیرد. لازم به توضیح است در صورت وقوع هر گونه رویدادی تا تاریخ صورت های مالی شرکت اصلی که تاثیر عمده ای بر کیفیت صورت های مالی تلفیقی داشته باشد، اثار آن از طریق اعمال تعدیلات لازم در اقلام صورت های مالی شرکت های فرعی به حساب گرفته می شود.

خلاصه اهم رویه های حسابداری
موجودی مواد و کالا
موجودی های مواد و کالا به اقل بهای تمام ده و خالص ارزش فروش «گروه اقلام مشابه ارزیابی می شود. در صورت فزونی بهای تمام شده نسبت به خالص ارزش فروش، مابه التفاوت به عنوان ذخیره کاهش ارزش موجودی شناسایی می شود. بهای تمام شده موجودی ها با به کار گیری روش های زیر تعیین می گردد.
شرح روش مورد استفاده
مواد اولیه
کالای در جریان ساخت
کالای ساخته شده
قطعات و لوازم یدکی
موجودی زمین و ساختمان میانگین موزون
میانگین موزون
میانگین موزون
میانگین موزون
شناسایی ویژه

پروژه در جریان تکمیل:
بهای تمام شده پروژه در جریان تکمیل بر اساس مجموع هزینه ها و

مواد مصرفی جهت ساخت پروژه محاسبه شده است.
سرمایه گذاری ها
نحوه ارزیابی سرمایه گذاری ها در شرکت اصلی صورت های مالی تلفیقی گروه به شرح زیر است:
دارائی های ثابت مشهود
دارائی های ثابت مشهود، بر مبنای بهای تمام شده در حساب ها ثبت می شود. مخارج بهسازی و تعمیرات اساسی که باعث افزایش قابل ملاحظه در ظرفیت با عمر مفید دارائی های ثابت یا بهبود اساسی در کیفیت بازدهی آنها می گردد. ه عنوان مخارج سرمایه ای محسوب و طی عمر مفید باقیمانده دارائی های مربوط مستهلک میشود. هزینه های نگ

هداری و تعمیرات جزئی که به منظور حفظ یا ترمیم منافع اقتصادی مورد انتظار واحد تجاری از استاندارد عملکرد ارزیابی شده اولیه دارائی انجام می شود، هنگام وقوع به عنوان هزینه های جاری تلقی و به حسا و زیان دوره منظور می گردد.
استهلاک دارائی های ثابت با توجه به عمر مفید برآوردی دارائی های مربوط (و با در نظر گرفتن آئین نامه استهلاکات موضوع ماده ۱۵۱ قانون مالیات های مستقیم مصوب اسفندماه ۱۳۸۱) و بر اساس نرخ ها و روش های زیر محاسه می شود:

برای دارائی های ثابتی که در خلال ماه تحصیل و مورد بهره برداری قرار می گیرد، استهلاک از اول ماه بعد محاسبه و در حساب ها منظور می شود. در مواردی که هر یک از دارائی های استهلاک پذیر پس از آمادگی جهت بهره برداری به علت تعطیل کار یا علل دیگر برای مدتی مورد استفاده قرار نگیرد، میزان استهلاک آن برای مدت یاد شده معادل ۳۰% نرخ استهلاک منعکس در جدول بالا است.

مخارج تامین مالی
مخارج تامین مالی به عنوان هزینه سال شناسایی می شود به استثنای مخارجی که مستقیما قابل انتساب به ساخت «دارائی های واجد شرایط» است.

تسعیر ارز
معاملات ارزی- اقلام پولی ارز با نرخ مورد معامله در بانک مرکزی در تاریخ ترازنامه و اقلام غیر پولی که به بهای تمام شده تاریخی بر حسب ارز ثبت شده است با نرخ مورد معامله در بانک مرکزی در تاریخ معامله تسعیر می شود. تفاوت های ناشی از تسویه یا تسعیر اقلام پولی ارزی به عنوان درآمد یا هزینه دوره وقوع شناسایی می شود.
ذخیره مزایای پایان خدمت کارکنان
ذخیره مزایای پایان خدمت کارکنان بر اسس ۴۵ روز آخرین حقوق و مزایای مستمر هر یک از کارکنان برای هر سال خدمت آنان محاسبه و در حساب ها منظور می شود.
سرقفلی
حساب های ترکیب واحدهای تجاری از نوع تحصیل بر اساس روش خرید انجام می شود. مازاد بهای تمام شده تحصیل سرمایه گذاری در شرکت های مشمول تلفیق و شرکت های وابسته مشمول اعمال روش ارزش ویژه بر سهم گروه از خالص ارزش منصفا

نه دارایی ها و بدهی های قابل تشخیص آنها در سنوات آتی و زمان تحصیل به عنوان سرقفلی شناسایی و طی مدت ۲۰ سال به روش خط مستقیم مستهلک می گردد و در صورت فزونی منافع ناشی از تملک شرکت های مشمول تامین نسبت به بهای تمام شده سرمایه گذاری های مذکور مازاد حاصل به حساب سرقفلی منفی منظور می گردد. سرقفلی ناشی از تحصیل شرکت های وابسته جز مبلغ دفتری سرمایه گذاری بلند مدت در شرکت های وابسته در ترازنامه تلفیقی منعکس می شود.

 

موجودی نقد
موجودی نقد شرکتهای گروه و شرکت سرمایه گذاری شاهد (شرکت اصلی) متشکل از اقلام زیر می باشد:
موجودی نزد بانک های شرکت اصلی شامل مبلغ ۱۲۸۲ میلیون ریال مانده حساب های ریالی و مبلغ ۱۶ میلیون ریال موجودی ارزی که شامل مبلغ ۱۲۴۵ دلار آمریکا و ۲۲ یورو به صورت سپرده دیداری و ۵۱۴ دلار آمریکا به صورت حساب قرض الحسنه نزد بانک ها می باشد و مبلغ صندوق شامل ۷۸۰۰ دلار آمریکا و ۱۱۳۰ یورو می باشد. که در تاریخ ترازنامه به نرخ مورد معامله در بانک مرکزی تسعیر گردیده اند.
مانده تنخوه گردان ها شرکت اصلی مربوط به وجوه واریزی به حساب تنخواه مشترک برج آسمان بابت عملیات اجرایی باقیمانده متمم پیمان مدیریت می باشد.
پیش پرداخت مالیات عمدتا بابت مالیات های پرداخت شده شرکت های سرمایه پذیر بر اساس مفاد ماده ۱۰۵ قانون مالیات های مستقیم مکسوره از سهم سود شرکت و طی سنوات ۱۳۷۵ لغایت پایان سال ۱۳۸۰ به شرح زیر می باشد که حسب اعلام مسئولین حوزه مالیاتی مربوطه، قابل کسر از مالیات قطعی سنوات آتی شرکت مورد گزارش می باشد. لازم به توضیح است مطابق تاییدیه حوزه مالیاتی مبلغ ۱۱۷۱۴ میلیون ریال بابت طلب این شرکت تا پایان سال ۱۳۷۷ می باشد و مبلغ ۲۱۷۴۱ میلیون ریال بابت پیش پرداخت سال ۱۳۷۸ و مبلغ ۱۲۰۳۰ میلیون ریال بابت سال ۱۳۷۹ و مبلغ ۵۱۱۳ میلیون ریال بابت پیش پرداخت سال ۱۳۸۰تاییدیه از حوزه مالیاتی اخذ گردیده و پیگیری باقیمانده آن در جریان است.

بخش دوم:
تجزیه و تحلیل صورتهای مالی:
این روزها حسابداران فقط موظف به ثبت زنی رویدادهای مالی و فعالیتهای موسسات نیستند . روزگاری بود که مفهوم حسابدار و ماشین حساب تفاوت چندانی با هم نداشت و یک حسابدار تنها به منظور ثبت زدن و نگه داری حسابهای در هم پیچیده موسسات استخدام می شد . اما امروزه حسابداران وظایف سنگینی بر عهده گرفته اند که شاید بتوان گفت ، تعهد آنها را در مقابل صاحبکار بیشتر کرده است.
از جمله این وظایف ،تحلیل گری مالی را می توان نام برد که این روزها ی

ک حسابدار موفق باید قادر به انجام آن باشد . هنگامی که یک حسابدار یک صورت مالی را تهیه و تنظیم می نماید باید خود نیز آن را تجزیه و تحلیل نموده ، و نقاط ضعف و قوت آن را به صاحبکار اطلاع دهد . این را به یاد داشته باشید که : درست است که صورتهای مالی بیانگر وضعیت موسسه می باشند اما هر کسی متوجه آن نمی شود.
تعریف و اهمیت تجزیه و تحلیل صورتهای مالی:
تجزیه و تحلیل مالی فرایندی است که طی آن مشخصات و ویژگی

های بارز مالی و عملیاتی واحد اقتصادی با استفاده از صورتهای مالی و سایر اطلاعات مالی مشخص می شود و در امر تصمیم گیری ، استفاده کنندگان از صورتهای مالی را یاری می کند
به طور کلی هر واحد اقتصادی به منظور برنامه ریزی و تعیین خط مشی آینده ، اطلاعات و گزارشهای حسابداری را مورد بررسی قرار می دهد و از آنجا که اطلاعات حسابداری به خودی خود قابل استفاده نیستند باید ثبت و طبقه بندی شده و در قالب صورتهای مالی خلاصه گردند .
برای ثبت این اطلاعات ، حسابداران هر یک از فعالیتهای مالی را مورد تجزیه و تحلیل قرارداده و پس از طبقه بندی اقلام ثبت شده اثر آن را برمعادله حسابداری تعیین می نمایند ، سپس اقلام ثبت شده را در قالب اعداد قابل سنجش به پول خلاصه نموده سپس در این مرحله از ترکیب و تنظیم حسابهای دفتر کل گزارشهایی را تهیه می کنند که حداکثر اطلاعات مورد نیاز کسانی که به این نتایج برای ادامه فعالیت خود نیاز دارند ، را به طور ساده و خلاصه به دست می دهد . این گزارشها را در اصطلاح حسابداری صورتهای مالی می گوییم .
این روزها اگر کسی بخواهد در زمینه بورس و سهام فعالیت کند باید بتواند نسبتهای مالی یک موسسه را محاسبه کند . نسبتها مانند کلیدهایی هستند که در های بسته را باز می کنند . وقتی که شما یک صورت مالی را در اختیار دارید و می خواهید به موسسه صاحب آن صورت مالی وام بدهید ، بهترین کار محاسبه نسبتهای نقدینگی موسسه مذکور است .
نسبتهای اهرمی نیز کارایی بالایی دارند . از طریق این نسبتها می توان نسبت بدهی به دارایی و نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام را مشخص نمود . ضمناً میتوان میزان توانایی یک موسسه در پرداخت بهره را محاسبه نمود . نسبت دیگری نیز وجود دارد که نشان می دهد که درآمد شرکت تا چه اندازه برای پوشش هزینه های ثابت کافی است .
نسبتهای فعالیت که شامل : نسبت گردش موجودی کالا ، نسبت متوسط دوره وصول مطالبات ،نسبت گردش حسابهای دریافتنی ، نسبت گردش دارائیهای ثابت و نسبت گردش مجموع دارایی هاست. نسبتهای سودآوری و مالکیت هم که اهمیت خاصی برای مدیریت سهام دارد معمولاً کمتر مورد توجه سهامداران قرار می گیرد . معمولاً سهامداران تنها با توجه به سابقه یک موسسه ، اقدام به خرید سهام آن موسسه می نمایند . شاید دلیل اصلی این اقدام ، دانش ناکافی سهامداران در ایران است . معمولاً در ایران سرمایه و تجربه حرف اول را میزند و دانش جایگاه خواصی ندارد . توجه داشته باشید که اگر تجربه و دانش در هم آمیخته شود و سرمایه در کنار این ترکیب قرار گیرد در این صورت نه تنها نتیجه مطلوب تری حاصل می شود بلکه ریسک سرمایه گذاری نیز کاهش می یابد .
تجزیه و تحلیل صورتهای مالی
صورتهای مالی یک شرکت نشان دهنده اطلاعات خام در زمینه داراییها، بدهیها و ارزش ویژه آن در گزارش ترازنامه و درآمدها و هزینه های موسسه در گزارش سود و زیان است بدون تجزیه و تحلیل صحیح این اطلاعات، نتایج گمراه کننده بسیاری ممکن است از این گزارشها استخراج گردد.
تجزیه و تحلیل نسبت ها

در تجزیه و تحلیل صورتهای مالی از یک «نسبت» که دو رقم متعلق به دو گروه مختلف از حسابها را به یکدیگر ارتباط می دهد، به عنوان ی ابزار اولیه استفاده می شود. تحلیلگران مالی از نسبتهای متعددی در تجزیه و تحلیلهای خود به قرار ذیل استفاده می کنند.
طبقه بندی نسبت ها
۱- نسبتهای نقدینگی :

نسبت نقدینگی به نسبتی اطلاق می شود که توانایی واحد تجاری را در واریز بدهیهای کوتاه مدت نشان دهد . اهم این نسبتها عبارتند از نسبت جاری و نسبت آنی .
۲- نسبتهای فعالیت :
هر گونه کسری که در صورت آن مبلغ فروش واحدتجاری و در مخرج آن یکی از اقلام ترازنامه آمده باشد نسبت فعالیت نامیده می شود . تنها در مورد موجودی جنسی بهتر است بجای رقم فروش ، بهای تمام شده کالای فروش رفته بکار رود . نسبتهای فعالیت ، کارآیی مدیران را در کاربرد دارائیها ( منابع مالی در اختیار مدیران ) نشان می دهند .
۳- نسبتهای سرمایه گذاری :
نسبتهایی را نشان می دهند هرگاه عملیات واحدتجاری زیان ببار آورد و کار به تصفیه بکشد ، تا چه اندازه طلبکاران و وام دهندگان به آن واحد تجاری به مطالبات خود می رسند ، نسبتهای سرمایه گذاری می نامند . در ضمن ، نسبتهای سرمایه گذاری طرز ترکیب سرمایه شرکت را به معنی اعم آن که کلیه منابع مالی را در بر می گیرد نشان میدهد . به عبارت دیگر نسبتهای سرمایه گذاری آنچه را به صاحبان سهام ( سرمایه ) تعلق دارد با سرمایه گذاریهای دیگران در واحد تجاری می سنجد .
۴- نسبتهای سود آوری :
هدف از کاربرد نسبتهای سود آوری تععین میزان موفقیت واحد تجاری در کسب سود است . موفقیت در کسب سوود را از تعیین نسبت سود به فروش یا دارایی ها و یا از راه سنجش سود با سرمایه گذاری صاحبان سهم در واحد تجاری به دست می آورند و بسته به موردمقایسه ، آن را بازده فروش ، بازده ارزش ویژه ، بازده دارایی و یا بازده سرمایه در گردش می نامند .
دارایی های جاری
= نسبت جاری

بدهی های جاری

دارایی آنی
= نسبت آنی

بدهی های جاری

دارایی های جاری
= نسبت دارایی جاری

کل داراییها

دارایی ثابت

= نسبت دارایی ثابت به ارزش ویژه

ارزش ویژه

ارزش ویژه
= نسبت مالکانه

 

کل دارایی

 

کل بدهی
= نسبت کل بدهی

ارزش ویژه

دارایی ثابت
= نسبت پوشش بدهی

بدهی بلند مدت

سود ناخالص
= نسبت سود ناخالص

فروش خالص

سود خالص
= نسبت بازده فروش

فروش خالص

سود سود عملیاتی
= نسبت سود عملیاتی

فروش خالص

سودنا خالص
= نسبت بازده دارایی

جمع دارائییها

سود خالص
= نسبت بازده سرمایه در گردش

سرمایه در گردش
تعریفات مربوط به تجزیه و تحلیل صورتهای مالی:
– نسبتهای نقدینگی :

نسبتهای نقدینگی از مقایسه دارایی جاری یا اقلام تشکیل دهنده آن با بدهی جاری به دست می آید و بیشتر این نسبتها به صورت عدد و یا درصد نشان داده می شود . اهم نسبتهای نقدینگی عبارتند از نسبت جاری و نسبت آنی .
نسبت جاری :
هر گاه جمع دارایی جاری را بر جمع بدهی جاری تقسیم کنیم نسبتی را که به دست می آید نسبت جاری می گوئیم .
اهمیت نسبت جاری از توجه به تعریف دارائی جاری و بدهی جاری روشن می شود . دارایی جاری آنچه را که در مدتی کوتاه که معمولا کمتر از یک سال است به صورت نقد در اختیار واحد تجاری قرار می گیرد نشان می دهد و بدهی جاری مبالغی را که باید از محل دارایی جاری تامین و در کوتاه مدت پرداخت گردد ارائه می نماید.

 

 در طول مدت هم توجه داشت گاه اتفاق می افتد که برای بهتر جلوه دادن این نسبت در صورتهای مالی در پایان سال به واریز موقت بعضی اقلام بدهی می پردازند و در اوائل سال بعد آنها را برگشت می دهند که این خود یک نوع حساب آرائی محسوب میشود.

نسبت آنی :
نسبت جاری نقصی بزرگ دارد و آن این است که همه اقلام دارایی جاری از لحاظ نقدینگی یکسان و مشابه در نظر گرفته می شوند در صورتی که از این اقلام دارایی جاری را باید به دو طبقه تقسیم کرد :
۱٫ آنچه نقداست یا در حکم نقد و یا بدون کوششی در راه فروش ، نقدا وصول خواهد شد . این تعریف ، موجودیهای نقدی اعم از صندوق و بانک و همچنین حسابها و اسناد دریافتی را در بر می گیرد . به جمع این ارقام دارائیهای سیال یا دارائیهای آنی گفته میشود .
۲٫ اقلامی از دارایی جاری که می باید از طریق فروش به پول نقد یا مطالبات تبدیل شوند . کلیه انواع موجودیهای جنسی اعم از مواد وکالا دراین طبقه قرار می گیرد .
شاید بتوان گفت که نسبت آنی یکی از مفیدترین نسبت هاست . این نسبت به وضوح نشان می دهد که آن قسمت ازدارایی جاری که از لحاظ ارزش ، ثبات بیشتری دارد و احتمال کاهش در آن کمتر است تا چه میزان می تواند پشتوانه طلبکاران کوتاه مدت قرار گیرد و به مراجعه آنان برای وصول مطالباتشان پاسخگو باشد
تجزیه و تحلیل درونی
تجزیه و تحلیل درونی به روشی اطلاق می شود که درآن اقلام یک ترازنامه و صورت سود و زیان یک سال و رابطه موجود بین آنها مورد بررسی قرار می گیرد تا معیاری برای ارزیابی وضع مالی و اعتباری واحد تجاری که صورتها به آن مربوط می شود به دست آید .
مراحل تجزیه و تحلیل درونی
قدم اول در تجزیه و تحلیل درونی اطمینان یافتن از صحت و کامل بودن اطلاعاتی است که در ترازنامه مندرج می باشد .
حساب موجودی نقدی حاکی از وجوهی است که می توان آنها را برای واریز بدهیها مورد استفاده قرار داد . حسابها و اسناد دریافتی که آنها را جمعا مطالبات می نامیم ، مبالغ قابل وصول بابات فروش نسیه را نشان می دهد. حسابهای نقدی و مطالبات از یک جهت مشابهت دارند و آن این که اولی پول موجود و دومی پول قابل مطالبه و وصول است که به این استدلال آن دو را جمعا می توان با مبلغ لازم برای پرداخت بدهیها مقایسه کرد .
محاسبه و تفسیر نسبتها
درابتدا باید گفت که فایده گرفتن نسبت آن است که رابطه بین اقلام عمده صورتهای مالی دقت ریاضی پیدا می کند . بعضی از نسبتها از اهمیت بیشتری برخوردارند و برخی دیگر چندان فایده ای ندارند ولی در نظر گرفتن همه آنها تصویری جامع به دست می دهد . بنابراین از نسبتهای کم اهمیت هم نباید صرفنظر کرد .
ذکر این نکته ضرور می نماید که با وجود اهمیت محاسبه ومطالعه نسبتها ، نباید هیچ گاه خود را در اسارت آنها مقید کنیم و نتیجه گیری از آنها را مطلق و تغییر ناپذیر بدانیم
نسبتها وقتی بیشتر مفهوم پیدا می کنند که با سایر نسبتها

در گذشته همان واحد تجاری و یا با موسسات مشابه و یا با استانداردهای مطلوب مقایسه شوند .
فرجه تدافعی :
فایده تعیین و بررسی نسبتهای نقدینگی را در این می دانند که توان واحدتجاری رادر پرداخت بدهیهای خود مشخص کند . ولی علاوه بر آنچه به صورت بدهی در حسابها و صورتحسابها منعکس می شود ، پرداختها ی نقدی بسیاری یه ع

نوان هزینه و به صورت روزمره انجام میگیرند که با حسابهای بدهی ارتباطی ندارند در حالی که از لحاظ نقدینگی وکاهش آن اثر مشابه دارند .
برطرف کردن ایراد بر نسبتهای نقدینگی :
نسبت گردش نقدی :

صورت و مخرج نسبت جاری هر دو از ترازنامه گرفته می شوند ومی دانیم که ترازنامه و اقلام مندرج در آن ثابت هستند و فاقد گردش و تحرک از لحاظ دیگر می بینیم که سنجش نقدینگی و توان واریز بدهیهای کوتاه مدت لزوما با گردش پول و یک نوع پویایی سرو کار دارند به منظور پویا کردن نسبت نقدینگی بسیاری بر این عقیده اند که در محاسبه نسبت جاری بجای دارایی جاری می باید از گردش نقدی حاصل از عملیات واحد تجاری استفاده کرد و نسبتی را که به این طرز محاسبه می شود به نام نسبت گردش نقدی تسمیه کرده اند .

جشاخص نقدینگی :
از لحاظ نقدینگی اقلامی که در محاسبه نسبتهای جاری و آنی مورد استفاده قرار می گیرند هم جنس و یکسان نیستند .کالا باید به فروش برسد و حسابهای بدهکاران باید وصول شوند تا هم جنس و هم پایه موجودیهای نقدی گردیده با هم قابلیت جمع پیدا کنند . برای رفع این ایراد اصولی که بر نسبتهای جاری و آنی وارد است ، از شاخص نقدینگی استفاده می کنند .

وضع موجود نقدی و بانکی :
گفتیم وقتی موجودی حسابهای نقدی نسبت به بدهی جاری بالا باشد معمولا خطر بروز ناتوانی در واریز بدهیهای کوتاه مدت کاهش می یابد و ظاهرا واحدتجاری مربوط از اعتبار بیشتری برخوردار است ولی بعضی عقیده دارند که داشتن موجودی نقدی و بانکی زیاد بر فقدان مدیریت صحیح دلالت دارد و حکایت از راکد شدن پول می کند که چه بسا مورد مصرفی سودمند می توانست داشته باشد . هر چند این استدلال را از نقطه نظر صاحبان سهام نکته ای بجا و درست می دانیم ولی از دید بستانکاران هرچه نقدینگی بیشتر باشد وضع مطلوبتر تلقی می شود .

در تفسیر نقدینگی توجه به نکات زیر حائز اهمیت است :
۱- معمولاطلبکاران موسسه برای حفظ منافع خود در رسیدن به مطالباتشان علاقمند هستند که نسبتهای جاری و آنی هر چه ممکن است بالا و دوره گردش عملیات تا حد امکان کوتاه باشد در اینجا از نقطه نظر مدیران موسسه ، تضادی بین نقدینگی و سود آوری پیدا می شود به این توضیح که وقتی نقدینگی و بخصوص نسبت آنی را بالا نگه دارند پول راکد می ماند و به تحصیل در آمد و سود لطمه می خورد .و اگر نقدینگی و نسبتها کاهش پیدا کنند ، اعتبار موسسه در نظر دیگران مخصوصا طلبکاران و بانکها تنزل می یابد .
۲- بعضی از مدیران به هنگام تنظیم صورتهای مالی به اقداماتی ناموجه مبادرت می ورزند و سرمایه در گردش را بهتر از آنچه هست نشان می دهند . به این منظور ثبت خریدهای پایان سال را معوق می گذارند تا موجودی جنسی کاهش یابد و در وصول مطالبات خودحداکثر کوشش می کنند تا کاهش این دو حساب موجب افزایش دوره گردش کالا و بهبود دوره وصول مطالبات شود . طبعا هر اقدامی که دارایی جاری و بدهی جاری هر دو را ولو به مبلغ یکسان کاهش دهد نسبت جاری را اگر یک یا بیشتر باشد بهتر می کند .
به این گونه کارها یعنی فعل و انفعالاتی که وضع حساب و صورتهای مالی را بهتر از واقع نشان دهد اصطلاحا حساب آرائی می گویند .
گردش مطالبات

هدف از تجزیه و تحلیل مطالبات بررسی کیفی حسابها و اسناد دریافتی است و گرنه از لحاظ کمی ثبت و ضبط و طبقه بندی مطالبات در دفترداری مطرح می شود . برای تحلیل مطالبات از دو روش استفاده می شود : یکی زمان بندی مطالبات و دیگری تعیین دوره وصول مطالبات .

زمان بندی مطالبات :
برای زمان بندی مطالبات ، حسابها و اسناد دریافتی بر حسب مدت از تاریخ سررسید طبقه بندی می شوند ، مثلا حسابهایی که تا یک ماه از سررسید

آنها گذشته با هم منظور و به همین ترتیب حسابهایی که دو ماه و سه ماه و … و یک سال از موعد وصول آنها گذشته است به تناسب مدت با یکدیگر طبقه بندی می گردند.
از رویاین صورت یا جدول بهتر می توان قابلیت وصول مطالبات را پیش بینی و برآورد کرد .مثلا وقتی جمع مطالباتی را که چند سال از سررسید آنها گذشته با مطالباتی که تازه سررسید آنها فرا رسیده است مقایسه می کنیم می بینیم که شاید ۱۰ درصد از حساب سالهای قبل هم در سال جاری وصول نشود در حالیکه بیش از ۹۵ درصد مطالبات اخیر به حیطه وصول در خواهد آمد .
دوره وصول مطالبات :
هر گاه زمان بندی حسابها و اسناد دریافتی مشکل باشد و یا بررسی بیشتری ضروری تشخیص شود تعیین دوره وصول مطالبات سودمند واقع خواهد شد .

گردش کالا :
کالارا مترادف موجودی جنس بکار می بریم و به این تعبیر شامل مواد اولیه ، کالای در جریان ساخت و کالای ساخته شده می شود و ملزومات تولید را هم در بر می گیرد .

روش حذف انبارداری
واضح است که با استفاده از روش حذف انبارداری ، نسبت گردش کالا، که معمولا از تقسیم کردن بهای تمام شده کالای فروش رفته یا مصرف شده در تولید بر موجودی آن در پایان سال (و یا میانگین موجودی هایی چند) به دست می آید، افزایش قابل ملاحظه ای پیدا میکند، حاکی از این که موجودی به مراتب بسیار گردش داشته است که خود بر کارآیی مدیران دلالت می نماید.
استفاده از روش حذف انبارداری ، تغییراتی را در حسابداری صنعتی به وجود آورده است. در بسیاری صنایع قبل از استفاده از این روش، تخصیص هزینه های سربار براساس سطح زیربنای انبار مورد استفاده هر واحد انجام می گرفت.

دوره گردش عملیات
معمولا دوره گردش عملیات از یک سال کوتاهتر است و در بسیاری موسسات در یک سال چندین دوره عملیات طی می شود. در مواردی که دوره گردش عملیات از یک سال کمتر باشد ملاک محاسبه و مقایسه را همان یک سال قرار می دهند ولی هرگاه دوره مزبور از یک سال تجاوز کند بجای سال تقویمی از دوره گردش عملیات واقعی استفاده می کنند.
دوره گردش عملیات را باید با ادوار گذشته در همان واحد تجاری و یا با موسسات مشابه مقایسه کرد. طولانی تر شدن دوره عملیات در مقایسه با ادوار گذشته نشانه ای نامطلوب تلقی می شود زیرا حکایت از کند شدن فعالیت در یک یا چند قسمت از دوره گردش عملیات می کند. سرعت زیاد دوره مزبور نیز مطلوب تلقی نمی شود و دلالت بر کمبود سرمایه جاری موسسه می کند که در صورت مواجهه با عاملی نامساعد مشکلات زیاد می آفریند.

نسبت کالا به سرمایه در گردش

حالت اول- وقتی است که با توجه به حجم معاملات انجام شده، شرکت کسر سرمایه نشان می دهد. این حالت ناشی از کمبود سرمایه حکایت از آن می کند که شرکت بیش از حد توان خود تجارت کرده است و به این نوع واحد تجاری شرکت پر مبادله اطلاق می گردد. در چنین موردی نسبت گردش کالا در شرکت خوب ولی نسبت جاری آن نامطلوب می باشد.
حالت دوم-هنگامی است که در شرکت مقدار قابل توجهی کالای منسوخ و متروک و یا دیر فروش وجود دارد. در این حالت نسبت جاری شرکت رضایت بخش ولی نسبت جاری آن نامطلوب است.

گردش سرمایه جاری

هدف از بررسی سرمایه در گردش یا سرمایه جاری آن است که تعیین کنیم آیا مقدار سرمایه در گردش کافی و متناسب با حجم فروش و فعالیت واحد تجاری می باشد یا خیر؟
در بررسی کفایت سرمایه در گردش باید به اعتبارات کوتاه مدت ، اضافه برداشت از حسابهای جاری در بانکها و استقراض کسانی که رابطه نزدیک با موسسه دارند توجه مخصوص کرد. ضمنا وقتی رقم اسناد پرداختی زیاد باشد قاعدتا باید حساب های پرداختنی یا بستانکاران مانده کمی نشان دهد.

نسبت های سرمایه گذاری
نسبت های سرمایه گذاری بر دو نوع هستند. یکی نسبتی که به وسیله آن میزان سرمایه گذاری در دارایی سنجیده می شود و دیگری نسبت هایی که رابطه منابع مالی مورد استفاده واحد تجاری را از لحاظ بدهیهای جاری و بلند مدت با ارزش ویژه تعیین و ارزیابی می کند و در واقع نحوه ترکیب آنها را بررسی می نماید. نسبت های نوع دوم را نسبت های اهرمی هم نامیده اند و وجه تسمیه آن ناشی از تشابهی است که بین سود حاصل از کاربرد مکانیکی اهرم و سود به دست آمده از کاربرد وجوه حاصل از بدهی بلند مدت به نفع صاحبان سهام وجود دارد.

مهمترین نسبت های سرمایه گذاری عبارتند از:
۱- نسبت دارایی ثابت به ارزش ویژه
۲- نسبت کل بدهی
۳- نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه
۴- نسبت بدهی بلند مدت به ارزش ویژه
نسبت اول از چهار نسبت فوق از نوع اول و سه نسبت دیگر از نوع نسبتهای اهرمی هستند. اینک به توضیح هر یک از چهار نسبت سرمایه گذاری می پردازیم:

نسبت دارائی ثابت به ارزش ویژه
میزان سرمایه گذاری در دارایی ثابت بستگی به نوع صنعت دارد. از این رو اظهارنظر نسبت به کفایت، کم یا زیاد بودن آن کار آسانی نیستتعیین میزانی صحیح برای سرمایه گذاری در دارایی ثابت نشانه کاردانی و لیاقت مدیران بشمار می رود. اصولا هر قدر سرمایه گذاری در دارایی ثابت کمتر باشد سودمند تر تشخیص می شود مشروط بر اینکه تولید و فعالیت امکان پذیر باشد ولی ماهیت کار بعضی صنایع ایجاب می کند که در دارایی ثابت سرمایه گذاری سنگین کنند مانند صنایع آهن و فولاد که به لحاظ لزوم سرمایه گذاری بسیار در کارخانه و توسعه و تغییراتی که مرتبا داده می شود حد متوسط این نسبت اغلب از ۷۵ ٪ تجاوز می کند و در موارد استثنایی نسبت به بیش از ۱۰۰ درصد هم دیده می شود.
برعکس در مورد تولید ابزارآلات دستی ، حد متوسط نسبت مورد بحث کمتر از ۳۵درصد و در بعضی موارد به ۲۰ درصد ارزش ویژه هم می رسد.
نسبت کل بدهی
نسبت کل بدهی غالبا مبین اطمینان و تامینی است که بطور کلی بستانکاران برای وصول مطالبات خود می توانند داشته باشند.
این نسبت نشان می دهد که جمع بدهی اعم از جاری و بلند مدت چه سهمی از مایملک صاحبان سهام را در بر می گیرد و یا به عبارت دیگر از لحاظ مالکیت چه رابطه ای بین

طلبکاران و سهام داران وجود دارد. طبعا هر چه این نسبت بزرگتر باشد طلبکاران تامین کمتری خواهند داشت و معمولا وقتی نسبت مذکور به حدود ۱۰۰ درصد برسد و یا از آن تجاوز کند وضع غیرعادی تلقی می شود زیرا مفهوم آن این است که در صورت ورشکستگی و تصفیه ، طلبکاران به تمامی مطالباتشان نمی رسند.

نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه
مسلما این نسبت از نسبت قبلی کوچکتر است چه در این م

ورد جزئی از کل بدهی با ارزش ویژه سنجیده می شود. هدف از کاربرد نسبت فوق تعیین وضع مطالبات طلبکاران کوتاه مدت است که در صورت بروز خطر چه پوششی برای تامین مطالباتشان از لحاظ حقوق صاحبان سهام پیدا می کنند.

نسبت بدهی بلند مدت به ارزش ویژه
بدهی بلند مدت آن قسمت از بدهی را تشکیل می دهد که یک سال یا بیشتر به سررسید واریز آن باقی است. بنابراین در کوتاه مدت این نوع بدهی فشاری بر واحد تجاری وارد نمی آورد. طبعا واحد تجاری که بدهی بلند مدت نداشته باشد از وضع بهتری برخوردار است مشروط بر اینکه فروش و سرمایه گذاری بلند مدت آن مطلوب باشد. دلیل این ادعا آن است که وقتی فروش و سرمایه گذاری بلند مدت خوب و بدهی بلند مدت هم وجود نداشته باشد هر زمان مدیران شرکت قصد کنند می توانند وام بلند مدت بگیرند.

توان سنجی بازپرداخت وام
در تحلیل نسبتهای سرمایه گذاری ،میبینیم که همه نسبتها فاقد تحرک هستند و اثری از گردش عملیات جاری واحد تجاری و پویایی آن از لحاظ تولیدی یا داد و ستد و ارزشهای اقتصادی دیده نمی شود. به بیان دیگر، همه نسبتها با استفاده از حساب های تراز نامه محاسبه شده اند و می دانیم که ترازنامه خود وضعیت مالی واحدی را در یک لحظه از زمان منعکس می کند و با وضع موجود لزوما مطابقت ندارد.
با وجود نقص مزبور، از نسبتهای سرمایه گذاری استفاده بسیار می کنند و شاید علت آن دو چیز باشد:یکی اینکه نسبتهای مزبور سهل المحاسبه هستند و دیگر اینکه بیشتر از روند نسبتهای سرمایه گذاری استفاده می شود که تغییرات را در طول زمان نشان می دهد.
اعطای وام و اعتبار مستلزم این است که علاوه بر نسبتهای سرمایه گذاری، ارزش اعتباری واحد تجاری هم از لحاظ توان واریز اصل و بهره اقساط وام در نظر گرفته شود. برای این منظور از دو نسبت استفاده می کنند: یکی نسبت پوشش بهره و دیگری نسبت بار مالی وام.
نسبت پوشش بهره – برای به دست آوردن این نسب

ت سود خالص را با هزینه بهره و مالیات جمع کرده حاصل را بر هزینه بهره در دوره مورد محاسبه، تقسیم می کنند.
نسبت بار مالی وام – در محاسبه پوشش بهره، هزینه بهره و تعداد دفعات تحصیل آن را نسبت به سود می سنجیم و تفسیر می کنیم. ولی بازپرداخت تعهدات ناشی از وام، منحصر به بهره نیست بلکه قسط یا اقساط حال شده وام را هم شامل می شود و لازم است توان واحد تجاری از لحاظ بازپرداخت هر دو(بهره و قسط وام) سنجیده ش

ود. البته هین دو قلم را نباید مشابه و بر یک پایه دانست زیرا اغلب هزینه بهره به حساب هزینه می رود و از مالیات واحد تجاری کسر می شود ولی قسط خود وام اثر مالیاتی ندارد.

نسبتهای سودآوری
از مقایسه صورتهای سود و زیان هر شرکتی می توان اطلاعات جالبی در مورد کارآیی و مدیریت آن به دست آورد. بیشتر کسانی که در امور موسسه ای از لحاظ سرمایه گذاری، اعتبار و یا بازده فعالیت آن ذینفع و یا علاقه مند هستند معمولا به میزان سود شرکت نسبت به حساب فروش و مبلغ سرمایه گذاری توجه می کنند.
در عمل به هر کسری که سود واحد تجاری در صورت کسر و فروش، ارزش ویژه ، داراییها و یا سرمایه در گردش در مخرج آن قلمداد و محاسبه شود اصطلاحا بازده اطلاق می نمایند و آنها را شاخص سودآوری می دانند. اهم این موارد عبارتند از:
۱- بازده فروش
۲- بازده ارزش ویژه
۳- بازده دارایی
۴- بازده سرمایه در گردش
اکنون به توضیح هریک از نسبتهای مذکور می پردازیم.

بازده فروش
این نسبت نشان می دهد که از هریک ریال فروش چه مقدار سود(برحسب درصد)تحصیل شده است.

بازده ارزش ویژه
برای اینکه محاسبه نسبت مذکور به واقعیت نزدیک باشد ارزش ویژه را در اول دوره مالی بکار می برند نه در پایان آن ،زیرا منطقا سود یا زیان دوره مورد بررسی نباید در محاسبه ارزش ویژه یعنی سرمایه بکار رفته در تحصیل آن منظور شود.

بازده دارایی
بسیاری از تحلیل گران این نسبت را شاخصی نهایی برای تشخیص کفایت و کارآیی مدیریت در اداره امور واحد تجاری می دانند.در فرمول عده ای سود خالص را با هزینه وامهای اخذ شده جمع کرده صورت کسر قرار می دهند و این عمل را چنین توجیه می کنند که حاصل وامها در جمع دارایی موثر و منظور شده است و قاعدتا به لحاظ تجانس باید هزینه آن هم که از جهتی نتیجه کاربرد وام است در تعیین بازده محسوب شود.
توجه کنید که اختلاف بین بازده دارایی و بازده ارزش ویژه ناشی از اثر وامها در امور مالی شرکت است و در واقع خاصیت اهرمی استفاده از بدهیهای بلند مدت را نشان می دهد.

بازده سرمایه در گردش
این نسبت از تقسیم سود خالص بر سرمایه در گردش حاصل می شود و دلالت بر انتفاعی می کند که از گردش سرمایه جاری به دست آمده است.
تجزیه و تحلیل سرمایه در گردش از لحاظ بستانکاران کوتاه مدت اهمیت بسیار دارد.
تجزیه وتحلیل صورت های مالی از جمله ابزارهایی می باشد که بانک های تجاری و توسعه ای جهان سالیان متمادی از آن برای تحلیل وضعیت مالی و سلامت مالی مشتریان حقوقی(بنگاهها) خود استفاده می نمایند. باید اضافه نمود که هدف اصلی از تجزیه و تح

لیل صورت های مالی فراهم آوردن اطلاعات مهم در خصوص عملکرد و وضعیت مالی بنگاه ها می باشد که کاربردهای دامنه داری در تصمیم سازی های اقتصادی و مالی دارد.
بررسی و تجزیه تحلیل صورت های مالی مکمل بررسی های کیفی در بررسی و ارزیابی تقاضای تسهیلات اعتباری مشتریان حقوقی می باشد این بررسی ها در مورد واحد های اقتصادی فعال و راجع به آنچه عموماً قبلاً اتفاق افتاده و در دفاتر مالی ثبت گردیده

است انجام می پذیرد و درمورد طرح های ایجادی و با توسعه جدید جنبه پیش بینی خواهد داشت.
در بانک ها و مؤسسات مالی و اعتباری تجزیه و تحلیل صورت های مالی یکی از مهم ترین مهارت های پایه ای کارشناسان اعتباری ستادی و صفی ، رؤسای و معاونین اعتباری شعب و رؤسای کمیته ها و دوایر اعتباری می باشد. در دوره این آموزشی کارکنان شما با انواع صورت های مالی و نقش تجزیه و تحلیل صورت های مالی و شفاف سازی دقیق و صحیح وضعیت مالی مشتریان حقوقی(بنگاه ها) در فرایند تخصیص بهینه منابع بصورت کاملاً کاربردی آشنا می شوند.
یکی از شیوه های اصلی تحلیلگران مالی در ارزیابی شرکتها، استفاده از صورتهای مالی آنهاست. تحلیلگران صورتهای مالی یک شرکت را میگیرند و با اقدامات مقایسه اقدام به تجزیه و تحلیل آنها میکنند. در تجزیه و تحلیل شرکتها سعی میشود وضعیت سود آوری، ریسک مالی، وضعیت تولید و فروش ، وضعیت بدهی و حاشیه سود شرکت به طور کامل بررسی گردد. ذینفعان شرکت اعم از سهامداران، بستانکاران و افراد طرف معامله با شرکت میتوانند با استفاده از تجزیه و تحلیل های انجام شده بر روی صورتهای مالی یک شرکت خود را در وضعیت مناسبی با آن قرار دهند. اگر ریسک مالی شرکت بالا باشد سهامداران ممکن است اقدام به فروش سهام خود کنند و یا بستانکاران سعی میکنند اعتبار کمتری به شرکت بدهند و یا در مقابل وضعیت بستانکاری خود بازدهی بیشتری را طلب کنند.
هدف‌ صورتهای‌ مالی‌ عبارت‌ از ارائـه‌ اطلاعاتی‌ تلخیص‌ و طبقه‌بندی‌ شده‌ درباره‌ وضعیت‌ مالی‌، عملکرد مالی‌ و انعطاف‌پذیری‌ مالی‌ واحد تجاری‌ است‌ که‌ برای‌ طیفی‌ گسترده‌ از استفاده‌کنندگان‌ صورتهای‌ مالی‌ در اتخاذ تصمیمات‌ اقتصادی‌ مفید واقع‌ گردد. . اعتقاد براین‌ است‌ که‌ هرگاه‌ صورتهای‌ مالی‌ معطوف‌ به‌ تأمین‌ نیازهای‌ اطلاعاتی‌ سرمایه‌گذاران‌ باشد ، اکثر نیازهای‌ سایر استفاده‌کنندگان‌ را نیز در حد توان‌ برآورده‌ می‌کند بنابراین هدف اصلی گزارشگری مالی تهیه اطلاعات مفید جهت تصمیم گیریهای سرمایه گذاری و اعتباردهی می باشد.
اتخاذ تصمیمات‌ اقتصادی‌ توسط‌ استفاده‌کنندگان‌ صورتهای‌ مالی‌ مستلزم‌ ارزیابی‌ توان‌ واحد تجاری‌ جهت‌ ایجاد وجه‌ نقد و زمان‌ و قطعیت‌ ایجاد آن‌ است‌. ارزیابی‌ توان‌ ایجاد وجه‌ نقد از طریق‌ تمرکز بر وضعیت‌ مالی‌، عملکرد مالی‌ و جریانهای‌ نقدی‌ واحد تجاری‌ و استفاده‌ از آنها در پیش‌بینی‌ جریانهای‌ نقدی‌ مورد انتظار و سنجش‌ انعطاف‌پذیری‌ مالی‌، تسهیل‌ می‌گردد.
واحدگزارشگر: به‌ یک‌ واحد تجاری‌ منفرد یا گروه‌ واحدهای‌ تجاری‌ اطلاق‌ می‌شود که‌ موضوع‌ یک‌ مجموعه‌ صورتهای‌ مالی‌ مشخص‌ است‌ که‌ بنابر الزامات‌ قانونی‌، قراردادی‌ یا عرفی‌ و به‌منظور رفع‌ نیازهای‌ اطلاعاتی‌ استفاده‌کنندگان‌ تهیه‌ و ارائه‌ می‌شود.
یک‌ مجموعه‌ کامل‌ صورتهای‌ مالی‌ شامل‌ ترازنامه‌، صورت‌ سود و زیان‌، صورت‌ سود و زیان‌ جامع‌ و صورت‌ جریان‌ وجوه‌ نقد (که‌ از این‌ به‌ بعد صورتهای‌ مالی‌ اساسی‌ نامیده‌ می‌شود) و یادداشتهای‌ توضیحی‌ می‌باشد. مسئولیت‌ تهیه‌ و ارائه‌ صورتهای‌ مالی‌ با هیأت‌مدیره‌ یا سایر ارکان‌ اداره‌کننده‌ واحد تجاری‌ است‌.
ترازنامه: وضعیت‌ مالی‌ یک‌ واحد تجاری‌ دربرگیرنده‌ منابع‌ اقتصادی‌ تحت‌ کنترل‌ آن‌، ساختار مالی‌ آن‌، میزان‌ نقدینگی‌ و توان‌ بازپرداخت‌ بدهیها و ظرفیت‌ سازگاری‌ آن‌ با تغییرات‌ محیط‌ عملیاتی‌ است‌. اطلاعات‌ درباره‌ وضعیت‌ مالی‌ در ترازنامه‌ ارائه‌ می‌شود.
ترازنامه‌ باید حداقل‌ حاوی‌ اقلام‌ اصلی‌ زیر باشد:
الف‌ . داراییهای‌ ثابت‌ مشهود
ب‌ . داراییهای‌ نامشهود
ج‌ . سرمایه‌گذاریها
د . موجودی‌ مواد و کالا
ه . حسابها و اسناد دریافتنی‌ تجاری‌ و سایر حسابهاو اسناد دریافتنی‌
و . موجودی‌ نقد
ز . حسابها و اسناد پرداختنی‌ تجاری‌ و سایر حسابها و اسناد پرداختنی‌

ح‌ . ذخیره‌ مالیات‌ ،
ط‌ . ذخیره‌ مزایای‌ پایان‌ خدمت‌ کارکنان‌

ی‌ . بدهیهای‌ بلندمدت‌
ک‌ . سهم‌ اقلیت‌
ل‌ . سرمایه‌ و اندوخته‌ها
صورت سود و زیان: عملکرد مالی‌ واحد تجاری‌ دربرگیرنده‌ بازده‌ حاصل‌ از منابع‌ تحت‌ کنترل‌ واحد تجاری‌ است‌. اطلاعات‌ درباره‌ عملکرد مالی‌ درصورت‌ سود و زیان‌ و صورت‌ سود و زیان‌ جامع‌ ارائه‌ می‌شود.
صورت‌ سود و زیان‌ باید حداقل‌ شامل ۱۰ قلم باشد :
الف‌ . درآمدهای‌ عملیاتی‌
ب‌ . هزینه‌های‌ عملیاتی‌
ج‌ . سود یا زیان‌ عملیاتی‌
د . هزینه‌های‌ مالی‌
ه . سایر درآمدها و هزینه‌های‌ غیرعملیاتی‌
و . مالیات‌ بردرآمد
ز . سود یا زیان‌ فعالیتهای‌ عادی‌
ح‌ . اقلام‌ غیرمترقبه‌
ط‌ . سهم‌ اقلیت‌
ی‌ . سود یا زیان‌ خالص‌
صورت سود و زیان جامع : صورت‌ سود و زیان‌ جامع‌ به‌ عنوان‌ یک‌ صورت‌ مالی‌ اساسی‌ ، باید کل‌ درآمدها و هزینه‌های‌ شناسایی‌ شده‌ طی‌ دوره‌ را که‌ قابل‌ انتساب‌ به‌ صاحبان‌ سرمایه‌ است‌ ، به‌ تفکیک‌ اجزای‌ تشکیل‌دهنده‌ آنها نشان‌ دهد. به عبارت دیگر تمام اقلامی که حقوق صاحبان سهام را تغییر می دهند بغیر از آورده و ستانده صاحبان سهام در آن نمایش داده می شود.
صورت جریان وجه نقد: اطلاعات‌ در مورد جریانهای‌ نقدی‌ درصورت‌ جریان‌ وجوه‌ نقد ارائه‌ می‌شود. این‌ اطلاعات‌ از جنبه‌ای‌ دیگر عملکرد مالی‌ واحد تجاری‌ را از طریق‌ انعکاس‌ مبالغ‌ و منابع‌ اصلی‌ جریانهای‌ ورودی‌ و خروجی‌ وجه‌ نقد به‌ نمایش‌ می‌گذارد.
یادداشتهای‌ توضیحی:‌ یادداشتهای‌ توضیحی‌ و صورتهای‌ مالی‌ اساسی‌ یک‌ مجموعه‌ بهم‌پیوسته‌ می‌باشند. نقش‌ یادداشتهای‌ توضیحی‌، برجسته‌ نمودن‌ و تشریح‌ اقلام‌ مندرج‌ در صورتهای‌ مالی‌ اساسی‌ است‌. افشای‌ اطلاعات‌ در یادداشتهای‌ توضیحی‌، نمی‌تواند ارائه‌ نادرست‌ یا حذف‌ اطلاعات‌ در صورتهای‌ مالی‌ اساسی‌ را تصحیح‌ یا توجیه‌ کند.
اقلام اصلی صورتهای مالی :
۱- دارایی : حقوق نسبت به منافع اقتصادی آتی یا سایر راههای دستیابی مشروع به آن منافع که در نتیجه معاملات یا سایر رویدادهای گذشته به کنترل واحد تجاری درآمده است.
۲- بدهی : تعهد انتقال منافع اقتصادی توسط واحد تجاری ناشی از معاملات یا سایر رویدادهای گذشته است.
۳- حقوق صاحبان سرمایه: باقیمانده‌کسر جمع‌ بدهیهای‌ واحد تجاری‌ از جمع‌ داراییهای‌ آن‌
۴- درآمد: عبارتست‌ از افزایش در حقوق‌ صاحبان‌ سرمایه‌ بجز مواردی‌ که‌ به‌ آورده‌ صاحبان‌ سرمایه‌ مربوط‌ می‌شود.
۵- هزینه‌:عبارتست‌ از کاهش در حقوق‌ صاحبان‌ سرمایه‌ بجز مواردی‌ که‌ به‌ ستانده‌ صاحبان‌ سرمایه‌ مربوط‌ می‌شود.
۶- آورده‌ صاحبان‌ سرمایه‌: افزایش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمایه‌ ناشی‌ از سرمایه‌گذاری‌ در واحد تجاری‌ جهت‌ کسب‌ یا افزایش‌ حقوق‌ مالکانه را گویند.
۷- ستانده‌ صاحبان‌ سرمایه‌: کاهش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمایه‌ ناشی‌ از

انتقال‌ داراییها به‌صاحبان‌ سرمایه‌ یا ایجاد بدهی‌ در قبال‌ آنها به‌منظور کاهش‌ حقوق‌ مالکانه‌ و یا توزیع‌ سود را گویند.
ارزش‌ جاری‌ دربرگیرنده‌ سه‌ نگرش‌ متفاوت‌ است‌ که‌ عبارتند از ارزش‌ ورودی‌ (بهای‌ جایگزینی‌)، ارزش‌ خروجی‌ (خالص‌ ارزش‌ فروش‌) و ارزش‌ اقتصادی‌ (ارزش‌ فعلی‌ جریانهای‌ نقدی‌ مورد انتظار از کاربرد مستمر دارایی‌ و فروش‌ نهایی‌ آن‌ توسط‌ مالک‌ فعلی‌). در برخی‌ موارد از قبیل‌ ارزشیابی‌ سرمایه‌گذاری‌ در اوراق‌ بهادار نرخ‌بندی‌ شده‌، سه‌ نگرش‌ فوق‌الذکر به‌مبالغ‌ تقریباً نزدیک‌ به‌هم‌ منجر می‌شوند و تفاوت‌ آنها کم‌ بوده‌ و ناشی‌ از هزینه‌های‌ انجام‌ معامله‌ است‌. در سایر حالات‌ همچون‌ ارزیابی‌ داراییهای‌ ثابت‌ مشهود خاص‌ واحد تجاری‌، تفاوت‌ بین‌ مقیاسهای‌ مختلف‌ ارزش‌ جاری‌ احتمالاً بااهمیت‌ خواهد بود.
باید قاعده‌ مشخص‌ و معقولی‌ برای‌ انتخاب‌ یکی‌ از مقیاسهای‌ مختلف‌ اندازه‌گیری‌ ارزش‌ جاری‌ دراختیار داشت‌. معیار ” ارزش‌ برای‌ واحد تجاری‌ ” چنین‌ قاعده‌ای‌ را به‌ دست‌ می‌دهد. طبق‌ این‌ قاعده‌، ارزش‌ جاری‌ برابر اقل‌ ” بهای‌ جایگزینی‌ جاری‌ دارایی‌ و مبلغ‌ بازیافتنی‌ ” آن‌ تعیین‌ می‌گردد.
” مبلغ‌ بازیافتنی‌ ” دارایی‌ بالاترین‌ ارزشی‌ است‌ که‌ مالک‌ فعلی‌ دارایی‌ می‌تواند بدان‌ دست‌ یابد و برابر خالص‌ ارزش‌ فروش‌ دارایی‌ یا ارزش‌ اقتصادی‌ آن‌، هرکدام‌ بیشتر است‌، می‌باشد. ” ارزش‌ برای‌ واحد تجاری‌ ” را می‌توان‌ نوعی‌ به‌هنگام‌کردن‌ بهای‌ تاریخی‌ با استفاده‌ از قاعده‌ سنتی‌ “بهای‌ تمام‌ شده‌ یا کمتر ” دانست‌.
در مورد داراییها، ارزش‌ جاری‌ مناسب‌ طبق‌ قاعده‌ ” ارزش‌ برای‌ واحد تجاری‌ ” انتخاب‌ می‌شود. قاعده‌ مزبور، دارایی‌ را درصورت‌ بالاتر بودن‌ مبلغ‌ بازیافتنی‌، به‌ جای‌ بهای‌ تمام‌شده‌ تاریخی‌، به‌ بهای‌ جایگزینی‌ ارزیابی‌ می‌کند مشروط‌ به‌ آنکه‌ جایگزینی‌ دارایی‌ توجیه‌پذیر باشد. اگر جایگزینی‌ دارایی‌ قابل‌ توجیه‌ نباشد، دارایی‌ به‌ مبلغ‌ بازیافتنی‌ ارزیابی‌ می‌شود. کاربرد قاعده‌ ” ارزش‌ برای‌واحد تجاری‌ ” در مورد بدهیها چندان‌ ضرورتی‌ ندارد چرا که‌ ارزشهای‌ مختلف‌ بدهی‌، همگی‌ به‌ یک‌ ارزش‌ واحد ختم‌ می‌شوند.
مبلغ‌ بازیافتنی‌ : خالص‌ ارزش‌ فروش‌ یا ارزش‌ اقتصادی‌ یک‌ دارایی،‌ هرکدام‌ که بیشتر است.
بهای‌ جایگزینی‌: عبارت‌ است‌ از مخارجی‌ که‌ باید برای‌ خرید یا ساخت‌ یک‌ قلم‌ موجودی‌ کاملاً مشابه‌ تحمل‌ شود.
خالص‌ ارزش‌ فروش‌‌: عبارت‌ است‌ از بهای‌ فروش‌ (بعد از کسر تخفیفات‌ تجاری‌ ولی‌ قبل‌ از تخفیفات‌ مربوط‌ به‌ تسویه‌ حساب‌) پس‌ از کسر:
الف‌ . مخارج‌ براوردی‌ تکمیل‌، و
ب‌. مخارج‌ براوردی‌ بازاریابی‌، فروش‌ و توزیع‌.
ارزش‌ اقتصادی‌ : ارزش‌ فعلی‌ خالص جریانهای‌ نقدی‌ آتی ناشی از کاربرد مستمر دارایی ازجمله جریانهای نقدی ناشی از واگذاری نهایی آن.
ارزش‌ منصفانه‌ ‌: مبلغی‌ است‌ که‌ خریداری‌ مطلع‌ و مایل‌ و فروشنده‌ای‌ مطلع‌ و مایل‌ می‌توانند در معامله‌ای‌ حقیقی‌ و در شرایط‌ عادی‌، یک‌ دارایی‌ را در ازای‌ مبلغ‌ مزبور با یکدیگر مبادله‌ کنند.
بهای جایگزینی مستهلک شده : عبارت است از بهای ناخالص جایگزینی یک دارایی (یعنی بهای جاری جایگزینی یک دارایی نو با توان خدمت‌دهی مشابه) پس از کسر استهلاک مبتنی بر بهای مزبور و مدت استفاده شده از آن دارایی.
بهای‌ تمام‌ شده‌ : مبلغ‌ وجه‌ نقد یا معادل‌ نقد پرداختی‌ و یا ارزش‌ منصفانه‌ سایر مابه‌ازاهایی‌ که‌ جهت‌ تحصیل‌ یک‌ دارایی‌ در زمان‌ تحصیل‌ یا ساخت آن واگذار شده‌ است‌ و در صورت مصداق، مبلغی که براساس الزامات خاص سایر استانداردهای حسابداری (مانند مخارج تأمین مالی) به آن دارایی تخصیص یافته است.
مبلغ‌ دفتری‌ : مبلغی‌ که‌ دارایی‌ پس از کسر استهلاک‌ انباشته‌ و

زیان‌ کاهش‌ ارزش‌ انباشته مربوط‌ ، به‌ آن‌ مبلغ‌ در ترازنامه منعکس می‌شود.
ناخالص مبلغ دفتری : بهای تمام شده دارایی یا سایر مبالغ جایگزین بهای تمام شده
مبلغ‌ استهلاک‌پذیر : بهای‌ تمام‌ شده‌ دارایی‌ یا سایر مبالغ‌ جایگزین‌ بهای‌ تمام‌ شده‌ در صورتهای‌ مالی‌ ، به‌ کسر ارزش‌ باقیمانده‌ آن.
ارزش‌ باقیمانده : مبلغ‌ برآوردی که واحد تجاری در حال حاضر می‌تواند از واگذاری دارایی پس از کسر مخارج برآوردی واگذاری بدست آورد، با این فرض که دارایی در وضعیت متصور در پایان عمر مفید باشد.
ارزش‌ باقیمانده‌ تضمین‌ شده : عبارت‌ است‌ از:
الف.در مورد اجاره‌کننده‌، آن‌ بخش‌ از ارزش‌ باقیمانده‌ دارایی‌ که‌ توسط‌ اجاره‌کننده‌ یا شخص‌ وابسته‌ به‌ وی‌ تضمین‌ گردیده‌ است‌ (مبلغ‌ تضمین‌ شده‌ حداکثر مبلغی‌ است‌ که‌ می‌تواند تحت‌ هر شرایطی‌ قابل‌ پرداخت‌ باشد)،
ب‌.در مورد اجاره‌دهنده‌، آن‌ بخش‌ از ارزش‌ باقیمانده‌ دارایی‌ که‌ توسط‌ اجاره‌کننده‌ یا شخص‌ ثالثی‌ تضمین‌ شده‌ است‌.
ارزش‌ باقیمانده‌ تضمین‌ نشده : عبارت‌ است‌ از آن‌ بخش‌ از ارزش‌ باقیمانده‌ دارایی‌ که‌ اجاره‌دهنده‌ نسبت‌ به‌ تحقق‌ آن‌ اطمینان‌ کافی‌ ندارد یا تنها توسط‌ شخص‌ وابسته‌ به‌ اجاره‌دهنده‌ تضمین‌ شده‌ است‌.
درآمدها و هزینه های صورت سود و زیان به سه دسته کلی تقسیم می شوند:
۱- درآمدها و هزینه های عملیاتی: اقلامی که مستقیما به موضوع واحد تجاری مربوط هستند و به عبارت دیگر ماهیت آنها عادی است در ضمن بطور مستمر بوقوع می پیوندند. اقلام عملیاتی بصورت ناخالص در صورت سود و زیان گزارش می شوند یعنی درآمدها و هزینه های عملیاتی با هم تهاتر نمی شوند.
۲- درآمدها و هزینهای غیرعملیاتی: اقلامی هستند که ماهیت آنها غیرعادیاست اما بطور مستمر بوقوع می پیوندند. این اقلام بصورت خالص در صورت سود و زیان منعکس می گردند.
۳- اقلام غیرمترقبه: اقلامی‌ با اهمیت‌ و بسیار غیر معمول‌ است‌ که‌ منشأ آن‌ رویدادهایی‌ خارج‌ از فعالیتهای‌ عادی‌ شرکت‌ می‌باشد و انتظار نمی‌رود به‌طور مکرر یا منظم‌ واقع‌ شود.. این اقلام به مبلغ خالص پس از کسر مالیات نشان داده می شوند.
صورت سود و زیان انباشته در زیر صورت سود و زیان آورده می شود و به عنوان یک صورت جداگانه نشان داده نمی شود. در زیر نمونه ای از آن نشان داده می شود:
سود خالص سال مالی **
سود انباشته ابتدای دوره **
تعدیلات سنواتی **

سود انباشته اصلاح شده طی دوره **
سایر اقلامی که به سود انباشته منظر شده اند مثل تجدید ارزیا

بی **
سود قابل تقسیم **
سود سهام پیشنهادی (**)
تخصیص به اندوخته ها (**)
(**)
سود انباشته پایان سال **

صورت سود و زیان جامع : صورت‌ سود و زیان‌ جامع‌ به‌ عنوان‌ یک‌ صورت‌ مالی‌ اساسی‌ ، باید کل‌ درآمدها و هزینه‌های‌ شناسایی‌ شده‌ طی‌ دوره‌ را که‌ قابل‌ انتساب‌ به‌ صاحبان‌ سرمایه‌ است‌ ، به‌ تفکیک‌ اجزای‌ تشکیل‌دهنده‌ آنها نشان‌ دهد. به عبارت دیگر تمام اقلامی که حقوق صاحبان سهام را تغییر می دهند بغیر از آورده و ستانده صاحبان سهام در آن نمایش داده می شود.
صورت سود و زیان کامل براساس نظریه شمول کلی تهیه می گردد. طبق نظریه عملکرد جاری فقط اقلام مستمر در صورت سود و زیان نشان داده می شوند و اقلام غیر مترقبه باید به حساب سود و زیان انباشته بروند.چ
صورت‌ سود و زیان‌ جامع‌ باید موارد زیر را به‌ ترتیب‌ نشان‌ دهد:
الف‌. سود یا زیان‌ خالص‌ دوره‌ طبق‌ صورت‌ سود و زیان‌.
ب‌ . سایر درآمدها و هزینه‌های‌ شناسایی‌ شده‌ که طبق استانداردهای حسابداری مستقیما در حقوق صاحبان سهام منعکس می شوند مانند مازاد تجدید ارزیابی، سود و زیان تسعیر ارز شرکت فرعی خارجی یا سود و زیان تحقق نیافته سرمایه گذاری بلندمدت
ج‌ . تعدیلات‌ سنواتی‌.
هرگاه‌ اجزای‌ صورت‌ سود و زیان‌ جامع‌ محدود به‌ سود یا زیان‌ خالص‌ دوره‌ و تعدیلات‌ سنواتی‌ باشد، ارائـه‌ صورت‌ سود و زیان‌ جامع‌ ضرورتی‌ ندارد. در چنین‌ حالتی‌ باید در یادداشتی‌ ذیل‌ صورت‌ سود و زیان‌ دوره‌ ، عدم‌ لزوم‌ ارائـه‌ صورت‌ سود و زیان‌ جامع‌ افشا شود.
نمونه صورت سود و زیان جامع:

سود خالص سال **
مازاد تحقق نیافته ناشی از تجدید ارزیابی دارایی ثابت **
سود یا زیان تحقق نیافته سرمایه گذاری بلندمدت **
سود یا زیان تسعیر ارز شرکت خارجی **
سود جامع سال مالی **
تعدیلات سنواتی **
سود جامع شناسایی شده از تاریخ گزارشگری قبلی **

اقلام‌ استثنایی در صورت سود و زیان:
اقلام استثنایی‌ باید در محاسبه‌ سود یا زیان‌ فعالیتهای‌ عادی‌ منظور شود. مبلغ‌ هر قلم‌ استثنایی‌ (منفرداً یا در صورت‌ تشابه‌ نوع‌، در مجموع‌) باید به‌طور جداگانه‌ و ترجیحاً در متن‌ صورت‌ سود و زیان‌ تحت‌ سرفصل‌ درآمد یا هزینه‌ مربوط‌ منعکس‌ گردد . اعم‌ از اینکه‌ انعکاس‌ این‌ اقلام‌ در متن‌ صورت‌ سود و زیان‌ یا در یادداشتهای‌ توضیحی‌ صورت‌ گیرد ، این‌ اقلام‌ باید به‌ عنوان‌ اقلام‌ استثنایی‌ قابل‌ تشخیص‌ باشد و این‌گونه‌ تصریح‌ گردد . شرح‌ مناسبی‌ در مورد هر یک‌ از اقلام‌ استثنایی‌ جهت‌ درک‌ ماهیت‌ این‌ اقلام‌ ضروری‌ است‌ . نمونه‌ اقلامی‌ که‌ ممکن‌ است‌ درصورت‌ بااهمیت‌ بودن‌، استثنایی‌ تلقی‌ شود عبارت‌ است‌ از :
الف‌ . زیانهای‌ ناشی‌ از بلایای‌ طبیعی‌ در مناطقی‌ که‌ وقوع‌ آنه

ا به‌طور متناوب‌ انتظار می‌رود
ب‌ . هزینه‌های‌ اخراج‌ دسته‌ جمعی‌ کارکنان‌ شاغل‌ در بخشهای‌ فعال‌ واحد تجاری‌
ج‌ . هزینه‌های‌ تجدید سازمان‌
د . به‌ هزینه‌ بردن‌ داراییهای‌ نامشهود خارج‌ از فرایند استهلاک‌
ه . زیان‌ انتقال‌ صنایع‌ مزاحم‌ به‌ خارج‌ از محدوده‌ شهرها، طبق‌

مقررات‌ جاری‌
و . کمکهای‌ بلاعوض‌ غیرسرمایه‌ای‌ دریافتی‌ و کمکهای‌ بلاعوض‌ پرداختی‌
ز . سود یا زیان‌ فروش‌ داراییهای‌ ثابت‌ مشهود و سرمایه‌گذاریهای‌ بلندمدت‌
ح‌ . سود یا زیان‌ فروش‌ یا توقف‌ عملیات‌ یک‌ بخش‌ از واحد تجاری‌
ط‌ . هزینـه‌هـای‌ غیرمعمول‌ مربوط‌ به‌ مطالبـات‌ مشکوک‌الوصـول‌ و کاهش‌ ارزش‌ موجـودی‌ موادوکالا
ی‌ . ذخیره‌های‌ غیرمعمول‌ برای‌ زیانهای‌ ناشی‌ از پیمانهای‌ بلندمدت‌
ک‌ . وجوه‌ مازاد ناشی‌ از حل‌ و فصل‌ ادعای‌ خسارت‌ از شرکتهای‌ بیمه‌
ل‌ . هزینه‌های‌ جذب‌ نشده‌ ناشی‌ از عدم‌ دستیابی‌ به‌ ظرفیت‌ معمول‌ (عملی‌) مورد انتظار و ضایعات‌ غیرعادی‌
م‌ . سود یا زیان‌ ناشی‌ از حل‌ و فصل‌ دعاوی‌ برله‌ یا علیه‌ شرکت‌.
توقف‌ عملیات‌ یک‌ بخش‌ از واحد تجاری‌:
یک بخش از واحد تجاری عبارت است از جزئی از عملیات واحد تجاری یا گروه که اهمیت نسبی دارد و بطور جاگانه قابل شناسایی است و فعالیتها و دارائیها و نتایج مربوط به آن را بتوان به وضوح از بقیه فعالیتهای واحد تجاری تمیز داد.
در صورت‌ توقف‌ عملیات‌ یک‌ بخش‌ از واحد تجاری‌ لازم‌ است‌ نتایج‌ عملیات‌ بخش‌ متوقف‌ شده‌ از جمله‌ سود یا زیان‌ حاصل‌ از واگذاری‌ آن‌ بخش‌ به‌ طور جداگانه‌ در صورت‌ سود و زیان‌ منعکس‌ شود. برای‌ این‌ منظور درآمدها و هزینه‌های‌ عملیاتی‌ مربوط‌ به‌ بخش‌ متوقف‌ شده‌ باید در سرفصلهای‌ مربوط‌ و ترجیحاً در متن‌ صورت‌ سود و زیان‌ به‌طور جداگانه‌ نمایش‌ یابد. همچنین‌ سود یا زیان‌ حاصل‌ از واگذاری‌ بخش‌ متوقف‌ شده‌، پس‌ از تهاتر کلیه‌ ذخایر مربوط‌ به‌ هزینه‌های‌ غیر قابل‌ بازیافت‌ عملیات‌ توقف‌، باید پس‌ از سود (زیان‌) عملیاتی‌ در صورت‌ سود و زیان‌ منعکس‌ شود.
زیان حاصل از واگذاری یک بخش از واحد تجاری باید در تاریخ تصمیم به واگذاری و سود حاصل از واگذاری باید در تاریخ واگذاری در حسابها منظور شود. برای واحدهایی که می خواهند واگذار شوند و فرایند واگذاری همراه با زیان خواهد بود، سود فعالیت بخش واگذاری از زمان تصمیم به واگذاری تا زمان واگذاری فقط تا میزان زیانهای قابل شناسایی ناشی از واگذاری قابل شناسایی می باشد و بقیه این سود تنها در زمان تحقق به عنوان درامد محسوب خواهد شد.
افشای‌ موارد زیر در رابطه‌ با توقف‌ عملیات‌ یک‌ بخش‌ واحد تجاری‌ ضروری‌ است‌ :
الف‌. ماهیت‌ و مشخصات‌ عملیات‌ متوقف‌ شده‌،
ب‌ . تاریخ‌ مؤثر توقف‌ عملیات‌ برای‌ مقاصد حسابداری
ج‌ . نحوه‌ توقف‌ عملیات‌ (فروش‌ یا کنارگذاری‌).

شناخت‌: متضمن‌مشخص‌کردن‌ عنوان‌ و مبلغ‌ پولی‌ یک‌عنصر و احتساب‌ آن‌ مبلغ‌ در جمع‌ اقلام‌ صورتهای‌ مالی‌ است‌. شناخت‌ از نقطه‌ای‌ آغاز می‌شود که‌ یک‌ رویداد گذشته‌ موجب‌ تغییری‌ قابل‌ اندازه‌گیری‌ در داراییها یا بدهیهای‌ واحد تجاری‌ شود بدیهی است که رویداد آغازگر شناخت‌ باید قبل‌ از تاریخ‌ ترازنامه‌ اتفاق‌ افتاده‌ باشد.
شناخت‌ داراییها و بدهیها در سه‌ مرحله‌ انجام‌ می‌شود:شناخت‌ اولیه، تجدید اندازه‌گیری‌ بعدی، قطع‌ شناخت
معیارهای‌ شناخت‌
شناخت‌ اولیه‌
یک‌ عنصر باید در صورتهای‌ مالی‌ شناسایی‌ شود اگر:
الف‌ ـ شواهد کافی‌ مبنی‌بر وقوع‌ تغییر در داراییها یا بدهیهای‌ مستتر درآن‌ عنصر (ازجمله‌ درصورت‌ لزوم‌، شواهدی‌ مبنی‌بر اینکه‌ یک‌ جریان‌ آتی‌ ورودی‌ یا خروجی‌

منافع‌ اتفاق‌ خواهد افتاد) وجود داشته‌ باشد
ب‌ ـ آن‌ قلم‌ را بتوان‌ با قابلیت‌ اتکای‌ کافی‌ به‌ مبلغ‌ پولی‌ اندازه‌گیری‌ کرد.
تجدید اندازه‌گیری‌ بعدی‌
تغییر در مبلغ‌ دفتری‌ دارایی‌ یا بدهی‌ باید شناسایی‌ شود اگر:
الف‌ ـ شواهد کافی‌ مبنی‌بر وقوع‌ تغییر در مبلغ‌ دارایی‌ یا بدهی‌ وجود داشته‌ باشد
ب‌ ـ مبلغ‌ جدید دارایی‌ یا بدهی‌ را بتوان‌ با قابلیت‌ اتکای‌ کافی‌ اندازه‌گیری‌ کرد.
قطع‌ شناخت‌
ادامه‌ شناخت‌ یک‌ دارایی‌ یا بدهی‌ در صورتهای‌ مالی‌ باید قطع‌ شود اگر شواهد کافی‌ مبنی‌بر دستیابی‌ به‌ منافع‌ اقتصادی‌ آتی‌ یا تعهد انتقال‌ منافع‌ اقتصادی‌ (ازجمله‌ درصورت‌ لزوم‌، شواهدی‌ مبنی‌ براینکه‌ جریان‌ آتی‌ ورودی‌ یا خروجی‌ منافع‌ اتفاق‌ خواهد افتاد) دیگر وجود نداشته‌ باشد.
شناخت‌ درآمد و هزینه‌
در هر مرحله‌ از فرایند شناخت‌، درصورتی‌ که‌ یک‌ تغییر در جمع‌ داراییها با تغییری‌ مساوی‌ و متقابل‌ در جمع‌ بدهیها یا آورده‌ و ستانده‌ صاحبان‌ سرمایه‌ خنثی‌ نشده‌ باشد، درآمد یا هزینه‌ای‌ حاصل‌ می‌شود.
شناخت‌ درآمد متضمن‌ ملاحظه‌ این‌ امر است‌ که‌ آیا شواهد کافی‌ مبنی‌بر وقوع‌ یک‌ افزایش‌ درخالص‌ داراییها (یعنی‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمایه‌) قبل‌ از پایان‌ دوره‌ مورد گزارش‌ وجود دارد یاخیر
شناخت‌ هزینه‌ متضمن‌ ملاحظه‌ این‌ امر است‌ که‌ آیا شواهد کافی‌ مبنی‌بر وقوع‌ کاهش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمایه‌ قبل‌ از پایان‌ دوره‌ مورد گزارش‌ وجود دارد یا خیر. اعمال‌ احتیاط‌ موجب‌ می‌گردد که‌ برای‌ شناخت‌ هزینه‌ در مقایسه‌ با شناخت‌ درآمد، به‌ شواهد وقوع‌ و میزان‌ اتکاپذیری‌ اندازه‌گیری‌ کمتری‌ نیاز باشد.
هرگاه‌ نتوان‌ بین‌ مخارج‌ انجام‌ شده‌ و ایجاد درآمدهای‌ مشخص‌ در آینده‌ ارتباط‌ موجهی‌ برقرار نمود، مخارج‌ مزبور باید در دوره‌ وقوع‌، به‌عنوان‌ هزینه‌ شناسایی‌ شود. این‌ گونه‌ مخارج‌ شامل‌ مبالغی‌ است‌ که‌ به‌ انتظار منافع‌ آتی‌ خرج‌ شده‌ لیکن‌ رابطه‌ آنها با این‌ منافع‌ درحدی‌ دچار ابهام‌ است‌ که‌ شناسایی‌ یک‌ دارایی‌ را مجاز نمی‌شمرد. ازجمله‌این‌ مخارج‌، می‌توان‌ از برخی‌ مخارج‌ تحقیق‌ و توسعه‌ نام‌ برد.
نکته: استفاده‌ از براوردهای‌ معقول‌ در تهیه‌ صورتهای‌ مالی‌ امری‌ عادی‌ است‌ و به‌شرط‌ آنکه‌ بتوان‌ براوردی‌ معقول‌ از یک‌قلم‌ انجام‌ داد، آن‌قلم‌ باید شناسایی‌ شود
نکته: قبل‌ از اجرای‌ مفاد قرارداد، یک‌ دارایی‌ (یابدهی‌) به‌استناد قرارداد قابل‌ شناسایی‌ است‌، به‌شرط‌ آنکه‌ معیارهای‌ عمومی‌ شناخت‌ رعایت‌ شده‌ باشد، یعنی‌:
الف‌ ـ شواهد کافی‌ مبنی‌بر جریان‌ آتی‌ منافع‌ وجود داشته‌ باشد. این‌ امر مستلزم‌ این‌ است‌ که‌ بتوان‌ قرارداد را در عمل‌ به‌اجرا درآورد و طرفین‌ به‌سهولت‌ و بدون‌ تحمل‌ جریمه‌ قابل‌ ملاحظه‌ نتوانند قرارداد را فسخ‌ کنند.
ب‌ ـ مبلغ‌ قرارداد را بتوان‌ با قابلیت‌ اتکای‌ کافی‌ اندازه‌گیری‌ نمود. این‌ معیار در مورد قراردادهایی‌ صدق‌ می‌کند که‌ موضوع‌ آنها خرید و فروش‌ اقلامی‌ باشد که‌ ارزش‌ بازار مشخص‌ دارند و لذا ممکن‌ است‌ در مورد محصولات‌ خاص‌ که‌ طبق‌ سفارش‌ ساخته‌ می‌شود، صدق‌ نکند.
اتکاپذیری‌ اندازه‌گیری‌ تحت‌ تأثیر سه‌ عامل‌ است‌:
الف‌ ـ توانایی‌ اندازه‌گیری‌ منافع‌ مستتر در قلم‌ مورد نظر برحسب‌ مبالغ‌ پولی‌،
ب‌ ـ تغییرپذیری‌ میزان‌ این‌ منافع‌ (پراکندگی‌ سطوح‌ مختلف‌ منافع‌ و نیز احتمال‌ وقوع‌ یک‌ سطح‌ منفعت‌ خاص‌)، و
ج ـ وجود یک‌ مبلغ‌ حداقل‌.

مبانی شناخت و اندازه گیری:
الف- مفروضات بنیانی: تفکیک شخصیت، تداوم فعالیت، دوره مالی، واحد اندازه گیری
ب- اصول حسابداری: اصل بهای تمام شده، اصل شناخت درآمد، اصل تطابق، اصل افشا
ج- اصول محدودکننده: محافظه کاری، اهمیت، فزونی منافع بر مخارج، خصوصیات صنعت
مفروضات بنیانی:
فرض تفکیک شخصیت( Separate Entity Assumption): یعنی هر واحد اقتصادی به عنوان یک واحد مستقل از مالک یا مالکان آن و نیز جدا از موسسات دیگر در نظر گرفته می شوند.
فرض تداوم فعالیت( Going Concern Assumption): یعنی واحد اقتصادی تا آینده قابل پیش بینی به فعالیتهای خود ادامه دهد مگر آنکه عکس آن ثابت شود.
فرض دوره مالی(Time- Period Assumption): عمر یک واحد اقتصادی به دوره های زمانی نسبتا کوتاهی به نام دوره حسابداری تقسیم می شود.این دوره ها ممکن است یک ماهه، سه ماهه، شش ماهه یا یکساله باشد. اما متداولترین آنها دوره مالی یکساله است که اصطلاحا سال مالی خوانده می شود. این امر قابلیت مقایسه را فراهم کرده و امکان سنجش و ارز یابی نتایج حاصل از فعالیتهای موسسات اقتصادی را در دوره های زمانی مختلف ایجاد میکند.
فرض واحد اندازه گیری(Unit-of- measure Assumption): یعنی عملیات، معاملات و رویدادهای مالی باید بر حسب پول مورد سنجش قرار گرفته و گزارش شود.
اصول حسابداری:
اصل بهای تمام شده (Cost Principle) : طبق این اصل، داراییهای تحصیل شده در مبادلات باید به جای قیمتهای جاری بازار، بر حسب بهای تمام شده ثبت و بر همین اساس نیز در صورتهای مالی منعکس کرد. بهای تمام شده که به آن بهای تمام شده تاریخی نیز می گویند مبلغی است که نشان دهنده ارزش اقلام تحصیل شده در معاملات حقیقی و شرایط عادی بوده و به هیچ وجه مبتنی بر برآورد و یا حدس و گمان نمی باشد.
اصل شناخت درامد(Revenue Realization Principle) : بر اساس این اصل درآمد هنگامی شناسایی می شود که فرآیند کسب سود کامل شده باشد و مبادله ای انجام گرفته باشد . البته در قراردادهای بلندمدت پیمانکاری، درآمد متناسب با پیشرفت کار یا خدمات مورد قرارداد و قبل از تکمیل عملیات شناسایی می شود که استثنایی بر اصل تحقق درآمد تلقی می گردد.
اصل تطابق (Matching Principle) : هزینه های یک دوره مالی باید از درآمدهای همان دوره کسر گردد.
اصل افشا (Disclosure Principle): واحدهای اقتصادی موظفند کلیه واقعیتها و اطلاعات با اهمیت مربوط به فعالیتهای مالی خود را به نحو مناسب در متن مناسب در متن صورتهای مالی اساسی و در صورت عدم امکان, در یادداشتهای پیوست صورتهای مالی گزارش و افشا نمایند.
اصول محدودکننده:
محافظه کاری ((Conservatism : واحدهای تجاری ها را کمتز از واقع نمایش دهد.
اهمیت (Materiality) : واحدهای اقتصادی مجازند در خصوص اقلامی که با توجه به وضعیت، محیط و عملکرد واحد از جهت ارزش ناچیز و کم اهمیت می باشند از بکار گرفتن روشهای صحیح تئوریک اجتناب نموده و به حای آن از روشهایی استفاده کنند که کم هزینه تر, عملی تر و راحت تر باشد.
فزونی منافع بر مخارج (Cost-benefit Constraint): تهیه اطلاعات حسابداری باید توجیه اقتصادی داشته باشد.
خصوصیات صنعت( Industry Peculiarities): در صنایع مختلف با توجه به ویژگیها و خصوصیات خاص آن صنعت می توان اقدام به تعدیل و با اصلاح روشهای حسابداری نموده و یا از روشهای جدیدی استفاده کرد به شرط آنکه اثبات گردد روشهای اصلاح شده و یا جدید اطلاعات سودمندتری نسبت به روشهای پذیرفته شده حسابداری ارائه نموده و یا جهت جلوگیری از نتیجه گیریهای گمراه کننده, ضروری می باشد.
قراردادهای آتی futures contract : قرارداد آتی توافقنامه ای مبتنی بر خرید یا فروش دارایی در زمان معین در آینده و با قیمت مشخص است.
یک سرمایه گذار ممکن است، در ماه مارس به کارگزار خود خرید۵۰۰۰ بوشل ذرت را به تحویل در ماه ژوئیه سفارش دهد. این دستور باید فوراً به یک معامله گر منتقل شود. امکان دارد، همزمان سرمایه گذار دیگری در کنزاس به کارگزار خود، فروش ۵۰۰۰ بوشل ذرت را به تحویل ماه ژوئیه سفارش دهد. این سفارشات نیز باید به معامله گر بورس شیکاگو منتقل شود. با ملاقات حضوری دو معامله گر و توافق بر سر قیمت معین، این معامله انجام میشود.
در این حالت گفته میشود، سرمایه گذار نیویورکی که توافق کرده است، تا غلات تحویل ماه ژوئیه را بخرد، به اصطلاح موقعیت یا موضع معاملاتی خرید را و سرمایه گذار دیگر که توافق کرده است، تا غلات تحویل ماه ژوئیه را بفروشد، اصطلاحاً موضع معاملاتی فروش اتخاذ کرده است. قیمت مورد توافق طرفین را قیمت قرارداد آتی میگویند.
موضع معاملاتی خرید long Position: در بازار آتی، افرادی که مبادرت به خرید قرارداد آتی کنند، به گونه ا ی که متعهد شوند، در تاریخ انقضا دارایی پا

یه را تحویل بگیرند، اصطلاحاً میگوییم در موضع معاملاتی خرید قرار گرفته اند.
موضع معاملاتی فروش Short Position: به موقعیت فردی که قرارداد فروش اوراق بهادر، کالا، ارز و مانند این ها را منعقد کرده، در حالی که فاقد آن است، اصطلاحاً short می گویند.
بازار فرابورس over–the–counter market (OTC): در کنار بازارهای سازمان یافته بورس، مجموعه ای از بازارهای فرابورس وجود دارند؛ که برخلاف بورسها که از نظر فیزیکی مکان معینی دارند، این بازارها، به صورت شبکهای مبتنی بر ارتباطات تلفنی

و رایانه ای هستند که معامله گرانی را به همدیگر م

رتبط میسازند که نمیتوانند به طور حضوری با هم ارتباط برقرار کنند. معمولاً، مکالمات تلفنی در بازارهای فرابورس ضبط می شوند و در دعاوی حقوقی یا در موارد اختلاف برانگیز بین معامله کنندگان، مورد استناد قرار میگیرند.
پیمانهای آتی Forward Contracts: پیمان آتی از آن جهت که توافقی است مبتنی بر خرید یا فروش یک دارایی در زمانی معین در آینده و با قیمت مشخص، شبیه قرارداد آتی است. اما وجه تمایز این دو درآن است، که قراردادهای آتی در بورس معامله میشوند و پیمان های آتی در بازارهای فرابورس. مورد معامله، در پیمانهای آتی اغلب، ارزهای خارجی هستند.
قراردادهای اختیار معامله Option: به طور کلی، میتوان حق اختیار معامله را به دو دسته تقسیم کرد اختیار خرید و اختیار فروش. یک اختیار خریدCall Option در واقع این حق (و نه الزام) را به دارنده آن میدهد، که دارایی موضوع قرارداد را با قیمت معین و در تاریخ مش

خص یا قبل از آن، بخرد.به همین ترتیب، یک اختیار فروش Put Option به دارنده آن این حق را میدهد، که دارایی موضوع قرارداد را با قیمت معین و در تاریخ مشخصی و یا قبل از آن بفروشد. قیمتی را که درقرارداد ذکر میشود، قیمت توافقی یا قیمت اعمال exercise price (strike prie) گویند. و تاریخ ذکر شده در قرارداد را، اصطلاحاً تاریخ انقضا یا سررسید اختیار معامله Exercise date or expiration date or maturity می گویند.
اختیار خرید یا فروش، هر کدام به دو حالت اروپایی و آمریکایی تقسیم میشود. قرارداد اختیار اروپایی European option فقط در تاریخ سررسید قابلیت اعمال دارد. در حالی که قرارداد اختیار آمریکاییAmerican option در هر زمانی قبل از تاریخ سررسید یا در تاریخ سررسید قابل اعمال است.
یک ورقه اختیار معامله به دارنده آن حق یا اختیار انجام کاری را میدهد؛ نه اینکه او را ملزم به انجام کاری کند. این ویژگی، وجه تمایز ورقه اختیار معامله از قراردادهای آتی است.
انواع معامله گران: سه گروه مهم معامله گران در بازارهای قراردادهای آتی، پیمانهای آتی و قراردادهای اختیار معامله عبارتند از: پوشش دهندگان ریسک، سفته بازان و آربیتراژگران.
پوشش دهندگان ریسک Hedgers : پوشش دهندگان ریسک در موقعیتی هستند که در معرض ریسک مرتبط با تغییر قیمت دارایی اند. آنها از قراردادهای فوق برای کاهش یا حذف این ریسک استفاده می کنند. در پوشش ریسک هزینه یا قیمت دریافتی بابت دارایی پایه، تضمین می شود ولی اینکه نتیجه ناشی از پوشش ریسک بهتر از حالت، عدم پوشش ریسک باشد، هیچ اطمینانی وجود ندارد.
مثالی در مورد پوشش ریسک با استفاده از پیمان های آتی: شرکت اول باید در ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۰ بابت خرید کالا از شرکت انگلیسی مبلغ ۱۰ میلیون پوند پرداخت نماید. شرکت دوم در ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۰ مبلغ ۳۰ میلیون پوند از مشتری انگلیسی خود دریافت خواهد نمود. نرخ های بازار نشان می دهد که استرلینگ سه ماهه آینده را میتوان به ازای هر پوند انگلیس، ۵۱۴۴/۱ دلار فروخت و به ازای هر پوند انگلیس، ۵۱۴۹/۱ دلار خریداری نمود.
راهبرد پوشش ریسک شرکت اول: خرید مبلغ ۱۰ میلیون پوند در بازار پیمان آتی سه ماهه، به منظور تثبیت نرخ مبادله ارزها در نرخ ۵۱۴۹/۱ دلار برای مبلغ استرلینگی که خواهد پرداخت.

 

راهبرد پوشش ریسک شرکت دوم: فروش مبلغ ۳۰ میلیون پوند در بازار پیمان آتی سه ماهه، به منظور تثبیت نرخ مبادله ارزها در نرخ ۵۱۴۴/۱ دلار برای مبلغ استرلینگی که دریافت خ

واهد نمود.
مثالی در خصوص پوشش ریسک با استفاده از اختیار معاملات: یک سرمایه گذار۱۰۰۰ سهم مایکروسافت را در اختیار دارد و میخواهد خود را در برابر کاهش احتمالی قیمت

سهام در طی دو ماه آینده پوشش دهد. قیمت فعلی سهام مایکروسافت ۷۳ دلار و قیمت اختیار فروش با سررسید در جولای و قیمت توافقی، ۶۵ دلار، معادل ۵/۲ دلار می باشد. این شخص ۱۰ قرارداد اختیار فروش (هر قرارداد برای ۱۰۰ سهم) با هزینه ۲۵۰۰ دلار خریداری مینماید. سرمایه گذار این حق را دارد که در طول دو ماه آینده۱۰۰۰ سهم را حداقل به قیمت ۶۵۰۰۰ دلار بفروشد.با اینکه انتخاب این استراتژی۲۵۰۰ دلار هزینه در بردارد، ولی در عوض تضمین میکند، که حداقل قیمت فروش سهام برای هر سهم تا زمان سررسید اختیار، ۶۵ دلار باشد. اگر قیمت بازار سهام کاهش یابد، شخص میتواند اختیار فروش را اعمال کند و ۶۵۰۰۰ دلار بابت فروش سهام دریافت کند، که با کسر هزینه ۲۵۰۰ دلار برای خریداختیار معامله، درآمد خالص وی، مبلغ۶۲۵۰۰ دلار می شود. اگر قیمت بازار بیش از۶۵ دلار شود، اختیار فروش اعمال نمیشود و منقضی میگردد.
با این دو مثال تفاوت بین پیمانهای آتی و اختیار معاملات برای پوشش ریسک، آشکار میشود. پیمان های آتی برای ایجاد حالت بی تفاوتی نسبت به ریسک طراحی شده ا ند؛ یعنی قیمتی را که پوشش دهنده ریسک برای دارایی پایه دریافت می کند یا می پردازد، تثبیت می کنند. در مقابل، قراردادهای اختیار معامله تضمین ایجاد میکنند. این قراردادها برای سرمایه گذاران این امکان را فراهم میکنند، که تا خود را در مقابل حرکت نامطلوب قیمت، محافظت کنند و در عین حال، از حرکت مطلوب قیمتها منتفع شوند. برخلاف پیمانهای آتی، برای ورود در قراردادهای اختیار معاملات هزینه هایی جهت قیمت اختیار معامله پرداخت میشود.
سفته بازان Speculate : سفته بازان تمایل دارند که حرکت آتی قیمت دارایی را پیش بینی کنند. قراردادها و پیمانهای آتی و اختیار معاملات نوعی اهرم ایجاد میکند. بنابراین سود یا زیان بالقوه آنها افزایش می یابد.
مثالی در مورد سفته بازی با استفاده از قراردادهای آتی: سرمایه گذار بر این باور است که پوند انگلیس در برابر دلار آمریکا در طول دو ماه بعد تقویت خواهد شد و براساس همین پیش بینی میخواهد دست به سفته بازی بزند.
راهبردهای پیشنهادی:

۱- ۲۵۰۰۰۰ پوند با قیمت ۴۱۱۷۵۰ دلار بخرد و در حسابی که به آن بهره تعلق میگیرد، سپرده گذاری نماید، به این امید که بعد از دو ماه میتواند آن را به مبلغ گرانتری بفروشد و سود خود را بردارد.
۲- در ۴ قرارداد آتی آوریل (هر قرارداد ۶۲۵۰۰ پوند)، موضع معاملاتی خرید اتخاذ نماید. این کار باعث ایجاد تعهد سرمایه گذار نسبت به خرید ۲۵۰۰۰۰ پوند با قیمت ۴۱۰۲۵۰ دلار در ماه آوریل می شود. چنانچه نرخ مبادله ارزها در ماه آوریل بیشتر از ۶۴۱/۱

باشد سرمایه گذار سود خواهد برد.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 12900 تومان در 80 صفحه
129,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد