بخشی از مقاله
چکیده
در پژوهش حاضر عوامل موثر بر افزایش یا کاهش درصددرس شیمی در کنکور سراسری 93 بررسی شده است. نمونه آماری 55نفر از دانشجویان رشته های پزشکی،دندانپزشکی و فیزیوتراپی دانشگاه علوم پزشکی سمنان بودند.
سوالات پژوهش به صورت پرسشنامه بود که در اختیار دانشجویان قرار گرفت و سپس داده های حاصل با استفاده از نرم افزارSPSS موردتحلیل قرارگرفت. ومیانگین کل گویه ها و انحراف معیار و سطح معناداری سوالات مورد بررسی قرارگرفت .
با توجه به مقادیر حاصل شده برای t و همینطور مقادیر کمتر از 0/05 برای سطح معناداری و........ میتوان با ضریب اطمینان بیش از %95 بیان کرد که بین متغیرهای تحقیق با درصد درس شیمی رابطه معناداری وجود دارد. با توجه به درصد دروس تخصصی که از دانشجویان خواسته شده بود که آن را بیان کنند چنین نتیجه گیری شد که درصد درس شیمی با این که دومین درس تخصصی از نظر اهمیت برای گروه علوم تجربی است، اما حتی از درس فیزیک نیز پایینتر میباشد.
مقدمه:
ملاحظه کشورهای توسعه یافته به خوبی نمایان میسازد ، نیل به توسعه پایدار ومبتنی بر دانش بومی جوانان ، کسب قدرت در عرصه جهانی و داشتن حق چانه زنی بالاتر در مناسبات منطقه ای و جهانی بدون پرورش نخبگان علمی از طریق سرمایه گذاری درازمدت در آموزشهای پایه و آموزشهای تخصصی در دوره آموزش عالی محقق نمیشود. امروزه سرمایه های انسانی و نیروهای کارآزموده مهمترین عامل در ترقی و پیشرفت ملل تلقی میشوند.
امروزه مزیت دسترسی به منابع طبیعی در امکان بهره مندی از شاخصهای توسعه ، جای خود را به مزیت بهره مندی از نیروی انسانی مبتکر ،خلاق و متخصص داده است.بستر سازی مناسب و پاسخ مناسب و پاسخگویی درست به نیازهای آموزشی ،ضرورتی اجتناب ناپذیر در راستای دستیابی به این مزیت است. با توجه به انکه دانشگاهها عمدتا تربیت کننده این گونه نیروها هستند.بنابر این بررسی تقاضای افراد برای این خدمت خود راهنمای مناسبی در جهت حرکت به سمت هدف مورد بحث است از آنجا که توسعه انسانی بر توسعه ملی اثر مستقیم میگذارد، در ایران طی دو دهه اخیر خصوصا بعد از پایان یافتن جنگ تحمیلی ، بحث آموزش به عنوان عامل مهم و موثر در توسعه انسانی مورد توجه قرار گرفته است
امروزه تمامی کشورها برای دستیابی به هدف های مولد ، رشد اقتصادی و توسعه پایدار در پی ارتقا و بهبود کیفیت نیروی انسانی خود هستند در واقع آموزش عالی با فراهم آوردن و تعالی بخشیدن دانش ، مهارتها و نگرش های مورد نیاز کارکنان ارشد فنی، حرفه-ای و مدیریتی بخشهای مختلف نه تنها موجب ترویج دانش میگردد، بلکه با پیشرفتهای پژوهشی ، فناورانه و علمی که به ارمغان میاورد، زمینه را برای رشد و توسعه اقتصادی فراهم میسازند
آموزش عالی علاوه بر بستر سازی مطمئن برای پیشرفت و توسعه در ابعاد مختلف در زمینه رشد و توسعه اقتصادی جوامع نیز نقش اساسی دارد. چرا که امروزه کالاها و خدمات دانش بنیاد شده اند و مشتری مداری در عرصه پر رقابت بین المللی میطلبد که هر کشوری بر توانمندی های خود برای بقا در عرصه جهانی بیافزاید. بنابراین امروز هیچ دولتی هزینه کردن درآموزش را نه هزینه مصرفی که سرمایه گزاری تلقی میکند که در آینده فواید آن متوجه خودشان خواهد شد.
در این ارتباط پاملا - - 2006 بیان کرده است دانش به عنوان یک عنصر قاطع در رشد اقتصاد و در رشد کار و سرمایه فیزیکی ، شناخته شده است ومیتواند درون تولیدات و فرایند ها انتقال داده شود و در این راه به طور تجاری بهره برداری شود.
بنابراین ، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی از دو طریق به گونه ای کارآمد در بازسازی و توسعه موفقیت آمیز اقتصادی در بسیاری از جوامع توسعه یافته مشارکت کرده اند: اول ، تربیت نیروی انسانی با کیفیت از نظر علمی و فنی به تعداد لازم ، دوم، ایجاد محیط و شرایط تحقیق و توسعه که پیشرفت پایداری را در توسعه صنعتی امکان پذیر میسازد
فراستخواه - - 1378 با تحلیل دو وجهی از آموزش عالی در پی یافت پاسخ سوالاتی از قبیل این که امروزه آموزش عالی سرمایه است یا هزینه ؟ حق است یا امتیاز؟ موکول به انتشار طبیعی است یا عدالت باز توزیعی ؟ نخبه گراست یا همگانی؟ عمومی است یا خصوصی ؟ و نهایتا از نوع نیاز است یا تقاضا؟ مینویسد:
بنابر رویکرد اومانیستی و حقوق بشر ، دسترسی به آموزش عالی نه یک امتیاز ، بلکه حق شهروندی است که شهروندان از آن طریق ، حق دانستن و یادگیری خود را توسعه میدهند، از سویی دیگر دسترسی به آموزش عالی را نمیتوان به انتشار طبیعی موکول کرد ، زیرا آموزش عالی حداقل تحت شرایطی میتواند در بهینه سازی توزیع درآمد نقش داشته باشد و خط مشی ها و فعالیتهای باز توزیعی برای تامین فرصت های برابر آموزش عالی ضرورت پیدا می-کند - آکلی،. - 1998 همچنین آموزش عالی در حال حاضر به کالایی عمومی یا حداقل شبه عمومی تبدیل شده است
افزایش دسترسی به آموزش عالی و حرکت به سوی همگانی کردن آن از پیش شرط های اساسی برنامه اولویت های ملی توسعه علوم و فناوری است . دوره ای که آموزش عالی ، عمدتا نخبه گرا بود و به طبقات متوسط و حداکثر برخی لایه های مجاور و پیرامونی آن اختصاص داشت ، سپری شده است . آموزش عالی در جهان امروز از دهه های پایانی قرن بیستم رئ به همگانی شدن گذاشته و به صورت تقاضای اجتماعی درآمده است . به ویژه که با ظهور عصر اطلاعات نیاز به دانستن بیش از هر وقت دیگری جنبه حیاتی به خود گرفته است
دانایی چه به عنوان یکی از حقوق بشر - حق شهروندان برای دانستن - در جهت شکوفایی فردی و انسانی و چه به عنوان پیش شرط اساسی برای توسعه ، یکی از چالش های تعیین کننده در مسیر جاری و آتی کشورهای در حال توسعه در جهان معاصر است
.امروزه آموزش عالی نخبه گرا به آموزش عالی فراگیر تحول یافته است، به ویژه که تحولات ساختاری مربوط به زندگی مبتنی بر دانش و ظهور اقتصاددانش در مسیری پیش میرود که فناوری اطلاعات و سیستم های نوآوری و ایجاد جریان موثر دانایی مبان افراد ،شرکتها ،سازمانها و کشورها به عنوان نیاز پایه و اساسی ، روز به روز هرچه بیشتر به کم و کیف دسترسی شهروندان به یادگیری در سطح عالی موکول میشود.
تغییرات و تحولات اخیر دنیا در آموزش عالی ،باعث رشد بهتر بدنه تدریس و یادگیریدر آموزش عالی گردیده است و توسعه آموزشی در وضعیتی قرار گرفته است که در آن نیاز به یادگیری جمعی بسیار بیش از پیش احساس میگردد و این امری است که باید از جهات مختلف موردپشتیبانی قرار گیرد
بنابراین سوای آن که توسعه اقتصادی ، اجتماعی ،فرهنگی ونیز توسعه صنعتی به شدت وابسته به توسعه آموزش عالی و افزایش دسترسی به آن است، آموزش عالی و افزایش دسترسی به آن است، آموزش ودانستن در معنای عام و آموزش عالی در معنای خاص از یک سو به صورت یکی از بنیادیترین و کیفیترین حق و حقوق بشری و شهروندی موضوعیت و اهمیت پیداکرده و از سویی دیگر با توجه به پیچیده تر شدن لایههای زندگی در عصر حاضر و ابتلای همه امور به دانش و تکنولوژی، بهرهمندی از آموزشهای تخصصی در سطوح آموزش عالی از بایستهای شهروند جهانی نقش ایفا میکند.
با افزایش سریع جمعیت و گسترش پذیرش دانشگاهها در اواخر دهه شصت و نیز با بالارفتن سطح فرهنگ عمومی و تبدیل شدن آموزش دانشگاهی به یک ضرورت عام ، تلاش برای ورود به دانشگاه شکل حساس تری به خود گرفت . گسترش کتابهای کمک درسی ، تاسیس مراکز آموزشی به منظور آمادگی برای شرکت در کنکور و نیز کلاس و معلم خصوصی، نشانه هایی از میزان اهمیت رو به افزایش ورود به دانشگاه - ترجیحا دانشگاههای مهم دولتی در مراکز بزرگ شهری بود
گرجه استقبال از تحصیلات عالی در کشور ما نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر گسترده تر است، اما نگاهی به گزارشهای رسمی و تحقیقات متعددی که در سایر نقاط جهان منتشر شده است ،نشان میدهد که افزایش تقاضای اجتماعی برای تحصیلات عالی روند فراگیری است که دولت ها را با چالشهای تازه ای روبرو کرده است.
تجدید نظر در سیاست های آموزشی ، لزوم گسترش و بهبود دوره های آموزش عالی ، مهاجرت نخبگان و بیکاری فارغ التحصیلان از جمله تنش هایی است که در بسیاری از کشورها در پاسخ به این نیاز عمومی بروز کرده است.شناخت ماهیت این تقاضای فزاینده گذشته از این برای پژوهش گران به عنوان پدیده ای اجتماعی قابل تامل است، بیش از همه برای برنامه ریزان ، تصمیم گیران و مدیران جامعه ضروری است

