دانلود مقاله مفهوم اتحاد

word قابل ویرایش
46 صفحه
9700 تومان
97,000 ریال – خرید و دانلود

مفهوم اتحاد:

انسان ها به اقتضای زندگی اجتماعی همواره درپی اتحادوهمبستگی باهم نوعان خود
بوده اند که این اتحاد وهمبستگی وپیوندخودبردونوع قابل تقسیم ودسته بندی می باشد.
نوع اول: اتحاد وپیوندی تصنعی وغیرواقعی است . به این صورت که دولت ها وحکومت ها واقوام وحتی اشخاص براساس مصلحت اندیشی وجلب منافع ،درمقطعی اززمان بایکدیگر پیوند تفاهم بسته ومتحد می شوند . لکن این اتحاد مشروط به حفظ منافع طرفین است لذا با نقض آن شرط،لاجرم این پیوند نیز می گسلد.

نوع دوم: اتحادحقیقی وپیوندی قلبی است که ابتدادرون وباطن انسان ها را تحت تأثیر قرارداده ،پس ازآن دربرون و اعمال وافعال ایشان بروز وظهور می یابد.
این اتحادحقیقی از محتوا وطرز تفکری خاص تبعیت نموده ودیدگاه های ویژه ای را نیز ارائه می کند از جمله اینکه :
الف- حقّ،تنها محور اتحاد حقیقی درعالم می باشد.

ب-حقّ،ماهیتاًدرتابعین خودایجاداتفاق،اتحادوهمبستگی نموده باطل،ذاتاًتفرقه افکن ووحدت شکن می باشد.
پ-خداوند،مردم را به تبعیت ازحقّ دعوت نموده وپیامبران ورهبران الهی خودرابه عنوان پرچم دار حقّوبرپادارنده آن به میان مردم روانه نموده تا تفرقه ونفاق را برطرف ساخته وایشان را حول محور حقّ متحد نماید.

ت-انبیاءوپیام آوران الهی ،ذره ای اختلاف نظر با یکدیگر نداشته وخود الگوی کامل ونمونه عینی اتحاد می باشند.
د-درمقابل حزب خداوندکه با تبعیت ودعوت به حقّ،ایجاداتحاد می نماید،جبهه شیطان قرارداد که با ترویج باطل ، میان مردم تفرقه می افکند.
ج –پیامبر اسلام(ص)،ائمه معصومین (ع)وبویژه دراین برهه از زمان حضرت مهدی(عج)وارث رسالت واحیاگر مکتب انبیاءبوده وپرچم اتحاد را بردوش دارند.
آری همان بزرگواری که درباره اش فرموده اند:

«خداوند بوسیله اوامتها را به اتفاق آورده وپراکندگی ها را برطرف می نماید.»
وخداوند کریم وظیفه سنگین استیلای حق وظهور دین خویش را به عهده اش سپرده تا سرانجام روزی با نصرت الهی ریشه های تفرقه یعنی شرک،کفرونفاق را ذایل نموده ودردولت کریمه خود ،جهان هستی را حول کلمه توحید یکپارچه ومتحد ویکدست سازد.
اتحاددرقرآن:
قرآن کریم به عنوان آخرین وکامل ترین کتاب آسمانی ،سه گروه ازمردم راموردخطاب قرارداده وبه اتحاد فرامی خواند:
اولین خطاب خداوند دعوت جامع وفراگیر تمامی انسان ها ، درهمه زمان ها به پیروی از حقّ می باشد:
«یاایهاالناس اعبدواربکم الذی خلقکم والذین من قبلکم لعلکم تتقون»
(این مردم پرودگارتان را پرستش کنید،هموراکه شما وپیشینا نتان راآفرید،باشدکه تقوا پیشه کنید.)
دردومین خطاب ،اهل کتاب من جمله مسیحیان ویهودیان مورد ندا ودعوت الهی قرارمی گیرند:
«قل یا اهل الکتاب تعالواالی کلمۀسواءبیننا وبینکم الا نعبد الا الله ولانشرک وشیئا»
(ای اهل کتاب بیایید از آن کلمه حق که میان ما وشما یکسان است پیروی کنیم وآن اینکه جز خدای یکتارانپرستیم )
درسومین خطاب دامنه دعوت به مراتب محدودترگشته وتنها گروهی خاص راشامل می گردد:
اول اینکه : حقّکه محور اتحاد حقیقی می باشد،خودچیست وچه تعریفی دارد؟
دوم اینکه : چه کسانی صلاحیت تشریح وتبیین حقّ را دارا می باشند؟
خداوند مردم را به وحدت واتحاد وپرهیز از تفرقه امر فرمود وبرای این پیوند،چنگ زدن وتمسک به حبل الله را بر مردم واجب نمود. ودیدیم که حبل الله یا همان ائمه معصومین (ع)آن محور حقی ّهستند که خداوند به عنوان محور اتحاد معرفی نموده است .
که این معرفی با تعابیر متعددی،درقرآن کریم تکرار گردیده است وبررسی آنان می توان آموزنده باشد.
مدت زیادی از آغاز سالی که عنوان زیبای «اتحاد ملی وانسجام اسلامی»را برخودگزفته نمی گذرد ،نام با شکوهی که درمیان جهانیان بانگی رسا برداشت واعلان نمودکه:
چرا جنگ ؟چراجدایی؟چراتفرقه؟چراتشتت؟
آیا نمی توان همدل بود؟آیا نمی توان متحد شد؟آیا نمی توان درصلح زندگی کرد؟
اگر چه انسان ها مختلفند لیکن انسانیت آنهاماهیتی است واحد ،پس باید به سراغ نکته ای رفت که انسانیت انسان ها پذیرای آن باشد، نکته ای اصیل ،پایدار وحقیقی که قابلیت وواجدیت ایجاد یک اتحاد واقعی را داشته باشد.
وآن نکته نیست مگر «توحید»وعبودیت خداوندیکتا.
خداوند تعالی خود نخستین منادی توحید بوده وهم او بندگان را به عبودیت خویش فراخوانده است.آنجاکه می فرماید:
«یاایهاالناس اعبدوا ربکم الذی خلقکم والذین من قبلکم لعلکم تتقون »
ای انسان هاپروردگار خود را پرستش کنید، همان کسی که شما وپیشینیانتان راآفریدشایدکه پارسا ومتقی گردید.
خداوند بندگان را به اخلاص درعبودیت خود ودوری ازمظاهر شرک وکفروبت پرستی دعوت نموده است ، این دعوت نخستین باردرفطرت وسرشت آدمیان،نقش گرفته وسپس انبیاءوفرستادگان خداند،این ندارا درمیان اقوام بشری تکرار کرده اند.

مفهوم اتحاد ملی
اتحاد ملی یا National Unityاز منظر علما و متفکران اهل سیاست با ارزشترین و پراهمیت ترین مولفه برای حفظ وپاسداشت چارچوب یک کیان مستقل سیاسی محسوب می شود .

درکشورهایی که از تکثر و تنوع نژادی و یا دینی برخوردارند،اتحادملی بهمنزله سپری پولادین برای حفظ کیان و تمامیت ارضی به شمار می آید. مثلاً می توان از هند بعنوان کشوری نم بردکه داری تنوع نژادی و دینی است .

بدیهی است دراین کشورنه یک نژاد و یادینی خاص ،نمی تواندمحور اتحاد فراگیر قراگیرد. زیرا اولاً ادیان متعددی دراین کشور وجوددارد که هر چند دین هندو هیمنه اصلی را برسایر ادیان دارد ، با این حال این به معنی پذیرش تام آن از سوی ادیان دیگر نیست .
چنانچکه دین هندوئیسم نیز علیرغم پیروان پرشمارش ، نمی تواندمدعی ارائه وحدت فراگیر میان همه ایالت های این کشور باشد . زیرا تعداد زیادی از پیروان ادیان دیگر دراین کشور حاضر نیستند هیمنه و سلطه فراگیر هندوئسم را بپذیرند.

«اتحادملی»نیاز و راهبرد درعرصه داخلی است و «انسجام اسلامی»اولاً نحوه نقش آفرینی ایران درحوزه بیرونی و ثانیاًضرورتی برای امت واحده اسلامی دانسته می شود.

درسیر تدوین استراتژی ، راهبرد یاراهبردهای نهایی از فرایندی ناشی می شودکه شناخت و ارزیابی محیط (داخلی وخارجی)جان مایه ا صلی آن است.
به عبارت دیگر نمی توان تا ارزیابی درستی از شرایط دو محیط داخلی و خارجی درمؤلفه های مختلف آن (سیاسی،اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی ،نظامی وامنیتی)نداشت به تدوین استراتژی پرداخت .

علاوه براین ،تعیین راهبرد به تنهایی بی معناست .اولاً این راهبرد باید سایهای از سیاست های کلی ،اهداف و سندهای بالادستی باشدو ثانیاً برای تحقق آن ، سیاست هایی تعریف و اجرا شوند که دقیقاًدرراستا و تصویری ازآن باشند.
نبود همین محوردوم،متأسفانه مشکلی است که نظام برنامه ریزی ما همواره از آن رنج برده است و به همین جهت دربیشتر موارد،از ارائه یک مدل منسجم وخودافزاینده ناتوان بوده ایم.

اهمیت اتحاد ملی
اما چرا اتحاد ملی این روزها بیشتر از هر روزاهمیت دارد و چرا باید تمامی سیاست ها ، برنامه ها وحتی اظهار نظرها به گونه ای طراحی و بیان شوندکه تقویت کننده وحدت ملی باشند؟

امنیت هر ملت ،عنصر وشاخص اصلی منافع ملی است و اساساً یک ملت با اتکابه توان وقدرت خودکه تجمیعی از مؤلفه های موضوعی قدرت هستند-می تواند به نقطه امنی برسد که نافعش درآن حفظ یا تأمین می شود.وقتی به مؤلفه های تشکیل دهنده قدرت ملی نگاه می کنیم درجه انسجام ووحدت ملی رایکی از مهمترین آنها می یابیم .

به عبارت بهتر،اگر چه ادوات نظامی،تولید ناخالص ملی ،مردم سالاری،فناوری های مدرن نظیر دانش هسته ای یا سلول های بنیادی،جایگاه بین المللی و…درمؤلفه های نظام،اقتصادی،سیاسی وعلمی قدرت ملی مؤثرنداما همه اینها درسایه ملتی متحدومنسجم به منصه ظهورمی رسند.
درعرصه جهانی،وقتی دولت یا دولت های متخاصم بخواهندکشوری را تهدید کنندیا تهدید رابه اجرا بگذارندپس از درج اعداد کمی مؤلفه هایی از این دست دریک جدول محاسباتی،قدرت وتوان آن ملت را دقیقاًارزیابی می کنند تا بدانند تصمیمات آنهامؤثراست یا نه.

ازاین رو همچنان که ادوات نظامی،آمادگی رزمی ،قدرت وسرعت واکنش ، توانایی جنگ یادفاع نامتقارن وپایگاه های نظامی فرامرزی نوعی بازدارندگی درمقابل تهدیدات تلقی می شود،کیفیت دیپلماسی،ابتکارات دیپلماتیک ومیزان میانجیگری ها،وابستگی دیگر واحدهای سیاسی،امنیت داخلی ،کارآیی سازمان دولت،تولید ناخالص ملی ،ضریب جینی،توریسم،تنوع صادرات،وابستگی به بازارهای خاص ،رفاه اجتماعی ،سرانه پژوهش ،تعدادمقاله علمی وحدود یکصدشاخص دیگر نیز تولید قدرت وبه تبع آن ،تولید بازدارندگی می کنندودراین میان درجه اتحاد وانسجام ملی نیز به عنوان یکی از مؤلفه های اصلی قدرت ،عامل مهم دربازدارندگی از هرگونه تهدید خارجی است.

البته خوشبختانه،مادرکشوری زندگی می کنیم که به لحاظ شاخص ها،ملتی یکپارچه تعریف می شوندوبا کشورهایی چون عراق ،یوگسلاوی سابق و…متفاوت است که آحاد گنجانده شده درآن سیاسی ،نژاد ،تمدن وخواستگاه یکسانی ندارند.

قومیت های درون چنین واحدهایی ظرفیت گریز از مرکز دارندوچنانچه قدرت چسبندگی مرکز به دلایلی کاهش یابد به سادگی فرومی پاشند وحتی به جنگ وجدال داخلی می پردازند.کشورمانیازبه پروژه ملت سازی نیز نداردچرا که با عطف به پیشینه خودقرن هاست که یک ملت بوده است.

مفهوم انسجام اسلامی
انسجام اسلامی مقوله ای است که به مناسبات حاکم میان کشورهای اسلامی مربوط می شود.
بنابراین انسجام اسلامی رامی توان مظهری از روابط ومناسبات بین الملل اسلامی تلقی کرد.
اگرسازمان ملل را مظهری از استحکام روابط بین المللی بدانیم ویا تهدید منطقه ای رژیم غاصب اسرایی

ل به عنوان منبع اتحاد ملی برای استحکم ناسبات بین العربی محسوب شود،مناسبات بین الاسلامی نیزازحیث بازتاب ها و پیامدهای وسیع آن از اهمیت بسزایی برخورداراست.
درهمین جا،شایداشاره به این نکته حایز اهمیت باشدکه بسیاری ازمصلحان سده اخیر در جهان اسلام،اهمیت اساسی به ضرورت ایجادانسجام اسلامی Islamic Coordination به عنوان عاملی برای احیای مجدد عظمت از دست رفته مسلمانان قائل شده وعمده آثار مکتوب خودرا به این موضوع اختصاص داده اند.
متفکرانی همچون سید جمال الدین اسدآبادی،محمد عبده،عبدالرحمن کواکبی همواره از انسجام اسلامی سخن می گفتندوبرتجدید واحیای شریعت اسلامی اصرار می ورزیدند.

دقیق،تامل وپیگیری طرح های مشکوک از سوی استعمارگران انگلیسی دراوایل قرن بیستم جهت قالب گران غربیت بعنوان محدود کننده اتحاد اعراب ،مارا به این نتیجه می رساندکه هدف اساسی آنها،انتزاع ویاجداکردن روح اسلامیت از کالبد جهان عرب درراستای کاهش و تخفیف اثر گذاری نقش اسلام درتقویت عوامل وحدت بخش میان مسلمانان جهان بوده است .

درواقع نگاهی به زنجیره وقایعی که بعد از آن درجهان عرب رخ داد،بویژه با توجه به ضربه مرگباری که لاییک هادرترکیه به نظام خلافت وارد ساخته و این کشوراسلامی را به پایگاه اصلی لیبرالیسم عرب درجهان اسلام مبدل ساختندوهمچنین روی کارآمدن رضاخان درایران با دیدگاه ضدمذهبی ،نشان می دهد طراحی استعمارگران درجهت منزوی کردن روح اسلامیت درجهان اسلام،توأم با توفیق و پیشروی هایی بوده است که کشورهای متعدد جهان اسلام دریکصدسال اخیر شاهد آن بودند.

شاید اساسی ترین موفقیت استعمارگران را می توان درروی کارآوردن رژیم جعلی و پوشالی اسراییل درقلب منطقه مسلمان نشنین خاورمیانه دانست تا این رژیم با ارائه موجودیت غاصبانه اش یادآور عقب نشینی و انحطاط مسلمین جهان باشد.

اتحاد ملی و انسجام اسلامی ؛تداوم راه امام
این فتوای امام یکی از بزرگترین گامهای عملی درراستای تحقق وحدت امت اسلامی بود،گامی که تا آنجا استکبار را از خنثی سازی سیاست همیشگی تفرقه اش ناامید کرد که برای دامن زدن به تفرقه و پرهیز از وحدت جنگ تحمیلی را به راه انداخت و درمیان سران دست نشانده برخی کشورهای اسلامی چنان وحشتی ازصدور انقلاب ایران با جنجالهای رسانه ایجاد نمود که حتی شایعه مضحک تلاش ایرانیان برای دزدیدن خانه خدا درمیان مسلمین قوت گرفت . امام که رمزپیروزی را دروحدت کلمه می دانست وتفرقه را از شیطان و اتحاد و انسجام را از رحمان گامهای عملی بسیار درراستای وحدت ملی و انسجام اسلامی برداشت . همان راهی که امروز نیز از سوی خلف برحقش داروی شفا بخش ایران و جهان اسلام شناخته شده است .

امام قومیت گرایی را موجب سقوط می داند اما درمقابل می فرماید:«حب وطن وحب اهل وطن و حفظ وحدود کشور مسأله ای است که درآن حرفی نیست .»درجای دیگر می فرماید:«ماهم عربیت را وعجمیت را وترکیت را وهمه نژادها را پذیرا هستیم .»ورویکردافراطی که نافی وحدت می باشد را نادرست معرفی می نماید.
به تناسب نامگذاری سال ۸۶به «سال اتحاد ملی وانسجام اسلامی »برخی از اقدامات عملی امام درراستای تحقق چنین آرمانی را به صورت مختصر بررسی می نمائیم تا شاید راهگشایی باشد برای تداوم بهتر راه آن پیر فرزانه:
الف)ارائه تئوری حکومت اسلامی
امام با درک صحیح از مشکلات ومصائب جهان اسلام ومشکل اصلی ملل مستضعف و تشخیص اینکه علل گرایش انقلابیون دردنیابه یکی از دو اردوگاه شرق یا غرب نداشتن الگوی صحیحی از حکومت حق است ، دست به کارارائه طرحی نوین دراداره جامعه شده و با تبیین نظریه ولایت مطلقه فقیه براساس مبانی اسلامی و حکومت دینی ،رکنی رکین برای انسجام اسلامی درعصر حاضر ایجاد کردندو با کمک وخواست مردم حکومتی را با انتخاباتی آزاد وبه طریق نوین دراین کشور پایه ریزی نمودند. امام خود درکتاب ولایت فقیه دراین باره می فرمایند:ما برای اینکه وحدت امت اسلام را تأمین کنیم ،برای اینکه وطن اسلام را از تصرف و نفوذاستعمارگران و دولتهای دست نشانده آنها خارج وآزاد کنیم راهی نداریم جز اینکه تشکیل حکومت بدهیم . چون به منظور تحقق وحدت وآزادی ملتهای مسلمان بایستی حکومتهای ظالم و دست نشانده را سرنگون کنیم و پس از آن ، حکومت عادلانه اسلامی را که درخدمت مردم است بوجود آوریم .تشکیل حکومت برای حفظ نظام ووحدت مسلمین است، چنانچه حضرت زهرا سلام الله علیها درخطبه خود می فرماید که امامت برای حفظ نظام و تبدیل افتراق مسلمین به اتحاد است وبه این ترتیب امام خود حکومتی را برای ایجاد وحدت میان مسلمین ایجاد نمودند.

ب)اعلام روزجهانی قدس
حضرت امام با تعیین آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روزجهانی قدس-روزی که بین همه ملل مسلمان مشترک بوده وهیچ رنگ وبوی نژادی وقومیتی ندارد-نقطه عطفی دراتحاد میان مسلمین جهان ایجاد کردند. امام دراین باره می فرمایند: روزقدس،روز اسلام است.روزقدس،روزی است که اسلام را باید احیاءکردواحیاءبکنیم وقوانین اسلام درممالک اسلامی اجرا بشود. روز قدس،روزی است که باید به همه ابرقدرتها هشداربدهیم که اسلام دیگر تحت سیطره به واسطه عمال خبیث شما واقع نخواهد شد.

ج)اقامه نمازجمعه
حضرت امام با زنده نمودن نمازجمعه درجامعه اسلامی ایران قدم بزرگی دراتحاد مردم مسلمان ایران برداشتند،نمازی که به تعبیر امام نمایانگر بعد سیاسی اسلام است و نقشی جدی درایجاد اتحاد بین ایرانیان وحتی مسلمین ایفا نموده است . حضرت امام دراین مورد می فرمایند:نماز جمعه با شکوهمندی که دارد برای نهضت کوتاه عمر ما یک پشتوانه محکم و درپیشبرد انقلاب اسلامی ما عامل مؤثر و بزرگ است .
د)احیای حج ابراهیمی

حج این میعادگاه بزرگ اسلام و مرکز همایش قدرت جهان اسلام که باید عاملی درجهت وحدت امت اسلام باشد، بوسیله علمای دربارها وناآگاهان حاکم برملل اسلامی ازمسیراصلی خود منحرف شده وفقط به یک آیین خشک وبی روحی تبدیل گشته بود. امام خمینی با احیاء حج واعلام برائت از مشرکین دراین اجتماع بزرگ اسلامی همه مسلمانان را درمقابل سردمداران کفر متحد ساخته وباعث ایجاد هماهنگی میان مسلمین شدند. این آیین عبادی ،سیاسی گرچه درسالهای نخست با مشکلاتی مواجه گردیدلیکن به مرور به میثاقی میان مسلمین بلاد مختلف تلدیل گردیده وبدون برنامه ریزی رسمی و با هماهنگی با یکدیگر این مراسم را برپا می دارند.

ه)حکم ارتدادسلمان رشدی
به هنگامی که جهان استکبار تمام توان خود را به کار گرفته بود تااساس وبنیان این انقلاب را از ریشه بزداید ، امام خمینی با هدف گیری ریشه وپایه توطئه دشمنان همه مسلمین را دربرابر جهانخواران متحد کرده و با اعلام حکم ارتداد سلمان رشدی ووجوب اعدام او که مورد اتفاق همه فرق مسلیمن است باعث احیای اسلام واتحاد مسلمین دربرابر دشمنان شد.

و)دعوت ازرهبر بلوک شرق به اسلام
حضرت امام درایامی که ناقوس مرگ کمونیست بصدا درآمده بود وصدای خرد شدن استخوانهای آن به گوش می رسید با دعوت از رهبر اردوگاه کمونیست به اسلام واظهار شادمانی از پخش اذان از ماذنه های مساجد جمهوریهای مسلمان شوروی شورو شوق وصف ناپذیری درمیان مسلمین جهان ایجاد کردند وبه عنوان رهبر ملل مسلمان جهان باعث عزت وعظمت وبزرگی اسلام ناب محمدی شدند،خصوصاًبا پیش بینی صحیح از فروپاشی این نظام متکی برمادیت وعوت به الهیت ومعنویت ،اعتباری تازه به دین ومکاتب الهی بخشیدند بطوری که ملل مسلمان را ابهتی وصف ناشدنی دربرگرفت.

حرکت به سوى دستیابى به همگرایى کشورهاى جهان اسلام
پیام نوروزى رهبر معظم انقلاب و دستور ایشان مبنى بر نامگذارى سال ۱۳۸۶ به سال اتحاد ملى و انسجام اسلامى در برگیرنده ى نکات مهم و قابل توجهى است که پرداختن به آن امر بسیار مهم و ضرورى جلوه مى نماید. اتحاد ملى و انسجام اسلامى همانقدر که در بین توده ها و آحاد مردم و دولتمردان جمهورى اسلامى ایران اهمیت دارد‌ در عرصه ى بین المللى و بر طبق معیارهاى تعریف شده سیاست خارجى داراى اهمیت فوق العاده اى مى باشد. انسجام اسلامى و اتحاد بین ملتها و دولتهاى مسلمان در حال حاضر و با شرایط کنونى جهان بسیار مهم مى باشد و راهبرد انسجام اسلامى و وفاق ملى و همگرایى با دولتها و ملتهاى مسلمان در عرصه ى روابط خارجى باید هر چه محکمتر و جدى تر در دستور کار سیاستگزاران خارجى کشور قرار گیرد.
امام (ره) در جایى پیرامون انسجام و وحدت هر چه بیشتر تصریح مى کنند:

« مادامى که با هم اختلاف داریم قدرتهاى بزرگ از ما استفاده خواهند کرد. مسلمین اگر با هم مجتمع شوند‌، حکومتها با هم تفاهم کنند، ملتها هم تفاهم خواهند کرد. ملتها مخالف با هم نیستند. حکومتها نمى گذارند ملت ها با هم تفاهم کنند. اگر این مشکله ى حکومتها برداشته بشود، از ممالک اسلامى هیچ قدرتى بالاتر از قدرت اسلام و مسلمین نخواهد بود. زیرا که مسلمانان بیش از یک میلیارد جمعیت دارند و خزائن فراوان. »

تلاش در جهت همگرایى
از آنجا که اکثریت جهان اسلام را اهل تسنن تشکیل مى دهند و تلاش دشمن از گذشته دور بر مبناى « تفرقه بینداز و حکومت کن » بوده است باید در تعقیب سیاست هاى کلى نظام تلاش همه جانبه اى را براى همگرایى میان مسلمانان فرق مختلف صورت داده و با هر نوع تفرقه و تشدید اختلاف برخورد نماید. ارگانهاى ذیربط باید با مطالعه ى دقیق از جوامع مختلف اسلامى و شناخت عوامل همگرایى و واگرایى به صورت موردى برنامه ریزى و تلاش پیگیرانه اى را در جهت تقویت وفاق هر چه بیشتر عوامل واگرایى صورت دهند.

مقام معظم رهبرى نیز به فراخور شرایط و مناسبت ها بر این مسئله صحه گذاشته اند که
وحدت به این معنا نیست که شیعه و سنى دست از عقاید خود بردارند و بر موارد جدیدى اتفاق کنند بلکه مقصود این است که فرق مختلف اسلامى و ملتهاى مختلف جهان اسلام داراى نقاط افتراق و اشتراکى هستند که آنها باید هر چه بیشتر بر نقاط اشتراک ( که تعداد آن بسیار زیادتر از نقاط افتراق است ) تاکید کنند و از پرداختن و بحث و مجادله بر نقاط افتراق بپرهیزند. »

در عین حال این مسئله هم را باید بپذیریم که جوامع شیعى در جهان اسلام به عنوان پایگاهى ثابت براى انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى مى باشد که سیاست همگرایانه ایران با جوامع مختلف نباید موجب واگرایى نسبت به شیعیان گردد.

چرا اتحاد ملی و انسجام اسلامی؟
در پیام های نوروزی رهبر معظم انقلاب که از سال ۱۳۶۹ خطاب به مردم و مسوولان کشور ایراد می شود، هر سال با نام وعـنوانی مشخص گردیده است. این نامـگذاری ها گاه با لـحاظ مناسبت خاص آن سال و همچنین درک شرایط کشور همراه بوده که نامگذاری سال ۷۹ به نام رفتار علوی که نخـستین روزهای فروردین آن سال مصادف با عید غدیر بود و یا سـال امام خمینی(ره( که به مناسبت یکصدمین سـالگرد تولد بنیـانگذار انقـلاب اسلامی همایشی بین المللی بر پاگردیده بود وهمچنین نامگذاری سال ۴۸ به همبستگی ملی و مشارکت عمومی که در آن انتخابات سرنوشت ساز ریاست جمهوری بر پاگردید، ازاین گروه نامگذاری ها هستند.

اما در برخی سال های دیگر، نامگذاری ها بدون لحاظ مناسبتی خاص، تنها براساس درک شرایط و ضـرورتی برخاسته از نیاز اسـتراتژیک کشور بوده است که نامگذاری سال هایی چون انضباط اجتماعی، وجدان کاری، نهضت تولید علم و اندیشه، پاسخگویی مسوولان، نهضت خدمت رسانی و … از این گروه می باشد.نامگذاری سال ۱۳۸۶ به نام«اتحاد ملی و انسجام اسلامی» از جمله نامگذاری هایی است که هم دارای مناسبت خاص وهم برخاسته ازنیاز استراتژیک کشور بوده است. تقارن طلیعه سال ۸۶ با میلاد مسعود فخر کائنات محمد مصطفی (ص) و آغاز هفته وحدت، همراه با درک جـامعی که رهبر معظم انقلاب از

پروژه های درحال طراحی واجرای دشمنان نظام و جهان اسلام داشتند، این سال را به نام اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامیدند. درواقع نامگذاری سال ۸۶ به اتحاد ملی و انسجام اسلامی، ناظر به اتفاقات پیشین، تحولات حال وچالش های آینده ای است که فراروی ایران و جهان اسلام قرار خواهد داشت که برای برون رفت از دایره تهدید ها شکار فرصت ها، باید راهبردی جامع اندیشید، می شد که این راهبرد در سال جاری، توسط سکاندار نظام اسلامی، درقالب اتحاد ملی و انسجام اسلامی تعریف شده است.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 9700 تومان در 46 صفحه
97,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد