بخشی از مقاله

چکیده

فرهنگ عامه از جمله موضوعات و مباحث مهم در تاریخ هر کشور است که مهمترین جلوهی آن در ادبیات عامه است، ادبیاتی که با شناخت آن میتوان تعاملات احتماعی مردم، نوع پوشش، آواها و نواهای ملی، سبک زندگی، اعتقادات و باورها و... هر دوره را به خوبی شناخت.

ادبیات عامیانه شامل لالاییها، قصهها، ترانهها، متلها، چیستانها، ضربالمثلها، و بخشی از اساطیر ملی و مذهبی و میهنی و نواها و نغمههایی میشود که در هر عصر رایج است و هر کدام دارای ویژگی و خصوصیات خاص خود میباشد. این مقاله با عنوان فرهنگ عامه و خصوصیات و موضوعات آن به روش کتابخانهای گردآوری شده است و در آن به بررسی ویژگیها و خصوصیات این فرهنگ پرداخته شده است.

-1تعریف فرهنگ عامه

واژهی folklore مرکب از دو بخش folk به معنی توده و مردم، و lore به معنی دانش وآگاهی است. این واژه نخستین بار در سال 1846م. توسط باستانشناس انگلیسی »ویلیام جان تامز - «با نام مستعار آمبروز مورتون - ساخته شد.

ویلیام تامز فولکلور را بهعنوان جانشینی برای اصطلاح نادرست»عتیقات عامیانه« پیشنهاد کرد که عتیقهشناسان انگلیسی و زبانشناسان آلمانی در نیمهی نخست سدهی نوزدهم میلادی برای مطالعهی راه و رسم زندگی طبقات پایین اجتماع ساخته بودند.

مورتون فولکلور را گونهیی نظم علمی میدانست. مردمشناسی دیگر بهنام »گئورک هرزو«فولکلور را مسائل و بخشهایی از فرهنگ میداند که ابدی شده و با حکایات شفاهی، افسانهها، آوازهای عامیانه و رقصها بیان میشود

در زبان فارسی اگر بخواهیم کلماتی را پیدا کنیم که معنی و مفهوم فولکلور را داشته باشد ناگزیریم جملاتی مانند: مجموعهی اطلاعات مردم، معلومات تودهی مردم، دانش توده، فرهنگ مردم، فرهنگ عوام، معلومات عوام، فرهنگ توده، دانش عوام را بهکار بریم.

اصطلاح »فرهنگ عوام« از»محمدعلی جمالزاده« است. »فرهنگعامه« از »دکترصادق کیا« است. »فرهنگ توده« متعلق است به »صادق هدایت» .«زبان کوچه یا فرهنگکوچه« نیز اصطلاحیست معاصر که از سوی افرادی چون »احمدشاملو« و نیزدرهفتهنامهی کیهان درچندین دههی اخیر بهکار رفته است.

کلمه ی مردم در اینجا آنمعنی کلی وعام و عوامانهیی را میدهد که مرادف است با کلمهی»خلق«،»توده« و»عامهکه« اکثریت افراد ملتّی، بهخصوص طبقات پایین جامعه مانند زارع، کارگر، پیشهور و زحمتکش، اعم از بیسواد یا باسواد را شامل میشود. - همان: - 9 ادبیات عامیانه، شامل لالاییها، قصهها، ترانهها، متلها، چیستانها، ضربالمثلها، و بخشی از اساطیر ملی و مذهبی و میهنی و نواها و نغمههایی است که درمنطقه ی تولد یا مراسم مرگ و ازدواج خوانده میشود بیآنکه از مأخذی نقل شده باشد و تنها سینه بهسینه از نسلی به نسلی دیگر رسیده باشد.

دراوائل قرن 20درفرانسه، فولکلوریست منحصراً به کسی اطلاق میشد که دانش عامه را از خلال کتاب های تاریخی و سفرنامه های قرون گذشته جستجو میکرد حال آنکه قسمت عمدهی منابع مردم شناسی را تحقیقات محلی و مردمنگاری تشکیل میدهد.

فرهنگ عامه مجموعه ی معارف و رفتار عام و مشترک گروهی از مردم است که از راه تقلید و به شیوههای شفاهی انتقال مییابد.

-2 تاریخچه ی گردآوری ادبیات عامه در ایران و جهان

ادبّیات عامیانه تا حدود یک قرن پیش به صورت مکتوب در نیامده بود و در دوره ی رمانتیک کار نوشتن و ثبت آن آغاز شد. در اروپای آن زمان دو نگرش نسبت به این کار وجود داشت: رمانتیک ها می خواستند با جمع آوری ادبّیات عامیانه برای کودکان آن ها را با حوادث عجیب و غریب و خیالی آشنا کنند اما ادبای عصر روشنگری اخطار می دادند که این کار کودکان را خیالی، احساسی و واقع گریز بار می آورد. آثار گرد آوری شده توسط محققان اروپایی مجموعه ی سه جلدی قصه های خانگی کودکان، افسانه های آلمانی، دستور زبان، اسطوره شناسی، ترانه های باستان دانمارک و...است.

نمونه هایی از توّجه به ادب عامه را می توان در گذشته ی ادبیات فارسی دید مثلاً نمونه هایی از آیین ها در آثار الباقیه ی ابوریحان و تاریخ طبری، بازی ها و رقص ها در مروج الذهب مسعودی و شفای ابوعلی سینا، مناسک آیینی و فرقه ای در آثار امام محمد غزالی، دیوان البسه ی نظام الدین محمود قاری - متوفی 866ق - ، دیوان کنز الاشتها، عقاید النسا یا کلثوم ننه منسوب به آقا جمال خوانساری. بیشتر قصّه های عامیانه ی نقالان بعد از دوره ی صفویه ساخته شد ولی از پیش از دوره ی صفوی نیز کتاب هایی مانند سمک عیار،اسکندر نامه،داراب نامه،فیروز شاه نامه وقصه ی حمزه باقی مانده است که بیشتر آنها حماسی اند ودر قصه زن نقش مهّمی دارد.قهرمان اکثر آن ها شاهان و شاهزادگان است جزسمک عیار که فردی عادی و از بین مردم است.پس از دوره ی صفوی کتابهای مقتل - در باب واقعه ی کربلا - وفتّوت نامه ها - قصه های جوانمردان - نیز به ادب عامه افزوده شد.

صادق هدایت به احتمال زیاد نخستین نویسنده ای است که نحوه تحقیق و بررسی وحتی روش کار ونحوه ی مراجعه به افراد و تماس و مصاحبه راطی نظم علمی نوشته است. وی با چاپ دوکتاب ارزشمند نیرنگستان و اوسانه به جمع آوری آداب و رسوم و ترانه های محلی مناطق مختلف کشور به طور کامل پرداخت. هم چنین در کتابش طرح علمی برای کاوش در فولکلور یک منطقه ارائه داد.در اوسانه بیشترموضوع ترانه های محلی یا به قول زنده یاد هدایت گنجینه های ملی است.کتاب امثال وحکم دهخدا از دیگر تلاش هایی است که دراین زمینه انجام شده است.علی اکبر دهخدا درسلسله مقاله های چرندوپرند و در روزنامه صور اسرافیل به زبان عامیانه توّجه خاص دارد.

از نویسندگان دیگری که به باورها و اصطلاحات عامیانه توّجه داشتند می توان از جلال آل احمد، صادق چوبک، غلام حسین ساعدی، صمد بهرنگی و محمد علی جمال زاده نام برد. از نخستین شاعران هم می توان به ایرج میرزا، عشقی، شاملو و اخوان ثالث اشاره کرد. در ادامه تلاش های انجام شده برای جمع آوری ادبیات عامیانه، فضل االله صبحی مهتدی با همکاری هدایت یک برنامه رادیویی درباره ی قصّه آغاز کرد واز شنوندگان خواست مطالب خود را برایش بفرستند.بعدها این کار توسط انجوی شیرازی، دوست نزدیک هدایت، در برنامه ای به نام سفینه فرهنگ مردم تولید شد.

در سال 1337اداره فرهنگ عامه دروزارت فرهنگ و مهرتاسیس شد که درسال 1349به صورت مرکزملی پژوهشگاه مردم شناسی وفرهنگ عامه درآمد.از این پس برنامه های رادیویی و مستند زیادی در این زمینه تولید گشت .برای مثال احمد شاملو علاوه برتهیه و اجرای برنامه رادیویی فرهنگ عامه شروع به جمع آوری ضرب المثل ها، افسانه هاو ترانه های متداول شهرهای مختلف درکتاب کوچه کرد.این پروژه ی عظیم با مرگ او ناتمام ماندوامروز توسط دوستان وهمسرش دنبال می شود.

هر چند می توان نخستین شکل های پژوهش فرهنگ عوام را در عصر صفویه نیز دید ،اما بهتر است آغاز آن را با ورود جهانگردان غربی در سده ی هفده ببینیم. کنجکاوی این جهان گردان در کنار استراتژی قدرت های بزرگ، عاملی در تقویت مطالعات بر زبان فارسی بود، به ویژه که بریتانیا دارای منافعی گسترده در هندوستان بود و زبان فارسی در این کشور هنوز قدرت خود را به مثابه ی یک زبان میانجی و زبان روشنفکران حفظ کرده بود. روس ها، همسایگان شمالی ایران نیز منافع استراتژیکی در تقویت مطالعات ایرانی داشتند. نخستین مطالعات ایرانی با اوستا شناسی آغاز شدند. درهمین حال، گردآوری داستان ها و فرهنگ عامه در ایران نیز آغاز شد.

ایرانیان خود در سده ی نوزدهم به دلیل تمایل زیادی که به نوآوری های غربی پیدا کرده بودند و به علت آن که فولکلور را نوعی سنت و مخالف با پیشرفت تلقی می کردند چندان مایل نبودند به مطالعه در این زمینه بپردازند و تنها در دوره ی انقلاب مشروطه و به دلیل احساسات وطن پرستانه بود که تمایل به این مطالعات نیز شکل گرفت.

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید