دانلود فایل پاورپوینت بیوگرافی استاد شهریار

PowerPoint قابل ویرایش
13 صفحه
11900 تومان
119,000 ریال – خرید و دانلود

لطفا به نکات زیر در هنگام خرید دانلود فایل پاورپوینت بیوگرافی استاد شهریار توجه فرمایید.

1-در این مطلب، متن اسلاید های اولیه دانلود فایل پاورپوینت بیوگرافی استاد شهریار قرار داده شده است

2-در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل اسلاید ها میباشد ودر فایل اصلی این پاورپوینت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد

 

اسلاید ۱ :

محمدحسین شهریار

برای دیگر معانی به شهریار (ابهام‌زدایی) رجوع نمائید.

محمدحسین شهریار 

زمینه فعالیت شاعر و ادیب

تولد ۱۲۸۵

تبریز، ایران

مرگ ۱۳۶۷

تهران

 سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۲۸۵ – ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (قبل از آن بهجت) شاعر ایرانی بود که شعرهایی به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی دارد. از شعرهای معروف او می‌توان به «علی ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» به فارسی و «حیدر بابایه سلام» (به معنی سلام بر حیدر بابا) به ترکی آذربایجانی اشاره کرد. روز وفات این شاعر در ایران روز ملی شعر نام‌گذاری شده‌است.

زندگی

شهریار به سال ۱۲۸۵ درتبریز متولد شد.دوران طفولیت خود را در روستای مادری قایش قورشاق و روستای پدری خشکناب در بخش قره‌چمن آذربایجان ایران سپری نمود . پدرش حاج میر آقا خشکنابی نام داشت که در تبریز وکیل بود. پس از پایان سیکل اول متوسطه در تبریز در سال ۱۳۰۰ برای ادامهٔ تحصیل از تبریز به تهران رفت و در مدرسهٔ دارالفنون (تا ۱۳۰۳) و پس از آن در رشتهٔ پزشکی ادامهٔ تحصیل داد. حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری «به علل عشقی و ناراحتی خیال و پیش‌آمدهای دیگر» ترک تحصیل کرد (زاهدی ۱۳۳۷، ص ۵۹). پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور، شهریار به تهران بازگشت و به سال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد. بعدها دانشگاه تبریز وی را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان استاد افتخاری دانشکده ادبیات تبریز را نیز به وی اعطا نمود شهریار پس از انقلاب ۱۳۵۷، شعرهایی در مدح نظام جمهوری اسلامی و مسئولین آن، از جمله روح الله خمینی و سید علی خامنه‌ای و نیز اکبر هاشمی رفسنجانی (انتشار پس از مرگ شهریار)سرود.

اسلاید ۲ :

شهریار در روزهای آخر عمر به دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از مرگ در ۱۳۶۷، بنا به وصیت خود در مقبرهالشعرا در تبریز دفن شد. شهریار دو دختر به نام‌های شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی داشت.

عشق و شعر

مقبره شهریار در مقبره الشعرای تبریز

شهریار در جوانیگفته می‌شود، شهریار سال آخر رشته پزشکی بود که عاشق دختری شد.پس از مدتی خواستگاری نیز از سوی دربار برای دختر پیدا می‌شود. گویا خانواده دختر با توجه به وضع مالی محمدحسین تصمیم می‌گیرند که دختر خود را به خواستگار مرفه‌تر بدهند. این شکست عشقی بر شهریار بسیار گران آمد و با این که فقط یک سال به پایان دوره ۷ ساله رشته پزشکی مانده بود ترک تحصیل کرد. غم عشق حتی باعث مریضی و بستری شدن وی در بیمارستان می‌شود. ماجرای بیماری شهریار به گوش دختر می‌رسد و همراه شوهرش به عیادت محمد در بیمارستان می‌رود. شهریار پس از این دیدار در بیمارستان شعری را که دو بیت آن در زیر آمده است، در بستر می‌سراید. این شعر بعد ها با صدای غلامحسین بنان به صورت آواز خوانده شد.

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم

دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

شهریار بعد از این شکست عشقی که منجر به ترک تحصیل وی می شود به صورت جدی به شعر روی می آورد و منظومه های زیادی را می سراید. وی اولین دفتر شعر خود را در سال ۱۳۰۸ با مقدمه ملک‌الشعرای بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری منتشر کرد. بسیاری از اشعار او به فارسی و ترکی آذربایجانی، جز آثار ماندگار این زبان‌هاست. منظومه حیدربابایه سلام، سروده شده به سال ۱۳۳۳، از مهم‌ترین آثار ادبی ترکی آذربایجانی شناخته می‌شود.

اسلاید ۳ :

حکایت از گلستان

۱-پارسائی را دیدم بر کنار دریا ، که زخم پلنگ داشت و به هیچ دارو به نمی شد.مدتها در آن رنجور بود و شکر خدای عز و جل علی الدوام گفتی ؛ پرسیدندش که شکر چه می گوئی ، گفت : شکر آنکه  بمصیبتی گرفتارم نه بمعصیتی.

گو مرا زار به کشتن دهد آن یار عزیز

تا نگوئی که در آن دم غم جانم باشد

گویم از بنده مسکین چه گنه صادر شد

کو دل آزرده شد از من ،غم آنم باشد

۲- حکیمی که با جهال در افتد توقع عزت ندارد و گر جاهلی بزبان آوری بر حکیمی غالب آید عجب نیست که سنگیست که گوهر همی شکند .

گر هنرمند ز اوباش جفائی بیند 

تا دل خویش نیازارد و درهم نشود

سنگ بد گوهر اگر کاسه زرین بشکست

قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود

۳- ارادت بیچون یکی را از تخت شاهی فرو آرد و دیگری را در شکم ماهی نکو گرداند.

۴- زمین را از آسمان نثار است و آسمانرا از زمین غبار “کل اناء یترشح بما فیه “

گرت خوی من آمد ناسزاوار

تو خوی نیک خویش از دست مگذار

اسلاید ۴ :

برگزیده شده از اشعار زیبای سعدی شیرازی

شعر عاشقانه از سعدی شیرازی

تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیبایی

دری باشد که از رحمت به روی خلق بگشایی

ملامتگوی بی​حاصل ترنج از دست نشناسد

در آن معرض که چون یوسف جمال از پرده بنمایی

به زیورها بیارایند وقتی خوبرویان را

تو سیمین تن چنان خوبی که زیورها بیارایی

چو بلبل روی گل بیند زبانش در حدیث آید

مرا در رویت از حیرت فروبسته​ست گویایی

تو با این حسن نتوانی که روی از خلق درپوشی

که همچون آفتاب از جام و حور از جامه پیدایی

تو صاحب منصبی جانا ز مسکینان نیندیشی

تو خواب آلوده​ای بر چشم بیداران نبخشایی

گرفتم سرو آزادی نه از ماء مهین زادی

مکن بیگانگی با ما چو دانستی که از مایی

دعایی گر نمی​گویی به دشنامی عزیزم کن

که گر تلخست شیرینست از آن لب هر چه فرمایی

گمان از تشنگی بردم که دریا تا کمر باشد

چو پایانم برفت اکنون بدانستم که دریایی

تو خواهی آستین افشان و خواهی روی درهم کش

مگس جایی نخواهد رفتن از دکان حلوایی

قیامت می​کنی سعدی بدین شیرین سخن گفتن

مسلم نیست طوطی را در ایامت شکرهایی

اسلاید ۵ :

     مخزن‌الاسرار

مَخزَن‌الاسرار نخستین مثنویِ نظامی گنجوی شاعر ایرانی است.

از آنجا که در خود کتاب اشارهٔ مستقیم و یا غیرمستقیمی به تاریخ سرایش و یا تاریخ تقدیم اثر به والی آذربایجان (و نه اران) نشده‌است، و همچنین در آثار معتبر دیگر نیز تاریخ دقیق خلق این اثر ذکر نشده، نمی‌توان بیقین تاریخ آن را تعیین کرد. ولی با توجه به اینکه نظامی تاریخ‌های بسیار دقیق دیگری از آثار، سن فرزند و ماده تاریخ‌های دیگر در آثار دیگرش می‌دهد، و همچنین با بررسی تاریخ آذربایجان و اران، و مطالعات تطبیقی میتوان بیقین گفت که خلق این اثر بین سالهای ۵۶۱ و ۵۶۹ قمری می‌باشد (و به احتمال زیاد نزدیک به ۵۶۹ معادل ۱۱۷۳ میلادی است).

نظامی این کتاب را به «ملک فخرالدین بهرامشاه بن داوود» والی آذربایجان تقدیم کرد.

این کتاب دربرگیرنده خواندن مردم به خودشناسی، خداشناسی و گزینش ویژگی‌های پسندیده اخلاقی است و در بحر سریع مسدس (مفتعلن مفتعلن مفتعل) سروده شده.

نظامی گنجوی

نام وی الیاس و لقب یا تخلص وی ( چنانکه خود در آغاز لیلی و مجنون به آن اشاره کرده ) نظامی است. نام پدرش یوسف نام جدش ” ذکی ” و نام جد اعلایش ” موید ” بوده و سه همسر و یک فرزند به نام محمد داشته است. زادبوم نظامی را شهر گنجه و اجدادش را اهل تفرش گفته اند.

نظامی مانند اغلب اساتید باستان از تمام علوم عقلی و نقلی بهره مند و در علوم ادبی و عربی کامل عیار و در وادی عرفان و سیر و سلوک راهنمای بزرگ و در عقاید و اخلاق ستوده پایبند و استوار و سرمشق فرزندان بشر بوده و در فنون حکمت از طبیعی و الهی و ریاضی دست داشته و گویند که اگر وارد مرحله شاعری نبود و به تدریس و تالیف علوم حکمیه می پرداخت در ردیف بزرگان حکمت و فلسفه به شمار می آمد….

در پاکی اخلاق و تقوی، نظیر حکیم نظامی را در میان تمام شعرای عالم نمی توان پیدا کرد. در تمام دیوان وی یک لفظ رکیک و یک سخن زشت پیدا نمی شود و یک بیت هجو از اول تا آخر زندگی بر زبانش جاری نشده است. از استاد بزرگ گنجه شش گنجینه در پنج بحر مثنوی جهان را یادگار است که مورد تقلید شاعران زیادی قرار گرفته است، ولی هیچکدام از آنان نتوانسته اند آنطور که باید و شاید از عهده تقلید برآیند. این شش دفتر عبارتند از:

مخزن الاسرار، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، هفت پیکر، شرفنامه و اقبالنامه که همگی نشان دهنده هنر سخنوری و بلاغت گوینده توانا آن منظومه هاست. وفات نظامی را بین سالهای ۵۹۹ تا ۶۰۲ و عمرش را شصت و سه سال و شش ماه نوشته اند.

اسلاید ۶ :

خوشرویی در قرآن

موضوع مصاحبه که مطرح شد ناخودآگاه لبخندی روی لبمان نشست ؛ خوشرویی : موضوعی که نام بردن از آن هم انسان را شاد می کند . روی خوش و خلق حسن، نوش دارویی که می تواند ریشه ی بسیاری  از مشکلات را بخشکاند. از نظر روان شناسی هم ثابت شده که حتی، لبخند تصنعی هم می تواند بار مثبت داشته باشد . خوشرویی ؛ انسان را به یاد نبی اکرم می اندازد ،کسی که به خاطر خلق نیک و اخلاق پسندیده مفتخر به دریافت مدال جاودان خلق عظیم از سوی خداوند گردید .

موضوع مصاحبه را با جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا گرجی در میان گذاشتیم و با همان خوشرویی که از ایشان سراغ داشتیم ما را پذیرفتند و کلاس صبح جمعه ی خود را که در یک فضای بسیار صمیمی در آموزش و پرورش ناحیه ۳ در حضور خواهران حافظ و قاری قرآن تشکیل داده بودندرا تبدیل به جلسه ی پرسش و پاسخ کردند که ماحصل کار بسیار رضایت بخش بود .

ضمن عرض سلام و تشکر از شما استاد ارجمند و خواهران گرامی ؛ بعنوان اولین سوال : تعریف خوشرویی را برای ما بفرمائید ؛ خوشرویی یعنی چه ؟ معارف اسلامی ما سه بخش است بخش اول اصول و عقائد ،بخش دوم فقه یا احکام اسلامی و بخش سوم اخلاق اسلامی . مجموعه ی صفاتی که یک مسلمان باید خودش را به آنها زینت ببخشد  و اضداد آن را از خودش دور کند ، بعنوان مثال متواضع باشد و تکبر را از خودش دور کند ، یک بخش از مباحث اخلاق اسلامی ما موضوع خوشرویی است که در روایات اسلامی به گشاده رویی یا بشاشیت در برخورد با مردم معروف است به این معنا که انسان در برخورد با مردم با روی باز و لب خندان برخورد کند که از صفات بسیار پسندیده ی اسلام است .

ویژگی ها و صفات یک انسان خوشرو چیست ، یعنی یک انسان باید چه رفتاری داشته باشد تا بگویند او فرد خوشرویی است ؟

در مورد خوشرویی اجازه بدهید که عرض کنم حضرت امیر المومنین علی (ع) می فرماید :«البشر اول البر » خوشرویی سرآغاز همه خوبیهاست . اما افراد خوشرو خصوصیاتی دارند اول آنکه در مواجهه با مردم و در ملاقات با مؤمنین با روی خوش و با لب خندان با چهر ه ای بشاش ظاهر می شوند حضرت علی (ع) در نهج البلاغه دارند که « المومن بشره فی وجه و حزنه فی قلبه » مومن بشاشیت در چهره اش است اما حزن و اندوهش در قلبش پنهان است ، یعنی انسان مومن اگر غم و غصه ای هم دارد در قلب خودش مخفی می کند . در یک عبارت دیگر باز امیر المو منین دارند که مومنین وقتی همدیگر را ملاقات می کنند « یلقاه بالبشر اذا نهدیه » با روی خوش و گشاده رویی با همدیگر برخورد می کنند .

آیا مزاح و خوشرویی با هم فرق دارند ؟ موضوع مزاح یا همان شوخی خودمان یک بحث جدایی از خوشرویی است ممکن است در بعضی از موارد خوش اخلاقی ایجاب کند که انسان در جایی شوخ طبع باشد با مردم مطایبه کند یعنی حرفهای طیب و حرفهای قشنگ بزند ولی باب مجزایی است و در مباحث اخلاقی  اهل بیت عصمت و طهارت بابی را تحت عنوان باب المزاح یا باب الادخال السرور فی قلوب المومنین باز کرده اند به این مضمون که کاری کنیم که مؤمنان را شاد و خوشحال کند . البته می توان بین این دو جمع کرد یعنی منافاتی بین مزاح و خوشرویی نیست برای این که انسان خوشرو باشد طبیعتاً می توان بذله گو و شیرین  زبان و خوش گفتار هم باشد .

حاج آقا لطفاً برای ما از ابعاد خوشرویی هم توضیحاتی بفرمائید یعنی ابعاد خوشرویی در عرصه های مختلف سیاسی –اجتماعی – فرهنگی را بیان بفرمائید .

ابعاد خوشرویی خیلی زیاد است ، خوشرویی یک موضوع عام است وقتی انسانی خوشرو، خوش اخلاق ،بشاش و گشاده رو شد، در همه ی ابعاد زندگی این طور است . با مراجعه کننده، زیردست،  مافوق، اعضائ خانواده و شاگردان خوشرو و خوش اخلاق می شود. البته در مباحث سیاسی اجتماعی هم همین طور است ،در جریانات سیاسی چون بهر حال جناحها و گروههای سیاسی درگیری و اختلافاتی دارند ایرادی ندارد که انسان در حین حفظ اعتقادات و سلایق فکری خودش و اعتقادات جناحی در برخورد با جناح مقابل با اخلاق نیک برخورد کند. خدایی نکرده تحقیر یا تفکیر نکند و نظرات خودش را با روی باز ذکر کند و از نظرات جناح مقابل هم با روی باز استقابل کند .

به نظر شما روی زیبا ( زیبا رویی ) ارتباطی با خودش رویی دارد یعنی خوشرو بودن شخصی مستلزم داشتن روی زیبایی اوست ؟

نه ممکن است آدم هایی باشند که یازیاد زیبا نباشند اما اخلاقشان خوب باشد غالباً آقایان همین طور هستند ، خداوند متعال زیبایی را به زن مرحمت کرده و زیبایی مرد به اخلاق خوب اوست ولی گاهی هم بعضی از خانم ها هستند که از زیبایی آنچنانی برخوردار نیستند اما بخاطر اخلاق خوبی که دارند در محیط خانه در نزد همسر و فرزندانشان و اطرافیان محبوب هستند .  در روایتی از قول پیامبر اعظم داریم که ایشان فرموده اند :(اخلاق نیک را در نزد خوبرویان جستجو کنید) یعنی انسان هایی که خوب رو هستند غالباً خوش اخلاقندالبته این اعتقادی است ؛ شاید به خاطر این است که زیبایی ظاهر می تواند نشان از زیبایی روح باشد

اسلاید ۷ :

ولی علی التجربه امروزه دیده ایم که گاهی بر اثر تربیت غلط آدمهای زیبایی که بسیارپرخاشگر و بسیار ناراحت و از نظر اخلاقی و تربیتی بسیار مشکل دار هستند که این منوط به تربیت خانوادگی آن فرد می تواند باشد .

حاج آقا گاهی اتفاق می افتد که عده ای خوشرویی را مانعی برای قاطعیت و جدی بودن می دانند . نظر شما در این مورد چیست ؟آیا اگر انسان خوشرو بود دیگر نمی تواند جدی و قاطع باشد ؟

اگر معنای درستی از خوشرویی نفهمیده باشیم ، می تواند مانع جدی برای ما بشود. اگر ما فکر کنیم که خوش اخلاقی به این است که  به همه جواب مثبت بدهیم و همه کارهایی که از ما خواسته می شود را انجام بدهیم در اشتباه هستیم . اخلاق درست این است که انسان جایی که لازم است ،  نه بگوید و چیزی را نپذیرد. همیشه اخلاق خوب به بله گفتن ،تایید کردن و پذیرفتن نیست . باید ببینیم معنایی که از خوشرویی در وجود ما نقش بسته چیست .اگر معنای خوشرویی همان است که اهل بیت ما گفته اند پذیرفتنی است.

پس اگر چنین است اهل بیت ما چگونه متعادل رفتار کرده اند که همیشه میانه رو بوده اند  نه اهل مسخره و مزاح بوده اند و نه عبوس و ترش رو ؟

اهل بیت ما معادن جود و کرم و علم و دانش هستند ، آنها هرگز ودر هیچ زمینه ای اهل افراط و تفریط نبوده اند ما در اخباری که از ایشان و از زندگی نامه ها یشان بدستمان رسیده می خوانیم که در مقابل حاکمان جور و ستمکاران زمان هرگز از در آشتی و دوستی و خوشرویی وارد نشده اند و همیشه از اولین کسانی بوده اند که در صف مقابله ای با طاغوت زمان خودشان بودند ودر مقابل ضعیفان و مستضعفین  در مقابل یتیمان و افراد ضعیف جامعه – در مقابل دوستان و پیروان خود تا حد امکان خوشور و مهربان بوده اند .

حاج آقا ما در جامعه افراد زیادی را می بینیم که منافق صفت هستند یعنی اینکه روی خوش و بازی دارند اما باطن زشت و پلید ، وظیفه ی ما با این گونه افراد چیست ؟

اگر تشخصی بدهیم که فردی واقعاً منافق است یعنی ظاهراً با ما خوب برخورد می کند ولی در باطن دشمن ماست ما در حدو و ظیفه ی ظاهریمان باید برخورد کنیم، یعنی اگر به ما سلام کرد ما نمی توانیم جوابش را ندهیم چون جواب سلام واجب است . اما با این گونه افراد نباید  صمیمی شد چون در رفاقت ها  و شراکت ها یشان با ما صادق نیستند. به این جور افراد نباید اعتماد کرد و مناسب امور را در اختیار شان بگزاریم .اما به طور کلی مسلمانان در برخورد با منافق مشرک در همه جوانب الا در موضع جنگ و نزاع باید با احترام و خوشرویی باشند، اتفاقاً یکی دلایل جذب افراد درصدر اسلام از ناحیه ی پیغمبر خوشرویی و مهربانی ایشان بوده است .

حاج آقا همان طوری که خودتان می دانید ما احادیث زیاد و متنوع و جالبی در رابطه ی با خوشرویی داریم ولی حدیثی که توجه من را به خودش جلب کرد حدیثی بود که در بحار و الانوار جلد ۷۱صفحه ۳۷۵ ذکر شده بود که همان طوری که خورشید برف را آب می کند اخلاق نیکو هم گناهان را ، لطفاً در این باب توضیح بفرمائید ؟

بله ما در احادیثمان داریم که وقتی پروندۀ انسان را به دستش می دهند ( عنوان الصحیفه المومن حسن الخلق ) یعنی رأس پرونده انسان  از اخلاق نیکو نوشته اند ، یکی از مسائلی که انسان را به خداوند نزدیک می کند و گناهان انسان را می بخشد اخلاق نیکو ست ،من روایتی دیده ام که روایت بسیار زیبا وقشنگی است به این مضمون که انسان با حسن خلق و اخلاق نیکو می تواند به درجه ی شب زنده داران و روزه داران برسد. می دانید که در قرآن اجر دو دسته گفته نشده است، یک روزه داران و دیگری شب زنده داران . خیلی از ما انسانها نمی توانیم شب زنده داری کنیم و یا خیلی ها نمی توانند روزه داری کنند فرموده اند بجای آن با مردم با روی خوش رفتار کنید ، می بینید که با خوش اخلاقی می توانیم به درجه ی شب زنده دارها و روزه دارها برسیم بله صحیح گفتید اخلاق نیکو گناهان را آب می کند  و می بخشد .

اسلاید ۸ :

نام کتاب : شازده کوچولو (به فرانسه: Le Petit Prince)

نویسنده : آنتوان دوسنت اگزوپری ( Saint Exupery , Antoine de )

مترجم : احمد شاملو

شازده کوچولو

محبوب ترین کتاب مردم قرن بیستم که قبلاً محمد قاضی آن را توسط ناشرین مختلف چاپ کرده بود، اکنون با ترجمه ی احمد شاملو نیز به چاپ یازدهم رسیده است.

این داستان از معروف‌ترین داستان‌های کودکان و سومین داستان پرفروش قرن بیستم در جهان است. در این داستان اگزوپری به شیوه‌ای سورئالیستی و به بیانی فلسفه ای به دوست داشتن و عشق و هستی می‌پردازد. طی این داستان اگزوپری از دیدگاه یک کودک پرسش‌گر سوالات بسیاری را از آدم ها و کارهای آنان مطرح می کند. این اثر به ۱۵۰ زبان مختلف ترجمه شده‌ است و مجموع فروش آن به زبان‌های مختلف از هشتاد میلیون نسخه گذشته است.

شازده کوچولو ( نوشته شده در سال ۱۹۴۳)، داستانی نوشته آنتوان دو سنت اگزوپری، نویسنده ی فرانسوی است.این کتاب در قرن اخیر سوّمین کتاب پرخواننده جهان بوده است. این اثر از حادثه‌ای واقعی مایه گرفته که در دل شنهای صحرای موریتانی برای سنت اگزوپری روی داده است. خرابی دستگاه هواپیما خلبان را به فرود اجباری در دل افریقا وامی‌دارد و از میان هزاران ساکن منطقه؛ پسربچه‌ای با رفتار عجیب و غیرعادی خود جلب توجه می‌کند. پسربچه‌ای که اصلاً به مردم اطراف خود شباهت ندارد و پرسشهایی را مطرح می‌کند که خود موضوع داستان قرار می‌گیرد. شازده کوچولو از کتابهای کم‌نظیر برای کودکان و شاهکاری جاویدان است که در آن تصویرهای ذهنی با عمق فلسفی آمیخته است. او این کتاب را در سال ۱۹۴۰ در نیویورک نوشته است. او در این اثر خیال انگیز و زیبایش که فلسفه دوست داشتن و عواطف انسانی در خلال سطرهای آن به ساده‌ترین و در عین حال ژرف ترین شکل تجزیه و تحلیل شده و نویسنده در سرتاسر کتاب کسانی را که با غوطه ور شدن و دلبستن به مادّیات و پایبند بودن به تعصّب ها و خودخواهی ها و اندیشه‌های خرافی بیجا از راستی و پاکی و خوی انسانی به دور افتاده اند، زیر نام آدم بزرگها به باد مسخره گرفته است.

اسلاید ۹ :

درباره ی ترجمه های کتاب در ایران:

شازده کوچولو ترجمه‌های متعددی به زبان فارسی دارد که در این میان ترجمه‌های احمد شاملو، محمد قاضی و ابوالحسن نجفی معروف‌تر هستند.

ترجمه ی احمد شاملو به دلیل متن صمیمی مقبول تر از دیگر ترجمه هاست اگرچه نمی توان از روی چندین غلط نگارشی در چاپ یازدهم کتاب چشم پوشی کرد. ( از جمله نوشتن کلماتی مانند زندگی به صورت زنده گی ! )

ضمن اینکه ابوالحسن نجفی نیز توانسته است لحن شاعرانه‌ی متن اصلی را در ترجمه‌اش حفظ کند.

 

 

مطالب فوق فقط متون اسلاید های ابتدایی پاورپوینت بوده اند . جهت دریافت کل ان ، لطفا خریداری نمایید .
PowerPoint قابل ویرایش - قیمت 11900 تومان در 13 صفحه
119,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد