بخشی از مقاله

چکیده

نوشتار پیشرو، کوششی است برای بررسی نقش عوامل فرهنگی بر پیشرفت. این بررسی با رویکرد قرآنی و با تکیه بر روش تفسیر اجتهادی و تحلیل محتوای متون صورت گرفته و مشخص گردیده است که اولاً مفهوم »پیشرفت« دارای دلالت ارزشی و فرهنگی است، همانگونه که مفاهیم بدیل آن دارای دلالتهای خاص فرهنگی و نظری هستند؛ ثانیﴽ از میان مجموعه عناصر و مؤلفههای فرهنگ، آنچه نقش بنیادی دارد و مرجع تمام کنشها و رفتارهای انسان به حساب میآید، باورهای فرهنگی است.

بر همین اساس، متناسب با باورهای بنیادین فرهنگی که از منظر قرآن نسبت به جهان، انسان، جامعه و طبیعت وجود دارد؛ تلقی از پیشرفت و ساز و کارهای تحقق آن بهصورت ویژهای تعریف میشود. به این ترتیب که باور به اتکای جهان به خداوند و نیاز بشر به هدایت تشریعی در کنار تلقی دو ساحتی از انسان و خلافت او بر روی زمین، موجب آن میشود که تمام ساحتهای زندگی انسان »صبغه االله« شود و تعاملاتاش با محیط اجتماعی و طبیعی مبتنی بر باورهایی رقم بخورد که ضرورت رعایت عدالت و احسان، برخورداری از نگاه آیهای به طبیعت، مأموریت عمرانی انسان و مواجهه شاکرانه با طبیعت را توجیه میسازد.

مقدمه

انسان از همان زمانیکه ناگزیر به حیات اجتماعی شده، همواره در جستوجوی این بوده است که چگونه میتواند زندگی خود را بهبود ببخشد. تلقی او از بهبودی زندگی، راهها و مسیرهای مختلفی را در برابرش قرار داده است. برخی با این تلقی که انسان خدای خویشتن است و تمام حیات او در این دنیا خلاصه میشود، وضعیت مطلوب و بهبودی زندگی را در کسب لذتهای مادی و برخورداری از امکانات رفاهی دانسته و در همین راستا نیز کوشیدهاند. برخی دیگر، با اعتقادی متفاوت، سعادت را فراتر از تنعّمات مادّی و امکانات طبیعی معنا کرده و حیات تکاملی خویش را در نیل به قرب و رضوان الهی دانستهاند.

این تفاوت برداشت، علاوه بر اینکه، موضوع و اهداف پیشرفت را در تلقیهای گوناگون متفاوت ساخته است؛ ابزارها و راهکارهای متمایزی را نیز برای دستیابی به آن، پیشنهاد داده است. اینکه ما به جای مفهوم رایج »توسعه« از مفهوم »پیشرفت« استفاده مینمائیم، ناظر به همین تفاوت برداشتها است. تفاوتهایی که اساسﴽ ماهیت فرهنگی دارند و به تناسبهای تفاوتهای فرهنگی جوامع، از یکدیگر متمایز میشوند.

براین اساس، باید گفت که تلقی از پیشرفت به مثابه تجلی عبودیت انسان و نیل به مقام رضوان، ناشی از باورهای بنیادینی است که در فرهنگ دینی ریشه دارد و از آموزههای قرآنی قابل استخراج و بازبینی است. اینکه این باورها چگونه به این تلقی از پیشرفت منتهی میشود و بر اساس کدام ساز و کارهایی تحقق آن را ممکن میداند از موضوعات بسیار مهمی است که باید مورد مطالعه و پژوهش قرار گیرد. ما با این ادعا که از منظر اسلام، موضوع و هدف پیشرفت؛ انسان و جامعه انسانی است، و قرآن نیز منشور الهی است برای هدایت انسان؛ موضوع مذکور را مورد بررسی قرار میدهیم و خواهیم کوشید به این پرسش اساسی پاسخ دهیم که از منظر قرآن کریم عوامل فرهنگی در قالب چه باورها بنیادینی پیشرفت را معنا و تحقق آن را ممکن میداند؟!

بدیهی است پاسخ به پرسش فوق، و بررسی موضوع مورد مطالعه از آنجهت ضرورت دارد که هماکنون ادبیات نظری رایج در مورد مفهوم »توسعه« به چالش کشیده شده و فضای گفتمانی جدیدی با عنوان »الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت« فراهم آمده است. توفیق در این نوشتار، کمک شایانی به توضیح تفاوت برداشت منتسب به رویکرد قرآنی خواهد نمود و افزون بر آن، بر تداوم و تقویت گامهایی خواهد پرداخت که به صورت ابتدایی و نسبتﴽ آغازینی در بومیسازی علوم انسانی با الهام از آموزههای دینی، برداشته شده است.

البته، ادعای ضرورت مذکور، بدان معنا نیست که نوشتار پیشرو، به لحاظ پیشینه، فاقد مطالعه و بررسی است؛ چراکه پس از تأکیدات مقام معظم رهبری در مورد ضرورت تدوین الگوی اسلامی پیشرفت، موج یا نهضت فکری فعّالی در حال شکل گرفتن است که هدف آن صورتبندی نظریه پیشرفت جامعه در چارچوب تفکر اسلامی است. به همین خاطر آثاری را میتوان یافت که بهصورت مستقیم و یا غیرمستقیم به این موضوع پرداختهاند. منتها آنچه این نبشته را از دیگر آثار متمایز میسازد، کوششی است که در راستای محور قرار دادن قرآن کریم انجام داده است و مهمتر از آن، با آگاهی از دلالتهای ارزشی و فرهنگی مفاهیم،١ نقشباورهای بنیادین فرهنگی در تلقی و تحقق پیشرفت را بررسی نموده است.

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید