بخشی از مقاله

چکیده

شایعه یکی از کارکردهاي بحران زاي مدیریت است که با کمک گرفتن از ابزارها و اهرم هاي نوین، افکار عمومی جامعه و جهان را می تواند تحت تأثیر قرار دهد. رسانه ها با بهره مندي از راهبردها و فرا راهبردهاي جدید در عصر حاضر در ایجاد شرایط بحرانی - شایعه - می توانند در تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادي، در سطح وسیع و گسترده نقش آفرینی خاصی بکنند و موجب شکل دهی نگرش هاي مناسب و نامناسب بر اساس ساختار نظام سیاسی، اجتماعی و افکار عمومی گردند.

امپراتوري رسانه اي، در حال حاضر با بهره مندي از امکانات بسیارتکنولوژیکی نوین، نوعی استبداد اطلاعاتی بر اساس ابزار شایعه را از طریق گزینش و انحصار اطلاعات خاص منتشر می کنند. بر این اساس، استبداد رسانه اي با تأکید بر ارائه چهره ي مخدوش برخی نظام هاي مختلف سیاسی و فرهنگی با نظام حاکم، افکار عمومی را تحت تاثیر قرار می دهد که این مهم در دنیاي کنونی نقش بهره گیري از ابزار هاي نوین اطلاع رسانی و بکارگیري فناوري اطلاعات به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهاي قابل استحصال توسط جوامع و سازمان هاي امروزي را مبرز می سازد.

لذا این تحقیق با هدف بکارگیري فناوري اطلاعات در مدیریت شایعه سازمانی که یکی از دقدقه هاي مهم مدیران در پیشبرد اهداف کلان مدیریتی خویش در سازمان هاست اجرا گردیده که در آن محقق با شناسایی جریان گردش شایعه در سازمان و طراحی تارنماي الکترونیکی تحت عنوان" شبکه پخش شایعات - شپش - " در سطح یک شرکت مخابرات استانی به عنوان پایلوت مبادرت به مدیریت شایعه با بکارگیري فناوري اطلاعات در سازمان نموده است.

مقدمه

شناخت افکار عمومی در مدیریت، امري حیاتی است، زیرا این شناخت براي فتح قلوب و افکار مهم است. اگر دریافت مدیران از مسائل و نگرش مؤسسه و اداره اشتباه باشد، آنگاه هر راهحلی که براي مشکلات اندیشیده شود اشتباه خواهد بود. برعکس، بدون توجه به صداقت تلاشهاي جدي گسترده، اگر اقدامات مغایر با باورها، نیازها، علایق یا امیال توده کارکنان تلقی شود، آنها علاقمند به حمایت نخواهند بود. فتح قلوب جنبه مهمی از مدیریت موفق در سازمان است، اما بسیاري از مدیران - نه همه آنها - آن را اقدام درجه دوم و فرعی میدانند.

این امر به احتمال به دلیل مشکلات ذاتی در تشخیص نگرانیها و ترسهاي عمدهاي است که کارکنان را از همکاري با مدیران بازمیدارد؛ به عبارت دیگر ارزیابی دقیق ذهنیات کارکنان نسبت به تلاشهاي مدیران براي کاهش نگرانیها و نیز دشواري سنجش کارایی خود ما، از مشکلات ذاتی این امر میباشند. ، اما مدیر به افکارعمومی مراجعه میکند تا پیشرفتها را ارزیابی کند. با این حال اینها سنجشهاي پرهزینه و پردردسري براي تخمین گرایشها و محدودیتهاي درونی کارکنان و مردم است.

این فرضیه روشی جایگزین براي هدایت و سنجش کارایی تلاش براي تسخیر قلوب و افکار ارائه میدهد: "مطالعه در مورد شایعه".

اغلب شایعه علت و موجب انگیزههاي نادرست میشود، به سوءتعبیرها دامن میزند و منازعات را گسترش میدهد. ما با گوش دادن به منبع عظیم شایعات رایج در سازمان میتوانیم ترسها، نگرانیها و احساسات نهفته کارکنان را تشخیص دهیم و از این مطالعات براي گسترش مدیریتی موفقتر به منظور ارزیابی، کنترل و جلب حمایت آنها استفاده کنیم. معتقدیم، کارکرد انتقال شایعه در تمام فرهنگها مشابه است، اما سازوکارهاي ارتباطی براي مقابله با آن باید با زمینه خاص فرهنگی که شایعه در آن عمل میکند متناسب شود. به عبارت دیگر، روانشناسی شایعه کم و بیش عمومی است، اما درمان اطلاعاتی و روانشناختی آن یکسان نیست.

شایعه یا همان دروغ بزرگ اجتماعی یکی از معضلهاي اخلاقی جامعه ما است که هر روز در لباسی جدید رخنمایی میکند.

شایعه پردازي میتواند بر اساس عوامل مختلفی بروز کند که از آن جمله میتوان به بی مبالاتی در نقل اخبار نامطمئن، تأمین منافع ، حب و بغض هاي شخصی، غلو نمایی در نقل اخبار، سوءاستفاده از اعتماد مردم و گمانه زنی خواص اشاره کرد . در این مقاله سعی شده است تا به تعاریف، انواع شایعه و کنترل و مدیریت شایعه با بهره گیري از ابزار فناوري اطلاعات پرداخته شود.

ادبیات تحقیق

رسانه ها با اشکال سامانمند شایعه و شایعه پراکنی به جهت دهی افکار عمومی، گرایش ها، عقاید و نگرش ها و رفتارهاي یک ملت می پردازند، که این مسئله امروزه در جهان، یک نوع جنگ جهان فرهنگی و نوعی جنگ نرم تلقی می گردد و این جنگ در واقع اشاره به گزینش اطلاعات، ارائه پیام هاي شائبه انگیز در عرصه جهان می کند. در این مقاله اشاره به بحران شایعه می کنیم و از طریق مدیریت بحران رسانه اي می توان به واکنش سریع جلوگیري از انتشار اطلاعات غلط پرداخت، و به بازنگري اطلاعات و امید دهی به افکار عمومی توجه می نمائیم. علاوه براین سعی بر این داریم که با تأکید بر مطالعات کتابخانه اي، تبیینی و تفسیري فرایند بحران شایعه را در جهان امروز به عنوان یک قدرت نرم ارتباطی در نظرگیریم، که مدیریت رسانه اي با اعمال شیوه ها و راهبردهایی، می تواند افکار عمومی را در جهت رسیدن به اهداف تعیین شده اش هدایت نماید.

رسانه ابزاري مناسب براي تنویر افکار عمومی در عصر حاضر می باشد. این ابزار فرهنگی، باید فضایی را براي برخورد سالم و سازنده اجتماعی، سیاسی و فرهنگی از طریق ارائه دیدگاه ها و اطلاع رسانی مناسب در بین جامعه جهانی ایجاد نماید،در واقع ارائه این فرایند از سوي رسانه ها، بیانگر توسعه و پویایی تحرك جوامع کنونی محسوب می شود.از سوي دیگر یکی از واقعیت هاي انکار ناپذیر عصر حاضر رسانه ها ایجاد بحران و بحران سازي می باشد، که از طریق ابزار شایعه و انتشاراطلاعات و اخبار کاذب و نادرست جامعه جهانی و افکار عمومی را با توجه به سیاست هاي حاکم بر امپریالیسم رسانه اي تحت تأثیر خود قرارمی دهد

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید