بخشی از مقاله
خلاصه
این مقاله، به بررسی عوامل ارتقاء دهنده و موانع بازدارنده شکوفایی شهری میپردازد. شکوفایی شهری مفهومی است که نخستین بار در دهه 1930 به صورتی ابتدایی، بحث پیرامون آن شکل گرفت و تا به امروز مطالعات مختلفی جهت تکمیل آن صورت گرفته است تا آنکه سرانجام در سال 2012 سازمان اسکان بشر ملل متحد شاخص جامعی را به نام شاخص شکوفایی شهری برای سنجش میزان رشد و توسعه انسانی و اقتصادی برای شهرها معرفی میکند.
در فرایند پیشرفت و توسعه هر شهر عواملی وجود دارند که سبب رونق شکوفایی و یا دور ماندن از آن میشوند. در این مقاله ابتدا مفهوم شکوفایی شهری مطرح شده و پس از آن عوامل تشویقکننده و بازدارنده شکوفایی در یک شهر عنوان میشوند. از جمله عوامل مثبت تاثیرگذار در کشورهای خاورمیانه میتوان به تمرکز زدایی و تشکیل موسسات مناسب در کنار سیستمی برای ایجاد فرصتهای برابر اشاره کرد. به نظر میرسد تاثیر حاکمیت و موسسات ضعیف در کنار فساد بالا، از جمله موانع اصلی شکوفایی در این کشورها به حساب میآیند.
.1 مقدمه
شهر مکانی است که انسان در آن از نیازهای پایه و امکانات رفاهی عمومی، رضایت کامل داشته باشد؛ مکانی است که در آن محصولات متعدد به میزان کافی در دسترس باشند. همچنین شهرها مکانهایی هستند که در آن اهداف، علایق و سایر جنبههای معنوی زندگی، تبدیل به واقعیت میشوند و از این طریق احساس رضایت و شادی را در افراد و جامعه به وجود میآورد.
شکوفایی به معنای موفقیت، ثروت، فراهم آوردن شرایط و فرصتهایی برای پیشرفت افراد میباشد. در هر سکونتگاه شهری همواره سوالی کلیدی وجود دارد: شرایط و عناصر لازم برای پیشرفت یک شهر و اطلاق عنوان شکوفایی به آن چه هستند؟ به عبارتی دیگر، بیانیه یا خروجیهای یک شهر شکوفا چه میباشد؟ به طور کلی یک شهر شکوفا منافع عمومی زیادی را در اختیار شهروندان قرار میدهد. این شهر سیاستهایی را برای استفاده پایدار و دسترسی عادلانه همه مردم طرحریزی میکند. به طور دقیقتر، حضور چند عامل مشخص، مفهوم شکوفایی را از دیدگاه سازمان اسکان بشر ملل متحد تعریف میکند.
هر شهر در راستای نیل به شکوفایی، دستخوش فراز و نشیبهایی میشود. گاهی عواملی ظهور میکنند که به شکوفایی آن شهر کمک میکنند و در بعضی مواقع ظهور برخی مشکلات، شکوفایی شهر را در معرض خطر قرار میدهد.
درک روشن و استفاده از این عوامل در برنامهریزی و اصلاح سیاستها، حمایت از برخی ساختارها و مکانیسمهایی که یر روی شکوفایی تاثیر میگذارند، از اهمیت برخوردار است. به همین دلیل شناخت عوامل تشویقکننده و بازدارنده شکوفایی در هر شهر ضروری است تا با شناخت کافی از آنها، راهکارها، راهبردها و سیاستهای مناسب برای دستیابی به شکوفایی تدوین شوند. شکوفایی شهری مفهومی است که نخستین بار به صورتی جامع توسط سازمان اسکان بشر ملل متحد برای سنجش میزان رشد و توسعه انسانی و اقتصادی عنوان شد. بنابراین بررسی پیشنهادات و کلیدواژههای گزارش این سازمان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.
.2 ضرورت و اهداف تحقیق
طبق سند چشمانداز بیست ساله و سیاستهای کلی برنامه چهارم توسعه در نخستین گام، به برنامهریزی برای بهبود رفتارهای فردی و اجتماعی اشاره شده است. این در حالی است که به واسطه عدم ساماندهی و طراحی مناسب فضاهای معماری و شهری، شاهد آشفتگیها و و ناهنجاریهای اجتماعی در زندگی شهری میباشیم.
از این رو به نظر میرسد نیاز است تا پژوهشهای مستدل و محکمی انجام شود تا اولا تصویری دقیق از شهر ایدهآلی ترسیم شود که با توجه به سند چشمانداز ملی و نیز استانداردهای جهانی به دست آمده است و ثانیا راهکار دستیابی به این شهرها و به تبع آن، معماری درون این شهرها طرحریزی شود. بررسی مفهوم شکوفایی شهری، بستر مناسبی را جهت دستیابی به فرایندی منطقی برای رساندن وضع موجود معماری و شهرسازی به شرایط مطلوب و ایدهآل که با توجه به استانداردهای جهانی به دست آمدهاند، فراهم میکند.
.3 مفهوم شکوفایی شهری؛ رویکرد سازمان اسکان بشر ملل متحد
شکوفایی یکی از پرقدمتترین تلاشهای بشری در طول تاریخ بوده است. با این وجود تنها در چند سال گذشته شاهد آن هستیم که سیاستگذاران، پژوهشگران و جامعه آکادمیک شروع به پژوهش پیرامون این بعد مهم از توسعه انسانی کردهاند. مسلما در این یادگیری، آزمون و خطاهای زیادی وجود داشته است. بیش از هفتاد سال پیش، در سال 1937، شاخصی با عنوان تولید ناخالص داخلی - GDP - *، برنده جایزه نوبل متریک شد و "مادر تمام آمار" نام گرفت.
این شاخص مفهوم شکوفایی هر کشور را در میزان تولید کالا و خدمات آن بیان میکرد. شاخص GDP به سرعت گسترش یافت و حتی برای دههها مورد قبول واقع شد . امروزه چنین به نظر میرسد که این شاخص برای سنجش میزان کلی رفاه و خوشبختی یک جامعه، کاستیهای بسیاری دارد. در سال 1972، پادشاه بوتان اعلام کرد که علاقهمند به اندازهگیری "شادی ناخالص ملی" - GNH - میباشد. در سال 1990 اقتصاددان آمریکایی، محبوبالحق، برنده آینده جایزه صلح نوبل، آمارتیا سن، را برای ایجاد شاخصی مشابه GDP اما مرتبطتر با زندگی افراد، ترغیب کرد .[2] در سال 2006، چین، "شاخص GDP سبز" خود را تهیه کرد که به طور جدی، اعتبار استانداردهای زیستمحیطی سابق را به چالش میکشید
در سال 2009، جوزف استیگلیتز برای همیشه به "بتوارگی "GDP پایان گذاشت و یک سال بعد دولت انگلیس اعلام کرد که برای نخستین بار، شادی را نیز علاوه بر معیارهای صرفا اقتصادی، خواهد سنجید.
عدالت از اهمیت بالایی در افزایش شکوفایی و پایداری توسعه شهری برخوردار است. با این وجود در حال حاضرGDP انعکاسدهنده هیچکدام از نیازهای ضروری نیست. بنابراین جستجو برای یافتن کمیتی جایگزین برای سنجش شکوفایی، در زمره تلاشهای کم سابقه برای جابجایی مرز دانش قرار میگیرد. مطالعات نشان داده است که اگرچه میزان درآمد، عاملی تعیینکننده در احساس خوشبختی افراد است، اما کشورهای ثروتمندتر به هیچ عنوان شادتر از کشورهای فقیرتر نیستند.
"احساس رضایت از زندگی طی چند دهه گذشته، علی رغم رشد اقتصادی قابل ملاحظه در اغلب کشورهای پیشرفته اقتصادی، کم و بیش بدون تغییر مانده است"
در حالیکه در ایالات متحده آمریکا، از سال 1950، سرانه درآمد سه برابر شده است، درصد افرادی که خود را" شاد" تلقی میکنند، تقریبا افزایشی نیافته است و حتی از اواسط دهه 70 کاهش نیز یافته است. در ژاپن، احساس رضایت از زندگی در طول چند دهه گذشته تغییر بسیار کمی داشته است. در انگلستان، درصد افرادی که خود را "بسیار شاد" تلقی میکردند از 53 درصد در سال 1957 به 36 درصد در حال حاضر کاهش یافته است، در حالیکه سرانه درآمد واقعی افراد، بیش از دو برابر شده است
معضل "پارادوکس شادی" که از آن یاد شد، در مطالعهای توسط اقتصاددانی به نام ریچارد ایسترلین در 19 کشور توسعهیافته و در حال توسعه جهان مورد بررسی قرار گرفته است .[6] تا کنون تحقیقات مشابه دیگری نیز در پی اثبات آنچه اکنون "پارادوکس ایسترلین" نامیده میشود، صورت گرفته است. این تحقیقات توسط بسیاری کشورها و موسسات آزاد، به منظور جستجوی شاخصهایی جایگزین برای سنجش پیشرفت اجتماعی صورت گرفتهاند. مطالعات اخیر تلاش کردهاند تا ابعادی جدید را برای سنجش پیشرفت اجتماعی دخیل کنند. جدول 1 خلاصهای از این روشها و رویکردها را نشان میدهد.
جدول -1 پیشینه سنجش شکوفایی
شاخص رشد انسانی - HDI - برنامه توسعه سازمان ملل متحد 1990
این شاخص، عواملی چون ”امید به زندگی“، ”پیشرفت تحصیلی“ و ”درآمد“ را با هم ترکیب میکند و شاخصی مرکب برای رشد و توسعه انسانی به وجود میآورد. این شاخص از محاسبات آماری سادهای به دست میآید که میتواند به عنوان یک چهارچوب برای هر دو نوع توسعه اجتماعی و انسانی به کار رود. این شاخص در نهایت نیز کشورها را بر اساس سطح رشد انسانی آنها، رتبهبندی میکند.
شاخص پیشرفت خالص - GPI - اتاق فکر بازتعریف توسعه 1994
* امتیاز ایران طبق رتبهبندی سال 2013 این سازمان، 0,742 میباشد و در رتبه 76 از میان 187 کشور مورد بررسی، قرار گرفته است.
این شاخص به عنوان یک سیستم سنجش جایگزین به جای GDP به وجود آمده است. از آن به عنوان نوعی شاخص اقتصادی جامعتر مبتنی بر ”هزینه واقعی“ استفاده میشود. این شاخص به دنبال یافتن چگونگی بهبود رفاه و خوشبختی از طریق افزایش میزان تولید کالا و خدمات است.

