بخشی از مقاله

چکیده

حاشیه نشینی به مثابه یک فرایند محلی، ملی و فراملی، بازتاب فضایی عدم تعادل های موجود در روند سیاستگذاری در مقیاس و مختصات ژئوپلیتیک سرمایه از یکسو و علل و عوامل دورن منطقه ای و محلی از سوی دیگر است.

این حاشیه نشینان با گذر از فرهنگ و سنت روستایی و اسکان در مناطق شهری به نوعی تضاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و هویتی در تقابل با متن شهری قرار گرفته اند. از اینرو این تحقیق در پی آن است که به شناسایی تضادها و چالش های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و هویتی حاشیه نشینان و تحلیل فضایی نابرابری های موجود در سطح کلانشهر تبریز بپردازد.

روش تحقیق توصیفی و تحلیلی است و روش بدست آوردن اطلاعات نیز کتابخانه ای و میدانی می باشد. یافته های تحقیق نشان می دهد که نابرابری های فضایی موجود در سطح کلانشهر تبریز موجب گسست حاشیه و متن و بروز انواع چالش ها در بین حاشیه نشینان در تقابل با شهروندان متن می گردد و موجب در انزوا قرار گرفتن حاشیه نشینان می شود. این گسست ها و چالش های درون منطقه ای موجب بروز انواع آسیب ها و مشکلات در بین ساکنان متن و حاشیه می گردد و عدم وجود سیاست ها و راهکارهای اجرایی مناسب و همچنین مدیریت یکپارچه شهری بروز مشکلات آتی را اجتناب ناپذیر می سازد.

-1 مقدمه

تحولات جمعیتی در دهه های اخیر، اثرات شگرفی را بر ساختار اجتماعی اقتصادی و کالبدی کشور بر جای گذاشته است. افزایش جمعیت کشور و جابجایی و مهاجرت آنها از نقاط محروم به نقاط برخوردار، باعث برهم خوردن تعادل های منطقه ای شده که میتوان ریشه ی آن را در نحوه ی توزیع منابع در سطح این مناطق جستجو کرد. در این میان، شهرها گوی سبقت را ربوده و هر روز بر تعداد ساکنان آنها افزوده می شود. به همین دلیل روند مهاجرت به شهرها سرعت چشمگیری یافته و روستاها را به نابودی کشانده است. بنابراین، این عوامل باعث بوجود آمدن چالش های جدیدی برای مدیریت شهرها می شوند.

بانگاهی گذرا به بافت و ترکیب شهرهای کشور نیز میتوان دریافت که شهرهای کشور توان جذب مهاجرین جدید را نداشته و بیشتر مهاجرین به دلایل ناتوانی مالی و اقتصادی به حاشیه ی شهرها رانده شده و در انزوای اجتماعی و اقتصادی به سر می برند. بر اساس مطالعات صورت گرفته و آمارهای ارایه شده توسط مدیریت شهری در بیشتر شهرهای درجه یک و دو کشور بیش از 15 درصد جمعیت شهر در حاشیه زندگی میکنند

حاشیه نشینی فرایندی محلی، ملی و فراملی است که نمود عینی و فضایی خود را در بستر فضاهای پیرامون شهری یا درون شهری بر جای می نهد. این فرایند بطور کلی ریشه در ترجیحات فردی انسانهایی دارد که تحت تأثیر سیاستگذاری های ملی و مواضع غیرمنطقی دولتمردان در عرصه سیاست بین المللی از یکسو و مؤلفه ها و محرکه های محلی و درون منطقه ای از سوی دیگر، با گسست اجباری از یک مشرب فرهنگی، اجتماعی و فیزیکی خاص - سرزمین آبا و اجدادی - سکونت در نواحی حاشیه را ولو با تحمل آلام و مشتقات فراوان مرجح شمرده و در هماره زمان طی پاسخی خودجوش به عدم تعادل های فضایی، رحل اقامت بر حاشیه شهرها افکنده اند.

حاشیه نشینی در این مفهوم همچون پاسخ عملی و طبیعی عده ای از بازیگران اجتماعی به عدم تعادل ها و نابرابری های فضایی و انعکاس خواسته ها و حداقل نیازمندیهای زندگی، تأمین معاش، کسب آزادی و عزت نفس انسانی آنها قلمداد می گردد

بنابراین مساله ی حاشیه نشینی در ایرانصرفاً مساله ای فیزیکی و کالبدی نبوده بلکه مساله ای ساختاری است که در اثر نابرابری های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سطح ملی و منطقه ای به وجود آمده است و مدیریت شهری و چگونگی برخورد با این معضل می تواند تاثیری بسزا در روند آن داشته باشد. در این میان شهر تبریز حدود یک سوم از جمعیت خود 400 - هزار نفر - را به این میهمانان ناخوانده اختصاص داده که این افراد دارای انواع چالش های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و هویتی می باشند و در تقابل با ساکنان متن شهری قرار دارند.

-2 مفهوم حاشیه نشینی

پدیده مورد نظر در کتابها و پایاننامهها با نامهای مختلفی بیان شده است که برخی از آنها عبارتاند از: سکونتگاههای  غیررسمی، سکونتگاههای  افراد  کم درآمد 1،  سکونتگاههای  نیمه دائمی  موقتی2، سکونتگاههای آلونکی3، سکونتگاههای غیرمجاز4، سکونتگاههای کنترل نشده5، سکونتگاههای برنامهریزی نشده6، سکونتگاههای نابهنجار یا نابسامان7، سکونتگاههای حاشیهنشین8  و حاشیه نشینی

واژه ای که در اکثر قریب به اتفاق منابع فارسی بهکاررفته و اکثر متخصصان مسایل شهری از آن استفاده کردهاند واژه حاشیهنشینی میباشد.

تا کنون تعاریف متعددی درباره حاشیهنشینی شده که اغلب موارد منظور استعمال کلمه SLUM بوده است. SLUM به مفهوم محله یا کوچههای کثیف یک شهر یا مسکن انحطاط یافته و غیرمنطقی در نظر گرفته میشود

منطقه حاشیه نشین منطقهای است که فقر در چهره آن شدید نمایان است و میزان زادوولد و مرگومیر کودکان و نوزادان و اعمال نامشروع، جرم و بزه کاری جوانان، ناهنجاریها و مرگومیر عمومی در آن بالاست. به طوری که چنین مکانی معرف وضعیت جهنم گونه در روی زمین است

حاشیهنشین به مفهوم کلی به کسی گفته میشود که در شهر سکونت دارد ولی به علل گوناگون نتوانسته است جذب نظام اقتصادی و اجتماعی شهر شود و از خدمات شهری استفاده کند اگرچه ریشه اصلی حاشیهنشینی را باید در عواملی که موجب مهاجرت افراد از روستا به شهر میشود جست و جو کرد ولی تمام حاشیهنشینان از مهاجران تشکیل نیافتهاند، بلکه بخشی از آنان افرادی هستند که ساکنان همیشگی شهر بودهاند ولی به علت فقر اقتصادی در واحدهای مسکونی غیراستاندارد زندگی میکنند و جزء حاشیهنشینان محسوب میشوند

به گفته ی اسکار لوئیس پژوهشگر آمریکایی، »حاشیهنشینی میراث تغییرات ناهماهنگ شالوده ها و ناپیوستگی9 و دوگانه گرائی10 جامعه است.

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید