بخشی از مقاله

چکیده:

از نظر آموزشی، فضای جدیدی بر کل دنیا حاکم شده است.حجم زیادی اطلاعات وآموختنی وجود دارد که باید در نظام آموزشی به آن پرداخته شود اما محدودیت ها نمی گذارد.

کمبود زمان ، نبود انگیزه یادگیری، به روز نبودن بخشی از محتواهای آموزشی و مشکلات معلمان از جمله این محدودیت ها هستند

.باید به دنبال راه حلی بود که حداقل پاسخگوی دو جنبه از مشکلات نظام آموزشی باشد .یعنی محدودیت ها را رفع و انتظار ما را از نظام آموزشی برطرف کند. ما می خواهیم نظام آموزشی ما بیش از آنکه اطلاعاتی در اختیار افراد قرار دهد از آن ها انسان هایی توانمند در عرصه یادگیری بسازد.

در این باره راه حل برگزاری کلاس معکوس یا کلاس وارون حداقل به عنوان یک راه حل ارزش بررسی دارد و شاید بتواند برای حل معضل حجم و محتوای آموزشی و تطابق با ساعات آموزشی مناسب باشد. در این مقاله روش اجرای کلاس معکوس ، موانع اجرا، مزایا و معایب و مقایسه با روش سنتی مورد بحث قرار گرفته است

مقدمه

جهان اطلاعات بعد از دورانی که ما به مدرسه می رفتیم ، به طور چشمگیری عوض شده است . ما در یک جهان عاری از اطلاعات به دنیا آمده ایم . جایی که اطلاعات در کتابخانه ها ، کتاب ها و درون ذهن معلم ها بودند .امروز ما در جهانی اشباع شده زندگی می کنیم که اطلاعات به راحتی در اختیا ر کسانی که به اینترنت دسترسی دارند قرار می گیرد .اگر ویدیویی از اینترنت بتواند جای ما را بگیرد آیا ما باید جای خودمان را به اینترنت بدهیم ؟ معلمان دیگر نگهبان اطلاعات نیستند پس نقش ما باید عوض شود از آنجا که ما وظایف خود را از قبل پذیرفته ایم ، به تجربه ی یادگیری دانش آموزانمان ارزش بیشتری افزوده خواهد شد.

به جای جایگزینی با رایانه یا ویدیو ، ما در حال تبدیل شدن به عناصری مهم و ارزشمند برای آموزش و پرورش هستیم ، زیرا تنها معلمان هستند که می توانند به دانش آموزان برای درک عمیق تر موضوعات کمک کنند برگمن و سمز از پیشروان آموزش معکوس می گویند که هر آموزشی بر سه عنصر استوار است : محتوا ، ارتباط، و کنجکاوی . در این میان ، وزن عنصر کنجکاوی به نظر آن ها بیش از عناصر دیگر است . به این معنا که معلم اگر در ارتباطی حساب شده و طراحی شده با دانش آموز کنجکاوی او را برانگیزد ، دانش آموز مهیای یادگیری محتوا می شود .

به نظر این دو ، در سال های اخیر در آموزش و پرورش رسمی وزن محتوا در میان این سه عنصر افزایش یافته و کار معلمان شده است انتقال محتوا در مسیری یک طرفه و از طریق سخنرانی برای دانش اموزان در حالی که معلم باید ارتباط خود را به گونه ای با شاگردان تنطیم کند که فرجام آن ، برانگیخته شدن کنجکاوی آن ها باشد به واقع جوهر آموزش و پرورش ، پروردن آدم های کنجکاو است

برخی گفته اند که نبود کنجکاوی آموزش و پرور ش را نابود می کند یکی از راه های برانگیخته کردن کنجکاوی دانش اموزان تغییر نقش معلم از سخنران به طراح یادگیری است . طراحی که در کلاس فعالیت هایی را تدارک می بیند که کنجکاوی دانش آموز را بر می انگیزد و محتوا را به خارج از کلاس منتقل می کند . در نتیجه در زمان صرفه جویی می شود و ما با شاگردی آماده مواجه می شویم که در کلاس در واقع برایش فعالیت های متفاوت یادگیری را تدارک دیده ایم.

روش اجرا کلاس معکوس چیست

کلاس درس یا یادگیری معکوس - - FLIPPED LEARNING یکی از رویکردهایی است که در سال های اخیر بخصوص از سال 2004 نگاه متخصصان و دست اندرکاران آموزش و یادگیری را به خود معطوف کرده و ما در کلاس رایانه دبیرستان مفید با این روش خو گرفته ایم .

کلاس درس معکوس شکلی از یادگیری ترکیبی است - blended learning - اما با یادگیری ترکیبی و یادگیری آنلاین فرق می کند. بطور خیلی خلاصه در کلاس درس معکوس معلم قبل از شروع کلاس آموزش محتوای درس را معمولا به صورت ویدئو یا مطلب در اختیار یادگیرندگان قرار میدهد و در کلاس درس به رفع مشکل و افزایش میزان یادگیری دانش پژوهان متناسب با ویژگی های شناختی و توانایی های شان می پردازد.

در کلاس معکوس حضور معلم برای تجربه ی یادگیری تمام دانش آموزان اساسی تر و مهم تر است . ما فراتر از محتوا ارزش گذاری می کنیم .ما دانش آموزان را به سوی محیطی که در آن مسئولیت یادگیری خود را بر عهده می گیرند راهنمایی می کینیم ایده ی کلاس معکوس بسیار ساده است در این کلاس ها آموزش مستقیم از طریق ویدیو یا سایر مواد اموزشی انجام می شود که دانش آموزان قبل از آمدن به کلاس از آن استفاده می کنند این جابجایی در زمان آموزش به معلم امکان می دهد که از زمان کلاس درس برای فعالیت های گروهی استفاده کند

در واقع کلاس معکوس عبارت است از :آموزش در خانه ، حل تمرین و تکمیل شدن مبحث در کلاس درس و مدرسه در کلاس معکوس، جای مدرسه و خانه عوض میشود. در این روش، معلم محتوای درسی را قبلاً به صورت ضبط ویدئویی درآورده و آن را در اختیار دانشآموزان قرار داده و آنها با تماشای آن در منزل ، درواقع محتوا را یادگرفته و با حضور بعدی در کلاس به تکالیف عمل میکنند.

ساعت درسی در کلاس مدرسه زمانی است برای اینکه یادگیریهای طول هفته و خارج از کلاس دانشآموزان را سامان دهیم. در کلاس درس، دانشآموزان را آگاه و آماده کنیم. تکالیف یادگیری را به آنها بدهیم و منابع آموزشی را در اختیارشان قرار دهیم یا به آنها معرفی کنیم. دانشآموزان در طول هفته فرصت دارند فعالیتهای یادگیری خود را کامل و یافتههای خود را در کلاس ارائه کنند، دیگران را در آموختههای خود سهیم کنند، تکالیف جدید بگیرند و این فر آیند هم چنان ادامه یابد .

در کلاس معکوس یادگیرندگان اصلی دانشآموزان هستند و نقش معلم برنامهریزی فکری و فراهم کردن مواد مورد نیاز و راهنمایی دانشآموزان است. معلم بر اساس یک سناریوی یادگیری که در آن پلههایی را پیش بینی کرده است، بچهها را آگاه میکند که چه مراحلی را باید طی کنند. سپس تکلیفها و فعالیتهایی را که آن ها باید در کلاس یا بیرون از کلاس انجام دهند، برایشان تشریح میکند.

اگر لازم باشد کاری به صورت گروهی، یکنفره یا دونفره انجام شود، گروههای یادگیرنده را تشکیل میدهد و فعالیتها را بین آنها تقسیم می کند. معیارهایی از برونداد مورد انتظار به آنها میدهد و انتظارات خود را از فعالیت دانشآموزان به آنها میگوید. در کلاس درس، بخشی از زمان کلاس به بررسی تکالیف انجامشده اختصاص می یابد و در خارج از کلاس، دانشآموزان با استفاده از مواد آموزشی متنوعی که معلم در اختیار آنها قرار داده و مراحل یادگیری که برای آنها ترسیم کرده است، به فعالیتهای یادگیری مشغول میشوند؛ درواقع آنچه خارج از کلاس رخ میدهد، ارتباطی است که بین دانشآموزان و مواد آموزشی برقرار میشود. فعالیتهایی که باید انجام شود، با توجه به توضیحها و راهنماییهای معلم و ارتباطهایی که بین مواد آموزشی و دانشآموزان برقرار میشود، برونداد قابل ارائهای برای جلسه بعدی کلاس درس است.

در کلاس معکوس، نقش اصلی معلم طراحی آموزشی است؛ یعنی طراحی یک سناریوی یادگیری که پلهای برای رساندن دانشآموزان به هدفی از جنس شایستگی باشد .این سناریو زمانی موفق است که چند مشخصه داشته باشد. اول اینکه هدفش دستیابی به سطوح بالای یادگیری باشد و بچهها را در کف یادگیری نگه دارد .دوم اینکه تنها به دنبال جمعآوری و ارائه اطلاعات نباشد، بلکه با روش آزمایش و تفکر به دنبال تجزیه و تحلیل و طبقهبندی اطلاعات برود و آنها را ارزیابی کند

جمعآوری اطلاعات در سطح بسیار پایین، بدون درک و فهم و پرینت و ارائه آن، متأسفانه اتفاقی است که امروزه در مدارس ما رخ میدهد و این اصلاً مطلوب نیست. مشخصه دیگر سناریوی خوب این است که به نحوی یافتههای یادگیری با زندگی روزمره دانشآموزان مرتبط باشد. این موضوع بسیار مهم است. نکته بعدی اشراف دانشآموزان به فرآیند یادگیری خود است. دانشآموزان باید بتوانند مسیر یادگیری خود را تحلیل کنند و آموختهها را در زندگی واقعی بهکار گیرند. استفاده از منابع و مواد یادگیری متنوع، تشکیل گروه های یادگیرنده و برقراری ارتباط بین آنها، از این جمله است.

در کلاس معکوس از الف تا ی موضوع تدریس نمیشود؛ اما فرآیندی طی میشود که از الف تا ی موضوع یاد گرفته میشود. این ایده اصلی کلاس معکوس است. در این روش آموزشی، نقش معلم بسیار کلیدی است، چون اوست که طراحی آموزشی را انجام میدهد و برای این طراحی فکر میکند. معلم دقیقاً باید بداند از کجا شروع کند؟

باید بداند چه فعالیتهایی بهتر میتواند دانشآموز را از نقطهای به نقطه دیگر برساند و پیشدانستهها را فراخوانی کند. معلم باید پلههای سناریو را طوری طراحی کند که نه آنقدر کوتاه باشند که رشدی صورت نگیرد و نه آنقدر بلند که امکان پیشروی وجود نداشته باشد. اینجاست که معلم دیگر مجری طرح نیست، بلکه یک طراح آموزشی است که باید به چند نکته توجه کند

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید