whatsapp call admin

مقاله در مورد فازها وساختارهای بلوری

word قابل ویرایش
91 صفحه
16700 تومان
167,000 ریال – خرید و دانلود

فازها وساختارهای بلوری

۱-۱ مقدمه
فولادها گروهی از آلیاژهای آهن – کربن و عناصر دیگرند که بیشترین کاربرد را در صنعت و فن آوری دارند. یکی از دلایل اصلی کاربرد وسیع فولادها از خواص کاملاً متنوعی که می توان به کمک روشهای مختلف عملیات حرارتی در آنها به وجود آورد. در شکل ۱-۱ اثر درصد کربن و عملیات حرارتی مختلف بر روی میکروساختار، استحکام تسلیم و انعطاف پذیری فولادهای کربنی ساده نشان داده شده است. با افزایش کربن از تقریباً صفر در صد تا ۸/۰ درصد استحکام تسلیم از ۱۰۳ Mpa (1500psi) به ۴۴۸ Mpa (65000 psi) افزایش یافته و انعطاف پذیری از ۶۲ درصد به ۱۴ درصد

کاهش می یابد. اگر فولاد یاد شده به مدت یک ساعت در ۱۰۰۰ درجه سانتگیراد حرارت داده شود و سپس به آهستگی (به عنوان مثال در مدت ۲۴ ساعت) تا ۲۵ درجه سانتگیراد سرد شود، میکروساختار نشان داده شده در شکل ۱-۱ (ج) به دست می آید. فولاد یاد شده دارای استحکام تسلیم ۴۴۸ Mpa (6500 psi) و انعطاف پذیری ۱۴ درصد است. لیکن، اگر فولاد یاد شده به مدت یک ساعت در ۱۰۰۰ درجه سانتگیراد حرارت داده شود و سپس خیلی سریع (سرد کردن در آب) تا ۲۵ درجه سانتیگراد سرد شود میکروساختار کاملاً تغییر کرده و مشابه شکل ۱-۱ (هـ) خواهد شد.

در این حالت استحکام تسلیم تا ۲۰۷۰ Mpa (300000 psi) افزایش یافته و انعطاف پذیری تا ۱ درصد کاهش می یابد. گرچه سرد کردن فولاد در آب باعث افزایش استحکام آن می شود، ولی شکنندگی آن را نیز افزایش می دهد. اگر فولاد در آب سرد شده را مجدداً حرارت داده و به مدت یک ساعت در ۵۰۰ درجه سانتگیراد نگه داشته و سپس تا دمای اتاق سرد کنیم میکروساختار نشان داده شده در شکل ۱-۱ (و) به دست می آید. در این حالت انعطاف پذیری تا ۷ درصد افزایش می یابد ولی استحکام تسلیم به ۹۶۶ Mpa (140000 psi) کاهش خواهد یافت. کاربرد وسیع فولادها ناشی از خواص کاملاً متنوع آنهاست که به کمک تغییر درصد کربن و/ یا تغییر درصد عناصر

آلیاژی و/یا تغییر نوع عملیات حرارتی امکانپذیر است. گسترده وسیع خواص متنوع فولادها ناشی از نوع، مقدار، اندازه و توزیع فازهای مختلف (به عنوان مثال سمنتیت یا کاربید آهن (Fe3C) است.

۱-۲ نمودار تعادلی آهن – کربن
نمودار تعادلی آهن – کرب (Fe-C) راهنمایی است که به کمک آن می توان روشهای مختلف عملیات حرارتی را بررسی و مطالعه کرد. از آنجایی که بیشتر فولادها دارای عناصر آلیاژی دیگری بجز آهن و کربن اند و این عناصر موقعیت مرز بین نواحی فازی را نسبت به فولادهای کربنی ساده تغییر می دهند، نمودار تعادلی آهن- کربن باید فقط به عنوان یک راهنما استفاده شود. ساختارهای ناتعادلی حاصل از بعضی از روشهای عملیات حرارتی (به عنوان مثال سرد کردن فولادها در آب) باعث می شود که کاربرد نمودار تعادلی آهن – کربن در عملیات حرارتی محدودتر شود. فولادها آلیاژهای آهن-کربن و عناصر دیگر بوده که دارای کمتر از ۲ درصد کربن (معمولاً یک و یا کمتر از آن) اند. بنابراین، قسمتی از نمودار که دارای کمتر از ۲ درصد کربن است بیشترین اهمیت را در رابطه با عملیات حرارتی فولادها دارد. خط ممتد، تعادل بین فازهای مختلف آهن و سمنتیت (Fe3¬C) و خط منقطع، تعادل بین فازهای مختلف آهن و گرافیت یا کربن آزاد را مشخص می کند. گرافیت حالتی از کربن بوده که بسیار پایدارتر از سمنتیت است و در صورتی که به سمنتیت فرصت داده شود سرانجام به گرافیت تجزیه خواهد شد. در فولادها گرافیت زایی به ندرت انجام و به همین دلیل نمودار آهن- سمنتیت جهت مطالعه و بررسی عملیات حرارتی فولادها مناسبتر است. در چدنها، وجود مقادیر کربن و سیلیسیم نسبتاً بالاتر تجزینه سمنتیت و تشکیل گرافیت را ترغیب می کند. بنابراین فن آوری چدنها بیشتر بر اساس نمودار آهن- گرافیت استوار است.
نمودار شکل ۱-۲ فقط در فشار یک اتمسفر صادق است. تحت فشارهای بیشتر فصل مشترکهای بین نواحی مختلف فازی تغییر مکان داده و همچنین فازهای جدیدی به وجود می آیند. آهن خالص، تحت فشارهای زیاد، آهن با شبکه بلوری منشور فشرده (hcp) موسوم به آهن اپسیلن به وجود می آید. نقطه سه گانه بین آهن آلفا، آهن گاما و آهن اپسیلن در ۷۷۰ درجه کلوین و ۱۱۰ کیلوبار است.
۱-۲-۱ ساختارهای بلوری و خواص آهن خالص
آهن عنصری چند شکلی است. بدین معنی که در فشار یک اتمسفر با افزایش دما، شبکه بلوری آن تغییر می کند. آهن آلفا یا آهن فریتی از صفر مطلق تا ۹۱۲ درجه سانتیگراد آهن گاما یا آهن آستنیتی در دماهایی بین ۹۱۲-۱۳۹۴ درجه سانتیگیراد و آهن دلتا از ۱۳۹۴ درجه سانتیگراد تا نقطه ذوب آهن خالص یا ۱۵۳۸ درجه سانتگیراد پایدار است.

الف: آهن آلفا
آهن آلفا یا آهن فریتی جزء سیستم مکعبی بوده و شبکه بلوری آن مکعب مرکزدار (bcc) است (شکل ۱-۳). بدین صورت که تمام اضلاع آن مساوی بوده (به طول a) و بر همدیگر عمودند. جمع کل اتمهای واحد شبکه

برابر با یک اتم در مرکز مکعب به علاوه از ۸ اتم موجود در گوشه هاست که برابر ۲ اتم می شود.
پارامتر شبکه آهن آلفا در دمای اتاق ۸۶/۲ انگسترم (nm 286/0) است. قطرهای اصلی واحد شبکه bcc در جهات > 111< است که همان جهات با چگالی زیادند. اتم مرکزی دارای ۸ اتم همسایه با نزدیکترین فاصله از آن است. فاصله مراکز اتمهای یاد شده از مرکز اتم مرکزی برابر با نصف قطر اصلی یا است.
ب: آهن گاما
واحد شبکه بلوری آهن گاما یا آهن آستنیتی در شکل ۱-۴ نشان داده شده است. آهن گاما نیز متعلق به سیستم بلوری مکعبی است ولی دارای شبکه بلوری مکعب با سطوح مرکز دار (fcc) است. هر اتم بر روی صفحه جانبی، بین دو واحد شبکه و هر اتم در گوشه ها، بین ۸ واحد شبکه مشترک است. بنابراین از ۶ اتم موجود در صفحات جانبی فقط ۳ اتم و از ۸ اتم موجود در گوشه ها، فقط یک اتم به هر واحد شبکه تعلق دارد که جمعاً ۴ اتم در هر واحد شبکه وجود خواهد داشت.

پارامتر شبکه آهن گاما برابر با ۵۶/۳ آنگسترم (nm 356/0) بوده و بنابراین بزرگتر از پارامتر شبکه آهن آلفا است. لیکن، ساختار بلوری با چگالی زیاد و وجود ۴ اتم در واحد شبکه آهن گاما باعث شده است که چگالی آن از چگالی آهن آلفا بیشتر شود. به بیان دیگر فضای خالی بین اتمها در شبکه بلوری آهن آلفا نسبت به آهن گاما بیشتر است. در حقیقت، تفاوت بین ضریب تراکم دو شبکه آلفا و گاما باعث می شود که تبدیل آهن گاما به آهن آلفا همراه با افزایش حجم باشد. این موضوع در شکل ۱-۵ نشان داده شده است.
در شبکه بلوری fcc جهات با چگالی زیاد، منطبق بر قطرهای صفحات جانبی یا جهات >110< اند. در اینجا ۱۲ اتم در همسایگی همدیگر به نحوی قرار دارند که فاصله مراکز اتمهای همسایه از یکدیگر برابر است.

ج: آهن دلتا
آخرین فازی که ممکن است در آهن خالص وجود داشته باشد، آهن دلتا با شبکه bcc بوده و از نظر بلورشناسی مشابه آهن آلفا است. هم چنانکه از شکل ۱-۵ مشخص است افزایش حجم ناشی از تبدیل آهن گاما به آهن دلتا درست برابر افزایش حجم ناشی از تبدیل آهن گاما به آهن آلفا است. آهن دلتا فقط در دماهای نزدیک نقطه ذوب آهن تشکیل می شود. (شکل ۱-۲)
نکته دیگری که در رابطه با آهن خالص باید بدان اشاره شود، خاصیت آهنربایی آن است. آهن تا ۷۷۰ درجه سانتگیراد خاصیت آهنربایی دارد و از این دما بالاتر خاصیت آهنربایی خود را از دست می دهد. دمای یاد شده به دمای کوری موسوم است (شکل ۱-۲). آهن با شبکه بلوری bcc که خاصیت آهنربایی ندارد (در بین دماهای ۷۷۰-۹۱۲ درجه سانتیگراد) به آهن بتا موسوم است. بنابراین به صورت خلاصه، آهن آلفا خاصیت آهنربایی داشته در حالی که آهنهای بتا و گاما خاصیت آهنربایی ندارند.
۱-۲-۲ اثر کربن
اضافه کردن کربن به آهن اثرات بسیار مهمی بر روی فازهای یاد شده و همچنین دماهای تعادلی آنها دارد. از جمله مشخصه های بارز نمودار تعادلی آهن – کربن، عبارت از تفاوت توانایی آهنهای bcc و fcc در انحلال کربن است. کربن در فضای خالی بین اتمهای آهن در شبکه های بلوری bcc و fcc (به صورت بین نشینی) جای گرفته و به ترتیب محلولهای جامد بین نشینی فریت و آستنیت را به وجود می آورد. از جمله مشخصه های دیگر نمودار تعادلی ‎آهن –کربن، وجود کاربید آهن یا سمنتیت (Fe3C) است.

الف: آستنیت
آستنیت عبارت از محلول جامد بین نشینی کربن در آهن با شبکه بلوری مکعبی با وجوه مرکزدار (fcc) است. کربن با وارد شدن در شبکه بلوری آهن آستنیتی، ناحیه تشکیل و پایداری آستنیت را در فولادها گسترش می دهد. با اضافه شدن کربن ناحیه پایداری آستنیت از ۹۱۲ تا ۱۳۹۴ درجه سانتیگیراد که گسترده تشکیل و پایداری آهن آستنیتی است، به گسترده وسیعی از دما و ترکیب شیمیایی، افزایش می یابد. حداکثر حلالیت کربن در آستنیت، در ۱۱۴۸ درجه سانتگیراد است که به ۱۱/۲ درصد می رسد.

در شبکه بلوری fcc دو نوع فضای خالی بین نشینی وجود دارد که می توانند محلهای مناسبی برای قرار گرفتن اتمهای کربن باشند. این فضاها که به هشت وجهی و چهار وجهی موسوم اند. نام دو نوع فضای خالی از تعداد صفحات جانبی چند وجهیهایی گرفته شده که رئوس آنها اتمهای آهنی هستند که آن فضا را احاطه کرده اند. یک اتم کربن اگر در یک فضای هشت وجهی قرار گیرد، دارای ۶ اتم آهن در مجاور خود و اگر در یک فضای چهار وجهی قرار گیرد، دارای ۴ اتم آهن در مجاور خود خواهد بود.
اندازه های این دو نوع فضای خالی، به طور قابل ملاحظه ای با یکدیگر متفاوت است. آستنیت، با فرض اینکه اتمهای آهن کروی بوده و در تماس با یکدیگر باشند یک فضای هشت وجهی قادر است اتمی به شعاع ۵۲/۰ انگسترم (nm 052/0) را در خود جای دهد. در حالی که یک فضای چهار وجهی می تواند اتمی به شعاع ۲۸/۰ انگسترم (nm 028/0) را در خود بپذیرد. با توجه به اینکه شعاع اتمی کربن برابر با ۷/۰ انگسترم (nm 07/0) است، فضاهای هشت وجهی راحت تر از فضاهای چهار وجهی می توانند اتمهای کربن را در خود جای دهند. البته لازم به تذکر است که حتی برای نشستن اتمهای کربن در فضاهای هشت وجهی نیز نیاز به انبساط شبکه ای است.
ب: فریت

محلول جامد بین نشینی کربن در آهن با شبکه بلوری مکعب مرکزدار (bcc) به فریت موسوم است. حلالیت کربن در آهن فریتی (bcc) به مراتب کمتر از حلالیت آن در آهن آستنیتی (fcc) است. به طوری که حد حلالیت کربن در فریت حداکثر ۰۲/۰ درصد در ۷۲۷ درجه سانتگیراد است که با کاهش دما به طور پیوسته کاهش یافته و در دمای اتاق به مقدار ناچیزی خواهد رسید.
مشابه با آهن با شبکه fcc، در آهن با شبکه bcc نیز دو نوع فضای بین نشینی، یکی هشت وجهی و دیگری چهار وجهی وجود دارد که ممکن است اتمهای کربن را در خود جای دهند. از آنجایی که فضاهای بین نشینی در فریت بسیار کوچکتر از آستنیت اند، حد حلالیت کربن در فریت بسیار کمتر از آستنیت است. در فریت یک فضای هشت وجهی می تواند اتمی به شعاع ۱۹/۰

انگسترم (nm 019/0) و یک فضای چهار وجهی می تواند اتمی به شعاع ۳۵/۰ انگسترم (nm 35/0) را در خود جای دهد. فضاهای هشت وجهی در رابطه با انحلال بین نشینی کربن در فضاهای خالی هشت وجهی و چهار وجهی توجه به این نکته لازم است که از یک طرف اتمهای کربن فضاهای خالی با قطر بزرگتر را ترجیح می دهند و از طرف دیگر تمایل دارند در فضاهای خاصی قرار گیرند که تعداد اتمهای همسایه بیشتری را داشته باشند.

برخی از عناصر نظیر کرم، سیلیسیم، تنگستن، مولیبدن و تیتانیم موجب پایداری فریت و برخی دیگر نظیر نیکل و منگنز باعث پایداری آستنیت می شوند. از همین خاصیت استفاده شده و فولادهای فریتی و فولادهای آستنیتی تهیه می شود. فولادهای گروه اول حاوی مقدار ۵/۱۱ تا ۲۷ درصد کرم بوده که گاهی مقداری منگنز، سیلیسیم و یا نیکل، آلومینیم، مولیبدن و یا تیتانیم نیز بدان اضافه می شود. آلیاژهای گروه دوم شامل ۱۶ تا ۲۵ درصد کرم بوده که مقداری نیز نیکل، منگنز و یا نیتروژن جهت پایدار شدن آستنیت در دمای اتاق به آنها اضافه می شود. شبکه بلوری فولادهای فریتی، مکعبی مرکزدار است، در حالی که شبکه بلوری فولادهای آستنیتی در دمای اتاق، مکعبی با سطوح مرکز دار است.
چ: فریت دلتا
فریت دلتا عبارت از محلول جامد بین نشینی کردن در آهن دلتا است. فریت دلتا فقط از نظر علمی مورد توجه قرار گرفته و کاربرد صنعتی چندانی ندارد.
۱-۲-۳ کاربید آهن (سمنتیت)
در صورتی که درصد کربن در فولادها بیشتر از حد حلالیت آن در آستنیت و/یا فریت باشد، فاز جدیدی موسوم به کاربید آهن یا سمنتیت به وجود می آید. کاربید آهن فازی کاملاً متفاوت از محلولهای جامد فریت و آستنیت است. این فاز ترکیبی با نسبت ثابت و مشخص یک اتم کربن و سه اتم آهن است که دارای ۶۷/۶ درصد کربن بوده و به صورت Fe3C نشان داده می شود.
سمنتیت دارای شبکه بلوری مکعب مستطیل با پارامترهای شبکه a= 0/452 nm و b= 0/509 و c= 0/674 است. واحد شبکه سمنتیت دارای ۱۲ اتم آهن و ۴ اتم کربن است. شبکه بلوری سمنتیت را می توان متشکل از تعدادی هشت وجهی دانست که در رئوس آنها اتمهای آهن و در مرکز هر کدام یک اتم کربن وجود دارد. از آنجایی که هر اتم آهن متعلق به دو هشت وجهی و هر اتم کربن متعلق به یک هشت وجهی است، فرمول سمنتیت به صورت Fe3C در می آید. زوایای بین محورهای هشت وجهیها با یکدیگر برابر نیستند.

در سمنتیت پیوند بین اتمهای آهن کاملاً فلزی است، در حالی که پیوند بین اتمهای آهن – کربن هنوز به طور کامل مشخص نیست. گفته می شود که پیوند یاد شده از نوع خاصی است که مشخصه های هر دو پیوند فلزی و یونی را داراست. در هر حال، هر دو جزء کربن و آهن در شبکه سمنتیت به صورت یون مثبت وجود دارند. به بیان دیگر کربن و آهن هر دو شبیه فلزان عمل می کنند. در حقیقت شرایط فوق و وجود پیوند فلزی موجود در سمنتیت است که به آن خواص فلزی (هدایت الکتریکی، هدایت حرارتی و جلای فلزی و …) می دهد.
دمای ذوب سمنتیت در حدود ۱۲۵۰ درجه سانتیگراد است و برخلاف آهن تغییرات آلوتروپیک ندارد

ولی در دماهای پایین، به مقدار بسیار کم دارای خاصیت آهنربایی بوده اما در اثر حرارت دادن تا ۲۱۷ درجه سانتیگراد خاصیت آهنربایی خود را از دست می دهد. سختی سمنتیت، بسیار بالا (بیشتر از ۸۰۰ برینل که به سادگی شیشه را خراش می اندازد.) و انعطاف پذیری آن فوق العاده کم (عملاً صفر) است. بدیهی است که خواص یاد شده ناشی از ساختار پیچیده شبکه بلوری سمنتیت است.
سمنتیت، ترکیبی ناپایدار است و تحت شرایط خاص تجزیه شده و کربن آزاد (گرافیت) تولید می کند.
۱-۲-۴ دماهای بحرانی
فصل مشترکهای بین نواحی فازی مختلف در نمودار تعادلی آهنی- کربن مشخص کننده دماهای تعادلی دگرگونیهای مختلفی اند که ممکن است در آلیاژهای آهن – کربن انجام شود.
دماهای دگرگونی، اغلب به دماهای بحرانی موسوم اند و عبارت اند از دماهایی که تغییراتی در انتقال حرارت و یا حجم نمونه در اثر گرمایش یا سرمایش ملاحظه می شود. دماهای مزبور را با حرف A که اول کلمه Arrest و به معنی توقیف یا باز داشتن است نشان می دهند.
دماهای بحرانی که در نمودار تعادلی آهن – کربن وجود دارند و از نظر عملیات حرارتی دارای اهمیت اند عبارت اند از: A1 مرز ناحیه دو فازی فریت – سمنتیت و یکی از نواحی دوفازی فریت – آستنیت و یا سمنتیت – آستنیت؛ A3 فصل مشترک ناحیه دو فازی فریت – آستنیت و ناحیه تکفازی آستنیت است. دماهای یاد شده تبدیل یک فاز به فاز دیگر را در شرایط تعادلی یعنی تحت شرایط گرمایش و سرمایش بسیار آهسته مشخص می کنند. به همین خاطر گاهی به جای حروف Acm و A3 و A1 به ترتیب از Aecm و A3 و A1 به ترتیب از Aecm و Ae3 و Ae1 استفاده می شود. حرف e از اول کلمه تعادلی گرفته شده است.

دگرگونیهایی که در دماهای Acm و A3 و A1 انجام می شود تابع نفوذند. (گرمایش سریع باعث می شود) که زمان قرار گرفتن نمونه در دمای بحرانی تعادلی انجام شود. به همین ترتیب سرمایش سریع باعث می شود که دگرگونی در دمایی پایینتر از دمای بحرانی تعادلی انجام شود. در نمودار تعادلی آهن – کربن، اثرات آهنگ گرمایش و آهنگ سرمایش توسط حروف قراردادی جدیدی که به ترتیب عبارت اند از Ac و Ar مشخص می شوند. بنابراین، با در نظر گرفتن اثرات آهنگ گرمایش و آهنگ سرمایش، بجز دماهای بحرانی تعادلی دو سری دیگر دماهای بحرانی در نمودار آهن – کربن وجود دارند که آنها را با علامتهای Accm ‏، Ac3 ، Ac1 ، Ar¬cm ، Ar3 و Ar1 نشان می دهند. در شکل ۱-۱۰ شمایی از دماهای بحرانی تعادلی و ناتعادلی نشان داده شده است.
فرمولهای تجربی نیز وجود دارند که اثرات عناصر آلیاژی را بر روی دماهای بحرانی مشخص

می کنند. فرمولهای زیر اثرات تعدادی از عناصر آلیاژی را بر روی دماهای A1 و Ac3 نشان می دهند.
Ac1 = 723 – ۱۰/۷ Mn – ۱۶/۹ Ni + 29/1Si + 16/9Cr + 290 As + 6/38 W
Ac3 = 910 – ۲۰۳ Vc – ۱۵/۲ Ni + 44/7 Si + 104 V + 31/5 Mo + 13/1W
عناصری که پایدار کننده‌ آستنیت اند دماهای بحرانی Ac1 و Ac3 را کاهش می دهند. اثرات عناصر یاد شده با علامت منفی در رابطه های بالا مشخص شده است. از طرف دیگر عناصری که پایدار کننده فریت یا کاربید اند، دماهای بحرانی Ac1 و Ac3 را افزایش می دهند. اثرات این عناصر با علامت مثبت در رابطه های بالا مشخص شده است.
۱-۳ توزیع و اثرات عناصر آلیاژی در فولادها
مشارکت عناصر آلیاژی و ناخالصیها در ساختار و خواص فولادها معمولاً با قرار گرفتن آنها به جای اتمهای آهن (اگر اندازه اتمی آنها تقریباً برابر اندازه اتمی آهن باشد) و یا نشستن در فضاهای خالی بین نشینی (اگر اندازه اتمی آنها بسیار کوچکتر از اندازه اتمی آهن باشد) امکانپذیر است. اگر مقادیر عناصر آلیاژی بیشتر از حد حلالیت باشند، فازهایی بجز فازهای بحث شده در بالا به وجود می آیند. به عنوان مثال، در اثر اضافه کردن مقدار بسیار کمی کرم به آلیاژ آهن – کربن فاز M3C (M نشان دهنده مجموعه ای از کرم و آهن است) با ساختار بلوری سمنتیت به وجود آمده که تا ۸۹۰ درجه سانتیگراد پایدار است. با افزایش بیشتر کرم ابتدا M7C3 و سپس M23C6 به وجود می آید.
نیکل نسبت به آهن تمایل کمتری به تشکیل کاربید داشته و عمدتاً در فریت حل می شود. سیلیسیم تا حدودی با اکسیژن ترکیب شده و تشکیل ناخالصی نافلزی می کند و در غیر این صورت، در افریت حل می شود. بدون توجه به درصد کربن فولاد، درصد زیادی از منگنز در فریت حل می شود. توانایی منگنز به تشکیل کاربید در حد بسیار کمی بیشتر از آهن است و منگنزی که تشکیل کاربید می کند، معمولاً به شکل (Fe , Mn) 3 C وارد ساختار سمنتیت می شود.
کرم بین فازهای فریت و کاربید توزیع می شود. توزیع کرم بستگی به درصد کربن و عناصر کاربیدساز دیگر در فولاد دارد. در صورتی که کربن به اندازه کافی در فولاد وجود داشته باشد و عناصر کاربیدساز بسیار قوی نظیر تیتانیم و کلمبیم وجود نداشته باشند، تنگستن و مولیبدن با کربن فولاد ترکیب شده، تشکیل کاربید می دهند. در غیر این صورت عناصر یاد شده، می توانند در فریت حل شوند.

تمام عناصر آلیاژی که به صورت جانشینی در فولادها وارد می شوند نظیر نیکل، کرم، سیلیسیم، منگنز، تنگستن، مولیبدن و تیتانیم، درصد کربن نقطه یوتکتویید را کاهش می دهند.
بعضی از عناصر آلیاژی، دمای یوتکتویید را در فولادها کاهش داده و برخی آن را افزایش می دهند. منگنز و نیکل، هر دو دمای یوتکتویید را کاهش داده و به عنوان عناصر پایدار کننده آستنیت موسوم اند.
عناصر تشکیل دهنده کاربید، نظیر تنگستن، مولیبدن، تیتانیم و کرم، دمای یوتکتویید را افزایش داده

و بنابراین ناحیه تشکیل و پایداری آستنیت را کاهش می دهند. بنابراین، این عناصر به پایدار کننده های فریت موسوم اند. شکل ۱-۱۴ نشان می دهد که چگونه افزایش درصد کرم در فولادهای کربنی، ناحیه پایداری آستنیت را کاهش می دهد. توزیع و اثرات ویژه عناصر آلیاژی در فولادها در جدول ۱-۲ خلاصه شده است.

۱-۳-۱ فاز کاربید در فولادهای آلیاژی
فاز کاربید در فولادها فقط توسط فلزاتی که در جدول تناوبی عناصر در سمت چپ آهن و پایین آن (از Mn تا Hf) قرار دارند تشکیل می شود.
در فرایند تشکیل کاربید، کربن الکترونهای ظرفیت خود را به منظور پر کردن لایه الکترونی d اتمهای فلزی از دست می دهد. از سوی دیگر الکترونهای ظرفیت که توسط فلز گرفته می شود، صرف تشکیل پیوند فلزی خواهد شد. این پیوند فلزی به کاربید حاصل، خواص فلزی می دهد.
فقط عناصری که تعداد الکترونهای آخرین لایه الکترونی d آنها در مقایسه با آهن کمتر باشد، به عنوان عناصر آلیاژی کاربیدساز تلقی می شوند. هر چه لایه الکترونی d از الکترون تهی تر باشد، فعالیت عنصر کاربیدساز و همچنین پایداری کاربید تشکیل شده بیشتر خواهد بود.
بر اساس نتایج حاصل از مطالعات انجام شده، ترکیبات کاربیدی زیر می توانند در فولادها تشکیل شوند.
کاربیدهای گروه I
Fe3C , Mn3C , Cr7C3 , Cr23C6 , FeMo3C , Fe3W3C
کاربیدهای گروه II (فازهای بین نشینی)
Mo2C , W2C , WC , VC , TiC , NbC , TaC , Ta2C , ZrC
کاربیدهای یاد شده نمی توانند به صورت آزاد در فولادها تشکیل شوند. تمامی کاربیدهای عناصر آلیاژی، حاوی مقداری آهن به صورت محلول اند. همچنین در صورت وجود عناصر آلیاژی کاربیدساز دیگر، این عناصر نیز در ترکیب و ساختار کاربید موجود وارد می شوند.
کاربیدهایی که دارای فرمول شیمیایی یکسان باشند، متقابلاً در یکدیگر محلول اند. بنابراین، به همین دلیل، تعداد و انواع کاربیدهایی که احتمال تشکیل آنها در فولادهای آلیاژی وجود دارد کمتر از آنچه قبلاً اشاره شده است. در حقیقت فقط شش نوع کاربید با فرمولهای زیر در فولادها تشکیل می شود.

کاربیدهای گروه I
M3C , M23C6 , M7C3 , M6C
کاربیدهای گروه II (فازهای بین نشینی)
MC , M2C
در این فرمولها، M مجموع عناصر فلزی تشکیل دهنده کاربید است.
کاربیدهای گروه I دارای شبکه بلوری پیچیده اند. معمولترین کاربیدها از این نوع‏، سمنتیت است. از جمله مشخصه های کاربیدهای گروه II (فازهای بین نشینی) شبکه بلوری ساده آنهاست. شبکه بلوری این کاربیدها، همواره با کمبود کربن روبرو است.
کاربیدهای گروه II به سختی در آستنیت حل می شوند. به عبارت دیگر، در اثر حرارت دادن، حتی تا دماهای خیلی بالا، کاربیدهای یاد شده در آستنیت حل نخواهند شد. کاربیدهای گروه I که در اثر حرارت دادن به سادگی در آستنیت حل می شوند، تمامی کاربیدها دارای نقطه ذوب و سختی بالایی اند. در این رابطه، کاربیدهای گروه II به کاربیدهای گروه I برتری دارند.
۱-۳-۲ اثرات عناصر آلیاژی بر روی فریت
انحلال عناصر آلیاژی در آهن آلفا با جانشین شدن اتمهای آنها به جای اتمهای آهن انجام می شود. از آنجایی که عناصر آلیاژی از نظر اندازه اتمی و ساختار متفاوت از آهن اند، موقعی که به جای اتمهای آهن قرار می گیرند، شبکه بلوری آهن را تحت تنش قرار داده و در نتیجه پارامتر شبکه آن را تغییر می دهند. عناصری که شعاع اتمی آنها کمتر از شعاع اتمی آهن باشد پارامتر شبکه آهن را کاهش داده و بالعکس، عناصری که شعاع اتمی آنها بیشتر از شعاع اتمی آهن باشد، پارامتر شبکه آهن را افزایش می دهند. تغییر شکل و اندازه شبکه بلوری آهن آلفا موجب تغییر خواص مکانیکی آن خواهد شد.

در رابطه با اثرات عناصر آلیاژی محلول در فریت بر روی خواص مکانیکی فریت اطلاعات بسیار محدودی وجود دارد.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 16700 تومان در 91 صفحه
167,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد