دانلود مقاله امام حسین (ع)

word قابل ویرایش
20 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

مقدمه
بنام خدا اگر بپذیریم که در سراسر گیتی (جهان هستی با تمام وجوه و ابعادش که مخلوق یک واجب الوجود است و برای این خلقت هدفی مشخص شده است و آن رسیدن به کمال است و درنهایت زندگی ابدی دربرابر خداوند متعال، پس از تفکر و تحقیق و تفحص زیاد با تعقل در می یابیم که آن خدای باریتعالی برای رساندن این انسان به کمالات معنویه همراه با انجام عبادات ظاهریه که وسیله ایست برای درک عبودیت باطنیه وسیله ای را دراختیار گذاشته که بهتر و راحت تر و سریعتر و سالمتر با استفاده بهینه این انسان از آن وسایل بنحو مطلوب ره صدساله با طرفه العینی بپیماید و آن وسیله (وسایل) حبل الله است (ریسمان الهی) و آنها ۱۴ معصومند چهارده گلی که هرکدام بوی مخصوص خدائی می دهند و هرکدام آنها نام مبارکشان خواص و برکاتی دارند و درمیان آنها اگر چه (همشان نور واحد هستند) یکی از همه بیشتر نورافشانی می کند

و تلئلو خاصی دارد و قلب انسان را کاملاً متوجه خودش می کند و مثل آهن ربا اگر انسانی اعمالش کم یا زیاد و خواص آهن ربائی داشته باشد و سنخیت اعمالش شبیه دستورات آنها باشد مسلماً آنرا جذب می کند و آن یکی نام زیبایش انسان را منقلب می کند و آن یک کلمه است که عزیز دردونه سیزده معصوم دیگر و بالاخص خالق آن سیزده معصوم می باشد و آن معصومی است که با سیزده معصوم دیگر از نظر انجام وظیفه ظاهری جلوه ای دیگر دارد و آن نام مبارک حسین علیه السلام است که با شنیدن و دیدن آن نام مبارک درقلوب مشتاقانش شور و شعف خاصی ایجاد می کند پس با توجه به هدف خلقت و توانائیهائی که خداوند در وجود انسان به ودیعه گذاشته انتظار می رود که با استفاده از آن وسیله (حسین) به تمام خواسته های خود و نهایتاً به لقاء الله که کمال مطلق است برسیم

و آنچه بسیار مهم است که باید همیشه و درهرلحظه فراموش نکنیم این است که عشق به حسین و دوستی با حسین و استفاده از حسین و جان دادن در راه حسین بدون پذیرفتن ولایت عملی و بقیه اهل بیت و محبت آن خانواده که مطابق فطرت است مسیر نمی شود پس همه با هم بدون واهمه و باهم با معرفت با عشق به امر ندای علی علی علی علی حسین حسین حسین حسین را سر می دهیم جان می‌دهیم.

پیشگفتار:
حال، این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست ؟
عقل و فطرت براین مسأله حکم می کنند که حمد و ثنا مخصوص ذات اقدس حق است و درود بی منتهی برگزیده گان آن درگاه خصوصاً رسول مکرم اسلام و اولاد آدم ابوالبشر یعنی حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و اله و سلم.
دوران نوجوانی و جوانی را آنطور که معلوم است و همه می گویند و گذشتگان هم گفته اند (مثل آیه ا.. جعفربن حسین شوشتری
رحمه ا..علیه) به غفلت گذرانده ومی‌گذرانند، این بنده ضعیف بخود گفتم تو بیا و از این گرانبهاترین سرمایه استفاده کن و دانه ای بکار که پس از رشد کردن ریشه اش در زمین محکم و ساقه و شاخه و برگش بطرف آسمان مدت طولانی عرض اندام کند و آن دانه کاشتن نام حسین درقلوب بندگان خداست اگرچه همه بندگان برحسب فطرت موحدند و خدا را می‌پرستند واگر اهل بیت هم درمقابل آنها جلوه ای از خود نشان دهند تا آخر عمر سرمست و فدائی و عاشق و محب محمدو ال محمدند پس بهتر است از دیگران سبقت بگیرم و از این دوران عاشقی خود را ثابت کنم نه اینکه صبر کنم تا زمان پیری برسد و با خود زمزمه کنم که ای مسافر بی زاد و راحله –بازخواهی ماند از قافله ببین چه کشته ای؟ هنگام درو نزدیک است.
حال این عشق من است، حسین من عزیز من حسین من حسین من حسین فاطمه (س)

خصوصیت محل آن حضرت بعداز ولادتش
اول مجلس، بعد از تولد دستهای رسول خدا بوده، چنانکه مروی است که حضرت در حجره ایستاده بودند منتظر ولادت آن جناب، پس چون متولد شد به هیئت سجده، ندا

کرد پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله) اسماء را که پسر مرا بیاور، عرض کرد که هنوز او را پاکیزه نکرده ایم، فرمودند: تو او را پاکیزه می کنی! خداوند او را پاک و پاکیزه کرده، پس آورد او را درحالتی که پیچیده شده بود درپارچه ای که از پشم بود، پس گرفت او را به دست خود، و نظر فرمود باو و گریست، و فرمود : «دشوار است برمن ای ابا عبدالله» و بعد از آن گاهی بردوش و گردن جبرئیل بود،

و گاهی بردوش پیغمبر، یا برسینه و پشت آن سرور، و گاهی بردست او هنگامی که بلند می فرمود او را که دهانش را ببوسد و گاهی بلند می فرمود او را که نشان اصحاب دهد و سفارش او را نماید و گاهی درحال سجود برپشت آن حضرت سوار می شد، و گاهی بردست امیرالمؤمنین (علیه السلام) بود که آن حضرت او را نگاه می داشت تا پیغمبر )صلی الله علیه و اله( جمیع اعضای او را می‌بوسید، و آخر محلش در دنیا درسینه پیغمبر خدا بود درحال احتضار، و آن سرور او را می بوسید و می فرمود : «یزید را با من چکاراست؟! خدا او را مبارک نکند»

احترامات خاصه متعلق به طعام آن حضرت
دراحترام خاصی که به جهت طعام او بود که از بهشت چندمورد به جهت آنجناب تحفه آوردند.
منجمله رطب و به وسیب بود بلکه هر طعامی که به جهت پیغمبر وعلی و فاطمه و حسن)علیه السلام ازبهشت آوردند سبب عمده اش استدعای آنجناب بود یا به جهت اوبود.

احترامات خاصه متعلق به لباس آن حضرت
احترام خاصی که متعلق است به لباس آنجناب، بدانکه خداوند منان حسین (علیه السلام) را مخصوص نمود به اینکه چندین مرتبه از بهشت به جهت ایشان لباس هدیه فرستاد، و اختلاف رنگ آن لباسها که یکی سرخ و دیگری سبز بود معروف، و سرآن واضح است.

و حسین (علیه السلام) مخصوص گردید علاوه برآن به لباس مخصوصی، چنانکه ام سلمه روایت نموده که دیدم پیغمبر )صلی الله علیه و اله( می پوشانید به قامت حسین (علیه السلام) لباسی را که مانند آنرا ندیده بودم و شباهت به لباس دنیا نداشت، عرض کردم : این چیست؟ فرمود: این هدیه ای است که خداوند ازبرای حسین فرستاده است که پود آن از پرهای نازک جبرئیل است و بعد از شهادت و عاری کردن بدنش را از لباس، خداوند به اوپوشانید خلعتهای بهشت به دست ملائکه چنانکه تفصیلش بیاید (انشاء الله)

خصوصیات استثنایی حسین (علیه السلام)
الف. خصوصیاتی که مقام زائرین حضرت امام حسین (علیه السلام) را بالا می برد
خصوصیت ۱: درکتاب بحار الانوار و کتاب کامل الزیارات آمده که زائرین امام حسین روز قیامت هرکدام می توانند ده نفر یا صد نفر را شفاعت کنند ووسیله نجات آنها شوند و آنها را وارد بهشت کنند.

خصوصیت ۲: زائرین حضرت امام حسین (علیه السلام) درعرش با خداوند صحبت می کنند (همان کتابها)
خصوصیت ۳: زائرین حضرت امام حسین (علیه السلام) با جناب پیغمبر هم سفره خواهند شد دربهشت
خصوصیت ۴: زائرین حضرت امام حسین (علیه السلام) سقایت کوثر می نمایند.
خصوصیاتی که مجالس عزاداری حسین علیه السلام دارد.
۱٫ مجلس عزاداری آن حضرت مصلای خداوند است (محل صلوات اوست براهلش)
۲٫ مجلس عزاداری آن حضرت درآن ملائکه حاضر می شوند.
۳٫ مجلس عزاداری آن حضرت مانند سرزمین عرفات است.
۴٫ مجلس عزاداری آن حضرت محل طواف خانه خداست .
۵٫ مجلس عزاداری آن حضرت خاموش کننده آتشهاست.
۶٫ مجلس عزاداری آن حضرت منبع آب حیات است.
۷٫ مجلس عزاداری آن حضرت قبه حسین است.
۸٫ مجلس عزاداری آن حضرت مشعرالحرام است.
۹٫ مجلس عزاداری آن حضرت انگار خود امام حسین با عزاداران صبحت می کند.

دربیان مجالس برای ذکر مصیبت برآن حضرت
مقصد چهارم : دربیان مجالسی که منعقد شده است از برای ذکر مصیبتش و گریه بر او، و آن پنج نوع است:
یکی : آنچه منعقد شد پیش از خلقت آدم.
دوم: آنچه منقعد شد بعد از خلقت آدم و پیش از ولادت حسین(علیه السلام)
سوم: آنچه منعقد شد بعد از ولادت و قبل از شهادت.
چهارم: آنچه منعقد شد بعد از شهادت در دنیا.
پنجم: آنچه منعقد می شود بعد از انقضای دنیا در روز قیامت.
درخصوصیات آن حضرت نسبت به کلام الله مجید ومقاصد پنجگانه آن
مقصد اول : وجودش مانند وجود کلام الله

مقصد اول: آن جناب خود کلام الله ناطق، و وجودش مانند وجود کلام الله است، و مبین کلام است، و از هم جدا نمی شوند، و هر دو ودیعه پیغمبرند )صلی الله علیه و اله( در میان امت، ولی مخصوص است جناب حسین (علیه السلام) و درمقام ودیعه نهادن به اینکه او را با خود به منبر برد، و فرمود: ای مردم این است حسین بی علی (علیه السلام) پس اورا بشناسید و برهمه کس تفضیل دهید پس عرض کرد خدایا او را به تو می سپارم و به نیکان امت خود.
پس آن جناب ودیعه پیغمبر خداست درنزد تمام امت حتی کسانی که درآن زمان نبوده اند بلکه درنزد ما نیز امانت است، پس نیک ملاحظه نمائید خود را درحفظ این امانت ای امت پیغمبر )صلی الله علیه و اله(

مقصد دوم : مشارکت آن حضرت با قرآن درجمیع صفات
مقصد دوم : در مشارکت و موافقت آن جناب با قرآن درجمیع صفات، و خصایص، و فضایل، پس بشنو اولاً هریک از آن اوصاف را، و بعد ملتفت موافقت آن شو با آن جناب، پس می گویم : قرآن سبب هدایت مردمان، و معجزه خاتم پیغمبران )صلی الله علیه و اله( و موجب امتیاز حق از باطل است و حسین (علیه السلام) سبب هدایت به سوی ایمان و آیتی از آیات رحمان و موجب امتیاز حق از باطل است. و قرآن در لیله القدر نازل گردید، و شب ولادت حسین (علیه السلام) مانند شب قدر ملائکه نازل شدند به امر الهی، وروح الامین سلام تهنیت از جانب خدا آورد، و قرآن شفاعت کننده است ازبرای کسانی که تلاوت آن را نمایند و مداومت می کنند و حسین (علیه السلام) شفیع است کسانی را که به زیارت او روند یا براو گریه کنند.
قرآن معجزه است به فصاحت و اسلوب معانیش، و حسین (علیه السلام) معجزه است به سرش و بدنش و خونش و خاکش، چنانکه او هر یک کرامتی ظاهر گردید که درمقامش مذکور است.

قرآن همیشه تازه است هرچه مکرر کنند حسین (علیه السلام) ذکر مصیبتش همیشه تازه است و ملال نمی آورد.
قرآن تلاوتش عبادت، و شنیدنش عبادت، و نظر به سوی آن عبادت است، و حسین (علیه السلام) مرثیه گفتن از برای او عبادت است و نشستن درمجلس عزایش وحزن براو و گریه براو، وگریانیدن، و تشبه بگریه کننده گانش همه عبادت است.
و زیارتش از نزدیک و دور، و زیارت زوراش، و آرزوی شهادت دررکابش همه عبادت است.
قرآن احکام چندی دارد چون و جوب احترام، و ترک هجران و عدم مس بدون طهارت و اینکه او درمعرض بیع و شراء درنیاورند. و حسین (علیه السلام) را نیز احکامی است موافق آن، ولکن به آن عمل ننمودند بلکه هتک حرمتش کردند و او را به خاک و خون آلودند، و دین خود را به قتل او فروختند و درعوض دراهم معدوده گرفتند و به خیال حکومت ملک ری که نصیب ایشان نگردید این امر بزرگ را مرتکب گردیدند.
کیفیت وارد شدن حضرت زهرا (سلام الله علیها) به محشر

و بیانش آن است که : درآن روز حضرت فاطمه به کیفیت مخصوصی وارد مشحر می شود، که دربرش حله کرامت است، که از آب حیات به عمل آمده، و به روی هزار حله بهشتی است، که برآنها به خط سبز نوشته و بالای سرش قبه ای است از نور الهی، که ظاهرش از باطنش پیدا، و باطنش از ظاهرش هویدا است و برسرش تاجی است از نور که هفتاد رکن دارد، هر رکنی مرصع است به در، و یاقوت، ونور میدهد مانند ستاره درخشان و برناقه ای سوار است از ناقه های بهشت، که پاهای آن از زمرد سبز است، و دمش از مشک اذفر، و چشمانش از یاقوت احمر و مهارش از مروارید تر، که طول آن به یک فرسخ است و آن مهارش به دست جبرئیل است، و فریاد می کند: بپوشید چشمهای خود را که اینک دختر خاتم انبیاء عبور می نماید، و برآن ناقه هودجی است از طلا که آن مکرمه در آن است،

و به استقبالش می آیند از جانب بهشت دوازده هزار حورالعین، که از برای احدی استقبال ننموده اند و نخواهند نمود و همه بر مرکوبهای بهشتی سوارند که بالهاشان از یاقوت وزمام از مروارید تر و زین آنها از در و زین پوش از سندس، و رکاب از زبر جد باشد، و در دست هر حوریه مجمره ای است از نور، برفرق آنها تاجهای جواهر است، پس به استقبال او آید مریم دختر عمران با هفتاد هزار حوریه و خدیجه با هفتاد هزار ملک که در دستشان علمهای تکبیر است و حوا و آسیب با هفتاد هزار حوریه، پس منبری از نور برایش نصب نمایند، که هفت پله دارد و مابین پله تا پله دیگر صفوفی از ملائکه است و با آن مکرمه است رختهای خون آلود و پیراهن غرقه به خون حسین (علیه السلام) پس عرض کند: خدایا، می خواهم ببینم حسن وحسین را پس مصور شود از برای او حسین )علیه اسلام(، به حالتی که سردر بدن ندارد و خون از رگهای او جاری است پس چون آنحالت را ببیند نعره ای زند و خود را از ناقه به زیر اندازد و پیغمبر )صلی الله علیه و اله( و ملائکه همه نعره زنند.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 20 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد