whatsapp call admin

مقاله در مورد کاربرد الکترومغناطیس در ژئوفیزیک

word قابل ویرایش
40 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

کاربرد الکترومغناطیس در ژئوفیزیک

مقدمه
هدفهای یک برداشت ژئوفیزیکی عبارتند از تعیین محل ساختارها یا اجسام زمین‌ساختی زیرزمینی و در صورت امکان اندازه گیری ابعاد و ویژگیهای فیزیکی مربوط به آنها د راکتشاف نفت اطلاعات ساختاری مورد توجه است زیرا نفت با عوارض خاص چون تاقدیس در سنگهای رسوبی ارتباط دارد. در ژئوفیزیک معدن تاکید بر آشکارسازی و تعیین ویژگهیای فیزیکی می شود. هر چند کانسارهای معدنی نشانه های ژئوفیزیکی متمایز و قابل اندازه گیری از خود بروز می دهند ولی اغلب شکل

نامنظم دارند و در سنگهایی با ساختار پیچیده روی می دهند که تفسیبر کمی دقیق را دشوار یا غیرممکن می سازد. در بررسیهای اولیه ساختگاه ممکن است هم ساختار و هم ویژگیهای فیزیکی مورد توجه مهندسان باشد. در محل ساختمانهای بزرگ اغلب تغییرات عمقی سنگ کف مودر نیاز است ووقتی که تحمل بارهای سنگین مورد لزوم باشد ویژگیهای مکانیکی روبار ممکن است اهمیت پیدا کند.
یک برداشت ژئوفیزیکی شامل مجموعه ای از اندازه گیریهاست که معمولا با طرحی نظم دار بر روی سطح زمین دریا یا هوا به طور قائم در داخل چاه آزمایشی انجام می شود. این اندازه گیریها ممکن است از تغییرات فضایی میدانهای نیروی ایستا باشد(گرادیان های پتانسیل الکتریکی گرانشی یا مغناطیسی ) یا از سرشتیهای میدانهای موج بخصوص از زمان سیر امواج کشسان (لرزه ای و واپیچش ) دامنه و فاز امواج الکتور مغناطیسی . این میدانهای نیرو و موج تحت تاثیر ویژگیهای

فیزیکی و ساختار سنگهای زیرزمینی قرار می گیرد. از آنجا که ویژگیهای فیزیکی اغلب مربوط به مرزهای زمینشناختی است و لذا هر گونه مساله ساختاری به تفسیر این میدانها در روی زمین بر حسب این ناپیوستگی ها بر می گردد. آسانی انجام این کار به عوامل بسیار بسته است که از آن میان پیچیدگی ساختار و درجه تباین ویژگیهای فیزیکی سنگهای سازنده آن ساختار اهمیت خاص دارند. واضح است که در انتخاب تکنیک ژئوفیزیکی که باید مطالعه مساله ای بکار رود تباین ویژگیهای سنگهای زیر زمینی وهمگنی آنها در یک سازند خاص از عوامل مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرند. ویژگیهایی از سنگها که بیش از همه در اکتشافات ژئوفیزیکی از آنها استفاده می شود

عبارتند از کشسانی ، رسانندگی الکتریکی ، چگالی ، خودپذیری مغناطیسی و قطبش پذیری باقمیانده والکتریکی . ویژگیهای دیگری چون درجه رادیواکتیویته نیز تا حد کمی به کار می روند.
همه مواد اثر گرانشی دارند ولذا تغییرات جانبی چگالی در داخل زمین تغییراتی کوچک ولی غلب قابل اندازه گیری در گرانی بر روی زمین بوجود می آورد. همین طور بسیاری از سنگها محتوی مقادیر کوچکی از ککانیهای مغناطیسی می باشند ولذا تا حدی از خودپذیری مغناطیسی یا مغناطیدگی دائم آنهاست سبب تغییرات محلی در میدان مغناطیسی منتجه می شود که باز هم بر روی سطح زمین قابل اندازه گیری است. از روی شکل میدانهای گرانشی یا مغناطیسی منتجه می شود که باز هم بر روی سسطح زمین قابل اندازه گیری است . از روی شکل میدانهای گرانشی یا مغناطیسی منتجه می شود که با زهم بر روی سطح زمین قابل اندازه گیری است . از روی شکل میدانهای گرانشی یا مغناطیسی سطح زمین میتوان استنتاجهایی از ساختار زیرزمینی بدس

 

ت آورد هر چند به لحاظ ابهام دروانزادی در این روشهای میدان پتانسیل اگر بخواهیم به حلهای قابل استفاده برسیم به اطلاعات زمینشناسی یا اطلاعات ژئوفیزیکی دیگر نیاز داریم.
در اندازه گیریهای گرانشی و مغناطیسی از میدانهای طبیعی نیرو استفاده می شود. در بیشتر روشهای لرزه ای و الکتریکی (شامل الکترومغناطیسی ) که با ویژگیهای کشسان و الکتریکی سنگها سرکار ودارند لازم است که به زمین انرژی داده شود. از ا“جا که چشمه تحت کنترل است فاصله چشمه تا آشکارساز می تواند متغیر باشد. این باعث می شود که تفسیر نتایج با ابهامی خیلی کمتر از موقعی صورت می گیرد که میدانهای گرانی و مغناطیسی بکار گرفته می شوند. در بعضی از روشهای الکتریکی جریان مستقیم یا جریان با فرکانس خیلی کم از طریق الکترودهایی به زمین داده می شود. شکل میدان الکتریکی در سطح زمین به ترتیب الکترودها و توزیع رسانندگی الکتریکی در زیرزمین ارتباط دارد. آنچه انداهز گیری می شود همین میدان سطحی است. وقتی جریان مستقیم یا جریان متناوب کم فرکانس مستقیما به زمین داده شود اندازه گیری در اصل همان گرادیان پتانسیل است (یعنی اختلاف پتانسیل بین دو الکترود اندازه گیری) ولی این اندازه گیری ممکن است در دستگاه مربوطه به صورت مقاومت نشان داده شود. وقتی جریان مستقیم در داخل زمین عبور می کند بعضی کانه های فلزی از خود قطبش الکتریکی بروز می دهند. این کانه ها از لحاظ الکتریکی باردار می شوند و وقتی که جریان قطع شود یک تخلیه گذرا به مدت چند ثانیه در آنها مشاهده میگردد. روش قطبش القایی از این اثر استفاده میکند.همچنین ممکن است انرژی

را به صورت القایی با استفاده از یک پیچه که جریان متناوب با فرکانس حدود ۱۰۰۰ سیکل در ثانیه را در خود دارد به زمین ترزیق کرد در حالی که هیچگونه تماس الکتریکی با زمین وجود ندارد. در این روشها که به روشهای الکترومغناطیسی معروفند میدان مغناطیسی متناوب حاصل از پیچه فرستنده به رساناهای خوب زمین جریانهای پیچکی القا می کند لذا بر روی سطح زمین به صورت میدانهای ثانوی ظاهر شده و میتوان با یک پیچه جوینده آنها را اندازه گیری کرد.
دوتکنیک لرزه ای مجزا و جود دارد یکی از بازتاب و دیگری از شکست امواج کشسان در سنگها استفاده میکند. روش بازتاب که عموما در نفت یابی کاربرد دارد پیشرفته ترین روش اکتشافی اس

ت و اگر در محلی قابل اجرا باشد بیشترین اطلاعات را کسب می کند. ازآنجا که سنگهای زمین

چگالیها و ویژگیهای کشسانی متفاوت دارند امواج کشسان (صوتی) با سرعتهای متفاوت در داخل ا“ها انتشار یافته و در سطح مشترکها که ویژگیها تغییر می کند بازتابیده و شکسته می شوند. لذا وقتی در یک توالی رسوبی از انفجاری در سطح زمین موجی کشسان انتشار می یابد جزئی از آن توسط سطح مشترکهای مختلف بازتابیده و جزئی شکسته (شکست مرزی-م) و به سطح زمین بر می گردد. از روی زمان عبور موج تا شماری از نقطه ها بر روی سطح زمین شکل و ابعاد ساختار زیرزمینی را میتوان محاسبه کرد.
در انتخاب روش برای یک برداشت خاص عوامل زیادی چون زمینشناختی اقتصادی،‌لجستیکی (مربوط به تدارکات، ترابری و افراد) و ژئوفیزیکی دخالت دارند. برای به نقشه دراوردن ساختار سنگهای رسوبی در عمقهای چند هزارفوتی (۱ft-30/5 cm) هیچ روشی جای لرزه نگاری بازتابی ران خواهد گرفت . این روش تا آنجا پیشرفت کرده است که امروزه این امکان وجود دارد که تصویر دقیق و بسیار کاملی از زیر زمین بدست آید حتی اگر این تصویر بسیار پیچیده باشد. در مسائل کوچک مقیاس همچون آنهایی که در کارهای مهندسی عمران یا هیدروژئولوژی با آنها روبرو می شویم انتخاب روش بین روش شکست مرزی لرزه ای و روش مقاومت ویژه الکرتیکی خواهد بود.
در ژئوفیزیک معدن که در جستجوی کانه های فلزی است معمولا زمینشناسی برای استفاده از تکنیکهای لرزه ای بسیار پیچیده است . در اینجا تباین فیزیکی مشخص بین کانه ها و سنگهای میزبان روشهای الکترومغناطیسی ، مغناطیسی و گاهی حتی گرانشی را قابل اجرا می سازد. ولی تفسیر فقط نیمه کمی است زیرا این گونه اجسام از لحاظ شکل وناهمگنی نامنظم هستند. ب

ا وجود این شواهدی از اندازه عمق و کیفیت را میتوان کسب کرد.
در بسیاری از موارد در یک برداشت زمینی بیش از یک روش بکار گرفته می شود. نفت یابی ممکن است با کارهای گرانی و مغناطیس هوابرد آغاز شود. این کار مقدمه ای است بر کارهای لرزه ای

در محلهایی که بر اساس تفسیر برداشتهای منطقه ای قبلی انتخاب شده اند.
ترکیب داده های الکترومغناطیسی ، مغناطیسی و گرانی ممکن است این امکان را به وجود اورد که معلوم شود آیا بعضی نشانه ها ارزش کانه فلزی بودن را دارند یا صرفا تمرکزی از کانیهای غیراقتصادیند.
پس از انتخاب روش یا روشها و دستگاهها طرح بندی برداشت می یابست تعیین شود . این موضوع بیشتر به طرح ریزی ایستگاهها وخطهای اندغازه گیری و شلوغی آنها ارتباط می یابد.
برای یک تفسیر مناسب چقدر لازم است؟ پاسخ تا حدودی به وضع اقتصادی ارتباط دارد . برای مثال اگر اجسام کانه ای کم عمق باید آشکارسازی شوند لازم است که خطوط اندازه گیری از روی آنها عبور کنند یا حداقل نزدیک آنها باشند. واضح است که حداقل فاصله خطهای مورد استفاده به مقدار زیادی تحت تاثیر اندازه و مقدار کانه می باشد زیرا وقتی فاصله خطها را کاهش دهیم احتمال پیداکردن یک جسم کانه با ارزش افزایش می یابد ولی مخارج بالا می رود. مساله اساسی تری به نام نوفه نیز باید مورد توجه قرا رگیرد. گذشته از محدودیتهای کاملا دستگای هر اندازه گیری تحت تاثیر تغییرات محلی پیشا در ویژگیهای زیرزمینی می باشد. اگر لازم است که بی هنجاری با دقت کافی برداشت شود می باید هر چه این نوفه در مقایسه با بزرگی آشفتگی یا بی هنجاری حاصل از جسم مورد نظر بزرگتر است فاصله داده ها به هم نزدیکتر باشد. بنابراین آنچه قابلیت آشکارسازی را کنترل می کند محدودیتهای نوفه زمین است نه محدودیتهای دستگاهی. این نوفه اغلب حضور دارد و به همین دلیل تفسیرهای مبتنی بر پیمایشهای تک یا با فاصله های گسترده می تواند خیلی مشکوک باشد.
در برخی موارد ممکن است ناهمگنی آنچنان زیاد باشد که تفسیر بدون ابهام غیرممکن شود. در نظر اول ممکن است تعیین عمق یک پر سنگ نسبتا سخت در زیر رولایه ماسه ای مساله ساده ای باشد. این ظاهرا نمونه ای است از یک سطح مشترک بین دو محیط بارسانندگی الکتریکی بسیار متفاوت. ولی این کار ممکن است به لحاظ طبیعت ناهمگن رو لایه غیرممکن باشد زیرا تغییرات در محتوای رس اندازه دانه ها و محتوای آب تغییرات مشخصی در رسانندگی تولید می کند. لذا مساله از حالت تنها یک سطح مشترک خارج می شود. در این صورت سطح مشترکهای زیادی داریم که بعضی از آنها به طور جانبی ماندگار نیستند. بنابراین تفسیر مبتنی بر فرض ساده تک سطح مشتر

ک اعتباری ندارد و این پیچیدگی ممکن است به گونه ای باشد که مساله غیرممکن شود. التکبته هیچ رولایه ای واقعا یکنواخت نیست ولی همه تکنیک های تفسیر در این خصوص کمی آزادی عمل دارند و اگر انحراف از همگنی زیاد نباشد کار خواهند کرد. دشواری کار در این است که می باید ترجیحا از ابتدا تشخیص دهیم که آنچه ظاهرا ساده به نظر می آید در واقع پیچیده است .همچنین روشها را به کار می بریم تفسیرهای رضایتبخش تنها موقعی بدست می آید که ساختارها نسبتا ساده باشند.
آخرین مرحله تصمیم گیری در کاوشها و بررسیهای ساختگاههای آن است که حفاری انجام گیرد یا نه و چه وقت. در مهندسی عمران که عمقهای بررسی کم و دقت زیاد لازم است ممکن است از ژئوفیزیک صرفنظ ر شود و از آغاز حفاری بعمل آید. وقتی عمقها یا فاصله هایی که باید پوشش داده شوند افزایش می یابد بویژه اگر زمین شناسی ساده باشد ژئوفیزیکی به طور افزاینده ای بکار گرفته می شود در حالی که چاههای آزمایشی دور از هم ولی مناسب این کار را کنترل می کند.
در کاوشهای نفتی ساختارهایی که باید کشف شوند در عمق زیاد خوابیده اند به طوری که حفاری قبل از برداشت ژئوفیزیکی در مقایس بزرگ غیر ممکن است. به هر حال تکنیک های لرزه شناسی بازتابی آنچنان پبشرفته اند که این کار کاملا غیرضروری خواهد بود.
به طور کلی در تصمیم گیری مربوط به یک برنامه حفاری باید هر دو عامل اقتصادی و علمی مورد نظر قرار گیرد. هزینه حفاری برای به نقشه در آوردن دقیق سطح موجدار سنگ کف در یک ساختگاه ممکن است نسبت به هزینه به کارگیری ژئوفیزیک بسیار سنگین باشد ولی اگر تاوان اقتصادی حاصل از بی دقتی زیاد باشد حفاری ممکن است ارزانتر تمام شود. از طرف دیگر وقتی پهنه بزرگی می باید با تفصیل پوشش یابد ولی دقت زیاد مورد نظر نیست ژئوفیزیک می تواندپاسخ بدیهی باشد.

روش لرزه ای
کلیات
در روش لرزه ای یک تپ (پالس) کشسان یا به عبارت بهتر یک ارتعاش کشسان را در عمق کم ایجاد وحرکت حاصله را در نقاط نزدیک بر روس سطح زمین با یک لرزه سنج کوچک یا ژئوفون آشکارسازی می نمایند. اندازه گیری زمان عبور این پالس تاژئوفون هایی که در فاصله های مختلف قرا ردارند سرعت انتشارپالس را در زمین در اختیار می گذارد. زمین عموما از لحاظ ویژگیهای کشسان همگن نیست و لرا این سرعت هم با عمق و هم به طور جانبی تغییر می کند. هر جا که ساختار زمین ساده باشد مقادیر سرعت موج کشسان و موقعیت مرزهای بین مناطق با سرعتهای متفاوت از روی فاصله زمانی اندازه گیری شده میتوان محاسبه کرد. مرزهای سرعتی عموما با مرزهای زمینشناختی مطابقت دارند ولذا سطح مقطعی که برروی آن سطح مشترکهای سرعتی رشم شده باشد ممکن است با سطح مقطع زمینشناختی شباهت داشته باشد هر چند که این دو لزوما یکی نیستند. کاربرد این روش به طور گسترده درکاوش نفت یا بهتر است گفته شود در جستجوی ساختارهای زمینشناختی که برای انبارش آن مناسبترین هستند در عمقهای حدود چند کیلومتر می باشد. آشکارسازی مستقیم نفت بندرت امکانپذیر است ولی تاکنون موفقیت هایی در

زمینه محل انبارش گاز بدست آمده است که به طور قابل توجهی سرعت لرزه ای را در سنگهای حاوی آن کاهش می دهد.
روشهای لرزه ای همچنین اهمیت عمده ای در زمینه های مهندسی بررسی خاستگاه و

زمینشناسی آب دارند. در اینجا عمق مورد نظر در برد چندده متر تاکمتر از چند متر است و مسائلی که به حل آنها پرداخته میشود از تخمین عمق سنگ کف پر سرعت با یک سطح ایستایی مشخص گرفته تا ارزیابی ویژگیهای مکانیکی و آبشناختی (درجه شکستگی، تخلخل ، درجه اشباع و غیره ) مواد یک پی پوشیده یا آبخوان را شامل می شود.
روشهای لرزه ای در اکتشاف کانیهای غیرفلزی کاربرد کمی دارند . این بدان خاطر است که این گونه نهشته های کانی اغلب گسترش کوچکی دارند و سرعت لرزه ای در انها با سرعت در سنگهای میزبانشان یکی است و اغلب در شرایط پیچیده زمینشناختی ظاهر می شود که منجر به دشواریهایی در تفسیر می شود. هر جا که کاربرد لرزه شناسی در مسائل کوچک مقیاس پیش آید مهم است به خاطر داشته باشیم که تفکیک در این روش یعنی قدرت جداسازی ساختارهای نزدیک به هم به ابعادی محدود می شود که خیلی کمتر از طول موج امواج لرزه ای نباشند. طل موج از تقسیم کردن سرعت این امواج بر فرکانس آنها پیدا می شود. گستره سرعتهای لرزه ای در خاکها و سنگهای پوسته بین حدود ۶۰۰ ms , 200 است . و گستره فرکانس هایی که در اکتشافات لرزه ای به کار میرود بین حدود ۱۰ تا ۲۰۰ h است به طوری که ممکن است با طول موجهایی از ۶۰۰m , 1m برخورد کنیم . طول موجهای نوعی در اکتشاف نفت در حدود ۱۰۰m و در بررسی مقدماتی ساختگاه ممکن است ۳-۳۰m باشد.
تولید و انتشار امواج لرزه ای
روشهای مختلف تولید پالس های لرزه ای و امواج گسترده ای برای اکتشاف در بخش ۳-۲ شرح داده شده است. به هر نحوی که پالس با موج تولید شود حرکت ثبت شده در یک آشکارساز (معمولا مولفه قائم سرعت زمین) خیلی در هم آمیخته است. قسمتی از این آمیختگی بدان علت است که انواع مختلف موج کشسان با هم تولید می شوند و با سرعتهای متفاوت حرکت می کنند و قسمتی دیگر بدان علت است که هر یک از این انواع موج ممکن است از طریق بازتاب و شکست درسطح مشترکها چندین مسیر متفاوت تاژئوفون را دنبال کند. بدین ترتیب لرزه نگاشت حاصل از حرکت زمین که توسط یک پالس کوتاه تولید میگردد در فاصله زمانی خیلی طولانی تر از مدت زمان خود پالس گسترده می شود.

برداشتهای لرزه ای و تفسیر آنها
مقدمه
وقتی سرعت لرزه ای با عمق افزایش می یابد انرژی از طریق شکست مرزی به سطح زمین بر می گردد و اندازه گیریهای زمان-سیر برحسب فاصله را میتوان علی الاصول به نموداری از سرعت نسبت به عمق تبدلی کرد. این اساس روش شکست مرزی لرزه ای است در حالی که روش بازتاب ب

ه بازگشت انرژی بازتابیده از ناپیوستگیهای سرعت استوار است که می تواند ازدیاد سرعت یا کم شدن آن باشد. در ساده ترین پروفیل پیماهای بازتابی این بازتابها بر روی یک آشکار سازد تک در نزدیکی چشمه انرژی ثبت و زمان سیر تابش قائم t=2h/V اندازه گیری می شود ولی برای پیدا کردن عمق بازتابنده سرعت V مواد بالای آن باید معلوم باشد. ثبت زمان سیر بر حسب تابعی از برد افقی از چشمه این امکان را به وجود آورد که با استفاده از معادله سرعت v تعیین شود و تفسی

 

ر کاملی بدست آید.
روش بازتاب می تواند آسانتر از روش شکست مرزی برای مواجه با حالتهای چند لایه ای در حوضه های رسوبی معمولی تعمیم داده شود و این روش به طور گسترده ای برای اکتشاف نفت توسعه یافته است. مزایای این روش در ارائه مقطعی تفسیری که بخوبی می توان آنرا با مقعط زمینشناختی واقعی مربوط ساخت آنچنان آشکار است که در نظر اول تعجب می کنیم که چگونه روش شکست مرزی با ارائه تنها یک مدل زمینی ساده معدودی لایه های اصلی توانسته است با آن رقابت کند. ولی دو نوع مساله وجود دارد که در حال حاضر با استفاده از روش شکست مرزی با موفقیت بیشتری حل می شود : اول آنهایی که فقط با عمقهای کم در حدود ۱۰۰ متر سروکار دارند و از نوع کارهای بررسی ساختگاه و هیدروئولوژیکی (زمیشناسی آب )‌می باشند و دوم بررسی ساختار عمقی پوسته زمین.
در حالت اول موج بازتابیده آنچنان سریع به سطح زمین می رسد که جداسازی آن از سایر رویدادها در بخش ابتدایی لرزه نگاشت دشوار است . بر این دشواری می توان با استفاده از چشمهای بافرکانس بالاتر از نرمال فایق آمد واین تنها در مناطق پوشیده از آب عملی میباشد . دشواری در بررسیهای پوسته اساسی تر است. تباینهای سرعت در عمق پوسته اساسی تر است. تباینهای سرعت در عمق پوسته کوچکند و لایه بندی پیوسته جانبی که سرشتی حوضه های رسوبی است و درامتداد جانبی ماندگار نیست . و این منجر به قطعه های بازتابیده نامربوط کوتاه بجای افقهای پیوسته می شود. در این فصل فقط شیوه های کار شکست مرزی کم عمق (<100m) و اکتشاف بازتابی متعارف با پوشش عمقی بین چند صد تا چند هزار متر مورد توجه قرار میگیرند.

چشمه های لرزه ای
یک چشمه ایده ال باید پالسی تولید کند که فاصله زمانی آن از چند ملی ثانیه بیشتر نباشد دامنه آن بزرگ باشد و درعین حال بی خطر ارزان وقابل تکرار باشد. همه این ملزومات در خرج کوچکی از مواد منفجره که در چاله هایی تا عمق چند ده متری منفجر می شود. جمع است و در اوایل دوران کاوشهای لرزه ای تقریبا تنهاوسیله منحصر به فرد بشمار می آمد.امروزه انواع گسترده ای از چشمه های غیرانفجاری به شوت های م تعارف اضافه شده است . ای چشمه ها را می توان

به دو دسته تقسیم کرد :‌آنهایی که در خشکی و آنهایی که در مناطق پوشیده از آب به کار گرفته می شوند.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 40 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد