بخشی از مقاله

چکیده

پیشرفت روزافزون علوم تجربی در زمینههای گوناگون موضوعات جدیدی را در زندگی فردی و اجتماعی انسان پدید آورده است که چه بسا در صدر اسلام خبری از آنها نبود، موضوعاتی که شناخت آنها نیازمند خبرگی و داشتن اطلاعات کارشناسی و فنی است و چون مستقیماً موضوع احکام شرعی قرار میگیرد، عدم شناخت آنها گاه فقیه را به بیراهه میکشاند و به تبع آن به دلیل اینکه قانون ما نیز ریشه در شرع دارد، چه بسا دچار تحولات و جرم انگاریهای ناصواب گردد،که نمونه آن در حوزه مسکرات است

پس ابتدا به تبیین مفاهیم ، پیشینه و حرمت مسکرات و همچنین مصادیق انواع مسکرات در حقوق کیفری ایران و اسلام پرداخته میشود و در ادامه در خصوص دیدگاه فقهای اسلامی و مقنن در قبال این مواد و نیز حرمت مسکرات نوین در آموزه های دینی و متون فقهی مطالبی ذکر خواهد شد.از سویی دیگر باید اذعان داشت که مسکرات - اعم از مایع و جامد - در قانون جدید مجازات اسلامی - مصوب - 1392 و در ماده ی264 مورد تقنین قرار گرفته است، که در انتهای مباحث به رویکردها و تحولات ماده ی مزبور نیز خواهیم پرداخت.

مقدمه

با پیشرفت هایی که بشر در علوم تجربی بدست آورد، به ساخت موادی دست یافت که موجب تغییر عملکرد مراکز عصبی و مغزی شده و نشاط و طرب کاذبی در فرد ایجاد میکرد و سبب میگردید که اعمال وی از حالت ارادی و خودآگاهانه خارج گردد.

برخی از این مواد در ابتدای کشف و تولید آنها به عنوان دارو برای رفع افسردگیها، دردها و ایجاد آرامش استفاده میشدند ولی دیری نگذشت که بشر به سایر خواص این مواد از جمله زوال عقل و یا ایجاد اعتیاد در مصرف کنندهی آنها پی برد و استفاده از آنها را در زندگی محدود نمود و تنها در جشنها و یا جهت تفریح استعمال شدند.در این مقاله ابتدا به مفاهیم مرتبط با این مواد و پیشینهی آنها در حقوق کیفری اشاره کرده و سپس به بررسی حرمت این مواد خواهیم پرداخت.

-1 مفاهیم و پیشینه

-1-1 مفاهیم

مسکر: مسکر اسم فاعل است از باب اسکار.اسکار به معنی مست کردن و مایهی مستی شدن و مسکر به معنی مست کننده است. در فرهنگ معین نیزمسکر به معنی »مستی آور و مست کننده و نوشابهی الکلی« ذکر شده است. اما در مفهوم اصطلاحی منظور از مسکر چیزی است که استعمال آن قابلیت مست کنندگی دارد، اگر چه در برخی از افراد مستی بالفعلی ایجاد نکند.

خمر: در لغت به معنی ستر و پوشاندن چیزی است، هر چیزی که با آن یا بوسیلهی آن پوشانده شود، خمار نیز گفته میشود که جمع آن خمر است و به روسری هم گفته میشود. در خصوص معنای اصطلاحی خمر باید گفت که در عرف به هر شراب سکرآوری که از انگور یا دیگر میوه ها و دانهها گرفته شده باشد، خمر گفته میشود.

مستی: در کتب لغت واژهی مستی را به حالتی که از خوردن شراب و دیگر مسکرات از جمله الکل در شخص پدید آید، تعریف کردهاند. لذا معنای اصطلاحی واژهی مستی یا سکر در فقه و حقوق و پزشکی از آنچه که در معنای لغوی ذکر شد به دور نیست. از فقها و حقوقدانان تعاریف گوناگونی از مستی نقل شده است که تعریف " مستی عبارت است از حالت غیرعادی و ناپایدار که تحت تأثیر مصرف مواد الکلی و یا مخدرهای قوی ایجاد شده و بر عقل و دستگاه عصبی تأثیر منفی داشته و قوهی شعور، تمیز یا ارادهی فرد را بطور تام یا نسبی سلب مینماید."از همه تعاریف قویتر است.

الکل: در فرهنگ معین در خصوص معنای الکل چنین آمده است:»جسمی است آلی، فرار و دارای مزهی تند که در پزشکی مورد استفاده قرار میگیرد.« در صورتیکه مصارف پزشکی تنها مورد استفاده از الکل نیست بلکه از این ماده به عنوان حلال برای ساختن لاک، براق کنندهها، عطرها و در صنایع رنگ سازی نیز مورد استفاده قرار میگیرد. پس باید گفت که معنای لغوی خاصی ندارد و یک اصطلاح قدیمی است. و در مفهوم اصطلاحی»آبگونهای است بیرنگ و زود آتشگیر و دارای طعمی تند و سوزان با بویی ویژه که در برودت زیاد ابتدا قوام آمده و سپس مانند شیشه منجمد میشود.«

الکلیسم: الکلیسم در کتب لغت به معنی »می بارگی و اعتیاد به مصرف مواد الکلی« آمده است. در خصوص مفهوم اصطلاحی واژهی الکلیسم باید گفت که این معنا نیز از معنای لغوی آن جدا نیست.

مواد مخدر: واژهی مخدر اسم فاعل از مصدر تخدیر میباشد، ریشهی این کلمه خدر است که به معنی ضعف و تنبلی و سستی میآید. در خصوص معنای اصطلاحی مواد مخدر باید گفت که تعاریف متنوعی در علوم مختلف از این مواد آمده است که در اینجا به تعریف علامه قرانی اکتفا می کنیم که می نویسد: »:مخدر آن چیزی است که عقل و حواس را مختل کند، بیآن که نقشه و شادیی در بر داشته باشد.«

مواد روانگردان: در خصوص معنای لغوی این مواد چیزی در کتب و لغتنامهها آورده نشده است و تنها یکی از نویسندگان در معنای لغوی این واژه آورده است:»این کلمه از دو واژهی روان و گردان تشکیل شده است و از نظر لغوی هر مادهای که سبب تغییر روان گردد، تعریف شده است.«چنانچه در زیر گفته خواهد شد معنای لغوی و اصطلاحی این واژه ارتباط تنگاتنگی با هم دارند.که چنین تعریف کردهاند:»مواد روانگردان موادی هستند که موجب تغییر در احساس، ادراک، تفکر، قضاوت و اراده میشود مثل حشیش، کراک و چرس.«

-2-1 پیشینه

استفاده از مسکرات در زندگی بشر سابقهای طولانی دارد ولی در این خصوص سند دقیقی وجود ندارد تا به طور قطع و یقین گفت که استفاده از این مواد به چه دورانی بر میگردد و موارد استفادهی این مواد چه بوده است، لذا در این قسمت به برخی از نوشتههایی که مطالبی راجعبه پیشینهی مواد مسکر که در گذشته بیشتر به صورت نوشیدنیهای الکلی موجود بود، اشاره میشود تا بدست آید که سابقهی مصرف آنها به چه زمانی بر میگردد و نیز اینکه محدودیت و ممنوعیت مصرف این مواد از کجا نشأت گرفته است.

- 1روایتی نقل شده بدین مضمون که وقتی حضرت آدم پا به کرهی زمین نهاد و دلش میوهی بهشتی خواست حضرت جبرئیل ازسوی خداوند متعال درخت انگور را برای وی آورد ولی تذکر داد که اگر میوهی این درخت بجوشد حرام میشود. طبق این سند به نظر میرسد اولین باری که راجع به مسکرات ممنوعیتی مقرر شد برای حضرت آدم بوده است.

- 2مواد 108 تا 111 از قانون حمورابی نیز به شراب و شراب فروشی اختصاص پیدا کرده است از جمله مادهی 109 آن مقرر میدارد:»اگر بزهکاران در محل کسب یک زن شراب فروش اجتماع کردند و او آن بزهکاران را دستگیر نکرد و به کاخ نبرد، آن شراب فروش باید به قتل برسد.«

از مطالب فوق معلوم میگردد که شراب و شرابخواری سابقهی طولانی در تاریخ دارد و حرام بودن در دین هر پیامبری بیانگر آن است که در زمان آن پیامبر شرب مسکرات وجود داشته است پس میتوان گفت که در هیچ یک از ادیان الهی شرب خمر تجویز نشده و دلیلی بر حلیت آن نیست و اگر دیده میشود که پیروان برخی از ادیان الهی آن را حلال میپندارند صرفاً به دلیل تحریفی است که در کتب الهی آنان صورت گرفته است.

همانطور هک قبلاً نیز گفته شد شراب و شرابخواری سابقهای طولانی در تاریخ بشر دارد. در زمان نزول اسلام نیز مخصوصاً در مرکز وحی که همان جزیرهالعرب است مردمانش عشق و علاقهی وافری به شرابخواری داشتند به همین علت تحریم یکباره ی شراب مشکل بود و اسلام به دلیل این که مردم به شرب مسکر عادت نموده و ترکش برایشان دشوار بود، مبارزه با این گونه عادتها را تدریجاً در بین مردم آغاز کرد و این مایهی خرد زدا را از ساحت زندگیها دور کرد و امت اسلامی را از این گناه و آلودگی بزرگ پاک گردانید.

و امادر ایران از زمان رواج دین اسلام تا استقر نظام مشروطیت ، ظاهراً نظام حقوقی اسلام من جمله نظام مجازات اسلامی بر این کشور حکومت میکرد ولی عملاً »حکومتهای خود کامهی این دوران خود را مقید به اصول و مقررات دین نمیدانستند و به هر ترتیبی که میخواستند مخالفین حکومت، بزهکاران و افرد خودسر و مستقل الرای را به مجازاتی شدید و هولناک محکوم میکردند.

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید