بخشی از مقاله
.1 مقدمه
امروزه دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی نقش بسیار مهمی در اشاعه فرهنگ یاددهی یادگیري در جامعه دارند و نگاه هاي بسیاري معطوف به فعالیت ها، موفقیت ها و دستاورد هاي آن ها می باشد. دانشگاه به عنوان یک نهاد پیچیده ي فرهنگی و یک کانون هنجارفرست به انتظام بخشی اخلاقی و اجتماعی جامعه کمک می کند و درجهت بهبود کیفیت زندگی و حفظ پویایی و نشاط در جامعه براي خود مسئولیت هایی قایل است.
این نهاد بزرگ اجتماعی همچنین به عنوان هسته ي پیشتاز تحولات عمل نموده از طریق رصد کردن تغییرات اجتماعی و فرهنگی به ویژه در عرصه ي علم وففناوري جامعه را براي تسلط بر رویدادهاي مبهم آینده توانمند و مهیا می کند
با توجه به اینکه دانشگاه سازمانی است که آموزش بزرگسالان را برعهده دارد در خدمت رسانی به افراد بزرگسال و رشد و پرورش قابلیت هاي آن ها نقش حیاتی ایفا می کند، بدین منظور گروه بزرگی سکان هدایت آن را در دست دارند، مدیران و کارکنان از جمله افرادي هستند که در هدایت دانشگاه براي رسیدن به اهداف علمی، معنوي و پژوهشی آن نقش بسیار اساسی بر عهده دارند.
با توجه به تغییرات چشمگیر دانشگاه ها،فطی سال هاي اخیر به بهبودي کیفیت آموزش و یادگیري در دانشگاه توجه زیادي شده است و دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی تلاش کرده اند تا در تولید دانش، فناوري هاي جدید، بهبودي کیفیت تدریس و یادگیري و پویایی فعال با تحولات جهانی، موفق عمل کنند. در این بین بحث تغییر، یادگیري و یادگیري سازمانی مطرح می شود و براي فاین که دانشگاه ها بتوانند به رسالت هاي خود جامه ي عمل بپوشانند باید به سازمان یادگیرنده تبدیل شوند.
به اعتقاد ویک و لئونلپزششلژف سازمان یادگیرنده سازمانی است که به طور مستمر، از طریق خلق و پرورش سریع قابلیت هاي مورد نیاز جهت دستیابی به موفقیت هاي آتی، توسعه می یابد
این مطالعه براي رسیدن به این حقیقت که دانشگاه قم تا چه میزان توانسته است مهارت هاي خود را جهت رسیدن به سازمان یادگیرنده افزایش دهد، صورت می گیرد.
این پژوهش از این جهت داراي اهمیت است که به اعتقاد لیائو و همکاران هپحلحه - تنها چیزهایی در زندگی ثابت می مانند که پیوسته درحال تغییر باشند. درفقرن بیست و یک که قرن اقتصاد دانش محور نام گرفته هیچ فرد و سازمانی نمی تواند خود را از چالش هاي دانش دور نگه دارد. دانشگاه ها به عنوان سازمان هاي دانش محور باید پیشرو در امر اخذ، تولید و به اشتراك گذاشتن آن باشند، درفاین میان دانشگاه قم نیز مستثنی نبوده است و اگر بخواهد همگام با پیشرفت هاي علمی و تکنولوژي روز پیش رود باید با به کارگیري مؤلفه هاي سازمان یادگیرنده، به تولید دانش و اشاعه آن بپردازد و مدیران و کارکنان را براي مقابله با تغییرات محیطی و پویایی سازمانی توانمند سازد تا به راحتی پاسخ گوي چالش هاي درونی و بیرونی بوده، در مسائل رقابتی بین دانشگاه ها سریع تر و موفق تر عمل کنند و کیفیت فعالیت هاي خود را بالا برند، زیرا براي ماندگاري در عرصه ي رقابت باید کیفیت را بالا ببرند و تولیدات علمی خود را افزایش دهند، در غیر این صورت محکوم به فنا خواهند شد
.2 متن اصلی
.1-2 ادبیات تحقیق و پیشینه پژوهشی
رابینزممعتقد است که سازمان ها نیز همانند انسان ها می آموزند - رسته مقدم، تهملژ. به طوري که امروزه موفقیت و پایداري در محیط کار شدیداً به یادگیري بستگی دارد. همچنان که پیتردراکرت، اندیشمند برجسته ي مدیریت معاصر، معتقد است دانش کلید موفقیت سازمان است، زیرا موجب نوآوري در تولید می شود
بنابراین سازمان یادگیرنده الگویی نوین براي سازمان ها در عصر دانش است. همه سازمان ها لزوماً براي بهبود و بهتر شدن یاد می گیرند. سازمان هاي یادگیرنده یادگیري را نه به عنوان اعتراف به نادانی، بلکه به عنوان تنها راه زندگی می دانند. گفته شده است انسان هایی که یادگیري را متوقف می کنند زندگی را متوقف می سازند. این امر در سازمان ها نیز صادق است
در واقع، شعار اصلی سازمان هاي یادگیرنده،فیادگیري از عمل و عمل مبتنی بر یادگیري است. مدیران و کارکنان سازمان هاي یادگیرنده، رشد و فپیشرفت سازمان و خود را در یادگیري مستمر و انتقال و تسهیم دانش و تخصص می دانند. بر همین اساس شعار همیشگی سازمان یادگیرنده را می توان چنین خلاصه کرد: تواضع در یادگیري و سخاوت در آموزش
امروزه در مدیریت دو مفهوم یادگیري سازمانی و سازمان یادگیرنده در کنار هم آورده می شود ولیکن این دو، مفاهیم مترادفی نیستند به طوري که به اعتقاد اسمیت و آراجو - ، یادگیري سازمانی بر مشاهده و تجزیه و تحلیل فرآیندهاي موجود در یادگیري جمعی و فردي سازمان متمرکز است، در حالی که سازمان یادگیرنده جهتی عملی دارد و از ابزارهاي ارزشیابی یا آسیب شناسی که به تعیین، توسعه و ارزیابی کیفیت فرآیندهاي یادگیري در درون سازمان مدد می رسانند، منبعث می شود
همچنین یادگیري سازمانی توصیف کننده ي فعالیت ها و رویدادهاي یادگیري در سازمان است، در حالی که سازمان یادگیرنده به وجود ساختار سازمانی مناسب و داراي قابلیت تسهیل یادگیري براي کارکنان اشاره می کند
بنابراین ، یادگیري سازمانی را توانایی سازمان به عنوان یک کل در کشف خطاها و اصلاح آن ها و همچنین تغییر دانش و ارزش هاي سازمان، به طوري که مهارت هاي جدید حل مسئله و ظرفیت جدیدي براي کار ایجاد شود، می دانند.
گاه و رایان معتقدند، سازمان یادگیرنده، سازمانی با اثربخشی بالا و رقابتی است؛فچون قابلیت تولید دانش جدید را دارد و به خوبی تجربه اندوزي می کند، بنابراین خلاق است و می تواند براي حل سریع مسائل، دانش را منتقل کند
سازمان یادگیرنده، سازمانی است که به طور منطقی براي مقابله با تغییرات مداوم، انعطاف پذیر و انطباق پذیر آماده است و از تمام تعهد و نیروي بالقوه اعضاي خود براي یادگیري در تمام سطوح سازمان استفاده می کند
همچنین به زعم لاندول و گاسپ - سازمان یادگیرنده سازمانی است که نه تنها از انگیزه هاي اعضاي سازمان براي یادگیري و خلاقیت حمایت می کند، بلکه راه ها و روش هایی را نیز براي تقویت، متناسب سازي و انتقال یادگیري و خلاقیت میان اعضاي سازمان و در کل سازمان ترویج می دهد و بالاخره سازمان یادگیرنده به معناي محیطی است که دانش از همه جايفآن تراوش می کند، ظرفیت افراد گسترش مییابد، رفتار تغییر می کند و صلاحیت حرفه اي شکل می گیرد
با مرور تعاریف ذکر شده، می توان از بررسی مجموع آن ها، چنین تعریفی را براي سازمان یادگیرنده پیشنهاد کرد: سازمان یادگیرنده، سازمانیفاست که افراد در آن به طور مستمر یاد می گیرند، دائماً اطلاعات خود را به روز می کنند، دانش خود را به یکدیگر انتقال می دهند و با تفکر خلاقانه نسبت به چالش هاي درونی بیرونی سازمان سریعاً واکنش نشان می دهند و در جهت رشد خود و سازمان گام بر می دارند. فبنابراین سازمان یادگیرنده، برفرهنگ یادگیري و تغییر رفتار براساس آن استوار است.
از نظر مارکوارت مدل سیستمی سازمان یادگیرنده از پنج زیر سیستم پویایی هاي گروهی، تحول سازمانی، توانمندسازي افراد، مدیریت دانش و کاربرد فناوري تشکیل شده است

