بخشی از مقاله
چکیده
توجه به منزلت و کرامت انسان در جامعه و تبیین حدود ارزشانگاری انسان، از مهمترین اصول و راهبردهای فرهنگی در ترسیم الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت است که جایگاه آن از رهگذر معارف اسلامی، در تقابل با ارزشانگاری تمایلات انسانی با توجه به مبانی اومانیستی است؛ از این رو، خود به مثابه یک شاخص در توسعه تلقی میشود.
نوشتار پیشرو، موضوع حاضر را با روش توصیفی تحلیلی و با توجه به سیاق و وابستگی معنایی آیات و روایات مرتبط، برای رسیدن به درکی عمیقتر از کرامت انسانی از منظر منابع اسلامی، بررسی میکند تا در نتیجه، اقتضائات و منافیات آن را در توسعه مطلوب از منظر دین بیان کند.
مقدمه
از مهمترین پژوهشهای متفکران، اندیشه در شناخت انسان و ساحات وجودی وی است که به لحاظ روش بررسی یا نوع نگرش، نتایج مختلفی به دست میدهد و به مثابه پیشفرضهای گوناگون علوم در سوگیری تحقیقات مرتبط با انسان، و توسعه یا پیشرفت انسانی، نقش اساسی را ایفا میکند؛ مع الوصف، انسانشناسی در چارچوب اندیشه بشری، به دلیل ناسازگاری تئوریها، فقدان داوری معتبر و نادیده گرفتن گذشته و آینده انسان، و ناتوانی از پاسخ به مهمترین پرسشهای انسانی، دچار بحران جدی است. از سوی دیگر، شناخت انسان در افق قرآن، به دلیل جامعیت، خطا ناپذیری، توجه به مبدأ و معاد و بینش کلنگرانه، در مقایسه با مکاتب دیگر برتری دارد. بنابراین، بدون آگاهی از مبانی انسانشناسی، نمیتوان وظایف انسان را مشخص کرد و طبعا، ترسیم الگو و یا نظامهای مختلف توسعه و پیشرفت کم بهاست.
همچنین، احیای کرامت ذاتی انسان و احقاق حقوق بشر، به نحوه تعریف انسان، چیستی کرامت او و غایت خلقت انسان و... وابسته است که در مکاتب مختلف، تعاریف متفاوتی از آن ارایه شده است. بنابراین، هنگامی میتوان از نوع پیشرفت بشر سخن گفت که مراد متصدیان آن، از انسان در حوزه ارزشها روشن باشد؛ چرا که نگرشهای متفاوت به انسان، نتایج گوناگونی را در حوزههای پژوهش »رشد و پیشرفت انسانی« در پی دارد. اهداف و معیارهای پیشرفت از منظر نظامی که با دید مادی به انسان و کرامت او مینگرد، با انسانی که به مثابه موجود ابدی لحاظ شده و دارای کرامت ارزشی و اکتسابی نیز خواهد بود، متفاوت است.
اکنون، و با توجه به آنکه حق کرامت انسانی یکی از حقوق بنیادین و مبانی نظری مشترک میان اسلام و جهان غرب است، پرسش این مقال آن است که کرامت انسانی از منظر محتوای معرفتی اسلام چیست و نقش و لازمه آن در ترسیم الگوی پیشرفت چگونه خواهد بود؟
توسعه انسانی غرب، دارای مبانی گوناگون خاصی است که از نگرشهای اومانیستی، لیبرالیستی و سکولاریستی سرچشمه میگیرند که بر نادیده انگاشتن مبدا جهان، انکار هدفمندی آفرینش، فردگرایی، لذتگرایی و انکار تکلیفگرایی استوار است. نتیجه این ایده آن است که در جریانهای فکری و مکاتب فلسفی غرب، انسان به خودی خود فاقد حیثیت است و نگاه به بشر فراتر از یک حیوان بیولوﮊیک محض نیست؛ از اینرو خاستگاه منزلت وی در اموری مانند وابستگی او به حکومت، نژاد و مذهب خاص خلاصه میشود.
نتیجه آنکه، نارسایی عمده در دوران معاصر، عدم شناخت واقعی و کامل انسان و ابتنای دانشهای تجربی و بیولوﮊیکی بر مبانی نظری جهانبینی مادی است. تاوان این رویکرد در برخی از قلمروهای پیشرفت تمدنی جدید مشهود است؛ در حالی که توسعه دینی بر مبانی فکری اسلامی مبتنی است و ارزشهای ویژه خود را میطلبد که میتوان آنها را شاخصها یا عناصر فرهنگی توسعه دینی دانست؛ به طوری که سطح رشد و توسعه، به میزان آگاهی افراد نسبت به آن عناصر و درونی شدن آن ارزشها در جامعه قابل ارزیابی است و آنگاه که در جامعه اسلامی، توسعه فرهنگی در حد مطلوبی تحقق پذیرد، به خودی خود بنیانهای توسعه ریخته میشود. در این مقاله، ضرورت پژوهش در یکی از این عناصر، یعنی حدود کرامت انسانی، مبانی معرفتی و خواستگاه آن و عناصر کرامت ستیز، جهت تبیین دیدگاههای اسلام در زمینه مسایل بنیادین و مغفول توسعه مطمح نظر است.
استناد به آیات قرآن در این زمینه، مدعای این مقال را بر دیگر ادیان الهی نیز معتبر خواهد کرد؛ چه اینکه پیامبر گرامی اسلام|، مصدّق تورات و انجیل بوده ١ و قرآن مجید، مهیمن بر آن کتب معرفی شده است.٢ بنابراین، آنچه این قلم بر آن قدم نهاده، بررسی پرسشها و مسایل یاد شده است که با توجه به نظام منسجم معنایی در قرآن، تحلیل روشنی خواهد یافت.

