بخشی از مقاله

مقدمه :

در عمر یکصدوهفتاد ساله مطبوعات در ایران و در میان ادوار مختلف مطبوعاتی، عصر " دوم خرداد " سرگذشتی متفاوت و کم مانند با سایر دوره ها دارد. دوره اي که با اقبال عمومیِ موجه و منطقی از مطبوعات آغاز شده ، با فراز و فرود سنگین تداوم یافته و به نظر نمی رسد اندوه ناشی از کم سو شدن چراغ آن نیز بقا و دوامی بیاورد. در وراي سختیها و وفاکشتنها و اندوه درویدنها، هنوز میتوان چراغ امید را که کمنَفَس اما مستمر می سوزد، شاهد بود. اما در این سخن گاه قصد این است که در علل و اسباب اقبال عمومی به مطبوعات در بعد از دوم خرداد 76، کندوکاوي به عمل آید و ذکر اندوه و دریغ و درد بهوقت دگر واگذار میشود.

شاید با تورق صفحات مطبوعات و تأملی در آنها و بالاتر از آن چشم انداختن به سرنوشت و تقدیر اصلاحات سهل تر بتوان به این پرسش پاسخ داد که چرا هم مردم و هم اهل رأي و نظر بهمطبوعات رويِ خوش نشان دادند و از رهگذر این پرسش و پاسخ بهافقی روشنتر براي آینده مطبوعات دست یافت.

گرچه برخی بر این تصورند که با تبدیل هیئت نظارت بر مطبوعات به ماشین امضا براي صدور مجوز نشریه و بهره گیري از امکانات عمومی - کاغذ ارزان ، کمکهاي نقدي و... - و نیز برنامه ریزي و اشارات گروه هاي سیاسی ، موجبات توسعه مطبوعات فراهم آمد، اما واقعیات نهفته در جامعه و آمار و ارقام مضبوط در پرونده هاي مطبوعاتی سخن دیگري میگوید. در اینکه سازوکار صدور مجوز نشریات در دوم خرداد بهموازین قانونی نزدیک تر شد تردیدي نیست اما این مهم براي توسعه مطبوعات کفایت نمیکرد.

در نیمه اول 1376 که دولت آقاي اکبر هاشمی رفسنجانی زمام امور را به دست داشت ، 140 مجوز انتشار نشریه صادر شد؛ این رقم براي نیمه دوم سال که دولت جناب آقاي سیدمحمد خاتمی مستقر شد به141 مجوز رسید. تفاوت در اقبال و توجه اهل فکر و نظر و روزنامه نگاران باسابقه و برخی نخبگان به انتشار نشریه با درك موقعیت خطیر جامعه ، یعنی توجه به تغییرات عمیق ایجاد شده در ساخت اجتماعی و گام نهادن در وادي پرخطر مطبوعات بود.

ضمن آنکه صاحبان مجوز نیمه دوم سال 76 در مقایسه با همگنان خود در نیمه اول همان سال، اهتمام مشهودتري براي انتشار نشریه از خود به خرج دادند و این سخت کوشی را در سالهاي بعد نیز شاهد بودیم. در باب امکانات و کمکی که دولت در اختیار مطبوعات قرار می داد نیز با توجه به اینکه در آن سالها بیش از یک هزار نشریه در حال چاپ بود و مجموع کمکهاي دولت به مطبوعات هم سالیانه از دو میلیارد تومان فراتر نمی رفت و بخش عمدة آن را نیز مؤسسات بزرگ و قدیمی مطبوعات دریافت میکردند بهسهولت میتوان آن انگاره سابقالذکر را رد کرد.

عوامل و اسباب رشد مطبوعات را در این دوره میتوان بهدو دسته روساختی و زیرساختی تقسیم کرد:

.1 عوامل روساختی

الف. انباشت مطالبات و ورود نخبگان

مشارکت غیرقابل پیشبینی و گستردة مردم در انتخابات ریاست جمهوري در سال 1376 از نگاه جامعه شناسان از انباشت مطالبات مردم در حوزه هاي اجتماعی، سیاسی و فرهنگی حکایت داشت. به بیان ایشان مردم با ریختن آراي خود بهصندوقها، تمایل خود را براي پیگیري و تحقق این مطالبات آشکار ساختند. در این میانه آنچه در گام نخست ضروري مینمود، یافتن جایگاهی براي اعلان و بیان شفاف مطالبات و رساندن آن به سمع مسئولان و حاکمان و در معرض نقد و بررسی قرار دادن آنها بود. این جایگاه میتوانست نهادهاي مدنی نظیر احزاب، سازمانهاي غیردولتی، انجمنهاي صنفی و تریبونهاي عمومی از جمله وسایل ارتباط جمعی باشد.

در آن زمانه شور و هیجان و امید به فرداي بهتر، سریع ترین ، مطمئن ترین ، دقیق ترین ، سهل ترین و ارزان ترین وسیله اي که می توانست به تجلی گاه مطالبات عمومی مبدل شود، مطبوعات بود. شاید سرعت انتقال، سهولت دسترسی و ارزانی مطبوعات هم براي دست اندرکاران این حوزه ، هم براي مخاطبان و هم براي نخبگان حاشیه نشین بیش از سایر وجوه اهمیت خود را نمایانده بود.

به سخن دیگر مردم می خواستند بیشتر، بهتر و سریع تر بدانند و داوري کنند و اصحاب فکر و نظر نیز که براي مسائل جامعه ایده ها و راهحلهایی داشتند اما گوشه انزوا اختیار کرده بودند، براي انتقال فوري و آسان دانسته ها و ایده هاي خود مطبوعات را سخن گاه مناسبی یافتند.

شاید بارها این عبارت گوش اهالی مطبوعات را آزرده باشد که »مطالب فلانی ژورنالیستی است« و یا »سخنان او به نوشته جات روزنامه ها شبیه است« و این همه ، صاحب نظران و عالمان و اساتید و سخن دانان را از ورود به حوزة مطبوعات به ویژه روزنامه ها برحذر می داشت ، اما با گشایش قلمرو گفت و شنود در مطبوعات، روزنامهها بعد از دوم خرداد، جایگاه و پایگاه آثار فکري و تراوشهاي قلمی نخبگان و خانواده فکر و اندیشه شدند و دیگر کسی نگران بی اعتباري ناشی از چاپ مقاله اي در روزنامه ها نبود و به عکس اگر مقاله صاحب نظري و دیدگاه اهل دردي در روزنامه ها به زیور طبع آراسته می شد براي ایشان اعتبار و احترامی در پی داشت. بیمناسبت نیست که برخی، سالهاي 76 و 77 و تا حدودي 78 را " عصر طلایی روزنامهها " میخوانند.

امروز می توان با جرئت نوشت حضور نخبگان در حوزه مطبوعات و تمایل مردم براي پیگیري مطالبات خویش و تعاطی افکار و تضارب آرا دربارة این مطالبات، از علل رشد چشمگیر مطبوعات بوده است.

ب. گسترش نیاز بهاطلاعرسانی

اطلاع رسانی مهم ترین کارکرد مطبوعات است. تلاش براي اطلاع رسانیِ جامع اگر با عطش و اشتیاق مخاطب براي دانستن همراه شود طبیعی است

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید