بخشی از مقاله
-1 مقدمه
بحث از مشارکت درتوسعهاجتماعیواقتصادی بعد از دهه 1970 ودر پی به ثمر نرسیدن بیشتر برنامهها و طرحهای توسعهی سازمانهای بینالمللی در کشورهای در حال توسعه به میان آمده است
اگرچه مشارکت یکی از ارکان اساسی در توسعه پایدار محسوب میشود، اما تاکنون به عنوان راهکار عملی ومؤثر در توسعه،کمتر به آن پرداختهاند.
مروری بر وضعیت تالابها که زمانی بهترین تفرجگاههای ایران به شمار میرفتند نشان میدهدبسیاری ازآنها در اثرمدیریت غیر کارآ،تغییر کاربری زمینهای اطراف تالاب،سدسازی، صیدوشکارغیرقانونی وصدور مجوزهای بیش از حد توان تحمل،کمآبی، خشکسالی و... خشک شده واز بین رفتهاند.شدت وضعف معضلات تالاب بستگی به میزان نقش تالاب در تأمین معاش مردم منطقه دارد. نبود اطلاعات علمی درباره تولیدات تالاب ونداشتن آگاهی از توان اکولوژیک آن سبب استفاده بیشتر از منابع تالاب شده وروند تخریب آن را تشدید میکند.
مشخصه اصلی تالابکانی برازان تنوع زیاد پرندگان است ، 75 گونه پرنده آبزی که با احتساب گونههای خشکیزی تعداد آنها بالغ بر 180 گونه خواهند شد، جامعه گیاهی وجانوری متنوع، در کنار آب وهوای لطیف وسحر انگیز منطقه، دل وگوش هر بینندهای را به وجدآورده ، کانیبرازان را به پتانسیل گردشگری منطقه تبدیلکرده و آن را زیبندهی وصف بهشت پرندگان ایرانی نمودهاست.
کانیبرازان به خاطر قرارگیری در کریدور مهاجرت پرندگان ونیز شرایط ویژه دریاچه ارومیه امروزه مأمن پرندگانی بیپناه است ،لیکن وجود حاشیههای زیاد در جامعهمحلی،آن را به سرنوشت خاموشی بسیاری از تالابهای دیگر گرفتارخواهدکرد.همچنان که6 تالاب از تالابهای بینالمللی کشور در فهرست سیاه مونترو ثبت شدهاند.
به علت تلاقی مراتع واختلافات ملکی دو روستای حاشیهی تالاب، گردشگری ، حفاظت وبهرهبرداری پایدار از آن به چالشی برای دوستداران ودستاندرکاران حفاظت از محیط زیست تبدیل شدهاست و تاکنون از ظرفیتهای گردشگری منطقه استفادهی شایستهای نشده است.
از برنامهریزی ومدیریت مشارکتی با همکاری جوامعمحلی میتوان به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف سهگانه - اقتصادی، اجتماعی واکولوژیکی - توسعه پایدار تالابها بهرهگرفت، اما بخاطر نبود همگرایی در جوامع پیرامون ، تاکنون از این ابزار برای حفاظت از کانی برازان استفاده نشده است.وجود ساختمان دوطبقه پرندهنگری با 120 مترمربع زیربنا وکمپینهای گردشگری که از سال 1386هنوز بلااستفاده ماندهاند، شاهد این مدعایند.
نداشتن شناخت کافی از تالاب باعث دخالت نادرست انسان ، آلوده کردن آن، برداشت بیرویه ودر نظر نگرفتن حقابه تالاب خواهدشد.مجموعه این عوامل باعث میشوند تالاب در لیست مونترو قرار گیرد. .همچنانکه وقوع خشکسالی وبستن آب ورودی به تالاب در سال ها 1378 تا 1381 باعث خشک شدن آن گردید.
عدم شناخت از تالاب،تخریب ،بهره برداری نامناسب و چرای بی رویه دام در اطراف آن عواملی هستند کهمستقیماً با رفتار جوامع محلی در ارتباط هستند.چنان که ضمن نبود هیچ گونه آماری از میزان صید ماهی ویا شکار پرندگان از تالاب کانی برازان،برای حضور دامها در حاشیه آن نیز هیچ محدودیتی وجود ندارد. حضور گردشگران ،محققان وبازدید کنندگان واستفاده مناسب آنان از حضور در تالاب نیز نیازمند همکاری مردم وسازمانهای محلی است.
شمارش پرندگان،تعیین دقیق زمان ومحل حضور گونههای نادر، مشارکت جامعه محلی را ضروریتر میکند .البته لازمه این مشارکت در سرشماری نیز ارتقاء سطح آگاهی ومهارت جامعه محلی است.تأمین مکان استراحت وغذای گردشگران همراه با عرضه صنایعدستی نیز میتواند ضمن ایجاد اطمینان در گردشگران، به رونق اقتصادی جامعه محلی کمک کند.همسویی ومشارکت جوامع محلی زمینهساز توسعهی شناخت آنان از تالاب میشود وسپس مردم محلی خود به دیدهبانی ومراقبت از سرمایهی خود خواهندپرداخت.
شرایط بحرانی حوزه آبریز دریاچه ارومیه وتالابهای اقماری آن ، مشارکت جامعه محلی در برنامهریزی ومدیریت همه جانبه را میطلبد، بدون شناخت نیازها واولویتهای جامعه محلی، برنامههای اجرایی با شکست روبروخواهند شد، از دیگر سو بدون حمایت اجرایی نهادهای ذیربط، نیازهای جامعه محلی به صورت یک بحران ماندگار در بطن جامعه مزبور ریشه دوانیده، با برهم زدن تعادل زیستی واجتماعی منطقه باعث تخریب وبهره برداری بدون برنامه شده واین نتیجهای جز اتلاف سرمایههای ملی ودر نهایت مرگ تالاب وبه تبع آن مرگ جامعه محلی نخواهد داشت.
شکار و ورود مردم به زیستگاه های تالابی در طول فصل زادآوری یا شرایط سخت آب وهوایی، پرندگان را مضطرب ساخته، امکان زادآوری آنها را کاهش داده و خطر نابودی بسیاری از گونه-های نادر را افزایش می دهد.

