دانلود مقاله نقش زنان مسلمان در جبهه

word قابل ویرایش
24 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

نقش زنان مسلمان در جبهه

الف ـ مشارکت زنان صدر اسلام در جنگ
زنانی که در جبهه شرکت کرده اند فراوانند و تاریخ نام چند نفر از آنان را به این عنوان ثبت کرده است . اینک به چند مورد از آنان اشاره می شود .
۱٫ امّ عطیّه :
وی از زنان انصار بود و علاقه شدیدی به شرکت در جنگ و حضور در جبهه ابراز می کرد . امّ عطیّه در هفت غزوه شرکت کرد و مداوای مجروحان از جمله خدمات وی در جبهه به شمار می آید .

۲٫ نسیبه دختر کعب ، مشهور به امّ عماره :
وی از زنان فداکار و شجاعی است که رشادتهای وی در غزوه احد معرف شخصیت او می باشد . فداکاری نسیبه ، به اندازه ای حساس و ضروری بود که پیامبر اکرم (ص) به فرزند او عماره فرمود : «امروز مقام مادر تو از مردان جنگی ـ نام دوتن از مردان دلیر را می برد ـ والاتر است» زیرا آن دو از ترس جنگ و کشته شدن ، پیامبر خدا را تنها گذاشته ، فرار کردند ؛ ولی نسیبه با احساس خطر نسبت به پیامبر (ص) وظیفه عادی خویش را رها کرد و همگام با سایر رزمندگان ، از وجود گرامی پیامبر (ص) به دفاع پرداخت .
عماره فرزند نسیبه گوید : « در جنگ احد ، بازوی چپم زخمی شد. مردی به تنومندی درخت خرما ضربتی به بازویم زد و بی توجه به راه خود ادامه داد . خون همچنان سرازیر بود و باز نمی ایستاد .

پیامبر اکرم (ص) فرمود زخم را ببند . آنگاه مادرم آمد و با پارچه هایی که آماده کرده بود آن را بست . پیامبر می نگریست . پس از بستن زخمها ، مادرم گفت :« پسرم ! بپا خیز و جنگ کن»

۳٫ امّ ابیه
وی ، یکی از شش نفری بود که عده ای زیر نظر وی به معالجه مجروحین جنگی در جبهه ها اشتغال داشتند. امّ ابیه با همراهانش راهی خیبر شدند . پیامبر اسلام (ص) با اطلاع از آمدن ایشان ، فردی را فرستاد و با احضار آنان فرمود : «به دستور چه کسی به اینجا آمده اید ؟» امّ ابیه گوید : «چون آثار غضب را برچهره آن حضرت مشاهده کردیم ، گفتیم : یا رسول الله ! ما با مقداری دارو به منظور مداوای مجروحین آمده ایم . آنگاه حضرت با ماندن ما موافقت فرمود . شغل ما در این جنگ مداوای مجروحان و پختن غذا و طعام بود .
۴٫ امّ ایمن

یکی دیگر از زنانی که نامش زینت بخش تاریخ جنگهای اسلام شده ، امّ ایمن است . وی زنی بسیار شریف و مؤمن بود . همواره در کنار زنان مجاهد در راه خدا ، در جبهه جنگ به مداوای مجروحان می پرداخت .
۵٫ حمنه دختر جحش

حمنه از زنان بسیار صبور و مقاومی بود که در جنگها افتخار حضور داشت با اینکه دایی و برادر و شوهرش در جنگ احد شرکت کدند به فوز عظیم شهادت نایل آمدند ، خود نیز با کمال رشادت وشهامت ، همگام با سایر رزمندگان به مداوای مجروحان می پرداخت و به آنان آب می رساند .
۶٫ ربیع دختر معوذ
وی از زنان انصار و بسیار محترمه و از صحابه پیامبر اکرم (ص) به شمار می رفت ، همراه حضرت (ص) در جنگها شرکت داشت و مجروحان را درمان می کرد .
۷٫ امّ زیاد

وی از خاندان اشجع و از جمله شش نفری بود که به سرپرستی عده ای از زنان به خیبر رفته بودند.
۸٫ امیه دختر قیس
امیه از جمله زنانی بود که پس از هجرت به مدینه مسلمان شد و با پیامبر (ص) بیعت نمود و در جنگ خیبر شرکت کرد .
امیه گوید : « با عده ای از زنان بنی غفار به حضور پیامبر اسلام (ص) رسیده ، عرض کردیم : یا رسول الله مایل هستیم در خدمت شما برای معالجه مجروحان و کمک به رزمندگان ، به سوی خیبر حرکت کنیم

پیامبر (ص) به نشانه رضایت و موافقت فرمود: با عنایات الهی حرکت کن .»
۹٫ لیلای غفاریه
وی شیر زنی بود که در خدمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله در جنگها شرکت می کرد و به پرستاری و یاری مجروحان می پرداخت . عبدالله بن عمر ، از لیلای غفاریه نقل کرده است که می گفت :«من زنی بودم که با پیامبر (ص) برای مداوای مجروحین به جنگ می رفتم.»
۱۰٫ امّ سلیم
وی در جنگ اخد شرکت داشت و به تشنگان آب می داد و مجروحین را درمان می کرد . در جنگ حنین با اینکه حامله بود از شرکت در جنگ خودداری نکرد.
۱۱٫ معاذه غفاریه

به تعبیر اعلام النساء ، وی از زنان دانشمند عصر خویش به شمار می رفت و با محضر پیامبر (ص) انس داشت در جنگها شرکت می کرد وبیماران را پرستاری و مجروحین را معالجه می کرد .
۱۲٫ ام سنان اسلمیه
وی زنی با محبت ، دوستدار اهل بیت عصمت و در جهاد با کفار ، صاحب همت و شجاعت بود ، هنگامی که رسول خدا (ص) عازم خیبر بود ، به حضور پیامبر (ص) آمد و عرض کرد : « یا رسول الله دوست دارم با شما حرکت کنم و در میدان جنگ به معالجه مجروحین و مداوای بیماران و یاری مجاهدان پرداخته ، از وسایل ایشان محافظت نمایم و تشنگان را سیراب کنم .» حضرت فرمود : رواست ؛ با زوجه من امّ سلمه حرکت کن .
ب ـ پرستاری بیماران

دومین مسئولیتی که زنان عهده دار آن بودند ، وظیفه پرستاری از بیمارن جبهه است . پیامبر اکرم (ص) همه نیروهای کار آمد را در جبهه به کار می گرفت و زنانی چون : ام عطیه ، معاذه غفاریه ، لیلای غفاریه ، و
ام سنان را به جبهه می برد تا علاوه بر مسئولیت معالجه مجروحین ، وظیفه پرستاری بیماران را نیز عهده دار باشند .
ج ـ تدارکات و پشتیبانی جبهه

یکی از مسایل حساس جبهه ، وجود سازمان قوی و منظمی است که تأمین کننده نیازهای تدارکاتی جبهه باشد هنگامی که مردان مشغول رزمند ؛ زنان می توانند بدین مهم اقدام کنند ؛ همچنان که در جنگهای صدر اسلام با تمام تلاش خویش و به خوبی انجام وظیفه کردند. اینک مواردی از مشارکت زنان در تأمین نیازهای تدارکاتی و پشتیبانی جنگهای معصومین علیهم السلام را می آوریم .
۱ـ انتقال و حمل آب و غذا به جبهه

در جنگ احد ، بسیاری از نیروهای مسلمانان فرار کرده بودند . و پیامبر اسلام با تنی چند از یاران نزدیک خود ، در برابر هجوم دشمن مقاومت می کرد . وضعیت سختی پیش آمده بود که چهارده تن از زنان مسلمان برای یاری رزمندگان روانه جبهه احد شدند .
واقدی می نویسد : «محمد بن مسلمه ، همراه زنان به جستجوی آب پرداختند . اینان چهارده نفر بودند که فاطمه(س) دختر پیامبر اکرم (ص) نیز با ایشان بود. زنان آب و غذا را بر شت خویش می بردند وبه درمان مجروحان می پرداختند و به آنان آب می دادند.
عمربن الخطالب درباره ام سلیط گوید : که وی در جنگ احد مشکهای آب را برای ما حمل می کرد .
۲ـ آبرسانی

در متون تاریخی نام شش تن از زنان مسلمان به عنوان ساقیان رزمندگان به چشم می خورد که علاوه بر درمان مجروحان عهده دار آبرسانی و سقایت رزمندگان جبهه نیز بوده اند . اینان عبارت بودند از : ام ایمن ام سلیم ام کثیر ، ربیع دختر معوذ ، حمنه و نسیبه .

نسیبه دختر کعب و مادر عماره و همسر عزیه بن عمر ، به همراه شوهر و دو پسر خویش ، در جنگ احد شرکت کرد. در آغاز نبرد ، مشک آبی را برداشت و مجروحین را سیراب می کرد . آنگاه با وضعیت استثنایی جنگ به نبرد پرداخت و دوازده زخم از شمشیرها و نیزه های دشمن بر او وارد آمد.
ام کثیر ، از دانشمندان عصر خود بود که در نبرد قادسیه شرکت کرد. وی می گوید:«چون از مراحل پایانی جنگ اطلاع یافتیم، چادرها را به کمر بستیم و چماقها و چوبدستیهای خود را به دست گرفتیم و به خطوط مقدم جبهه شتافتیم . هر یک از مجروحان را که می یافتیم آب می دادیم و از زمین بلند می کردیم و می نشاندیم ..»
۳ـ آشپزی
تهیه غذای گرم برای رزمندگان ، یکی از بهترین خدماتی بود که توسط زنان قهرمان صدر اسلام ، در جبهه های نبرد حق انجام می شد و پیامبر اکرم (ص) هم هیچگونه مخالفتی با شرکت آنان نکرد .
ام عطیه گوید :« با رسول خدا در هفت جنگ شرکت کردم و یکی از وظایفم تهیه غذا برای رزمندگان بود»
۴ـ نگهداری وسایل رزمندگان :

هنگامی که رزمندگان اسلام ، به سوی دشمن حمله ور می شوند ، حفاظت و نگهداری اشیاء و وسایل آنان باید به عهده افرادی گذاشته شود . در صدر اسلام ، گروهی از زنان با پیشنهاد خودشان ، همراه پیامبر اسلام در جبهه حضور می یافتند و انبارداری و کارهای دیگر جبهه را بر عهده می گرفتند .
ام عطیه گوید:« در هفت جنگ شرکت کردم و یکی از وظایف من حراست از وسایل سربازان اسلام بود»
ام سنان اسلمیه نزد پیامب

ر آمد و به منظور شرکت در جبهه و کمک به رزمندگان و محافظت از وسایل آنان تقاضای موافقت حضرت برای شرکت در جنگ را کرد و پیامبر پذیرفت .
۵ـ تهیه دارو
تهیه دارو از کارهای بسیار ارزشمند و حیاتی زنان بود که در صحنه جنگ انجام می شد . ام ابیه گوید:«یکی از کارهای ما در جنگ خیبر تهیه دارو و برای معالجه رزمندگان مجروح بود»
۶ـ رسانیدن مهمات به رزمندگان

یکی دیگر از وظایفی که تاریخ برای زنان قهرمان صدر اسلام ثبت کرده ، رسانیدن مهمات به خطوط مقدم نبرد است . ام ابیه ضمن بر شمردن فعالیتهای خود در جنگ خیبر ، گوید :
« و نناول السهام » یعنی تیرها را برای رزمندگان فراهم می کردیم . همچنین گوید : « نرد لهم السهام » یعنی تیرها را به آنان باز می آوردیم .
در جمله اول ، سخن از آوردن تیرها و مهمات برای رزمندگان اسلام به خطوط مقدم است ؛ ولی در جمله دوم ممکن است جمع آوری تیرهای پرتاب شده از سوی دشمن منظور باشد ، تا جنگجویان تیرهای دشمن را علیه خود او به کار گیرند.
۷ـ تعمیر تجهیزات آسیب دیده

یکی از مسایل پشتیبانی ، تعمیر تجهیزات آسیب دیده است . وجود یگانی به منظور راه اندازی مجدد ابزار و تجهیزات آسیب دیده و از کار افتاده ، موجب برتری توان رزمی نیروهاست .
ام سنان اسلمیه یکی از زنان قهرمانی است که در جنگ خیبر حضور یافت . هنگامی که از حرکت پیامبر اکرم (ص) به سوی خیبر آگاه شد ، نزد رسول خدا امد و گفت :«ای پیامبرخدا! بسیار مایلم که در این نبرد در معیت شما باشم تا مشکهای آسیب دیده را تعمیر و اصلاح کنم ..»
ام سلیط از زنان انصار است که در جنگهای مختلف شرکت داشت .در جنگ احد به تعمیر وسایل و تجهیزات لشکریان اسلام می پرداخت .
۸ـ انتقال مجروحان به پشت جبهه

زنان مسلمان ، در جنگهای صدر اسلام ، مسئولیت انتقال مجروحان را نیز به عهده داشتند.آنان مجروحان را از صحنه درگیری به پشت جبهه می رساندندو اگر نیاز بیشتری به درمان و استراحت داشتند ، آنان را به مدینه انتقال می دادند .
ربیعه دختر معوذبن عقراء از زنان متعهدی است که چنین مسئولیتی را عهده دار بود. وی گوید:«آنگاه که با رسول خدا در جنگی شرکت می جستیم به رزمندگان خدمت کرده ، آنان را سیراب می کردیم و مجروحان را به مدینه انتقال می دادیم» و نیز درباره حمنه دختر جحش آورده اند که وی از زنان مهاجر بود ودر جنگ احد حضور یافت . تشنگان را سیراب می کرد و حمل مجروحان و معالجه آنان را بر عهده داشت .

۹ـ تخلیه شهدا
یکی دیگر از وظایفی که زنان مسلمان در صدر اسلام عهده دار بودند تخلیه شهدا بود. آنان به هنگام درگیری و یا در پایان نبرد ، به انتقال پیکرهای پاک شهدا مبادرت می کردند . در انجام این مسئولیت ، با اینکه مکن بود هر لحظه با پیکر پدر یا فرزند یا همسر یا برادر خویش روبرو شده ، مضطرب شوند ، ولی با کمال رشادت و شجاعت ، شهدا را به پشت جبهه انتقال می دادند . حتی برخی از زنان ، با اطلاع از شهادت عزیزان خود ، با کسب اجازه از محضر رسول خدا ، پیکرهای آنان را برای خاکسپاری به مدینه حمل می کردند.
ربیعه دختر معوذ می گوید : «با رسول خدا عازم نبرد می شدیم … و شهدا را به مدینه انتقال می دادیم »
انسیه با کسب اجازه از محضر پیامبر اکرم (ص) فرزند شهدیش را از جبهه احد به مدینه حمل کرد و او را در آنجا به خاک سپرد.
برخورد زنان قهرمان با فراریان

از بهترین و شیرین ترین یادگارهای تاریخ درباره زنان قهرمان صدر اسلام ، برخورد خشن آنان با مردان فراری است . این برخورد ، گاهی به اندازه ای خشن بود که فراریان را تحت تأثیر قرارداده . آنان را به جبهه جنگ باز می گردانید .
روایات زیر بیانگر چگونگی این برخوردهاست.
۱ـ صفیه
او دختر عبدالمطلب و از زنان فداکار و قهرمانی است که در جنگ احد شرکت داشت. شجاعت و شهامت و صبر و مقاومت وی در تاریخ جنگهای صدر اسلام از درخشش خاصی برخوردار است . هشام از پدرش نقل می کند که وقتی صفیه به محل درگیری و زخمی شدن پیامبر اسلام رسید مسلمانان را در حال فرار دید. این منظره برای صفیه دور از انتظار بود . از این رو ، نیزه ای برداشته آن را به صورت فراریان می زد و می گفت «از پیامبر خدا فرار کرده اید؟»
۲ـ برخورد خشن نسیبه به هنگام فرار فرزند خویش

یکی از کسانی که در جنگ احد در کنار رسول الله ماند و استقامت کرد نسیبه دختر کعب مازینه بود . به دنبال فرار مسلمانان و خالی گذاردن میدان درگیری ن فرزند نسیبه نیز اراده فرار کرد ؛ ولی در همان حال با عکس العمل شدید مادرش روبرو شد . نسیبه با حمله کردن به او گفت :« أی فرزند کجا فرار می کنی ؟ آیا از خدا و رسولش گریزانی؟» و بدین ترتیب وی را از فرار منصرف کرد و به سوی نبرد برگردانید. در همین حال ، مردی به فرزندش حمله کرد و او را کشت . نسیبه بدون کوچکترین سستی ، شمشیر فرزندش را گرفت و قاتل فرزند خویش را با یک ضربت سخت بر رانش از پای در آورد و به هلاکت رسانید .
۳ـ نسیبه در جنگ حنین
هنگامی که مسلمانان در جنگ پا به فرار گذاشتند ، نسیبه خاک بر می داشت و به صورت فراریان می پاشید و می گفت : «فرار می کنید؟ آیا از خدا و رسولش می گریزید؟»
۴ـ ام سلیم

دختر ملحان ، به منظور سیراب کردن رزمندگان و درمان مجروحان ، در جنگ احد شرکت داشت . همچنین با وقوع جنگ حنین شمشیر به کمر بست و با اینکه عبدالله فرزند ابو طلحه را حامله بود ، آماده نبرد با دشمن شد.
ام سیلم ، وقتی اهداف خود را نسبت به شرکت در جنگ و مسلح شدن بر می شمارد ، می گوید :« ..و آنانی که از ترس کشته شدن شما را تنها گذاشتند و فرار کردند ، به همانگونه که تو(أی پیامبر) کفار را می کشی آنان را به قتل می رسانم زیرا آنان سزاوار چنین عقوبتی هستند.»
۵ـ ام حبیب

یکی از زنان مجاهدی است که محضر مبارک پیامبر اسلام(ص) را ردک کرد و در جنگ یرموک حضور فعال داشت و رزمندگان را به جنگ تشویق می کرد . وقتی سپاه اسلام به فرماندهی عمروبن العاص با لشکر روم روبرو شد ، عمرو و نیروهایش تا اردوگاه خودی عقب نشینی کردند. در این هنگام ، زنان از روی تپه به طرف اردوگاه آمدند و با چوبدستیهایی که در دست داشتند به صورت مردها می زدند. یکی از آنان ام حبیت بود. وی درحالی که پیشاپیش مسلمانان حرکت میکرد ، به مردان فراری گفت:«خداوند چهره آن مرد را زشت گرداند که در برابر همسرش از جبهه نبرد فرار نمایدو خداوند زشت گرداند چهره آن مردی را که از

خانواده اش فرار کند» مسلمانان به دیدن زنان و گفتار آنان به خط مقدم باز گشتند و با تجدید سازمان به سوی دشمن حرکت کردند و به نزدیک مواضع قبلی خویش برگشتند ودر آنجا مستقر شدند.

نقش زنان مسلمان در تشویق رزمندگان
یکی از مسئولیتهای سرنوشت ساز زنان مسلمان در جنگهای صدر اسلام تشویق و بسیج نیروها به سوی جبهه های نبرد ، حتی در قالب ایراد خطابه ها و شعرهای شورانگیز بوده است. تأثیر عمیق این تشویقها به اندازه أی بود که موجب می شد شنوندگان ، عواطف و علقه های شخصی و خانوادگی را کنار گذارند و مردان را به رزم با دشمنان بکشانند. برخی از اینان ، با شعر و خاطبه ن رزمندگان اسلام را به رزم با دشمن ترغیب می کردند و برخی دیگر با تشویق آنان در صحنه های نبرد . اینک به طور مختصر ، مطالبی پیرامون تأثیر سخن و رفتار آنان می آوریم .

الف) خطابه ها و اشعار شورانگیز
۱ـ بکاره هلالیه
وی یکی از بانوان شجاع و قهرمانی بود که در جنگ صفین به جانبداری از حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) و بر ضد معاویه خطبه های آتشینی ایراد می کرد و مردم را قهرمانانه به تهاجمات و حملات وسیع دعوت می کرد . بکاره دوران کهولت را می گذرانید . یکی از روزها ، در حالی که با همراهی و کمک دو خدمتکار خود راه می رفت ، بر معاویه وارد شد و بر او به عنوان خلیفه سلام کرد. معاویه پاسخ او را به گرمی گفت و اجازه نشستن به وی داد .
مروان بن حکم و عمروبن عاص نزد معاویه نشسته بودند و شاهد ورود بکاره بودند . از این رو وقت را مناسب دیدند که با یادآوری اقدامات بکاره در جنگ صفین معاویه را تحریک کنند.
ابتدا مروان گفت: « ای امیرالمؤمنین! این زن را می شناسی؟» معاویه گفت: « این زن کیست؟» مروان پاسخ داد «وی همان زنی است که در صفین مردم را بر ضد ما تحریک می کرد و اشعار مهیج می سرود»

آنگاه ، یکی پس از دیگری ، سخنانی درباره وی گفتند و ساکت شدند.
بکاره لب به سخن گشود و گفت : « یا معاویه! سگهایت به یکباره هجوم آوردند و هر یک به نوبت پارس کردند. به خدا سوگند! فرد مورد نظر اینان من بودم و حرفهایشان را هرگز تکذیب نمی کنم . پس ، هرکاری که می خواهی انجام ده ، زیرا پس از شهادت امیرالمؤمنین علی (ع) هیچ خوشی در زندگی یافت نمی شود »
۲ـ ام الخیر

از یاران حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بود . معاویه وی را از کوفه به شام احضار کرد و پرسید :« هنگام کشته شدن عماربن یاسر چگونه سخن می گفتی؟» ام الخیر پاسخ داد : « معاویه ، به خدا سوگند! من آن سخنان را هرگز آماده نکرده بودم و پس از آن ، تاکنون نیز آنها را یادآور نشده ام و به خاطر ندارم . آنها هنگامی بر زبانم جاری شد که سیلی بر صورتم نواختند . بنابراین ، اگر از من سخن دیگری را می خواستی می گفتم» معاویه به اطرافیان خود گفت:« کدام یک از شما سخنان این زن را به یاد دارید؟» مردی از آنان گفت: «امیر من

برخی از سخنانش را به یاد دارم » معاویه خواست آن سخنان را بازگو کند . وی گفت : «گویا اکنون می نگرم که وی در بین دوقطعه لباس بسیار درشت بافت بود و بر شتر خاکستری نشسته و تازیانه أی که نک آن مانند موهای بافته از هم باز شده بود در دست داشت و مانند شتر نر دمادم نعره می زد می گفت أی مردم! از خدایتان بهراسید زیرا قیامت امر بسیار بزرگی است وخداوند متعال حق را برای شما روشن فرموده و دلیل و راهنما را آشکار کرده است و راه را ارائه داده و نشانه ها را بر سر راهها گذارده است و هرگز شما را در گمراهی و جهالت تاریخ رها نساخته است . پس کجا می روید ؟ درود خدا بر شما باد . آیا از خدمت امیرالمومنین علیه السلام فرار می کنید و یا میدان جنگ را خالی کرده پشت به دشمن می

کنید یا از دین اسلام رویگردان شده اید و یا از جبهه سرپیچی نموده وادی تاریک ارتداد را پیش گرفته اید ؟! آیا فرمان حضرت حق جلت عظمه را نشنیده اید که فرموده :«همواره شما را در بوته آزمایش می گذاریم تا مجاهدان و بردباران شما را باز شناسیم و بهترین شما را به بلا و امتحان خویش گرفتار کنیم » آنگاه سر به سوی آسمان بلندکرد و گفت : پرودرگارا! دیگر کاسه صبر لبریز شده ، یقین رو به ضعف نهاده و رغبت و علاقه به جهاد و مبارزه در راهت کم شده و فروکش کرده است. پروردگارا! اینک جمع کردن اراده های آهنین و زمام دلها به دست توست. بار الها! همه مسلمانان را بر محور تقوی قرارده و دلها را به هدایت الفت بخش و حق را بر اهل آن بازگردان .

ای خدایتان شما را در رحمت خویش غرق فرماید؛ به سوی امام عادل و مورد خشنودی خدا و پرهیزگار و بزرگترین شاهد و صدیق اکبر این امت روی آورید . بدانید که این جنگ معلول کینه هایی است که دشمن از جاهلیت و نبردهای بدر و احد به دل گرفته است و امروز ، معاویه از غفلت مردم استفاده کرده به خونخواهی فرزندان عبدالشمس ت که در جنگهای بدر و احد به دست مسلمانان و بالاخص حضرت علی بن ابی طالب کشته شده اند ، دست یازیده است.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 24 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد